صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نگاه شما: واکسیناسیون انحراف سیاسی

کد خبر: ۲۹۷۳۲۷
| |
5199 بازدید
ادیب ظاهری در مطلب ارسالی برای «نگاه شما» نوشت: 

«تجربه پدر علم است»؛ این جمله را بار‌ها شنیده‌ایم. شاید راجع به آن در دوران کودکی انشا هم نوشته باشیم؛ اما آیا تا کنون به این مطلب اندیشیده‌‌ایم که چقدر به تجربیات خود و جامعه توجه کرده و از آن استفاده کافی برده‌ایم. این جملهٔ دلسوزانه و البته درست را هم شاید زیاد از معلمین خود شنیده باشیم که لازم نیست انسان همه چیز را تجربه کند و می‌توان نتیجهٔ خوب را از تجربیات دیگران گرفت.

اما چرا ما در زندگی سیاسی جامعه خودمان، بسیاری چیز‌ها را مرتب تکرار می‌کنیم و از آن درس نمی‌گیریم؛ یا به عبارت بهتر، چرا از تجربیات سیاسی در بهبود آینده بهره کافی نمی‌بریم و یکسری خطاهایی را بارها تکرار می‌کنیم؟

پاسخ این پرسش را نمی‌دانم و شاید اگر خوانندگان محترم سایت در دادن نظر همراهی کنند، پاسخ برای من هم روشن شود؛ اما هدف از این نوشته، رسیدن به پاسخ این پرسش نیست، بلکه دعوت به بهره بردن از یک تجربهٔ سیاسی است. می‌دانیم که برای جلوگیری از ابتلای به برخی بیماری‌ها واکسیناسیون توصیه می‌شود. واکسیناسیون یعنی چه؟

«واکسیناسیون یا ایمن‌سازی آن گونه که در ویکی‌پدیا تعریف شده به انجام کارهایی گفته می‌شود که با هدف جلوگیری از ایجاد عفونت و یا کاهش حالت طبیعی بیماری در شخصی با تجویز آنتی بادی (پادتن) یا آنتی ژن (پادگن) به عمل آید» [۱]. زیاد وارد مقوله تخصصی واکسیناسیون نشویم بهتر است؛ اما منظور از این مطلب چیست؟

شاید در واکسیناسیون فرد دچار عارضه‌ای کوتاه مدت مثل تب و... شود، ولی همه عقلا و حتی شاید برخی کودکان هم از این عوارض چشم می‌پوشند، چون می‌دانند این کار جلوی خطری بزرگتر را (که ممکن است ابتلای به یک بیماری خطرناک باشد) می‌گیرد.

اگر خوب به تجربیات تلخ سیاسی نگاه کنیم و از آن‌ها درس بگیریم، می‌توان به واکسیناسیون تبدیل نمود. بگذارید با این مقدمه به سرعت سراغ موضوع اصلی برویم. چرا ما وقتی در کشورمان شخصی را به عنوان یک مسئول (مثلا رئیس جمهور) انتخاب می‌کنیم، ممکن است پس از مدتی آن شخص از شعرهای اولیه خودش دور شود و ما هم کاری از دستمان نمی‌آید و برای رهایی از انحراف این افراد از اصول و شعار‌هایشان باید صبر کنیم تا دوره‌شان تمام شود؟ تازه وقتی دوره‌اش تمام شد، شخص دیگری را برمی‌گزینیم و باز هم همین قصه و غصه تکرار شود.

خب دلیل این مشکل چیست و راه حل آن کجاست؟

به باور این حقیر، باید از این تجربیات تلخ درس گرفت و کشور را با این تجربیات در برابر بیماری‌ها واکسینه کرد. دلیل این مشکل را به عنوان کسی که دو دوره شخصی را لایق پستی مهم دانستم (الان هم او را نالایق نمی‌دانم) ولی از کارکرد وی راضی نیستم، عرض می‌کنم. ما به عنوان کسانی که به شخصی رأی می‌دهیم و وی را بر یک مسندی می‌نشانیم، مسئولیتی داریم که متأسفانه به آن تا کنون عمل نکرده‌ایم. ما در دوره‌های گذشته وقتی کسی را لایق پستی مثل ریاست جمهوری می‌دانستیم او را حمایت و برای او تبلیغ (که اصلا هم بد نیست) و همهٔ اشتباهات او را توجیه می‌کردیم (که بد است) و طبیعتا هیچ کاری هم برای رفع اشتباهات او نمی‌کردیم.

حال پرسش اینجاست که چرا ما این گونه عمل کردیم که هم سرنوشت کشور را و هم خود را و هم او را دچار دردسر دنیا و آخرت کنیم؟

بهتر نیست ما وقتی کسی را مثلا برای ریاست جمهوری تعیین می‌کنیم و به او رأی می‌دهیم و پستی مهم را تقدیم او می‌کنیم از‌‌‌ همان آغاز به جای تمجید و تعریف و توجیه هر عملی از وی، تیغ نظارت دقیق و نقد دلسوزانه را زیر گلویش گذاشته و ضمن حمایت از وی در همهٔ خدماتی که دارد نگذاریم دست از پا خطا کند. بهتر نیست ما به عنوان کسانی که او را برگزیده‌ایم به مسئولیت خود مبنی بر حفاظت از این شخص در برابر هر گونه انحراف (از آن چیزی که ما به آن دلیل او را انتخاب کردیم) با هدف حفاظت از منافع کشورمان عمل کنیم؟

سخن این حقیر این نیست که ما اشتباه کردیم به این شخص رأی دادیم، چون هیچ کس معصوم نیست و هر شخص دیگری هم که با این روش حمایت ما انتخاب شود امکان خطا و اشتباه و لغزش و انحراف دارد. اتفاقا ما به خود او هم ظلم کرده‌ایم. هنوز در ذهنم هست که در رادیو سخنی از حضرت امام (ره) شنیدم که در جانم نشست و این سخن حاکی از اطمینان ایشان به راه خود بود. امام عنوان کردند (کلمات ایشان در خاطرم نیست ولی همین ماجرا بود) روزی که یکی از خلفا به خلافت رسید در برابر جمعیتی سخن می‌گفت که شخصی برخاست و در حالیکه شمشیر در دستش بود به خلیفه رو کرد و گفت بدان که اگر از راه پیامبر منحرف شدی سخن ما با تو با این شمشیر خواهد بود. حرف این عرب مسلمان از نظر این حقیر یعنی اینکه ما تو را خلیفهٔ پیامبر قرار داده و با تو بیعت کرده‌ایم و از تو اطاعت و حمایت می‌کنیم اما حواست باشد ما عاشق چشم و ابروی تو نیستیم بلکه تا زمانی با تو هستیم که راهت راه خدا باشد. در جامعه اسلامی اصل بر اجرای اسلام و عدالت است و هیچ کسی (به خصوص مسئولین) از تیغ امر به معروف و نهی از منکر نباید مصون باشد و این به نفع همه است.

عرض بنده این نیست که با مسئولین مقابله کنیم و مرتب غر بزنیم. عرض این است که ما دوستی و حمایت از مسئولین را بلد نیستیم. در دوستی و حمایت گاه باید به او لبخند زد و گاههم به او اخم کرد. چنان که از حضرت رسول خاتم ـ صلی الله علیه واله وسلم ـ نقل شده است که «برادر و خواهرت را یاری کن چه ظالم باشد یا مظلوم؛ اگر ظالم است او را از ظلم به دیگران باز دار و اگر مظلوم است او را یاری کن و دست ظالم را از او کوتاه گردان» [۲].
ضمن احترام به همهٔ روسای جمهور گذشته و حال که تمام توان خود را برای اعتلای کشور را در حد توان به کار بسته-اند؛ باید رویهٔ خود را در برابر این مسئلهٔ مهم تغییر دهیم تا انشاء الله در انتخابات ریاست جمهوری آینده هر شخص محترمی را انتخاب کردیم از ابتدای کار به او گوشزد کنیم که ما همراه تو و حامی تو و مواظب تو هستیم و به تو کمک می‌کنیم و به تو مشورت می‌دهیم و اگر خدای نکرده اشتباهی کردی تو را متوجه اشتباهت می‌کنیم و جلوی انحراف تو را خواهیم گرفت چون ما خود را و تو را و کشور خود را و انقلاب خود را و دین خود را دوست داریم.

رهبر انقلاب در بیانات خود فرمودند: «فتنه کشور را در برابر میکروب‌های سیاسی واکسینه کرد». فتنه اگر چه هزینهٔ بالایی برای کشور داشت اما اگر از آن درس بگیریم می‌توان این فتنه را یک واکسیناسیون تلقی کرد. امیدوارم تجربیات مختلف سیاسی را با تفکر و تعقل و تدبیر به واکسیناسیونی برای مقابله با هر گونه بیماری و انحراف سیاسی تبدیل کنیم. 

۱) ویکی پدیای فارسی
۲) نهج الفصاحه، صفحهٔ ۸۸

* برای آشنایی با شرایط و نحوه همکاری با «نگاه شما»  اینجا را کلیک کنید.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟