صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

«جنبش دانشجویی پیشینه، کارکرد‌ها و انتظارات»

دکتر حسن ملکی
کد خبر: ۲۸۹۶۸۵
| |
16374 بازدید
 هر جامعه‌ای در مسیر تکاملی خود به سوی تشکیل و تثبیت نهادهای مردمی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی گام بر می‌دارد که هر یک دارای مفهوم‌شناسی خاص و تعاریف و کارکرد‌ها و کاربست‌های متفاوتی هستند. تامل در خاستگاه و کار ویژه‌های این نوع نهادهای نشأت گرفته از بطن جامعه، می‌تواند نشان دهد هر یک از این نهاد‌ها چه عمقی در جامعه داشته و دارند، چه تاثیری بر مسیر تحولات سیاسی و اجتماعی داشته‌اند و در آینده تا چه حد می‌توانند در تعیین معادلات احتماعی و سیاسی جامعه موثر باشند.

در واقع این نوع نهادهای مردمی که در اصطلاح به آن‌ها جنبش اجتماعی گفته می‌شود. تلاش‌های مستمر جمعی از افراد جامعه برای تامین اهداف و منافع مشترک در مسیری خارج از مجاری رسمی و دولتی را شامل می‌شود، به عبارت دیگر هرگاه جمعی از افراد جامعه با سازماندهی مشخص در جهت ایجاد تغییرات و یا حتی از بین بردن نظم موجود و یا در سطحی کوچک‌تر اعتراض و مخالفت با یک یا مجموعه‌ای از سیاست‌ها و رفتارهای حکومت گام بردارند به خودی خود جنبش اجتماعی شکل گرفته است که اعضای آن می‌تواند ازجمعی چند ده نفره تا میلیون‌ها نفر از مردم باشد.

برخی از این جنبش‌ها اساساً دگرگون ساز هستند و به دنبال ایجاد تحول بنیادی در جامعه و ساختار حکومتی هستند. برخی اصلاح طلب هستند یعنی صرفاً، تغییر در برخی ارکان حکومتی و ساختار سیاسی و اجتماعی را خواهان هستند، بعضی جنبش‌های اجتماعی نیز بدنبال آگاهی بخشی به مردم و آشنا سازی و هدایت آن‌ها به سوی شیوه‌های زندگی مطلوب‌تر و هوشیار ساختن آن‌ها نسبت به تفکرات و روش‌های رفتاری است که می‌تواند آینده آن‌ها را تباه یا به انحراف بکشاند.

در این میان هریک از جنبش‌های اجتماعی بر اساس خاستگاه و منش فکری ابزار‌ها و شیوه‌های رفتاری می‌تواند بویژه از طریق رسانه‌های گروهی به شکل تبلیغات و جنگ روانی نمود یابد یا به صورت راهپیمایی و اعتصاب و یا حتی دست زدن به برخی رفتارهای خشونت آمیز جلوه گر شود.

 جنبش‌های اجتماعی از جنبه کارکردی نیز می‌توانند نقش‌های متفاوتی را به خود بگیرند. این جنبش‌ها می‌توانند به عنوان می‌انجی و پیشرو در حرکت‌های اجتماعی از سویی عرضه کننده مطالبات کلی جامعه به حکومت باشند و از سوی دیگر ضمن دادن آگاهی‌های لازم به جامعه برای بیان مطالبات خود، می‌توانند به صاحبان قدرت جهت توجه به این خواسته‌ها فشار وارد آورند.

 آخرین نکته در مورد جنبش‌های اجتماعی نیز اینکه این جنبش‌ها از ویژگی‌های خاصی نیز برخوردارند که می‌تواند معرف آن‌ها در جامعه باشد که عبارتند از:

۱- از ساختار و تعاملی غیر رسمی برخوردارند.
۲- این حرکت جمعی و مشترک داوطلبانه است.
۳- از یک ایدئولوژی مشخص پیروی می‌کنند و اعضا را به تبعیت از آن فرا می‌خوانند.
۴- تمرکز آن‌ها بیشتر بر روی مسائل و منازعات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است.
۵- به منظور تحقق اهداف خود، برنامه و دیدگاه‌های خاصی دارند.
۶- برای رسیدن به این اهداف، مراسم، عادات و آداب خاصی دارند.

 با توجه به اهداف، ویژگی‌ها و کارکردهای جنبش‌های اجتماعی می‌توان گفت: جنبش دانشجویی از جمله اصلیترین مصادیق جنبش اجتماعی است. جنبش دانشجویی نوعی حرکت دسته جمعی و البته داوطلبانه است که تغییر و تحول در سطح دانشگاه، جامعه و حکومت را دنبال می‌کند، اهداف و آرمان‌های مشخص را در چارچوب تعاملات غیر رسمی در نظر داردو از طریق برنامه ریزی‌های غیر متمرکز و بدون رهبری متمرکز و مشخص به فعالیت می‌پردازند.

جنبش‌های دانشجویی در بسیاری از کشورهای جهان از اصلیترین و تاثیرگذار‌ترین جنبش‌های اجتماعی هستند که نتایج فعالیت آن‌ها را می‌توان در تحولات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی اغلب کشور‌ها مشاهده کرد. در مسیر حرکت بسیاری از کشور‌ها به سوی استقلال و رهایی از قید استعمار و وابستگی، جنبش‌های دانشجویی بیشترین نقش را داشته‌اند. در مجموع می‌توان بر اساس مطالب فوق جنبش دانشجویی را به این شکل تعریف کرد:

 «جنبش دانشجویی حرکتی جمعی است که داوطلبانه بوده و به صورت برنامه ریزی شده بر مبنای اهداف و دیدگاه‌های آرمانی، نسبت به تحولات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه واکنش نشان می‌دهد. هدف از این فعالیت در مرحله اول تحت تاثیر قرار دادن افکار و اندیشه هاست و در مرحله دوم ایجاد تغییر و تحول در ساختارهای جامعه و حکومت را دنبال می‌کند.

- پیشینه جنبش دانشجویی:
 هر چند جنبش دانشجویی در بسیاری از کشورهای دنیا از چندین دهه قبل از ایران آغاز شد ولی جنبش دانشجویی در ایران از آغاز تاکنون که تقریباً به حدود ۸ دهه می‌رسد توانسته است نقشی پیشتاز و اثرگذار داشته باشد. اینکه گفته می‌شود ۸ دهه به این دلیل است که تحصیلات دانشگاهی در ایران از سال ۱۳۱۳ با تاسیس دانشگاه تهران آغاز شد و از‌‌ همان ابتدا هم دانشجویان احساس کردند که به عنوان قشر روشنفکر و تحصیلکرده جامعه می‌بایست در مقابل تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشورشان واکنش نشان دهند.

 اما اینکه چرا جنبش دانشجویی در ایران سریع و بلافاصله پس از تاسیس دانشگاه تهران نضج گرفت به شرایط و اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن زمان باز می‌گردد. در حالی که حکومت رضا شاه به دنبال ایجاد دگرگونی‌های شدید و عجیب و غریب در فرهنگ، اعتقادات و رفتارهای اجتماعی مردم ایران بود، سلطه قدرت‌های بزرگ بر ارکان سیاسی و اقتصادی کشور، نگرانی زیادی را ایجاد کرده بود.

رضاشاه از سویی با پیگیری سیاست‌هایی غرب مآبانه نظیر برقراری نظام سکولاریسم در ایران و اجرای قانون کشف حجاب به دنبال وارد کردن خدشه به هویت اسلامی و ملی مردم ایران بود و از سوی دیگر با استبداد مبتنی بر هزینه‌های هنگفت نظامی، جو خفقان آوری را در کشور بوجود آورده بود. سرکوب شدید مخالفان، ابتذال و انحراف گسترده و سلطه سیاسی و اقتصادی بیگانگان بر کشور موجب شد تا مردم و در راس آن‌ها جامعه دانشگاهی کشور به اعتراض برخیزند. دانشجویان شرایط حاکم بر کشور را در تضاد با آموزه‌های دینی خود و فرهنگی دیرینه ایران و اسلام می‌دیدند.

با این حال تحرک دانشجویان در دوره رضاشاه حالتی غیر منسجم داشت که نمونه آن اعتراض دانشجویان دانشکده حقوق دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۶ به ریخت و پاش‌های انجام شده برای دیدار ولیعهد از دانشگاه بود که البته نقش موثر اینگونه اقدامات در شکل گیری جنبش دانشجویی و افزایش انگیزه دانشجویان در واکنش نشان دادن نسبت به رخدادهای جامعه غیر قابل انکار است.

 با آغاز جنگ جهانی دوم، کشورهای انگلیس، آمریکا و شوروی با هدف به شکست کشاندن آلمان هیتلری اقدام به اشغال ایران و جایگزین کردن محمدرضا شاه به جای رضا شاه کردند. در عین حال سلطه اشغالگران بر ارکان سیاسی و اقتصادی ایران از یک سو و بی‌تجربگی شاه جوان از سوی دیگر موجب شد تا مشکلات و چالش‌های کشور افزایش شدید پیدا کند. فقر و بیکاری گسترش یافت، بسیاری از ما یحتاج مردم نایاب و گران شد، تولید و صادرات ناچیز کشور به رکود کامل فرو رفت و در مقابل بخش کوچکی از جامعه که شامل درباریان و وابستگان به قدرت و سلطنت بودند روز بروز ثروتمند‌تر می‌شدند.

 در چنین فضایی تشکیل برخی از احزاب از جمله حزب توده، حزب اتحاد ملی، جمعیت فدائیان اسلام، حزب عدالت و... موجب شد تا فضای دانشگاه‌ها نیز با تحرک بیشتری مواجه شود. حزب توده به سرعت توانست شاخه‌های دانشجویی خود را فعال کرده و به عضو گیری در دانشکده‌های مختلف بپردازد.

با غیر قانونی اعلام شدن حزب توده در سال ۱۳۲۷، فعالیت‌های سیاسی به نام حزب توده و تفکرات چپ ممنوع اعلام شد. از این رو اعضای حزب توده به فکر ایجاد دسته جات دیگر با عناوین متفاوت و یا وارد شدن در احزاب دیگری که با اندیشه آن‌ها انطباق بیشتری داشت، افتادند. به رغم این مسائل حزب توده تلاش زیادی کرد تا در تحولات سالهای بعد بویژه در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ حضور جدی داشته باشد.
 در کنار تفکرات مارکسیستی و چپ از‌‌ همان ابتدای دهه ۲۰، جریانهای اسلامی نیز البته در قالب‌های مختلف در دانشگاه‌ها شروع به فعالیت کردند. در واقع دانشجویان مسلمان اعتقاد داشتند که به هر شکل چه سازماندهی شده و چه به شکل انفرادی و جمع چند نفری باید حضور تفکرات دینی در دانشگاه پر رنگ‌تر شود.

 از همین رو در سال ۱۳۲۲ دو تشکل اسلامی در دانشگاه تهران شکل گرفت. از یک سو در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران، انجمن اسلامی دانشجویی شکل گرفت که پشتوانه فکری آن در خارج دانشگاه بسیاری از روحانیون و صاحب نظران خوش فکر و سخنوری بودند که از طریق سخنرانی و یا چاپ مقالات در نشریات دانشجویی به تغذیه فکری دانشجویان می‌پرداختند.

 انجمن اسلامی دانشجویان در‌‌ همان ابتدا اهداف خود را تعریف و تبیین کرد که عبارت بودند از:

۱- اصلاح جامعه بر طبق دستورات اسلام
۲- کوشش در راه ایجاد دوستی بین افراد مسلمان مخصوصاً جوانان روشنفکر
۳- انتشار حقایق اسلامی بوسیله ایجاد موسسات تبلیغاتی و نشر مطبوعات
۴- مبارزه با خرافات

 انجمن‌های اسلامی در مسیر فعالیت خود نه تنها روح دین و اسلام را به تدریج در کالبد دانشگاه دمیدند بلکه نقش موثری در مقابله با استکبار بویژه در جریان نهضت ملی نفت ایران داشتند.

 از سوی دیگر نهضت خداپرستان سوسیالیست نیز تشکلی بود که از سال ۱۳۲۰ با هدف مقابله با اقدامات ضد دینی تشکل‌های مختلف به تدریج شکل گرفت و در سال ۱۳۲۲ بطور رسمی اعلام موجودیت کرد. هر چند انجمن اسلامی دانشجویان در کنار نهضت خداپرستان سوسیالیست در محیط دانشگاه در دهه ۲۰ با محدودیت‌ها و موانع فراوانی مواجه بودند ولی توانستند جمع زیادی از دانشجویان بویژه از طبقات پائین‌تر را به سوی خود جذب کنند.

 درکنار دو تفکر چپ و اسلامی، ملی گرا‌ها هم تلاش زیادی در جهت نفوذ به محیط‌های دانشگاهی را آغاز کردند. تفکر ملی گرایی در دانشگاه بیش از همه ملهم از دسته جاتی چون حزب ایران، ملت ایران، جمعیت مردم ایران، حزب زحمتکشان و... بود.
 شکل گیری و گسترش فعالیت ملی گرا‌ها در سال ۱۳۲۹ با تشکیل سازمان دانشجویی جبهه ملی بیشتر نمایان شد. این سازمان که به دلیل فعالیت‌های سیاسی ملی گرا‌ها در خارج دانشگاه به رهبری دکتر مصدق از قدرت و توان بالایی برخوردار شده بود، توانست فعالیت‌های سیاسی مختلفی را در محیط دانشگاه شکل دهد. هدف اصلی این تشکل بیش از همه مقابله با حزب توده و حذف آن از مسیر شکل گیری و استمرار دولت دکتر محمد مصدق بود.

 این سه گرایش یعنی مارکسیت‌ها، اسلام گرا‌ها و ملی گرا‌ها در حالی از دهه ۲۰ در دانشگاه فعال شدند که همزمان جریانات دانشجویی دیگری نیز در دانشگاه با شدت و حدت زیادی به دنبال جذب هوادار بودند که از جمله آن‌ها: ۱- سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، ۲- سازمان مجاهدین خلق ایران (مجاهدین اسلامی)، ۳- مارکسیست‌های منشعب از مجاهدین خلق (مجاهدین مارکسیست)، ۴- گروههای کوچک اسلامی محلی مثل گروه ابوذر نهاوند، گروه شیعیان راستین همدان، گروه الله اکبر اصفهان، گروه والفجر زاهدان ۵- گروههای کوچک مارکسیست که در دو گروه مستقل و وابسته قابل دسته بندی هستند. مستقل مثل سازمان آزادیبخش خلق ایران، گروه لرستان و سازمان آرمان خلق و شبکه‌های متعلق به احزاب سیاسی طرفدار مبارزه مسلحانه مانند گروه طوفان، سازمان انقلاب حزب توده، حزب دموکرات کردستان و اتحادیه کمونیست‌ها.

 هر چند با کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ رژیم پهلوی اقدامات سختگیرانه‌ای را برای فعالیت احزاب و دسته جات سیاسی در دستور کار قرار داد ولی جنبش دانشجویی تلاش کرد تا همچنان به فعالیت‌های خود ادامه دهد، بویژه اینکه شاه با بازکردن مجدد پای شرکت‌های آمریکایی و انگلیسی به اقتصاد ایران و بویژه در عرصه نفت و انعقاد قرارداد کنسرسیوم موجبات غارت بیش از پیش منابع کشور را فراهم آورده بود.
 اوج اعتراضات دانشجویی به عملکرد رژیم و دخالت بیگانگان در امور کشور را می‌توان در واقعه ۱۶ آذر ۱۳۳۲ مشاهده کرد. در ۱۴ آذر ۱۳۳۲ یعنی چند ماه پس از پایان دولت دکتر محمد مصدق، دانشجویان به منظور اعلام نارضایتی خود از کودتای ۲۸ مرداد و نیز اعتراض به ورود «دنیس رایت» کاردار جدید انگلیس به ایران اقدام به برپایی تظاهرات کردند.

 در حالی که این حرکت دانشجویی در خارج دانشگاه نیز طرفدارانی داشت، تظاهرات در روز ۱۵ آذر به خارج دانشگاه کشیده شد و منجر به درگیری و زخمی و بازداشت شدن تعدادی از دانشجویان گردید.

 در چنین شرایطی که خشم دانشجویان و مردم از هجوم نظامیان به اعتراضات دانشجویی رو به فزونی بود انتشار خبر قصد ورود نیکسون معاون وقت رئیس جمهور آمریکا به ایران اعتراض و خشم دانشجویان را دوچندان ساخت. وحشت شاه از گسترش این اعتراضات و ملتهب شدن فضای امنیت کشور در آستانه ورود این مقام بلند پایه آمریکایی به ایران موجب شد تا رژیم نیروهای زرهی خود را در روز ۱۶ آذر در داخل دانشگاه تهران مستقر کند.

 اعتراض دانشجویان به فضای کاملاً نظامی دانشگاه موجب درگیری‌های متعدد در محیط دانشگاه شد و بازداشت تعدادی از دانشجویان را نیز در پی داشت. در همین حال در دانشکده فنی اتفاقات به گونه‌ای دیگر رقم خورد.

 تعطیلی پیش از موعد کلاس از سوی مسئولین دانشکده با هدف جلوگیری از درگیری موجب شد تا دانشجویان در هنگام خروج و مواجه شدن با نظامیان اقدام به شعار دادن کنند. با ورود نظامیان رژیم به داخل دانشکده و تیراندازی آن‌ها به سوی دانشجویان، ۳ نفر از دانشجویان دانشکده فنی به نامهای مهدی شریعت رضوی، احمد قندچی و مصطفی بزرگ نیا به دست نظامیان به شهادت رسیدند و تعدادی نیز مجروح شدند. حادثه ۱۶ آذر که از سوی بسیاری از تشکل‌های دانشجویی حتی در خارج کشور محکوم شد به نقطه عطف مهمی در مسیر مبارزات دانشجویی تبدیل شد.

 در واقع اعتراضات دانشجویی در سال‌های بعد بویژه اعتراضات صورت گرفته به قرارداد کنسرسیوم نفت با جدیت بیشتری دنبال شد و تا دهه ۴۰ ادامه داشت که دارای نقاط عطفی همچون آغاز نهضت امام خمینی (ره) بود. قیام امام خمینی (ره) به عنوان مطرح‌ترین مرجع تقلید شیعیان در آن زمان و مخالفت جدی وی با برخی اقدامات رژیم پهلوی از جمله لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و قانون کاپیتولاسیون موجب شد تا موج همراهی دانشگاهیان و دانشجویان از تفکر و حرکت ایشان گسترش یابد.

 اما قاطبه دانشجویان که از سویی عملکرد رژیم پهلوی را منطبق با فرهنگ و اعتقادات خود نمی‌دانستند و با دخالت‌های بیگانگان در کشور مخالف بودند و از سوی دیگر نسبت به اصالت و اهداف واقعی برخی جریانات چپ و ملی گرا در محیط دانشگاه دچار تردید شده بودند به تدریج جذب اندیشه‌های الهی امام خمینی (ره) شدند و مبارزه علیه رژیم در کنار روحانیون را برهم پیمانی با سایر دسته جات ترجیح دادند، به طوری که ارتباط حوزه و دانشگاه به تدریج شکل گرفت.

 پس از سخنرانی امام راحل در عصر عاشورا که منجر به دستگیری ایشان شد رژیم پهلوی به منظور جلوگیری از اعتراضات دانشجویی، دانشگاه تهران را با تانک و نیروهای مسلح به محاصره در آورد. اما قیام ۱۵ خرداد شکل گرفت و در نتیجه آن گرایش‌های اسلامی در محیط دانشگاه‌های مختلف کشور گسترش یافت.
در عین حال در همین دوران جریاناتی چون نهضت آزادی که تلفیقی از اندیشه اسلام گرایی و لیبرال بود و یا سازمان مجاهدین خلق با اندیشه تلفیقی از اسلام گرایی و مارکسیسم شکل گرفت. هر چند جریانات چپ که معتقد به فعالیت‌های مسلحانه برای مقابله با رژیم بودند به تدریج سرکوب شدند ولی باز هم تکثر اندیشه‌ها و تفکرات در محیط دانشگاه‌ها وجود داشت.

 با این حال در کنار شکل گرفتن اندیشه‌های حضرت امام (ره) در محیط دانشگاه افرادی چون دکتر شریعتی، مرتضی مطهری، دکتر مفتح و... به تدریج نقش پر رنگی را در خط دهی به جامعه دانشگاهی پیدا کردند که آثار آن در سال‌های بعد و بویژه پیروزی انقلاب اسلامی ایران غیر قابل انکار است.

البته در سال‌های قبل از انقلاب جریان‌ها مذهبی به دلیل جو خفقان آوری که وجود داشت سعی می‌کردند تا فعالیت‌های دانشجویی خود را بیشتر در قالب برنامه‌هایی چون کوهنوردی، جلسات سخنرانی مخفی، تئا‌تر، برگزاری برنامه‌های فرهنگی و مذهبی در مسجد دانشگاه، برپایی نمایشگاه کتاب، توزیع کتب مختلف، انتشار اعلامیه و... دنبال کنند.

اقداماتی که نقش موثری در روشنگری جامعه و بویژه جوانان و دانشجویان و جهت دهی آن‌ها به سوی اهداف نهضت امام خمینی (ره) داشت و در ‌‌نهایت زمینه‌های پیروزی انقلاب اسلامی ایران در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ را فراهم کرد.

 با پیروزی انقلاب اسلامی و در شرایطی که مردم و نیروهای مذهبی به دنبال مبارزه کامل با باقی ماندگان رژیم پهلوی بودند، جریان‌های مارکسیستی و التقاطی با نفوذ در داخل دانشگاه‌ها ضمن تصرف بسیاری از اماکن و ساختمان‌های اصلی به دنبال تثبیت تفکر خود در مراکز دانشگاهی بودند. در چنین فضایی که ده‌ها جریان فکری و سیاسی در دانشگاه‌ها مشغول فعالیت و انتشار افکار خود بودند، دانشگاه‌ها به نوعی پالایش و بازنگری نیاز داشتند تا جریان اصیل انقلاب نبض آن را در دست گیرد.

اما تحقق چنین شرایطی بسیار سخت و دشوار بود و به همین علت می‌توان گفت یکی از مراحل بسیار سخت دانشگاهای ایران در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سالهای منتهی به انقلاب فرهنگی بود. از ویژگی‌های دانشگاه‌ها در این مقطع بحث و جدل‌ها و تجمع‌های مختلفی بود که از سوی طیف‌های مختلف دانشجویی صورت می‌گرفت.

اما جریان مذهبی دانشگاه‌ها خود را در مقابل چند وظیفه می‌دید، از سویی حراست از محیط دانشگاه و تلاش در جهت جلوگیری از نفوذ و رسوخ تفکرات غیر انقلابی به دانشگاه‌ها را وظیفه خود می‌دانست. از سوی دیگر دانشجویان به عنوان قشر روشنفکر و پیشرو انقلاب، می‌بایست نقش جدی و موثری را درجهت نهادسازی در نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران ایفا کند که از جمله آن‌ها نقش موثر بسیاری از دانشجویان در تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بسیج مستضعفین، جهاد سازندگی، نهضت سواد آموزی و امثال آن بود.
علاوه براین دانشجویان به دنبال آن بودند تا با هوشیاری زمینه هرگونه توطئه و خیانت را از دشمن بگیرند که نمونه آن نقش دانشجویان در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ بود.

در عین حال انجمن‌های اسلامی به تدریج در دانشگاه‌ها در حال شکل گرفتن بود. تشکل‌هایی که مایل بودند تا با ایجاد نوعی سازماندهی و تمرکز، نهادی را متشکل از انجمن‌های اسلامی دانشگاههای مختلف شکل دهند. از همین رو در تابستان سال ۱۳۵۸ جمعی از دانشجویان دانشگاههای مختلف پس از دیدار با امام خمینی (ره) به طور جدی در اندیشه تشکیل اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان افتادند.
اتحادیه‌ای که پسوند دفتر تحکیم وحدت را نیز برای خود انتخاب کرد و از جمله اقدامات اصلی آن نقش آفرینی در جریان تسخیر لانه جاسوسی بود. دفتر تحکیم وحدت در این زمان اهدافی چون حراست از انقلاب اسلامی، مقابله با دشمنان و مبارزه با گروههای التقاطی و مارکسیستی را برای خود ترسیم کرد.

با این وجود جو دانشگاه‌ها همچنان ملتهب بود، به همین دلیل تفاهمی نیز میان نیروهای انقلابی بوجود آمد تا به منظور ساماندهی به محیط دانشگاه‌ها انقلاب فرهنگی شکل گیرد.

با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، دانشجویان یکی از وظایف اصلی خود را نقش آفرینی در عرصه دفاع مقدس تعریف کردند که حقیقتا توانستند وظیفه خود را در این جهت به نحو شایسته‌ای انجام دهند بطوری که بسیاری از فرماندهان و افراد تاثیرگذار ۸ سال دفاع مقدس از میان دانشجویان و دانشگاهیان بودند.

هر چند در دوران جنگ تحمیلی تا حدی جنبش دانشجویی به دلیل تمرکز بر مسئله دفاع مقدس با نوعی رکود در پیگیری اهداف فرهنگی و سیاسی خود مواجه شده بود ولی پس از آن جنبش دانشجویی از سویی بر مطالبات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مردم متمرکز شد و بسیاری از موضع گیری‌های خود را در این جهت شکل داد و از سوی دیگر در مسیر سازندگی کشور نقش آفرینی موثری را آغاز کرد. با این حال تکثر تشکل‌های دانشجویی که اختلاف سلیقه‌های سیاسی از ویژگی‌های آن بود موجب شد تا به تدریج جنبش دانشجویی به چند پاره گی سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی نزدیک شود.

برخی از این تشکل‌ها با تاثیر پذیرفتن از تفکرات وارادتی و الگوهای غربی به نوعی در تضاد با اهداف و ارزش‌های نظام قرار گرفتند که نتیجه آن اتفاقات ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و دسته بندی‌های پس از آن بود که تا سالهای اخیر ادامه داشته است.

- ویژگی‌های جنبش دانشجویی:
 جنبش دانشجویی اگر چه در دوره‌های مختلف بنابه اقتضائات سیاسی باید از برخی وجوه تمایز به لحاظ تفاوت‌های فرهنگی و ایدئولوژیکی برخوردار باشند ولی در مجموع از ویژگی‌ها و خصوصیاتی برخوردارند که رمز ماندگاری و بقای این جنبش نیز محسوب می‌شوند. اصلیترین این ویژگی‌ها عبارتند از:

۱- جوانی: اصولاً یکی از ویژگی‌ها و خصوصیات ذاتی دانشگاه جوانی آن است. چرا که همواره افرادی به این محیط وارد می‌شوند که در بهترین سال‌های جوانی قرار دارند و سر شار از شور و نشاط و انرژی هستند. همین امر موجب شده است تا دانشگاه‌ها از انرژی بالایی برای واکنش نشان دادن به تحولات و رخدادهای محیطی برخوردار باشند. مقام معظم رهبری در این باره چنین فرموده‌اند:
 «مادامی که دانشگاه جای جوانانی است که فاصله سنی تقریباً مشخص هفت، هشت، ده ساله دارند و مادامی که در دانشگاه، دانش و به تبع آن روشنفکری در این سن به این سن منتقل می‌شود، همواره باید از دانشگاه انتظار برانگیختگی داشت.»
طبعاً این ویژگی چنانچه به خوبی شناسایی شده و بی‌تجربگی‌های ناشی از جوانی از طریق پاسخگویی سریع و دقیق به شبهات ذهنی جبران شود، فرصت‌های مناسبی را در اختیار هر کشوری قرار می‌دهد و جنبش‌های دانشجویی با اعضای جوان و پرانگیزه در خدمت تحقق اهداف کشور قرار می‌گیرند.

۲- دانشجویان معمولاً خود را روشنفکر می‌دانند. در شزایطی که بسیاری از روشنفکر‌ها و روشنفکرنما‌ها و کسانی که خود را مدافع دانشجو و حقوق از دست رفته مردم می‌دانستند در دام وابستگی به غرب و شرق گرفتار شده و به دین و فرهنگ خودی پشت پا می‌زنند، دانشجویان و جنبش‌های اصیل دانشجویی معمولاً تلاش می‌کنند تا با جنبشی هدفمند و تفکرات روشنفکری برگرفته از فضا و اقتضائات واقعی جامعه، آرمان‌ها و ارزش‌های مورد نظر خود را دنبال کنند.

دانشجویان به دلیل آشنایی با علوم جدید و بهره‌مندی از دانش و بهره سیاسی و اجتماعی و فرهنگی بالا، خود را برای پرچمداری حرکت‌های مردمی محق می‌دانند. البته برخی معتقدند دانشجویان حلقه واسط روشنفکران و مردم هستند که مراد از تعبیر روشنفکر‌ها اساتید دانشگاه‌ها هستند، با این حال به نظر می‌رسد جنبش‌های دانشجویی در بسیاری موارد پیشرو‌تر از اساتید هستند.

۳- جنبش‌های دانشجویی معمولاً وابسته نیستند. بررسی‌ها نشان می‌دهد جنبش‌های دانشجویی کمتر تابع منافع گروه و جناح خاص سیاسی بوده‌اند. ممکن است آرمان‌ها و اهداف جنبش دانشجویی با یک یا چند حزب مشترک باشد ولی جنبش دانشجویی هیچ تعلق و پایبندی نسبت به تداوم این اشتراکات ندارد. در واقع جنبش دانشجویی هیچ علاقه‌ای ندارد که به پیچ و مهره‌های ماشین احزاب و گروه‌های سیاسی و آلت دست آن‌ها تبدیل شود، چرا که جنبش دانشجویی حرکتی آگاهانه و مبتنی بر شعور سیاسی دانشجویان است. حق طلبی و آزاداندیشی جنبش دانشجویی موجب شده است تا در مقابل خواسته‌ای جریانات مختلف سر تسلیم فرود نیاورند و صرفاً اهدافی را دنبال کنند که درتصور صنفی خود آن‌ها را حق و برای جامعه ضروری ولازم می‌دانند.

۴- با این حال ایدئولوژی‌ها و رویکردهای جنبش دانشجویی تا حد زیادی متاثر از شرایط حاکم بر جامعه و دانشگاه است. مرام و مسلکی که جنبش دانشجویی برای خود بر می‌گزیند رویکردهای اجرایی و نگاه ارزشی این جنبش را تعیین می‌کند و این رویکرد‌ها چسبندگی زیادی با برداشت‌های این جنبش‌ها از نیازهای جامعه دارد.

۵- استکبار ستیزی یکی دیگر از ویژگیهای جنبش دانشجویی است. دانشجویان معمولاً با‌شناختی که از سابقه دخالت‌های بیگانگان و اهداف شوم استکبار در کشور دارند، استکبار و جلوه‌های اصلی آن در دهه‌های گذشته یعنی انگلیس و آمریکا را عامل اصلی عقب ماندگی، تفرقه و رفتارهای ضد فرهنگی جامعه می‌دانند. روح استکبار ستیزی جنبش دانشجویی در همه تحولات ازجمله درحمایت ازنهضت ملی کردن نفت، اعتراض به کودتای ننگین۲۸مرداد ۱۳۳۲، واقعه۱۶آذر۱۳۳۲، حمایت ازآغازنهضت امام خمینی (ره) در۱۵خرداد۱۳۴۲، مشارکت جدی درپیروزی انقلاب اسلامی وتسخیرلانه جاسوسی آمریکا در۱۳آبان۱۳۵۸بخوبی مشهود است.

۶- جنبش دانشجویی نقش پیشرو را در بسیاری از تحولات دارد. در حقیقت جنبش دانشجویی این رسالت را همواره برای خود احساس می‌کند که در مسیر روشنگری و بیداری جامعه و بویژه نسل جوان نقش موثرتری را نسبت به سایر اقشار ایفا کند. دانشگاه و دانشجو به لحاظ موقعیت خاص خود از بسیاری قشرهای دیگر جامعه سریع‌تر در جریان چالش‌های جامعه و حکومت قرار می‌گیرد و به همین دلیل این فرصت را دارد تا با نقد سریع و هوشمندانه، در واکنش نشان دادن و تعیین مسیر درست برای خروج از چالش‌ها، پیشگام شود. مقام معظم رهبری که همواره عنایت و توجه خاصی به دانشجویان و ضرورت تقویت جنبش‌های دانشجویی داشته و دارند در این زمینه معتقدند:
 «در همه جای دنیا، دانشجویان یکی از قشرهای پیشرو هستند. علت هم واضح است. روح ناآلوده جوان، هنگامی که با ذهن و فکر روشن ناشی از تحصیل و با دید بصیر و آگاهی همراه می‌شود، ترکیب خیلی ممتاز و فاخری بوجود می‌آورد. آن ترکیب‌‌ همان دانشجو است. به این خاطر است که دانشجویان همیشه از قشرهای پیشتازند.»

۷- جنبش دانشجویی به دنبال کسب قدرت نیست. اصولاً دانشگاه به گونه‌ای نیست که برای رسیدن افراد به قدرت و مناصب سیاسی فرصت سازی کند و دانشجویان نیز معمولاً بدون هیچ ذهنیت و منفعت طلبی سیاسی و مالی وارد جنبش دانشجویی می‌شوند. به همین دلیل هم هست که جنبش دانشجویی هیچ‌گاه مصلحت اندیش نیست و با هر چالش و مانعی که در مقابل آرمان‌ها وارزشهای خود برخوردکند به اعتراض برمی خیزد وحتی به پرخاشگری دست می‌زند.

 
- جنبش دانشجویی باید‌ها و نبایدهای آن در مقطع کنونی

جنبش دانشجویی دارای ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های فراوانی است که در صورت بهره گیری صحیح از آن می‌تواند به فرصتی برای توسعه و بالندگی و افزایش اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران تبدیل شود. در حقیقت بسیاری از اهداف کشور در مسیر‌های توسعه علمی، سازندگی و تربیت نیروی انسانی و مدیران کارآمد می‌تواند به کمک تشکل‌های دانشجویی صورت پذیرد.
از همین رو جنبش دانشجویی در حال حاضر با تکلیف و رسالتی عظیم روبرو است که حرکت در مسیر آن نیازمند شناخت و عمل به وظایفی است که جامعه و نظام از این تشکل‌ها انتظار دارد. در شرایط کنونی نسل جوان کشور با ورود به محیط دانشگاه در معرض اندیشه‌ها و تفکرات مختلفی قرار می‌گیرد که جریان‌های مختلف سیاسی و فرهنگی آن‌ها را منتشر می‌کنند.

 جنبش دانشجویی اصیل در حال حاضر که دشمنان داخلی و خارجی نظام تمام هم خود را بر به انحراف کشیدن این جوانان و حذف انگیزه‌های آن‌ها از پشتیبانی تنها نظام حکومتی مبتنی بر مردمسالاری دینی در جهان بکارگرفته‌اند می‌تواند با آماده سازی شرایط فکری و ذهنی جوانان و ارائه تحلیل‌های قوی و عمیق از تحولات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی داخل وخارج کشور زمینه مشارکت آن‌ها را در عرصه‌های گوناگون فراهم آورند. لازمه وجود چنین کارکردی در جنبش دانشجویی و تشکل‌های هوشیاری آنهاست تا فریب تبلیغات گسترده غرب و دشمنان اسلام و فرهنگ و تمدن ایران را نخورند.

پیش نیاز چنین اتفاقی نیز تلاش بیشتر جنبش دانشجویی در حساسیت نشان دادن به اوضاع کشور و جهان اسلام و شناخت واقعیات نظام بین الملل است. غرب و دستگاه گسترده رسانه‌ای آن با هدف از بین بردن پشتوانه‌های مردمی و دانشگاهی نظام جمهوری اسلامی ایران، کشورمان را متهم به مواردی چون نقض حقوق بشر، حمایت از تروریسم و تلاش در جهت تولید سلاح هسته‌ای می‌کند که البته خود غربی‌ها در همه این موارد پیشتازند. در واقع هوشیاری جنبش دانشجویی و تلاش در جهت تحلیل واقع بینانه این شرایط موجب می‌شود تا دانشجویان در دام تبلیغات سوء و مغرضانه بیگانگان نیفتند.

از سوی دیگر جنبش دانشجویی باید از هرگونه در افتادن در دام فعالیت‌های حزبی و سیاسی کاری بپرهیزد. اصالت جنبش دانشجویی به استقلال آن و دوری از زدو بند‌های سیاسی احزاب و تشکل‌های فعال در کشور است. جنبش دانشجویی هنگامی که گرفتار چنین جریاناتی شود به یک ابزار تبدیل می‌شود که از خارج دانشگاه هدایت می‌شود.

بدون شک جنبش دانشجویی با پرهیز از چنین مسائلی می‌تواند در جهت تحقق مطالبات برحقی که از جنبش دانشجویی وجود دارد گام بردارد، نسل جوان کشور را برای مدیریت جامعه آماده سازد، بسترهای لازم را برای تحقق اهداف جنبش نرم افزاری آماده کند، هرگونه انحراف و کژتابی را در مسیر تحقق اهداف نظام گوشزد کند و به خوبی در مقابل توطئه‌ها و ترفندهای استکبار جهانی موضع گیری نماید.
اما در مقابل نظام و دولت برآمده از آن هم باید با ایجاد فضای باز سیاسی برای دانشجویان و تشکل‌های اصیل دانشجویی، به پرورش آگاهی‌های سیاسی دانشجویان همت گمارد تا دانشجو و جنبش دانشجویی در تقابل با هرگونه تفکر سیاسی اعم از اندیشه‌های سیاسی درون و برون دانشگاهی بتواند آگاهانه و هوشیارانه موضع گیر کند.

غفلت از افزایش بینش سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دانشجویان موجب حرکت آن‌ها به سوی افکار فریبنده دشمنان می‌شود. البته دولت و دستگاه‌های مسئول نباید هیچ‌گاه به دنبال دولتی کردن این جنبش باشد، چراکه هویت جنبش دانشجویی با استقلال آن زنده است، بلکه دولت باید با پاسخگویی به مطالبات و شبهات دانشجویان و ارائه اطلاعات سیاسی لازم به آن‌ها، دانشجویان را به سمت موضع گیری‌های عقلانی و درست سوق دهد.

مسئولان اجرایی باید پاسخگویی به پرسش‌های دانشجویان را وظیفه حساس و اصلی خود بدانند و همواره در محیط‌های دانشجویی مشارکت جدی و فعال داشته باشد.

طبعا در چنین شرایطی چون جنبش دانشجویی نیز مبتنی بر عقل و منطق و صداقت شکل گرفته است، واکنش‌ها و ابزارهای معطوف به آن در جامعه دانشجویی نیز از همین ویژگی برخوردار خواهند شد و دانشجو به این درک خواهد رسید که رویه‌هایی چون ایجاد درگیری و نزاع و لطمه زدن به اموال عمومی نه درشان دانشجویان است و نه فعالیت سیاسی محسوب می‌شود بلکه فقط موجب سوء استفاده دشمنان خواهد شد.

جنبش دانشجویی باید شعار را با شعور همراه سازد و علم را با آگاهی وبصیرت درآمیزد و مرز میان نقد سازنده و دلسوزانه با تخریب و فتنه انگیزی را به خوبی تمیز دهد. جنبش دانشجویی می‌تواند آینده ساز نظام و انقلاب باشد و ایران اسلامی را به جایگاه واقعی خود از همه جنبه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی برساند.

کار‌شناس سیاسی و مدرس دانشگاه
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟