صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

بازخواني پرونده دروغگويي

گفت‌وگو با دكتر مجيد تفرشي
کد خبر: ۲۶۸۳۸
| |
16271 بازدید

روز گذشته، روزنامه «ديلي ‌تلگراف» به قلم «كان‌ كاكلين»، روزنامه‌نگار قديمي و ضد ايراني نشريات آمريكا و بريتانيا، مدعي شد كه سران القاعده، نامه تشكرآميزي به دولتمردان ايران فرستاده‌اند.
اين نويسنده دروغ‌پرداز كه پيش از اين، با انتشار تخيلات خود، دولت را به همكاري با گروه تروريستي القاعده متهم كرده بود، با واكنش‌هايي روبه‌رو‌ شد، از جمله شكايت برخي گروه‌هاي صلح‌طلب انگليسي از وي به دادگاه انگلستان.
از همين روي، دكتر مجيد تفرشي، تاريخ‌نويس و روزنامه‌نگار ايراني مقيم بريتانيا، درباره اين نويسنده و ادعاي اخير وي گفت‌وگوي مكتوبي ارايه كرده است كه شرح آن را مي‌خوانيد.

• به نظر شما، هدف و انگيزه كاكلين و ديلي‌تلگراف از انتشار اين‌ گونه اخبار چيست؟
دكتر مجيد تفرشي: در روزهاي گذشته، روزنامه دست راستي ديلي تلگراف، چاپ لندن دور جديدي از کارزار تبليغاتي و خبري خود عليه ايران را آغاز کرده است. مرحله جديد اين کارزار که البته پيشتر نيز وجود داشت، ولي تا اندازه‌اي فروکش کرده بود، به دنبال انتخاب باراک اوباما به رياست جمهوري آمريکا آغاز شده و در تلاش است تا با جوسازي رسانه‌اي، امکان هرگونه تجديدنظر در سياست خارجي واشنگتن در برابر خاورميانه به طور کلي و به ويژه و مذاکره و ارتباط مستقيم با ايران را از اوباما و تيم همکار او بگيرد.

از همين روي، در روزهاي اخير، کان کاکلين (کافلين) نويسنده قديمي و سرشناس گروه رسانه‌اي ديلي تلگراف، بار ديگر، ادعاي قديمي و جنجالي خود درباره ارتباط و همدستي حکومت ايران با شبکه تروريستي القاعده را مطرح کرده است؛ يک روز پس از مسأله ضرورت حل همزمان مشکل هسته‌اي و امنيتي ايران و القاعده براي حل معضل خاورميانه به عنوان راهکاري فراروي اوباما مطرح مي‌شود و روز بعد، از نامه تشکرآميز ايمن الظواهري، فرد دوم در رهبري القاعده به مسئولان ايراني سخن به ميان مي‌آيد که طي آن، الظواهري از ايران براي کمک به فعاليت‌هاي تروريستي ضد آمريکايي در منطقه و به ويژه در يمن تقدير و تشکر کرده است.

اين البته نخستين بار نيست که جريان‌هاي حامي سياست‌هاي جناح جنگ‌طلب هيأت حاکمه کنوني آمريکا فعال در چرخه رسانه‌اي بريتانيا و به ويژه روزنامه ديلي تلگراف و شخص کاکلين چنين ادعاهايي را مطرح مي‌کنند. درست دو سال پيش، بلافاصله پس از آن که توني بلر در نطقي رسمي از ضرورت كمك از ايران و سوريه براي حل معضلات خاورميانه سخن به ميان آورد، کاکلين در دو مقاله، آن هم در يک روز از قول مقامات امنيتي، يک مقام ارشد وزارت خارجه بريتانيا و آژانس‌هاي امنيتي غربي، مدعي شد که ايران، رهبري شبکه القاعده را در دست گرفته  و رئيس‌جمهور اين كشور نيز قرار است به زودي جانشين اسامه بن لادن در القاعده شود!
 
شما در همان هنگام نيز واكنش‌هايي در اين زمينه داشتيد؟
* دو سال پيش در چنين روزهايي با انتشار مقاله‌اي به زبان‌هاي فارسي و انگليسي ـ که در تعداد بسياري از سايت‌ها و مؤسسات بين‌المللي ضد جنگ بازتاب داشت ـ از پوشالي و دروغ بودن بيشتر نوشته‌هاي اين روزنامه‌نگار کهنه‌کار انگليسي خبر داده و با تحليل حدود پنجاه مورد از نوشته‌هاي وي، ثابت کرده بود که اکثر قريب به اتفاق نوشته‌هاي کاکلين، منبع قابل رديابي ندارد و نمي‌توان درستي و نادرستي آن را دريافت.
تقريبا منابع افشاگري‌هاي کاکلين عليه ايران از اين دست هستند: مقامات لبناني، يک سرباز اسرائيلي، يک ديپلمات ارشد اروپايي، يک مقام نزديک به مذاکره کنندگان آژانس، يک مقام ارشد آمريکايي، يک فرمانده ارشد اسرائيلي، يک مقام ارشد امنيتي غربي و منابع مجهولي از اين دست که مطلقا قابل رديابي و ارزشگذاري از نظر درستي و نادرستي نيستند.

در اين پژوهش رسانه‌اي، نشان دادم که تنها يکي از مقالات کاکلين از نظر منبع قابل رديابي و داراي مأخذ مشخص بود و آن مطلبي بود به نقل از سازمان «مجاهدين خلق ايران» که در آمريکا و اروپا رسما به عنوان يک گروه تروريستي غيرقانوني و فعاليتش ممنوع اعلام شده است.
اندکي بعد و به استناد مقاله من، سازمان ضد جنگ بريتانيايي «کارزار عليه تحريم و حمله نظامي به ايران» (کاسمي) به استناد اين پژوهش رسما عليه گروه مطبوعاتي تلگراف و شخص کاکلين به دادگاه مطبوعات بريتانيا شکايت کرد.
البته بايد گفت تأثير مقاله من درباره شيوه کار اين روزنامه‌نگار بريتانيايي تا اندازه‌اي بود که در بيوگرافي کاکلين در سايت ويکيپديا نيز بخشي به آن اختصاص يافت؛ هر چند اين بخش بلافاصله توسط وي و دوستانش از ويکيپديا پاکسازي شد.

من در آن مقاله و در بررسي نوشته‌هاي کاکلين، صرفا بر پايه تجربه و مشاهده استدلال کرده بودم که هرگاه و در هر مرحله‌اي، احتمال گشايشي در روابط ايران و غرب مطرح مي‌شود، آقاي کاکلين ناگهان با يک خبر دست اول و افشاگري مهم يک خطي ـ که به سرعت به تيتر يک برخي روزنامه‌ها تبديل مي‌شود ـ وارد ميدان شده و با مقادير بسياري پس‌زمينه و پيش‌زمينه و آب وارد مطلب کردن، تلاش مي‌کند تا نشان دهد که ايران مذاکره نا‌پذير و اصلاح نشدني است و دولت‌هاي غربي بايد گفت‌وگو با اين حکومت را فراموش کنند و صرفا در پي تغيير حکومت ناگهاني در تهران باشند.
من در آن زمان، تنها تحليل و برداشت خود را اعلام کردم، ولي چنان که گفته خواهد شد، بعدها دقيقا ارتباط سيستماتيک روزنامه‌نگاراني مانند کاکلين در چند مرحله و توسط ديگران فاش شد و من نيز در اين زمينه به اطلاعات جديدي دست يافتم.

کاکلين با انتشار حدود دويست مقاله با موضوع ايران در نشريات راستگرا و جنگ‌طلب بريتانيايي و آمريکايي چون ديلي تلگراف، ساندي تلگراف، نيويورک سان، واشنگتن تايمز، اسپکتيتور و نشنال ريويو، بي‌گمان يکي از پرکارترين روزنامه‌نگاران ضد ايراني در اروپا و آمريکا در سال‌هاي اخير به شمار مي‌رود.
کارنامه کاکلين 53 ساله در زمينه انتشار کتاب نيز از نظر کمي پربار است. از او تاکنون حدود ده عنوان کتاب به چاپ رسيده که از آن ميان، چهار عنوان به زندگي و زمانه صدام حسين اختصاص دارد. کاکلين ضمنا يک کتاب هم به مناسبت سي‌امين سالگرد انقلاب ايران زير چاپ دارد که قرار است در دو ماه آينده منتشر شود.
وي همان روزنامه‌نگاري است که در آستانه جنگ آمريکا و عراق در مارس 2003، با طرح ادعاهايي چون امکان دسترسي سريع ماشين جنگي رژيم صدام حسين به جنگ‌افزارهاي کشتار جمعي در 45 دقيقه (که مورد سوءاستفاده توني بلر، نخست وزير وقت بريتانيا براي توجيه حمله به عراق قرار گرفت و سرانجام منجر به مرگ مشکوک دکتر ديويد کلي شد) به تسريع جنگ کمک کرد.
 
آيا اين گفته‌ها از سوي برخي افراد وابسته به محافل امنيتي بريتانيايي و آمريكايي در نشريات كشورهاي غربي منتشر شد تا زمينه‌هاي جنگ عراق را براي نيروهاي ائتلاف و فشار بين‌المللي روي ديكتاتور وقت عراق افزايش دهد؟
* بعدها البته دقيقا معلوم و افشا شد که اين ادعا، نه از سوي بلر و نه حتي توسط کاکلين اختراع نشده و بخشي از برنامه درازمدت فرسايشي تبليغاتي ـ رسانه‌اي سازمان‌هاي امنيتي آمريکا و بريتانيا و به ويژه «اس.آي.اس»، معروف به ام.اي.سيکس، سازمان امنيت خارجي بريتانيا براي توجيه حمله نظامي به عراق بوده است.
از سوي ديگر، سال گذشته در يک اقدام نه چندان معمول، «سر ريچارد ديرلاو»، مدير کل سابق سازمان «ام.آي.سيکس» که مسئول امنيت خارجي بريتانياست، در يک سخنراني عمومي در دانشگاه علوم اقتصادي و سياسي لندن (ال.اس.اي) شرکت کرد. 
در بخش پاياني پرسش و پاسخ اين نشست که به دليل طفره رفتن وي از پاسخگويي به جنجال کشيده شد و فيلم آن نيز در اينترنت موجود است، يکي از حضار به نام خانم «آني مکان» که بعدها دريافتم از مأموران سابق و ناراضي سازمان امنيت داخلي بريتانيا بوده، از ديرلاو درباره تداوم وجود و فعاليت شبکه «آي.او.پي.اس» در اينتليجنس سرويس سؤال کرد که آيا هدف اصلي آن گمراه کردن افکار عمومي با دادن اطلاعات و گزارش‌هاي دروغ به رسانه‌هاي عمومي از طريق روزنامه‌نگاران مورد حمايت دستگاه‌هاي امنيتي است؟

ديرلاو که قاعدتا بايد اين موضوع را به شدت تکذيب مي‌کرد، در کمال شگفتي تنها پاسخ داد: من نمي‌خواهم به پرسش‌هاي دقيق و مشخص پاسخ دهم.
پس از آن جلسه، از خود خانم مکان ـ که بعدها فهميدم شريک زندگي ديويد شيلر، جاسوس جنجالي و افشاگر ام. آي.سيکس بوده ـ کتاب مهم و پر از اطلاعات خانم مکان با نام «جاسوسان، دروغ‌ها و افشاگران: ام.آي فايو، ام.آي سيکس و ماجراي ديويد شيلر» درباره عملکرد سازمان‌هاي امنيتي بريتانيا را مطالعه كردم. خانم مکان گفت: سؤالش از ديرلاو در واقع، بخشي از کتابش است و مشخصا معطوف به فعاليت‌ها و نوشته‌هاي امثال کان کاکلين است. جالب آن که نه او و نه من تا پيش از آن از نوشته‌هاي يکديگر درباره کاکلين و عملکرد او خبر نداشتيم.

در يک رويداد مرتبط با موضوع کاکلين، حدود سه ماه پيش (در آغاز ماه اوت 2008)، «ران ساسکيند»،  روزنامه‌نگار سرشناس 49 ساله نيويورکي و برنده جايزه مشهور پوليتزر، کتابي را در 428 صفحه با نام «راه جهان: داستان حقيقت و آرزو در عصر افراطگرايي» منتشر کرد. بخش چهارم از فصل سوم اين کتاب به طور کاملا مستند به كارهاي سازمان‌هاي امنيتي آمريکا و بريتانيا در ارايه اسناد دروغين و گمراه کننده به چند روزنامه‌نگار غربي به ويژه کان کاکلين و انتشار آنان به عنوان افشاگري و مدارک مهم کشف شده توسط روزنامه‌نگار ماهر در راستاي گمراه ساختن افکار عمومي بين‌المللي و تهييج آنان عليه کشورهاي مورد نظر اختصاص دارد.
در اين کتاب، مفصل به ماجراي جنجالي «طاهر جليل حبوش التکريتي»، رئيس فراري سازمان امنيت عراق در حکومت صدام حسين و در آستانه جنگ عراق، پرداخت پنج ميليون دلار پول از سوي سازمان سيا به التکريتي براي جعل اسناد به سود آمريکا و متحدانش و انتشار آنها توسط کاکلين در ديلي تلگراف و ديگر رسانه‌هاي غربي پرداخته شده است. اتهامي که اگر بي پايه و حتي لرزان و اثبات‌ناشدني بود، تاکنون به طور جدي مورد اعتراض قضايي روزنامه‌نگار ديلي تلگراف و حتي سازمان‌هاي امنيتي غربي و تعقيب حقوقي ساسکيند منجر مي‌شد و البته تاکنون چنين نشده و جالب اينجاست که مبناي اصلي اسناد جعلي سيا که به نام ژنرال حبوش جعل و توسط کاکلين منتشر شدند نيز ارتباط حکومت صدام حسين با شبکه القاعده بودند.

کتاب ساسکيند در رسانه‌هاي بين‌المللي و مجامع روشنفکري جهان با استقبال گسترده‌اي روبه‌رو شد، ولي جريان اصلي رسانه‌اي در غرب به سادگي از شاه بيت آن يعني جعل اسناد توسط سازمان سيا و انتشار آنها توسط کاکلين و روزنامه‌نگاراني همانند وي گذشتند و تلاش کردند تا اين کشف را کم اهميت جلوه دهند.
ممکن است، در يک نگاه ابتدايي چنين گفته شود که نوشته‌هاي روزنامه‌نگاراني چون کاکلين چندان مهم نيستند و دنيا به خوبي مي‌داند که ايران از نظر فکري و روش سياسي، تناسبي با القاعده و رهبران آن ندارد، ولي تنها با يک نگاه ساده بر سايت‌هاي خبري روزهاي اخير، دريافته مي‌شود که اين گونه روزنامه‌نگاران در جهان رسانه‌اي، بسيار جدي گرفته مي‌شوند و سخنشان نه تنها در رسانه خودشان، بلکه در ديگر رسانه‌هاي سراسر جهان بازتاب گسترده‌اي يافته و به اسنادي انکارناشدني در روند پرونده‌سازي عليه ايران تبديل مي‌شود و حتي تکذيب بعدي نيز از تأثيرگذاري مخرب آنها بر افکار عمومي جهاني عليه ايران نمي‌کاهد.

با توجه به مواردي که مطرح شد، ساده‌انگارانه است اگر نوشته‌هاي پياپي و ادعاهاي شگفت‌انگيز امثال کان کاکلين را كارهايي فردي و غيرسازمان يافته تلقي کرد و نقش هدايت‌کننده و با برنامه‌ريزي مشخص سازمان‌هاي امنيتي و جاسوسي غربي در راستاي تخريب کشورهاي هدف حملات آنان را ناديده گرفت.
در جهان امروز و به ويژه در اروپا و آمريکا، براي دروغ پردازي‌ها و ايراد تهمت‌هايي به مراتب کمتر از اين، از افراد و مؤسسات شکايت مي‌شود، ولي دريغ که چه در موارد قبلي، (سواي سازمان غير دولتي و غير ايراني کاسمي)  و چه در اين مورد، هيچ گزارشي از اعتراض و شکايت رسمي مسئولان ايراني مطرح نشده و حداکثر به يک پاسخ کوتاه بي‌تأثير فرماليته بسنده شده است.
طبيعي است، سکوت رسانه‌اي و حقوقي دولتي و غير دولتي ايرانيان در برابر چنين دروغ‌پردازي‌هاي اثبات ناشدني در درازمدت، مي‌تواند به باز شدن راه براي توجيه افکار عمومي بين‌المللي و فضاسازي جهاني در راستاي تعرض به منافع ملي ايران منجر شود.
 
 
پي‌نوشت‌ها:
---------------------------------------------
1. http://www.telegraph.co.uk/opinion/main.jhtml?xml=/opinion/2008/11/21/do2102.xml
2. http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/middleeast/iran/3506544/Iran-receives-al-Qaeda-praise-for-role-in-terrorist-attacks.html
3. http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/1534142/Iran-plotting-to-groom-bin-Ladens-successor.html 

4. http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/1534143/Iran-is-training-the-next-al-Qaeda-leaders.html
5. http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=9405
6. http://www.indymedia.org.uk/en/2006/12/357870.html

7. https://www.indymedia.org.uk/en/2006/11/356160.html
8. http://www.bookrags.com/wiki/Con_Coughlin
9. http://en.wikipedia.org/wiki/Con_Coughlin

10. http://www.amazon.co.uk/gp/product/images/0230737137/sr=1-2/qid=1227604599/ref=dp_image_0/276-1117661-7852310?ie=UTF8&n=266239&s=books&qid=1227604599&sr=1-2
11. http://en.wikipedia.org/wiki/Richard_Dearlove
12. http://www.anniemachon.com/annie_machon/politics/
13 http://www.livevideo.com/video/rclark23/1E8F485B900C44498E90AD06E7088446/-war-criminal-ex-mi6-head-dea.aspx

14. http://en.wikipedia.org/wiki/Annie_Machon
15. http://www.amazon.co.uk/Spies-Lies-Whistleblowers-Shayler-Affair/dp/185776952X/ref=sr_1_1?ie=UTF8&s=books&qid=1227607527&sr=1-1
16. http://en.wikipedia.org/wiki/Ron_Suskind
17.  http://www.harpercollins.com/books/9780061430626/The_Way_of_the_World/index.aspx

18 .The Way of The World: A Story of Truth & Hope In An Age of Extremism, By Ron Suskind, Simon& Shuster, London, 2008, pp. 355-398 
19 . http://en.wikipedia.org/wiki/Tahir_Jalil_Habbush_al-Tikriti
20 . http://en.wikipedia.org/wiki/Habbush_letter
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۳۲ - ۱۳۸۷/۰۹/۰۶
شرایط بحرانی و انقجارآمیز اقتصاد دنیا
بویژه دنیای غرب در جستجوی بهانه و
زمینه چینی برای ایجاد اغتشاش هایی نظیر آنچه که در عصر صدام حسین اتفاق افتاد، هستند تا بخش مهمی از گرفتاری های موضعی خود را مجددا بر سر کشورهای نفتخیز خاورمیانه سرشکن نموده و در عین حال گام های دیگری را برای هژمون بر منابع نفتی خاورمیانه بردارند
ناشناس
|
Italy
|
۲۳:۰۸ - ۱۳۸۷/۰۹/۰۷
دكتر جان تلاش شما چون هميشه قابل تقدير و تشكر فراوان است من شخصا بارها و بارها با اين گونه غرض ورزي ها مواجه بوده ام و تاثيرات آن را هم به عينه ديده و لمس كرده ام نمونه بارز آن همانطور كه اشاره كرده ايد در مورد حمله آمريكا به عراق و سقوط صدام است. به طور قطع دست هايي در كار است تا جلوي برقراري روابط مناسب بين ايران و غرب را بگيرد ولي يك مساله را نبايد از نظر دور داشت و آن هم اين كه اگر تمام موانع را حذف كنيم و جاده صاف و آماده بهره برداري براي سياست خارجي ايران باشد و غربي ها به طرف ايران گسيل شوند يك سري موانع داخلي وجود دارد كه هميشه مانع اساسي محسوب مي شود
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟