صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نکاتی صریح به بهانه موضوع «ضریح»

جواد محدثین
کد خبر: ۲۹۸۹۷۲
| |
27978 بازدید

ساخت ضریح جدید برای حرم مطهر حضرت ابا عبد الله الحسین ـ علیه‌السلام ـ ، طی چند سال اخیر و به‌ویژه در محرم امسال به جهت حرکت کاروان حامل آن و اجرای مراسم استقبال در شهرهای مسیر، بحث‌های فراوانی را برانگیخت.

از آنجا که این بحث‌ها، فرا‌تر از مصداق یاد شده، ابعاد وسیعی از مسائل مذهبی و فرهنگی ما را در بر می‌گیرد، طرح و بررسی آن، مفید بلکه ضروری به‌نظر می‌رسد.
از سوی دیگر هر چند طرح سؤالات مختلف در چنین موضوعی، طبیعی است و بحث‌هایی در این باب، بین دوستان درگرفته، اما دامن زدن گسترده مخالفان تشیع به این سؤالات و تبدیل آن‌ها به شبهات و چالش‌های فکری... بر اهمیت مسأله افزوده است.

در عین حال، گفت‌وگو پیرامون این مطالب باید در فضایی کاملاً علمی و دور از نسبت‌دهی‌ها باشد، مطلبی که همواره در مباحث اعتقادی، به‌شدت محتاج آنیم.
هم‌چنین تأکید می‌کنیم که دفاع از کلیت یک باور یا عمل، به معنای تأیید همه حواشی آن و کارهای ناموزونی که ممکن است در ضمن آن صورت پذیرد یا نحوه انعکاس آن و... نیست.

در این مقال:

• ابتدا مطالبی را در باب اهمیت شعائر حسینی ـ علیه‌السلام ـ و فضیلت‌های معنویِ اعجاب‌آور آن ـ به‌عنوان بستر لازم برای بحث ـ بیان می‌کنیم.
• در ادامه، به گوشه‌ای از آثار عظیم فرهنگ حسینی ـ علیه‌السلام ـ اشاره می‌کنیم، با این رویکرد که توجه به بُعد فرهنگی مسأله، دیدگاه متفاوتی و پاسخ بسیاری سؤالات را سامان می‌دهد.
• سپس به بررسی برخی سؤالات مطرح شده خواهیم پرداخت.
• و در ‌‌نهایت به برخی تذکرات در حوزه آسیب‌شناسیِ مسائل دینی، از قبیل موضوع بحث می‌پردازیم.

نگاه نخست: ثواب‌ها و فضیلت‌ها در نظام شعائر حسینی ـ علیه‌السلام

در بساط عظیم شعائر حسینی ـ علیه‌السلام ـ ، اجر‌ها و فضیلت‌ها فرا‌تر از تصور است. از باب نمونه، حدیثی را از کتاب «کامل الزیارات» (باب ۴۰، حدیث ۲) که از قوی‌ترین منابع روایی شیعی است نقل می‌کنیم: از معاویة بن وهب، با سند صحیح نقل شده که گفت:
اجازه خواستم تا بر امام صادق ـ علیه‌السّلام ـ داخل شوم،... پس شنیدم که با پروردگارشان مناجات نموده، عرضه مى‏‌داشتند:

 «بار خدایا! اى کسى که ما را به کرامت اختصاص داده و... من و برادرانم و زائرین قبر پدرم حسین ـ علیه‌السّلام ـ را بیامرز، آنان که به ‌جهت میل و رغبت در احسان به ما و... اموالشان را صرف کرده و ابدانشان را به سختی انداخته‌اند. قصد آنان از این عمل، کسب خشنودى تو است پس تو هم به‌جهت ما، با خشنودیت پاداششان ده و... و به ایشان بر‌ترین چیزهایی را که در دور بودنشان از اوطان خویش و در شرایطِ ترجیح دادنِ ما بر فرزندان و خانواده و نزدیکانشان، از تو آرزو کرده‏اند، عطا فرما.

بار خدایا! دشمنانِ ما به ‌واسطه خروج ایشان به‌سوی ما، آنان را مورد عیب‌جویی قرار دادند ولى این حرکت دشمنان، ایشان را از آمدن به ‌سوی ما ـ در جهت مخالفت با مخالفان ما ـ باز نداشت، پس تو بر آن صورت‏هایى که حرارت آفتاب رنگشان را تغییر داده رحمت فرما و به آن گونه‌ها که بر قبر ابى‌عبد اللَّه الحسین ـ علیه‌السّلام ـ ‏گذارده و برداشته مى‏شود رحمت نما و بر آن چشم‏‌ها که اشکش از باب دلسوزی بر ما جاری شده‏، رحمت فرما و بر آن دل‏‌ها که براى ما به جزع آمده و سوخته‏، رحمت آور و فریادهایى را که به‌ خاطر ما بلند شده مورد رحمت قرار ده. خداوندا! من این ابدان و اینجان‌ها را نزد تو به امانت می‌گذارم تا در روز عطش اکبر که بر حوض کوثر وارد مى‏شوند آن‌ها را سیراب نمایى».

ذکر این حدیث، صرفاً برای یادآوریِ درباره ثواب زیارت حضرت سیدالشهدا ـ علیه‌السّلام ـ نبود، بلکه خواستیم توجه دهیم که آن‌چه مربوط به تعظیم آن جناب است، مقیاس اعجاب‌آور و بی‌مانندی در فضیلت و اجر معنوی دارد، به‌ علاوه امام صادق ـ علیه‌السّلام ـ در این حدیث، فضیلت‌های ذکر شده را به علل و انگیزه‌ها و ملاک‌هایی ارزشی مستند فرموده‌اند که قابل تحلیل و تعمیم است. حضرت در توصیف کسانی که آن چنان دعایشان می‌کنند، چنین خصوصیاتی را بیان فرموده‌اند:

• أَنْفَقُوا أَمْوَالَهُمْ وَ أَشْخَصُوا أَبْدَانَهُمْ رَغْبَةً فِی بِرِّنَا> صَرف اموال و به‌سختی انداختن خود، در جهت نیکی به اهل بیتعلیهم‌السّلام
• سُرُوراً أَدْخَلُوهُ عَلَى نَبِیِّکَ... غَیْظاً أَدْخَلُوهُ عَلَى عَدُوِّنَا> انگیزه شاد کردن اهل بیتعلیهم‌السّلام و به خشم آمدن دشمنان ایشان
• إِنَّ أَعْدَاءَنَا عَابُوا عَلَیْهِمْ بِخُرُوجِهِمْ فَلَمْ یَنْهَهُمْ ذَلِکَ...> به عیب‌جویی دشمنان درباره تعظیم شعائر اهل بیت علیهم‌السّلام ‌اعتنا نکردن
• الْأَعْیُنَ الَّتِی جَرَتْ دُمُوعُهَا رَحْمَةً لَنَا... الْقُلُوبَ الَّتِی جَزِعَتْ وَ احْتَرَقَتْ لَنَا... الصَّرْخَةَ الَّتِی کَانَتْ لَنَا> اشکِ ناشی از مهربانی به اهل بیت علیهم‌السّلام، ناشکیبی، احتراق قلب و فریاد جانسوز، برای مصائب آنان

این‌ها برخی موارد است که در ارتباط با اهل بیتعلیهم‌السّلام مطلوبیت ذاتی دارد، موضوعیت دارد، یعنی به خودیِ خود ارزشمند و مورد نظر شارع مقدس است.

نگاه دوم: فرهنگ‌سازی عظیمِ دستگاه حسینی ـ علیه‌السلام

صرف‌نظر از اجر‌ها و فضیلت‌ها که شمه‌ای از آن گذشت، دستگاه عظیم شعائر حسینی ـ علیه‌السّلام ـ آثار شگرف فرهنگی دارد که کمتر مورد توجه کافی قرار می‌گیرد. برای تذکر به این موضوع، ابتدا اشاره کوتاهی به دشواری‌های فرهنگی در ارتباط با نسل جوان می‌کنیم:

شکاف نسل‌ها، چالشی جهانی

امروزه دنیا با بحران شکاف نسل‌ها روبه‌روست. ارتباط عاطفی، خانوادگی و اجتماعی میان نسل‌ها با دشواری مواجه است. پیشرفت سریع علم و فناوری، نسل‌های جدید را در فضایی متفاوت از پدران و مادران خود رشد می‌دهد و این تفاوت، هر روز در حال تزاید است. پدران و مادران، زمام زندگی فرزندان را از دست می‌د‌هند، بدون آنکه جایگزین مناسبی در بین باشد.

نوجوان امروز که به‌راحتی از طریق ابزارهای ارتباطی مانند اینترنت، با حجم انبوه و بلکه سیل اطلاعات مواجه است، متأثر از مؤلفه‌های القا شده از فرهنگ‌های بیگانه، اخلاق و سبک خاصی از زندگی را برای خویش رقم می‌زند و همه ناهنجاری‌های دنیای لذت‌گرا و منفعت‌جو، بر این گزینش سایه می‌افکند؛ سایه شومی که در موارد بسیاری، حساب شده و با برنامه است.
از سوی دیگر، الگوهای تربیتی رایج دنیا، توان پر کردن فاصله نسلی را ندارد، طوری که این شکاف، در مواردی به ‌سمت گسست می‌رود.

در این میان، ما به جهت صبغه دینی جامعه‌مان، طبعاً ‌باید از این چالش دور می‌بودیم، اما در جمله پیداست که بی‌نصیب از آن نیستیم. ما نیز دشواری تربیت دینی و اخلاقی نسل‌های نو را لمس می‌کنیم و هماهنگی آنان با هنجار‌ها را مطلوب نمی‌یابیم.

جلوه‌ای روشن از این مشکل برای نگارنده به مناسبت اشتغالم، موضوع پوشش و سلوک دانشجویان در محیط دانشگاه‌ است که به رغم پیگیری‌ها، آیین‌نامه‌ها و.... و با وجود درگیر بودن چندین ساله نهادهای متنوع فرهنگی و انتظامی، وضعیت مناسب یا رو به اصلاحی ندارد، هر چند مسائل اعتقادی و باورهای جوانان، اهمیت فراتری دارد که شاید به دلیل پوشیده‌تر بودن، مشکلاتش پنهان‌تر باشد. خلاصه آن‌که در دنیای معاصر، هدایت فرهنگی نسل‌های جدید، از مصائب فراگیر است.

فرهنگ حسینی ـ علیه‌السلام ـ امید بخش و تأثیرگذار از فراز نسل‌ها

دنیای معاصر برای تربیت نسل‌های نو که فاصله‌ای بیش از دو، سه دهه با پدران و مادران خود ندارند، دچار بحران است و نسل‌های قدیم با وجود اندک بودن فواصل زمانی، تسلط یا حتی اشراف خود را بر فرزندانشان از دست داده‌اند. اما فرهنگ حسینی ـ علیه‌السّلام ـ از فراز هزار و چند صد سال، با دل‌ها گره می‌خورد و قلب‌ها را با خود همراه می‌کند و از جوانان بیشتر دل می‌برد.

این، شعار نیست، شهود است. در شهر و دیار خود می‌توانیم به‌وضوح ببینیم که جوانان، با هر فاصله‌ای از ارزش‌های جاری ـ که حتی‌گاه به دین گریزی تعبیر می‌شود ـ با حلول ماه محرم به میزان قابل توجهی تحت تأثیر فضای عزای حسینی ـ علیه‌السّلام ـ قرار می‌گیرند.

در شب عید غدیری که اوج شعائر شیعی است، در مسیری، از غرب تا شرق تهران، از مشاهده نشانه‌های کمی که بزرگداشت این «عید الله الاکبر» را حکایت کند، دلم به درد آمد، در حالی که موضوع غدیر و امامت، افزون بر اهمیت ذاتی، در معرض بیشترین هجمه دشمنان قسم خورده حقیقت نیز قرار دارد، اما چند روز بعد، در آستانه محرم و هنوز بیش از یک هفته مانده به آغاز آن، وقتی دیدم سیاهی‌ها بیرون آمد و کوچه‌ها و معابر، پیشاپیش خبر از آمدن ایام حسینی ـ علیه‌السّلام ـ می‌دهد، ناگاه بارقه امیدی بر دلم تابید، که امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ با دل‌ها چه کرده است؟

فرهنگ حسینی ـ علیه‌السّلام ـ با همه غفلت‌ها و کوتاهی‌های ما، در دل‌ها خانه دارد و هر سال از نو خیمه می‌زند. این، سرمایه کمی نیست. از همین مثال پیدا است که نگارنده، در صدد انکار ضعف‌های فرهنگی، دینی و... نیست، بلکه سخن در نقطه دیگری است.

صریح درباره ضریح

اکنون به مسائلی بازگردیم که درباره ساخت ضریح جدید و حرکت کاروان حامل آن مطرح شد:
پرسش نخست: آیا صرف هزینه برای این‌گونه امور وجاهت دارد؟

برخی می‌پرسند: آیا با وجود نیازهای فراوان مالی و فقرا و... جا دارد هزینه‌هایی از قبیل ساخت چنین ضریحی بشود؟

در مقام پاسخ، چند نکته را یادآور می‌شویم:

• بسیاری از هزینه‌های این‌چنین، توسط اقشار متوسط یا فقیر، انجام می‌شود. آنان بر پایه محبتی مقدس و درکی عمیق، به رغم مشکلات مالی، خرج کردن در راه اقامه عزا و تعظیم شعائر حسینی ـ علیه‌السّلام ـ را توفیقی برای خود می‌شمارند.
• اگر نگاه به موضوع مورد بحث، به‌منزله یک نهضت فرهنگیِ ارزشمند بلکه بی‌نظیر باشد که به آثارش اشاره کوتاهی شد، باید گفت که هزینه برای فرهنگ، از ضروری‌ترین سرفصل‌هاست:
> برخی خانواده‌ها، بخش قابل توجهی از درآمد خود را به‌ عنوان یک اولویت ـ و حتی صرف‌نظر از مسائل درسی و علمی ـ صَرف تحصیل فرزندان‌ خود در محیط‌های فرهنگی مناسب‌تر می‌نمایند. حتی کسانی که چنین نمی‌کنند، این نوع سرمایه‌گذاری فرهنگیِ را بی‌توجهی به سایر نیازهای خانواده نمی‌دانند.

> یکی از سرفصل‌ها در بودجه هر دولتی، حفظ و تبلیغ میراث فرهنگی با هزینه‌های کلان است. از انگیزه‌های اصلی این کار، تقویت هویت فرهنگی هر ملت است. «خاک بر فرق من و تمثیل من»، آیا ابعاد عظیم فرهنگ حسینی ـ علیه‌السلام ـ که بر سعادت دنیا و عقبای ما سایه می‌اتدازد، قابل قیاس با آثار باستانی است؟ چرا ما هزینه کردن برای آثاری را که‌گاه متعلق به حاکمان و طبقات فاقد ارزش یا دارای ارزش منفی است، به‌عنوان میراث فرهنگی، به‌جا می‌دانیم و هزینه کردن برای فرهنگی عظیم و احیاگرِ ارزش‌های الهی و انسانی را مورد مناقشه قرار می‌دهیم؟

• در جامعه ما رسومی پذیرفته شده وجود دارد که گاهی مانند پیامک‌های نوروز، دارای بار فرهنگی است و البته ـ بر پایه آمار اعلام شده ـ هر سال چند میلیارد تومان صرف آن می‌شود. گاهی مانند شب یلدا، مؤلفه‌هایی فرهنگی دارد، اما برخی هزینه‌هایش مانند خرید هندوانهٔ بعد از فصل، گویا ویژگی خاصی جز مرسوم بودن ندارد.‌ گاه نیز مانند چیدن هفت سین، نماد برخی ارزش‌ها دانسته شده، اما خدا می‌داند چه مبالغی در سطح کشور، صرف تجملات حاشیه‌ای آن می‌شود.

چگونه است که در چنین مواردی ـ با اختلاف مراتبش ـ کمتر به یاد فقرا می‌افتیم اما زمانی که صحبت از هزینه کردن جهت تعظیم شعائر حسینی ـ علیه‌السّلام ـ ـ با همه آثار معنوی و فرهنگی آن ـ به میان می‌آید، موضوع فقرا به چشم می‌آید؟

• دستگاه حسینی ـ علیه‌السلام ـ هیچ ‌گاه هزینه‌ای را به فرد یا دولتی تحمیل نمی‌کند. همه هزینه‌ها داوطلبانه انجام می‌شود. آیا می‌توان به کسی خرده گرفت که چرا با اعتقاد به ارزش الهی کار، پولش را مثلاً صرف ساخت ضریحِ روضه حسینی ـ علیه‌السلام ـ می‌کند؟ (روایت صدر کلام را به یاد آورید که یکی از دلایل فضیلت اعجاب‌آور زائران امام حسین، چنین بیان شد: «أَنْفَقُوا أَمْوَالَهُمْ... رَغْبَةً فِی بِرِّنَا»)

• انجام این نوع هزینه‌ها خود یک فرایند معنوی و فرهنگی است. افراد با این کار، علاوه بر تحصیلِ اجر معنوی، دل و روح خود را با فرهنگ حسینی ـ علیه‌السلام ـ گره می‌زنند و در عین حال فرهنگ انفاق در راه خدا را به ‌سوی نهادینه شدن پیش می‌برند.

• این اقدامات، تعظیم شعائر الهی ـ که قرآن کریم، آن را نشانه تقوای قلب دانسته ـ نیز هست. این ‌که حرم امامان ـ علیه‌السّلام ـ فاخر ساخته شود، نوعی بزرگداشت است. شکل این تکریم، البته از عرف تبعیت می‌کند، اما اساس آن یک مبنای عقلایی و متفق علیه است. حتی وهابیان سعودی با همه خشک مغزی‌ها و نگاه منقی که نسبت به بزرگداشت اولیای الهیعلیهم‌السّلام دارند، وقتی نوبت به مسجد الحرام و مسجد النبی ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ می‌رسد، تلاش می‌کنند این اماکن مقدس را بسیار مجلل بازسازی کنند. این روش، در مورد سایر ادیان و مذاهب نیز، کم و بیش قابل مشاهده است.

• دغدغه فقرا و نیازهای مالی آنان ارزشمند و از منویات شارع مقدس نیز هست، اما این امر، اولویت‌های فرهنگی را منتفی نمی‌کند، به‌ علاوه اگر فرهنگ حسینی ـ علیه‌السّلام ـ فراگیر شود ـ علاوه بر منافع کلان معنوی ـ رسیدگی به فقرا هم نهادینه می‌شود. این فرهنگ است که بر اساس سیره و سخنی از آن امام همام ـ علیه‌السّلام ـ می‌آموزد: «اظهار نیازهای مردم به شما، از نعمت‌های الهی بر شما است، از این نعمت‌ها، با بی‌میلی روی‌ نگردانید.» أَنَّ حَوَائِجَ النَّاسِ إِلَیْکُمْ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عَلَیْکُمْ فَلَا تَمَلُّوا النِّعَم (بحارالانوار، جلد ۷۵، صفحه ۱۲۱)

• تأثیر فرهنگی مناسک دینی در جامعه ما، موضوعی غیر قابل انکار است. به‌عنوان نمونه آمار‌ها آشکارا نشان می‌دهد که در میان مجرمان و زندانیان ـ به‌ویژه در جرم‌های خطرناک ـ کمترین تعداد مربوط به نمازخوان‌هاست. آشکارا پیدا است اراذل و اوباشی که هر از چند گاهی ده‌ها یا صد‌ها نفرشان دستگیر می‌شوند، با نماز میانه‌ای ندارند، در نتیجه جرم‌زدا بودن نماز واضح است.

البته که نماز به ‌مراتب بیش از آن‌چه ما بهره‌برداری می‌کنیم ظرفیت دارد. فرهنگ حسینی ـ علیه‌السّلام ـ نیز از این دست تأثیرات، فراوان دارد که نباید مورد غفلت قرار گیرد. هر مطلب خوبی ممکن است بد پیاده شود یا مورد سوء استفاده قرار گیرد یا... لذا باید برای مؤثرسازی رفتارهای دینی و رفع موانع، فکری کنیم و چاره‌ای بیندیشیم، اما این‌که قدر سرمایه‌های فرهنگی را ندانیم و در اصل موضوع خدشه کنیم، راهگشا نیست.

آسیب دیگر این رویکرد آن است که وظیفه خود در قبال دستگاه فرهنگ‌ساز حسینی ـ علیه‌السّلام ـ را به انتقاد محدود بینگاریم.

• نمونه دیگر، از تأثیر این فرهنگ، موضوع زیارت‌ امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ در کشور عراق، در ایام خاص مانند اربعین است که آثار عظیم آن را به‌ راحتی می‌توان دید. از جمله، انتشار روح هم‌دلی و هم‌نواییِ مذهبی و فراملی که در این ایام در آن سرزمین حاکم می‌شود، سرمایه بزرگی است که جای مطالعه و کند و کاو فراوان دارد و نوشته مستقلی را می‌طلبد.

• فرهنگ حسینی ـ علیه‌السّلام ـ از این دستاورد‌ها فراوان دارد که ما به درستی رصد و بهره‌برداری نمی‌کنیم، آن‌گاه چه ‌بسا القائات بیرونی نیز بر ما تأثیر بگذارد و دل‌سوزانه از هزینه‌های مالی در این جهت، انتقاد کنیم؛ آن هم هزینه‌هایی که بر هیچ شخص یا نهادی تحمیل نمی‌شود و توسط افراد داوطلب تأمین می‌شود.

• این، رویکردی تک بعدی است که فقط به رفع یک معضل توجه شود، مانند این‌که کسی مثلاً با دیدن مشکلات در یتیم‌خانه‌ها یا مراکز بهزیستی حکم کند که بودجه آموزش و پرورش کاسته و به ساخت و بازسازی دارالایتام‌ها اختصاص یابد.

آموزش و پرورش، فرهنگ‌ساز است، انسان‌ساز است، جلوی ازدیاد نابسامانی‌ها را می‌گیرد و اگر قوی باشد، در طول زمان، فقر و بچه‌های طلاق و خانواده‌های از هم گسسته در اثر جرم و اعتیاد و... را کاهش می‌دهد.

دریغ که ما در برابر فرهنگ عظیم حسینی ـ علیه‌السّلام ـ ، هم از آثار شگرف اخروی آن غفلت داشته باشیم و هم از تأثیرات بی‌بدیل فرهنگی‌اش؛ آثاری که به رغم کوتاهی‌های مفرط ما و دشمنی‌های طول تاریخ، بر جا مانده و نقش‌آفرین است. صد البته که ظرفیت‌های این دستگاه، بسیار فرا‌تر از این‌هاست؛ مشروط بر آن‌که اهتمام شایسته‌ای در عناصر و نهادهای دخیل و دست‌اندرکاران حوزه فرهنگ وجود داشته باشد.

• می‌دانید ‌که در شهر ما، آپارتمان ده میلیارد تومانی ساخته و فروخته می‌شود یا ماشین‌های چند صد میلیونی به‌فراوانی رژه می‌روند، جشن‌های عروسی آن‌چنانی برپا می‌شود و... البته فرهیختگان جامعه، به این موارد معترضند؛ اما جا دارد که دغدغه‌ برای فقرا، به ‌طور جدی‌تر بر چنین ریخت و پاش‌های متداولی متمرکز شود.

• بر اساس اظهارات مقامات کشورهای حوزه خلیج فارس، هزینه‌هایی که آنان برای مبارزه با تشیع در هر سال صرف می‌کنند، بالغ بر صد‌ها میلیون دلار است. بخش زیادی از این مبالغ در چند سال اخیر، مستقیم و غیر مستقیم، از طریق صد‌ها عملیات انفجاری و انتحاری صرف مبارزه با بساط زیارت در عتبات عالیات عراق شد که ده‌ها هزار کشته و صد‌ها هزار آسیب دیده ـ غالباً از طبقه متوسط یا مستمند ـ بر جای گذاشت.

واقعاً وهابیان سعودی، که دشمن قسم خورده تشیع هستند، نقش این اماکن و مراسم را در ترویج تشیع، چگونه دیده‌اند که برای حذف یا تضعیف آن، چنین هزینه‌های میلیاردی انجام می‌دهند و چرا ما این آثار را درنمی‌یابیم، تا هزینه‌هایی را که در جهت حفظ و ترویج آن صرف می‌شود ـ و در مقایسه با آن‌چه دشمنان خرج می‌کنند نزدیک به صفر است ـ گزاف نشماریم؟

پرسش دوم: تبرک جستن به ضریحی که هنوز به حرم حضرت نرسیده؟

در این نوشتار با کسانی‌که اساس توسل و تبرک را قبول ندارند سخن نمی‌گوییم. روی سخن با افرادی است که با اعتقاد به مبانی یاد شده، امثال سؤال فوق را مطرح می‌کنند.
تبرّک، اثر ویژه‌ای است که خدای متعال در چیزی قرار دهد، مانند شفابخشی پیراهن حضرت یوسف ـ علیه‌السّلام ـ که بینایی را به چشم پدر بازگرداند. (سوره یوسف ـ علیه‌السّلام ـ ، آیه ۹۳)
معیار تبرک، انتساب به اولیای معصوم الهی ـ علیهم‌السّلام ـ است. اتصال یا قُرب مکانی، یکی از اسباب این انتساب است. بدن حضرت سیدالشهدا ـ علیه‌السّلام ـ کانون نور و برکت است، لذا خاک قبر آن بزرگوار، منحصراً شفابخش قرار داده شده. حرم مقدسش، به‌واسطه در بر داشتن آن ابدان مطهر، تماماً پر از یاد و توجه به ایشان است. انبیا و اولیای الهیعلیهم‌السّلام و فرشتگان و مؤمنان دائماً به زیارتش نائل می‌شوند. نظر ولایی آن جناب همواره معطوف بدانجاست و... .

البته این اوصاف والا بر محور اتصال یا قُرب مکانی، شرط لازم برای تبرک نیست بلکه نفس انتساب می‌تواند موجب تبرک شود.

در «کامل الزیارات» (باب ۳۲، حدیث ۷)، از امام صادق ـ علیه‌السّلام ـ در توصیف حضرت سیدالشهداء ـ علیه‌السّلام ـ آمده:

وَ إِنَّهُ لَیَنْظُرُ إِلَى زُوَّارِهِ... إِنَّهُ لَیَنْظُرُ إِلَى مَنْ‏ یَبْکِیهِ‏ فَیَسْتَغْفِرُ لَه‏
امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ به زائرانش نظر (رحمت) می‌فرماید.. و به کسی که بر او می‌گرید، نظر (رحمت) می‌فرماید و برایش طلب مغفرت می‌کند.
بر این اساس، نظر ولایی امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ که خود مایه برکت و تبرک است، شامل حال کسانی نیز می‌شود که در جای جای عالم، بر مظلومیت آن حضرت می‌گریند. به‌روشنی این، انتسابی معنوی است.

عنوان، باب ۷۷ «کامل الزیارات» این است: «فرشتگان به مشایعت و استقبال زائران امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ که به حق آن حضرت عارفند رفته و هنگام بیماری عیادتشان نموده و هنگام مرگ بر بالینشان حاضر می‌شوند و براى آن‌ها تا روز قیامت طلب مغفرت مى‏کنند.»
در برخی روایات این باب، (از جمله حدیث ۴) بیان شده که «وقتی شخصی به قصد زیارت امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ از خانه خارج می‌شود، فرشتگانی او را مشایعت می‌کنند...» این‌ها همه به ‌دلیل عظمت وصف ناشدنی حضرت سیدالشهداء ـ علیه‌السّلام ـ در درگاه الهی است.
آیا نظر مرحمت امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ به عزادارش، یا مشایعت شخصی که به قصد زیارت آن حضرت از خانه خارج شده، از سوی فرشتگان، منشأ برکت نیست؟

نکته مهم اینجاست که: شخصِ قصد کننده زیارت، تازه از خانه درآمده و هنوز فرسنگ‌ها با حرم اباعبدالله الحسین ـ علیه‌السّلام ـ فاصله دارد، اما به آن حضرت انتساب یافته، چون «قاصدِ زیارتِ حضرت» شده و نه حتی هنوز زائر ایشان. شخص گریان بر مصائب حضرت نیز شاید هرگز توفیق زیارت حرمش را نیابد، اما عزادار حضرت سیدالشهدا ـ علیه‌السّلام ـ شده و انتسابی به ایشان یافته است.

مجلسی که به یاد آن بزرگواران تشکیل و غذایی که به نام آنان طبخ می‌شود، یا... نیز به میزان خلوص نیتی که درش هست منشأ برکت و مورد تبرک‌جویی است، چنان‌که برخی روایات و سیره متدینین، حکایت از این اعتقاد دارد.

از رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ نقل شده: هر‌گاه گروهی در مجلسی جمع شده و فضائل امیرالمؤمنین ـ علیه‌السّلام ـ را بازگو ‌کنند، فرشتگان آسمان فرود آمده، آنان را احاطه می‌کنند. هنگام عروج آن‌ها، فرشتگان دیگر، از بوی خوش آنان شگفت‌زده می‌شوند... و فرود می‌آیند تا از آن مکان ـ که جمعش متفرق شده‌اند ـ معطر شوند. (بحارالانوار، جلد ۳۸، صفحه ۱۹۹)
از حدیث فوق، استفاده می‌شود که فرشتگان، از مجلسی که در آن یاد امیرالمؤمنین ـ علیه‌السّلام ـ شده، برکت می‌جویند.

این ماجرا مشهور است که مرحوم آیة الله العظمی بروجردی، فرموده بودند زمانی چشم درد داشتم و از گِلِ سر و روی عزاداران امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ به چشمم مالیدم و خوب شد طوری که ایشان تا سنین کهولت بدون نیاز به عینک، کتب را مطالعه می‌کردند.

ضریحی که برای مضجع شریف حضرت سیدالشهداء ـ علیه‌السّلام ـ ساخته شده، در هر لحظه ساختش، آکنده از یاد و توجه به آن حضرت بوده است. ذره ذره انفاق‌ها و ضربه ضربه قلم‌زدن‌ها، که برای ساخت آن صرف شده، به عشق و معرفت مولا آمیخته شده است. این یعنی ‌‌نهایت انتساب به آن مولا، لذا تبرک جستن به این ضریح، موافق مبانی پیش گفته است.

تذکار اول: کوتاهی ما و بلندای فرهنگ حسینی ـ علیه‌السلام  

جای تردید ندارد که ما به عنوان جامعه شیعی ـ اعم از متولیان فرهنگی که مسئولیت بیشتری دارند و آحاد مردم که وظیفه دینی شامل همگی است ـ در انجام رسالت دینی‌مان قصور‌ها و تقصیر‌ها داریم. داستان کوتاهی‌های ما، قصه دراز و ملال‌آوری است.

در کتاب احتجاج (جلد۱، صفحه ۱۸)، از امام هادی ـ علیه‌السّلام ـ نقل شده:
اگر پس از غیبت امام قائم شما ـ علیه‌السّلام ـ علمای دعوت کننده به‌سوى او و هدایت کننده به سمتش نباشند، که با براهین الهى از دین او دفاع نمایند و بندگان ضعیف خدا را از دام ابلیس و یارانش برهانند، و از بند دشمنان اهل بیتعلیهم‌السّلام رهایى بخشند، کسی از مردم نمی‌ماند، مگر آن‌که از دین خدا بیرون مى‏شود، اما همین دانشمندان، کسانى هستند که زمام دل‌های شیعیان ضعیف ما را در دست گرفته و مهار مى‏کنند، هم‌چون ناخداى کشتى‏ که سکّان‏ آن را در دست دارد. این گروه، شخصیت‌هاى بر‌تر در نزد خداوند با عزّت و جلال هستند.

امروزه، در شرایط ترسیم شده روایت فوق ـ و احادیث مشابه فراوان ـ دام افکنی‌های رنگارنگ دشمنان چه حد است و تلاش‌ مدافعان عقاید حقه، که باید زمام دل‌ها را در دست گرفته از تله‌ها برهانند، چه مقدار؟

این‌که می‌گوییم فرهنگ حسینی ـ علیه‌السّلام ـ دل‌ها را در اختیار می‌گیرد، این‌که گفتیم فرهنگ حسینی ـ علیه‌السّلام ـ بر شکاف نسلی فائق می‌آید و جوانان را با خود همراه می‌کند، بدین معنا نیست که ما در اجرای مراسم و مناسک، کمبود و اشکالی نداریم. اگر برخی جوانان ما در ایام عزاداری، از استراحتشان می‌زنند، خیمه برپا می‌کنند و... اما‌گاه برنامه حساب شده‌ای که شامل تبلیغ دینی مفید و عزاداری بهینه باشد ندارند و اگر‌ها و اگرهای دیگر، همه از کوتاهی متولیان تبلیغ دینی است از منِ مدرس معارف اسلامی تا دیگران، اما سخن این است که:
 
اولاً: نفس ارتباط برقرار کردن نسل جوان با امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ و فرهنگ حسینی ـ علیه‌السّلام ـ به ‌ویژه با توجه به بحران شکاف نسلی ـ موضوعی اعجازگونه است که به نسبت ابعاد عظیمش، مورد غفلت قرار دارد.

ثانیاً: باید منشأ کاستی‌ها که از خود ماست، به ‌درستی شناخته و تحلیل شود. دقت در آسیب‌شناسیِ این حوزه، کار مهمی است.

ثالثاً: این حادثه مهم فرهنگی، با همه کاستی‌هایی که از ما است، آثار مهمی دارد. چه بسیار جوانان گریزان، که به حرمت اباعبدالله ـ علیه‌السّلام ـ از شتاب خود می‌کاهند و یا بعضاً متنبه می‌شوند و بازمی‌گردند. چه ارزش‌ها که هر ساله در اذهان یادآوری می‌شود و جای خود را بازیابی می‌کند. اگر ما به‌جهت عدم استفاده درست از ظرفیت‌های فرهنگ حسینی ـ علیه‌السّلام ـ نتوانسته‌ایم همه ارزش‌های ریشه‌ای را از آن استخراج کنیم و انتشار دهیم، اما این فرهنگ ساکن و بی‌اثر نمانده است.

هیچ اندیشیده‌اید که چرا فرهنگ خشن و بدعت‌آمیز وهابیت، با پشتوانه دنیای استکبار و دلارهای سعودی، به ‌راحتی در میان برخی جوامع تسنن جا افتاده، اما عالم تشیع ـ با همه آسیب‌پذیری‌ها که دارد ـ هرگز مانند آنان در معرض چنین عملکرد خشن و کوری، آن هم به نام دین، قرار نگرفته است؟ قطعاً یک عامل مهم، داشتن الگوهایی مانند حضرت ابالفضل العباس ـ علیه‌السّلام ـ در مردانگی است. این یک نمونه از تأثیرگذاری فرهنگ حسینی ـ علیه‌السّلام ـ است. هر چند ما در همین مثال هم، اصلیترین مایه عظمت حضرت ابالفضل ـ علیه‌السّلام ـ ، یعنی دین‌مداری بر مدار حجت معصوم الهی ـ علیه‌السّلام ـ را به‌خوبی ترویج نکردیم. ما مخاطبان خود را توجیه نکردیم که مهم‌ترین خصیصه قمر بنی‌هاشم‌‌ همان است که از امام صادق ـ علیه‌السّلام ـ در توصیف عموی بزرگوارش نقل شده: «عموی ما عباس، دین‌شناس و آهنین ایمان بود...» (عمدة‌الطالب، ابن‌عنبه، احمد بن‌علی، المطبعة الحیدریة، نجف اشرف، ۱۳۸۰ ه. ق.، صفحه ۳۵۶)

اما البته با وجود کاستی‌های ما چنین نیست که الگوی حسینی ـ علیه‌السّلام ـ و شخصیت حضرت ابالفضل ـ علیه‌السّلام ـ اثرگذار نبوده باشد.

تذکار دوم: عظمت نهضت فرهنگی حسینی ـ علیه‌السلام ـ و ضرورت دقت در آسیب‌شناسی

این سخن گویایی است که شاعر، به‌زیبایی از زبان حضرت سیدالشهداء ـ علیه‌السّلام ـ بیان می‌کند:
إن کان دین محمد لم یستقم إلا بقتلی یا سیوف خُذینی
اگر دین پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله، جز با کشته شدن من استوار نمی‌شود،‌ای شمشیر‌ها مرا در بر گیرید.

امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ خون قلب خویش را خالصانه برای نجات بندگان خدا از نادانی و حیرتِ گمراهی به آستان الهی تقدیم کرد:
... وَ بَذَلَ‏ مُهْجَتَهُ‏ فِیکَ‏ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَة
خدای متعال نیز نام و یاد آن جناب را اعتلا بخشید که حتی در دنیای مادی‌زده معاصر، دل‌ها را تکان دهد و به دین و معنویت گره زند.

ما در برابر مجاهدات حضرت اباعبدالله ـ علیه‌السّلام ـ و هدف ایشان، یعنی استواری قامت دین خدا وظیفه سنگینی داریم و اگر کوتاهی‌های خود یا دیگران را از اصل موضوع تفکیک نکنیم، معنایش این است که قدر و قیمتِ نهضت فرهنگی امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ را نشناخته و در ضمن آسیب‌شناسی، آن را پاس نداشته‌ایم. این خود ظلم مضاعفی بر آن امام بزرگ و آرمان‌های حضرت است.

امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ دل‌های رمیده را نرم و جذب می‌کند و زمینه فراهم می‌شود تا ما کار را پی بگیریم و ضمیرهای آماده را با مبانیِ ناب دینی، اهداف، اخلاق و مرام حسینی ـ علیه‌السّلام ـ و... آشنا‌تر کنیم. اگر ما تقصیر ورزیدیم، ایراد از خودمان است.

نکته بسیار مهم، این که در آسیب‌شناسی، اصل و فرع را از هم جدا نماییم و به قصد آراستن چشم، آن را صدمه نزنیم. غفلت از این موضوع، در کنار عوارض زیاد، مخاطب ما را به سمت و سوی تبلیغات مخالفان تشیع سوق می‌هد که از نظر عده و عُده بر ما فائق‌اند و در متهم ساختن شیعیان به شرک و خرافه و غلو و... سر از پا نمی‌شناسند. همانان که شیعیان، یک روز هم از جنایاتشان، از کشتن و سر بریدن و... در امان نیستند.

نه آن‌که به ‌خاطر هجمه همه‌جانبه دشمن، آسیب‌شناسی نکنیم، بلکه به جهت اهمیت و حساسیت موضوع، در این امر دقت بورزیم و نکته‌سنج باشیم.

از مثال «نماز» قبلاً استفاده کردیم. ما یقین داریم که «نماز»، آیینی مهم، امر پروردگار و به تصریح قرآن کریم، «بازدارنده از زشتی و ناشایستی‌ها» است. با این وصف هر قدر هم در ادای این آیین مهم کاستی ببینیم و برآوردمان این باشد که بازدارندگی آن از کارهای ناشایست، کافی نیست، مشکل را در اصل موضوع نمی‌بینیم و به نماز انتقاد نمی‌کنیم بلکه نماز خواندن و اهتمام خود به این فریضه را زیر سؤال می‌بریم.

در سایر دستور‌های دینی، از جمله بزرگداشت فرهنگ حسینی ـ علیه‌السّلام ـ نیز روش درست همین است.

تذکار سوم: کاربرد صحیح تعابیر و اصطلاحاتی مانند خرافه، غلو و...

یکی از روش‌های تبلیغیِ منفی، استفاده بی‌مبنا و غیرعلمی از تعابیر و اصطلاحات، بدون رعایت ضابطه و ملاک است. به‌عنوان مثال برای مبارزه با یک رفتار دینی، آن را بنیادگرایی یا سنت‌گرایی ـ با بار ارزشی منفی، در برابر نوگرایی و مدرنیته ـ می‌نامند، بدون آن‌که معلوم باشد کدام بنیاد و بنیان یا سنت، با چه چارچوبی مورد نظر است و بی‌آن‌که روشن شود مگر هر بنیان سنتی را باید فرو ریخت و‌‌ رها کرد؟!

نباید در این دام افتاد. تعابیری مانند خرافه، غلو و امثال آن‌ها، معانی خاصی دارند که در تبلیغات ضد شیعی، طبق این معانی به‌کار نمی‌روند، تا برسیم به تعبیر «شرک» که بار بسیار منفی ارزشی و البته معنای مشخص علمی دارد، اما بی‌ضابطه و اسراف‌کارانه درباره شیعیان مطرح می‌شود.

اگر کسی ادعا کرد که عقیده یا رفتاری، مثلاً خرافی است، نخست باید تعریف خرافه را از او طلب کرد و سپس دلیل ادعایش را. گاهی رسانه‌های تبلیغی مخالف شیعه، آن‌قدر این تعابیر را درباره موضوع خاصی به‌کار می‌برند که مخاطب گمان می‌کند مطلب مستند و یا مستغنی از دلیل است.

خرافه، باور یا رفتارِ مبتنی بر باوری بی‌پایه است، مانند تأثیر قائل شدن برای امور بی‌اثر. نمونه‌اش اعتقاد بی‌اساس دوران جاهلیت است به نحس بودن عطسه، که در فرهنگ دینی ما کاملاً نفی شده و واکنش‌هایی متفاوت و بعضاً عکس آن‌چه در جاهلیت انجام می‌شد، درباره عطسه توصیه شده است، مانند به‌یاد آوردن رحمت و مغفرت پروردگار و حمد او گفتن.

این‌که یک عمل یا باور، خرافی است یا نه، ریشه‌دار است یا بی‌ریشه، ‌ صرفاً از ظاهر آن فهمیده نمی‌شود و باید مبانی موضوع ملاحظه گردد. مشرکان در جاهلیت گرد کعبه طواف می‌کردند و موحدان نیز این عمل را انجام می‌دهند، اما این کجا و آن کجا؟ تفاوت، در مبنا، اندیشه‌ و نیتِ نهفته در پسِ عمل است، اولی مبتنی بر شرک و تقدس بت‌ها و دومی مبتنی بر قداست خدا و بیت الله الحرام.

مثالی بزنیم: اگر کسی معتقد باشد عَلم (علامت) کشیدن، روش مناسبی برای عزاداری نیست، نمی‌تواند بگوید: «عَلم خرافه است.» زیرا:

• کسی برای عَلم، موضوعیت و اصالت ذاتی قائل نیست.
• کسی ادعا نمی‌کند این ابزار با همین ترکیب خاصش، مورد تأکید شرع قرار گرفته و منصوص و تعبدی است.
• کسی مدعی آثاری برخاسته از این ترکیب خاص نیست، به‌نحوی که اگر این شکل عوض شود آن آثار منتفی می‌شود.

با این اوصاف معنا ندارد که منتقد، خرافی بودن آن را ادعا کند. خرافی یعنی فاقد اصالت، و در مورد عَلم اساساً ادعای اصالت نشده است. عَلم صرفاً به‌عنوان یک ابزار و نماد برای برپایی عزاداری به‌کار می‌رود نه بیشتر، لذا نقد آن هم باید در همین چارچوب باشد.
چنین نمادهایی، البته به مرور زمان بار تذکری و شعاری پیدا می‌کند اما مستقلاً دارای مبنای استدلالی نیست ـ و حوزه آن، حوزه استدلال نیست ـ به‌همین ملاک، تعبیر خرافه اساساً درباره آن‌ها جای طرح ندارد.

ما نباید برای رد یک موضوع که مردودش می‌دانیم، هر اسم و عنوانِ بی‌دلیل و رابطه‌ای بر آن بگذاریم.

تذکار چهارم: خلط نکردن میان مبانی و عملکرد‌ها

زیارت، مبانی کاملاً روشن و مستدلی دارد. زیارت، شرفیابی به محضر ولی خدا است با این اعتقاد که: «أَشْهَدُ أَنَّکَ تَشَهَدُ مَقامی‏ وَتَسْمَعُ کَلامِیْ وَتَرُدُّ سَلامی»: «شهادت می‌دهم که تو جایگاه مرا می‌بینی، صدایم را می‌شنوی و سلامم را پاسخ می‌دهی»

حال اگر افرادی در حرم مقدس امام، برای رسیدن به ضریح مطهر، برخی آداب را زیر پا بگذارند، پسندیده نیست، اما این را نباید به حساب اصل موضوع گذاشت و نقد آن را به نقد زیارت کشاند. (این مغلطه‌ای است که مخالفان، به فراوانی انجام می‌دهند و ما نباید فریب آن را بخوریم.) باید به کسی که آداب زیارت را نمی‌داند و یا به‌جا نمی‌آورد تعلیم داد، اما این را هم بدانیم که همین شخص، در واجدیت اعتقاد صحیح، بخش مهمی از راه را آمده و بخشی هم به‌عهده مبلغان دینی و فرهیختگان متدین جامعه باقی مانده است. اهمیت اعتقادات صحیح، موضوعی است که معمولاً در محاسباتی از نوع بحث جاری، کمتر لحاظ می‌شود.

اگر در مراسم حمل ضریح مطهر حسینی ـ علیه‌السّلام ـ کاستی‌هایی از قبیل مثال فوق بوده، یا نحوه انعکاس آن با دقت و ملاحظات لازم صورت نگرفته باشد، ربطی به اصل بحث ندارد، هر چند وظیفه نهادهای برگزار کننده، دستگاه‌های تبلیغی و اشخاص آگاه و مؤثر در این مورد و کوتاهی‌هایی که چه بسا رخ داده باشد، جای نقد خود را دارد.

تذکار پنجم: مبانی مهمی که هرگز مورد غفلت ساده‌ترین شیعیان نیست

هر چند کاستی‌های ما و جامعه ما در امور دینی انکار‌ناشدنی است، اما نکته بسیار مهمی وجود دارد که حتماً باید مورد توجه قرار گیرد:
علاوه بر ادله متعدد عقلی، قرآنی و نقلی در دفاع از توسل و تبرک، این مطلب هم بدیهی است که ساده‌ترین و عوام‌ترین شیعیان ـ گر چه ممکن است‌گاه در ضمن زیارت، رفتارهایی انجام دهند که پسندیده و زیبا نیست ـ اما هرگز کوچک‌ترین شائبه‌ای ندارند‌ ‌که امام یا ولیِّ زیارت شده، یا شیئی متبرکِ منتسب به او، در اثرگذاری، استقلالی از خداوند داشته باشند، بلکه هر اثری را به اذن خدا می‌دانند.

هر شیعه عامی هم می‌داند که امام رضا ـ علیه‌السّلام ـ هرچه دارد از خداوند دارد و این، بندگی خداست که آن بزرگواران را در اوج عظمت نشانده و حتی اشیای منتسب به آنان را منشأ برکت ساخته است.
جایگاه توحید در فرهنگ شیعی چنان پررنگ است که جای کمترین انحراف این‌چنینی را باقی نگذاشته است. (اقوامی که در طول تاریخ، از احترام نهادن به اشیاء، به مرحله تقدس و سپس پرستش آن‌ها رسیدند، ربطی با تشیع و فرهنگ غنی آن ندارند و چنین قیاسی مع الفارق است.)

سخن آخر: جمع‌بندی و اشاره به حوزه وسیع مصداق‌ها در تعظیم شعائر

با همه تأکیدی که در این متن بر ارزش‌شناسی و پاسداری از شعائر دینی، به ویژه فرهنگ حسینی ـ علیه‌السّلام ـ شد و با همه اصرار بر این‌که علاوه بر ابعاد عظیم معنوی، باید به جریان سازی گسترده این فرهنگ توجه داشت و سرمایه گذاری‌ها را ـ از یک حیث ـ خرج کردن برای فرهنگ دانست و... اما ملاحظه شد که نگارنده، در صدد انکار ضعف‌ها نیست.
البته یادآور شدیم که ضعف‌های موجود، علاوه بر وظیفه آسیب‌شناسی، بار سنگین اقدام برای بر طرف ساختن کاستی‌ها را نیز به‌عهده همگان به‌ویژه فرهیختگان می‌نهد. بر این نیز تأکید شد که در آسیب‌شناسی، باید ظرافت‌های کار لحاظ شود تا خود، آسیب‌زا نگردد.

از جمله انتقاداتی که درباره موضوع «ضریح» صورت گرفت این بود که نحوه و گستردگی انعکاس مراسم مربوط مناسب نبوده، مثلاً زمینه بعضی سوء استفاده‌ها را فراهم می‌کرده یا این‌که اساساً برخی احساسات پاک، در دوربین و نمایش عمومی، به‌خوبی انعکاس نمی‌یابد زیرا همه بینندگان، فضای حاکم بر آن صحنه را لمس نمی‌کنند و دچار سوء برداشت می‌شوند و...
نگارنده چنین انتقاداتی را کاملاً قابل بررسی می‌داند و وارد بودنش را محتمل می‌شمارد.

نکته مهم دیگر این ‌که تعظیم شعائر، اَشکال و روش‌های مختلف دارد. گاهی سلایق و تشخیص‌های متفاوت، روش‌های متفاوتی را برای این مهم ترجیح می‌دهد. کسی ممکن است روشی را بهتر و مؤثر‌تر بداند و روش دیگری را فاقد رجحان یا دارای آثار نامطلوبی بشمارد. چنین تشخیص‌ها و سلایقی را ـ مادام که به اصول پایبند باشد ـ نمی‌توان تخطئه کرد، بلکه باید غنیمت شمرد و در تضارب آن‌ها به‌دنبال صواب و راه‌کارهای بهینه بود.

حساب چنین نقدهایی، از سخن کسانی که که به برخی مبانی مانند توسل و تبرک و... اعتقاد ندارند، جدا است. اینان گاهی انکار مبنایی خود را در قالب نقدهای موضعی بیان می‌کنند اما قصدشان برساختن شیری بی‌یال و دم و اشکم است. می‌گویند چرا فلان مبلغ برای بساط عزاداری هزینه شد و به فقرا داده نشد، اما اگر عزاداری بی‌خرج یا درآمد زایی هم انجام شود با آن مخالف است، چون با اساس موضوع مخالف است. حال اگر بخواهی چنین شخصی را توجیه کنی که فرهنگ حسینی خیّرساز هم هست و... اصلاً اعتنا نخواهد کرد.
البته که منقدین دسته نخست باید مراقب باشند تا خط خود را از گروه دوم جدا نمایند و در جهت اهداف نفع آنان کار نکنند.

* دکتر جواد محدثین

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟