صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

دست از سر پلنگ جويبار برداريد

کد خبر: ۲۹۱۵۱
| |
3379 بازدید

شكست رضا يزدانى مقابل اباذر اسلامى در ليگ برتر، اگرچه يك وزن بالاتر اتفاق افتاد اما براى خود ما نيز چنان غير منتظره بود كه در جمع بندى سرويس منهاى فوتبال روزنامه ايران ورزشى، به اتفاق آرا، اباذر اسلامى، نماينده ۹۶ كيلوگرم راه آهن خراسان را ستاره هفته دوم ليگ برتر معرفى نموديم.

به نوشته ايران، مع الاسف گمان نمى كرديم اين شكست، بسان يك اقدام ناپسند و مذموم ارزيابى شده و آوار شايعات بى اساس و آماج اتهامات نا روا، بر سر و روى ستاره خوش اخلاق و محجوب جويبارى باريدن بگيرد.

واكاوى شكستى كه در مشهد به نام او رقم خورد را با طرح دو پرسش ساده آغاز مى كنيم: 1- از اين شكست، ما بيشتر ناراحت هستيم يا رضا يزدانى بى ترديد خود يزدانى. سوال دوم: حالا كه او شكست خورده، ما بايد از دست او دلگير باشيم يا او از دست ما و رفتارها و تصميم ها و دوگانگى ها و بى برنامگى ها و سر در گمى هاى مان ارائه پاسخ به سوال دوم را به شرح مبسوطى كه ذيلاً خواهد آمد موكول مى كنيم. زيرا از معيارهاى نقد فنى به دور است كه شكست در مشهد را فقط در قالب رويدادى مجرد بسنجيم يعنى بدون در نظر گرفتن پيش زمينه هاى تاثيرگذار در ثبت آن نتيجه كه قاعدتاً چنين برآوردى، نه فنى است و نه منصفانه.

رضا يزدانى كيست
رضا يزدانى، يك استعداد خارق العاده در ورزش ايران است. با استناد به بررسى هاى اساتيد بدنسازى قبل از مسابقات جهانى ،۲۰۰۶ او بى شك اگر وزنه بردار مى شد يا به يكى از مواد پرتابى در دو وميدانى گرايش مى يافت نيز اينك حرف اول را در ايران مى زد. اعجوبه اى كه قدرت بدنى خدادادى اش، تا اين جاى كار كه هنوز به وسط جاده قهرمانى اش هم نرسيده، دو مدال ارزشمند جهانى را دور گردنش انداخته. بروز استعداد شگرفى مثل رضا يزدانى، نه برآيند برنامه ريزى دست اندركاران سال هاى اخير كشتى بوده و نه حاصل هيچ انديشه بيرونى ديگر مگر اراده خودش و مربى دلسوخته اش استاد محمود اسماعيل پور. همچنين از خود گذشتگى يكايك اعضاى خانواده اى كه گرچه از نعمت پدر محروم بود اما با از خود گذشتگى فرد فرد اين خانواده، رضا يزدانى آن قدر مرارت كشيد و خون دل خورد، تا آن نيروى اعجاب انگيز خدادادى را در مسير ورزش حرفه اى به بار بنشاند. شكى نيست كه پس از چهره شدن رضا يزدانى و حضورش در اردوهاى ملى، افراد زيادى به او كمك كرده اند و دانشى اگر داشته اند، بى مضايقه در اختيارش گذاشته اند. تماشاگران فهيم كشتى دوست، مسوولان ديروز و امروز كشتى مازندران و ايران، خبرنگاران و كشتى نويسان و غيره نيز به فراخور ميزان علاقه مندى شان به اين سرمايه ملى، يارى اش داده اند و حمايتش كرده اند. اما به اعتقاد ما، عكس اين قضيه مصداق بيشترى دارد.
يعنى همان دوگانگى ها، برنامه ريزى هاى غلط، بى توجهى ها، خود محورى ها و باز هم خود محورى ها. همان آفتى كه از سال ۱۳۱۸ تا امروز كه هفتاد سال است تشكيلات كشتى رسميت پيدا كرده، همواره ريشه اين ورزش را در معرض آسيب هاى مهلك قرار داده و هنوز مى دهد.

رضا يزدانى چه كرد
يزدانى همانى است كه در مسابقات جهانى گوانگ ژو، ساجيد ساجيدوف را تا مرز سرنگونى پيش برد. او همانى است كه تاراس دانكو برنده برنز المپيك پكن را سه سوت، ضربه فنى كرد. يزدانى همانى است كه بهترين پلنگ شكن ها و درخت كن هاى حال حاضر كشتى جهان را به اجرا مى گذارد. او همانى است كه جو ويليامز كاپيتان پر افتخار تيم ملى امريكا را ۹۰ ثانيه روى پل نگه داشت و او را وادار كرد كه سى و سه پل بزند. يزدانى همانى است كه با ۱۶ بخيه روى ابرو، نه حرف رييس تشك را گوش كرد و نه حرف قاضى و داور وسط را. غيرتش به خروش آمد. روى تشك ماند و نه اهميتى به حرف مهديزاده داد و نه توجهى كرد به اصرار حيدرى. فقط گفت تا آخر مى مانم روى تشك و مبارزه ام با مهدى منصورى را تمام مى كنم. يزدانى همان پلنگ جويبار است كه سه بار پياپى، فتيله رولاند زونيگاس كوبايى را در جام جهانى سارى روشن كرد. يزدانى همان كشتى گيرى است كه در بازى هاى آسيايى دوحه، فقط مانده بود كه قهرمانان ساير رشته هاى ورزشى را هم دوخم كند. او همانى است كه در باكو مقابل تراويس كروز كانادايى، صورت غرق در خون، برترى را به نام خودش سند زد. او تنها كسى است كه با دوخم هاى جهنده اش، گئورگى كيتايف را سه متر از تشك به بيرون پرتاب كرد. يزدانى همانى است كه مو لاوال امريكايى را مجبور كرد بگريزد به يك وزن بالاتر. يزدانى همانى است كه واديم لالى يف، تاراس دانكو، جو ويليامز، زائوربك سوخى يف، نوروز تمرزوف، تراويس كروز، مولاوال، عبدل آمايف، مراد گايداروف، رادوسلاو هوربيك، سرهات بالچى، مجيد خدايى، فريدون قنبرى، مصطفى يونسى نيا، جمال ميرزايى، حامد تاتارى، و... را شكست داد.

ما چه كرديم
مسابقات جهانى باكو ۲۰۰۷ كه تمام شد، بلافاصله لشكر شكست خورده با دنيايى از حواشى و درگيرى در هتل و جنگ لفظى و غيره به تهران بازگشت. در كل آن كاروان مغموم كشتى آزاد، فقط دو نفر بودند كه با دست پر به ايران بازگشته بودند. يكى رضا يزدانى و ديگرى هم سعيد ابراهيمى. رضا يزدانى در بدو ورود به ايران گفت: من مى خواهم قهرمان المپيك پكن بشوم. كيتايف به هيچ وجه برايم دست نيافتنى نيست. بعد از دو دوره حضور در مسابقات جهانى و چندين دوره رقابت هاى قاره اى و بين المللى و ... حالا به طور دقيقى متوجه نقاط ضعف خودم شده ام فرصت هم به اندازه كافى تا المپيك داريم. تنها خواهش من از مسوولان كشتى ايران اين است كه مرا به تورنمنت هاى بين المللى بفرستند تا تنم به تن رقباى روس بخورد، اگر ببازم هم اشكالى ندارد. فقط بايد به طور كامل روش مبارزه با روس ها را بياموزم. اما متاسفانه سردمداران تيم ملى، صداى رساى رضا يزدانى را نشنيدند. يك روز گفتند اصفهان ملاك المپيك نيست. فردايش گفتند چرا يزدانى نيامده اصفهان در حالى كه حامد تاتارى قهرمان همان مسابقات را بعد از آسيايى ججو، حتى به اردو هم دعوت نكردند. يك روز حتى ناجوانمردانه پاى مسائل شخصى و خانوادگى اش را به ميان كشيدند آن هم پسر گلى مثل رضا يزدانى كه مى توانيم به پاكى نام زيبايش قسم بخوريم. اردوى المپيك پكن، به شهادت كشتى گيران، از بى برنامه ترين اردوهاى ساليان اخير بوده اما در نهايت، همان ها كه با بى برنامگى، بى نظمى، بى اطلاعى از اوضاع بيست سال اخير كشتى جهان و مهم تر از تمام اينها، آنها كه با برخى بى صداقتى ها باعث افت وحشتناك رضا يزدانى ها شدند و موجبات ثبت آن شكست هاى غم انگيز را فراهم آوردند، به جاى عذرخواهى از ملت ايران، با چهره اى حق به جانب مقابل دوربين ها ايستادند و گفتند يزدانى شب وزن كشى از ما كشك خواسته، جوكار مريض روانى است، ابراهيمى خودش مقصر است، دباغى حرف گوش نمى كند، تقوى فلان بود و فردين هم بهمان!

ماجراهاى امروز
مى گويند يزدانى اشباع شده. جاى تاسف دارد چنين صحبتى؛ آن هم در خصوص قهرمانى كه مى گويد حتى اگر كشتى قهرمانى را كنار بگذارم، باز هم بايد هر روز تمرين كشتى را انجام دهم زيرا در غير اين صورت بيمار خواهم شد. مركزنشينانى كه بدون شناخت از روحيات و احساسات پاك و حساس رضا يزدانى، اين چنين او را مى آزارند، آيا در كنار مسافرت هاى طولانى مدت خود به كشورهاى دور دست جهان، تاكنون فرصت كرده اند فقط براى ۲۴ ساعت هم كه شده، سرى به روستاى محل اقامت رضا يزدانى بزنند پنج ساعت بيشتر راه نيست از تهران. آيا فرصت كرده اند بروند آنجا و يك ساعت پاى درد دل رضا يزدانى بنشينند، تمريناتش را تماشا كنند،راهنمايى اش كنند و راه و چاه را نشانش دهند

در تهران نشستن و پاسخ اين خبرنگار و آن خبرگزارى را دادن كه هنر نيست. در المپيك به مقام شامخ بيست و دوم رسيدن كه هنر نيست، هنر اين بود كه ديروز اعجوبه اى مثل مهدى حاجى زاده را حفظ مى كرديم كه نكرديم، هنر اين بود كه امروز نابغه اى مثل رضا يزدانى را حفظ كنيم كه گويى تمايلى نداريم! هنر اين است كه در كنار خاك بلاد فرنگستان اروپا و امريكاى شمالى، اگر وقت كرديم، سرى هم به خاك مرغوب و حاصلخيز كشتى مازندران بزنيم كه با تمام مشكلات و به رغم كمبود امكانات و عدم حمايت ويژه بخش خصوصى، به تنهايى جور كشتى اين مملكت را مى كشد و بار سنگين انتظارات به حق مردم كشتى دوست ايران زمين را به گرده گرفته است.

رضا يزدانى از نظر پارامترهاى فنى، جسمانى، انگيزشى و ... بى هيچ شبهه اى استحقاق ايستادن روى سكوى شماره يك كشتى آزاد دنيا را دارد. براى تحقق اين افتخار ملى، اگر كمكى از دست مان بر مى آيد كه هيچ، دريغ نبايد كرد در غير اين صورت، چه حاصل از آزردن پلنگ بيشه جويبار و تخريب روحى و روانى اش اگر كارى برايش انجام نمى دهيم، دست كم دست از سرش برداريم تا خودش باشد و جوشش غيرتش و انگيزه هاى تمام نشدنى اش براى فتح قلل دنياى كشتى. اگر وقت كرديم، نيم نگاهى هم بيفكنيم به تقويم. حالا جام جهانى تهران را كه بى گمان فتح خواهيم كرد و مختصرى اعاده حيثيت خواهد شد از فاجعه المپيك اما كارزار اصلى، شهر گمنام هرنينگ است. يك جورهايى مى شود گفت مسابقات جهانى دانمارك از رگ گردن هم به كشتى ايران نزديك تر است.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟