فوتبال در مسير انحرافي!
امروز پس از گذشت يازده دوره از ليگ برتر هنوز مسوولان اجرايي با آيين نامه سازمان ليگ با تسامح و تساهل برخورد ميکنند. هنوز بخشهاي زيادي از اين آيين نامه وجود دارد که با غفلت روبه رو ميشود.
«فوتبال در مسير انحرافي» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش است.
در اين مطلب كه امروز 24 تير ماه منتشر شده است، ميخوانيد:
واقعيت انکار ناپذير اين است؛فوتبال ايران اين روزها مسير مناسبي را طي نميکند.
امروز پس از گذشت يازده دوره از ليگ برتر هنوز مسوولان اجرايي با آيين نامه سازمان ليگ با تسامح و تساهل برخورد ميکنند. هنوز بخشهاي زيادي از اين آيين نامه وجود دارد که با غفلت روبه رو ميشود.
امروز مديران و مسوولاني که دم از مبارزه با بازيکن سالاري ميزنند و هدايت باشگاههاي مردمي با سر در فرهنگي – ورزشي را بر عهده دارند وقتي پاي يک بازي مهم پيش ميآيد که نتيجه اش در حفظ يا از دست دادن صندلي مديريت شان تاثير گذار است، در تصميم گيريهاي عجيب از خطاهاي يک بازيکن که بدترين توهينها را به کادر فني و مديريت باشگاه کرده، بي تفاوت يا با کمترين جريمه عبور ميکنند.
امروز تيم ملي فوتبال کشورمان براساس پتانسيل و ظرفيت خود بازي نميکند و نتيجه نميگيرد.
امروز صحبتهايي پيرامون برگزار نشدن جام حذفي در فصل جاري مطرح ميشود که منطقي بنظر نميرسد.
امروز بر اساس کاستيهاي موجود، باز هم خطر کاهش سهميه ايران در ليگ قهرمانان آسيا فوتبال ما را تهديد ميکند.
امروز تناقص گوييهاي مسوولان فوتبال، جامعه فوتبال را دچار سردرگمي ساخته است و....... در کنار همه اين موارد به جرات ميتوان گفت : در عرصه برگزاري مسابقات ليگ هم ما هنوز نه تنها حرفهاي نيستيم، بلکه گامهاي اوليه حرفهاي گري را هم در بر نداشته ايم.
پيرامون همين موضوع سوالي که مطرح ميشود اين است :
آيا دخل ما براي اداره ليگ 18 تيمي کافيست؟
آيا ما از منابع انساني با کيفيت بهاندازه 18 باشگاه برخوردار هستيم؟
آيا متخصصان هدايت) مربيان(، کادر پزشکي براي محافظت از سلامت و برگشت بهنگام بازيکن به ميدان، مربيان بدنسازماهر، مربيان تمرين دهنده به نام، دروازه بان، بازيکن، ورزشگاه، و حتي عنصري به نام زمان – بدليل شرايط آب و هوايي و مناسبتهاي مذهبي وکثرت تعطيلات- براي برگزاري با کيفيت مسابقات فوتبال باشگاهي در اختيار داريم ؟
به يقين تجربه برگزاري مسابقات در اين ساليان نشان داده که پاسخ به اين سوال منفي است.
سوال ديگري که مطرح ميشود اين است :
آيا مدلي را که براي برگزاري مسابقاتمان انتخاب کرده ايم با شرايط و پتانسيل فوتبال ما همخواني دارد؟
پاسخ به اين سوال هم منفي است.
چرا ؟
پاسخ آن روشن است :
ما در آسيا هستيم اما کميت و کيفيت برگزاري ليگ مان با تقويم کشورهاي اروپايي منطبق است در حاليکه رقبايمان با برنامه ريزي بومي خود با برنامههاي قارهاي منطبق هستند نتيجه اين ميشود تيمي که از کشورمان در ليگ قهرمانان آسيا شرکت ميکند با يک ترکيب شروع ميکند و در صورت صعود به مرحله بالاتر، مجبور است با ترکيب فصل جديد در اين رقابتها شرکت کند.


