ایران: جامعه منتظر یا حرکت در راستای مدینه فاسقه؟
نیمه شعبان دیگری گذشت؛ اما این جامعه منتظر ایرانی، به چه اندازه به دنبال ایجاد مدینه فاضله آخرالزمانی است؛ جامعهای که بناچار باید در تقابل با مدینه جاهله قرار گیرد و از مدینه فاسقه دوری گزیند.
به گزارش «تابناک»، حکیم ابونصر محمد بن محمد فارابی، فیلسوف بزرگ مسلمان مشهور به معلم ثانی در قرن سوم هجری به نظامات سیاسی و اجتماعی در اندیشه اسلامی میپردازد.
او کمال مطلوب خود را در «مدینه فاضله» معرفی میکند و همچنین به شرح مداینی که در برابر مدینه فاضله قرار دارند میپردازد که از آن جملهاند «مدینه جاهله» و «مدینه فاسقه».
مدینه فاضله جامعهای است که در آن هر چیزی در جای خود است و همه افراد جامعه در راه رسیدن به غایت کمال در تلاشند. در واقع مردم در چنین جامعهای سعادت را در تحصیل کمال میجویند.
مدینه جاهله جامعهای است که مردم آن اصلا سعادت را نمیشناسند و اگر از سعادت برایشان بگویند، به سمت آن نخواهند رفت و تنها برای لذات جسمانی ارزش قایلند.
و مدینه فاسقه مدینهای است که در دانستهها و گفتهها و حتی باورها با مدینه فاضله مشترکند ولی اعمالشان همچون عمل مردمان مدینههای جاهله است.
پرده نخست: برجهایی که به سر مطبخ گردون دارند
تهران است و برجهایش. تهران است و پاساژ جام جم روبهروی صداوسیما با تیشرت دویست هزار تومنی و شلوار جین ۴۵۰ هزار تومنی. تهران است و پاساژ مریم با پیراهن هشتصد هزار تومنی و کفش نهصد هزار تومنی. تهران است و پاساژ محمودیه با ساعت رولکس ۱۷۰ میلیون تومنی؛ شهری که بستنی با روکش طلا به قیمت خون بیچارگان، ببخشید به بهای کاسهای چهارصد هزار تومن هرچند برای مدتی در آن فروخته میشد و همه این محصولات با این قیمتهای کاذب، مشتریان و خریداران خاص خودش را هم داشت که بیشتر از جوانان متمولی بودند که با پول پدرهایشان برای چشم و همچشمی، این قیمتهای گزاف را که در هیچ جای دنیا چنین قیمتهایی ندارند (یا کمتر جایی از دنیا) پرداخت میکردند؛ نوکیسگان یا کهنه کیسگانی که متأسفانه، دستکم قشری از آنان فرزندان مدیران و مسئولین هستند. حتی برخی از خانوادههای اینچنینی برای سرویس بهداشتی خود شیرآلات و... طلا از ایتالیا وارد میکنند.
رستورانهای گردون در ارتفاعات چند ده متری دیگر حتی از شر نگاههای کودکان فقیری که به شیشه میچسبیدند، خود را راحت کرده و با وجدانی آسوده در بلندای آسمان خراشها رفتهاند تا خراشهای فقر و تضاد بر پیکر جامعه را کمتر و کمتر حس کنند.
با نگاهی به پیرزن متکدی در ورودی ایستگاه مترو و نگاهی به این برجها، شعر مرحوم محمدرضا آقاسی را زیر لب زمزمه میکنم که میگفت:
برجهایی که به سر مطبخ گردون دارند
و به غارت شدگان قصد شبیخون دارند
پرده دوم: سر چهارراه، کودکان دوره گرد
ماشین پورشه، پشت چراغ قرمزی در شهرک غرب توقف کرده. کودک سیه چرده و خسته مدام خواهش میکند که از او چیزی بخرند. راکب پورشه با اشاره سر انگشت شیشههای ماشین را میبندد و به انتظار سبز شدن چراغ میماند و نگاه ناامید کودک دوره گرد!
میدان آزادی، جوانی سراسیمه سوار تاکسی میشود. زورگیرها تمام داراییاش را گرفتهاند. میخواهد به ترمینال جنوب برود و به کرمانشاه برگردد.
از پارکی در خیابان شوش میگذرم. مردان و زنان معتاد در گوشه گوشه پارک به استعمال انواع مواد مخدر مشغولند. خودم را به ترمینال جنوب رساندم. در پل هوایی روبهروی ترمینال، چند معتاد پایپهایشان را در دست گرفتهاند و مشغول کار خویش.
مردم عادی هم در پارکها و خیابانها بیتفاوت و بیخیال و بیهدف، مشغول خوشگذرانی و چاق کردن قلیان هستند... .
و حالا چنین جامعهای در شب نیمه شعبان، خیابانهای خود را بزک کرده و نام جامعه منتظر را نیز یدک میکشد؛ بدون اینکه دغدغهای برای اصلاح امور خود و حرکتی به سمت آرمانهای متعالی اسلام داشته باشد. تنها منتظر مردی است که از آسمانها آمده و امور آنان را اصلاح کند.
اما مگر خود خداوند نمیفرماید: «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم»؛ سوره رعد آیه ۱۱.
مگر میشود دم از حضرت حجت زد و گامی در راه مبارزه با مشکلات و سیاهیها و ظالمان عالم برنداشت؟!
مگر نه اینکه ما منتظر امامی هستیم که در وصفش میگوییم: این معز الاولیا و مذل الاعدا؟... این قاصم شوکة المعتدین؟ این هادم ابنیة الشرک و النفاق؟
جشنمان هم که خود حکایتی غریب دارد، اصلا جشن به نام تولد حضرت حجت (عج) آخرین ذخیره الهی و زنده کننده دین برگزار میشود، ولی متأسفانه در همین شب شاید بیش از هر شبی خون به دل حضرت کنیم.
در خیابانهای شهرهای گوناگون جامعه شیعیان به مناسبت تولد حضرت، مجالس مولودی از سوی متدینین و رقص و لهو و لعب از سوی افراد ناآگاه یا مغرض برپا شده و صدای ترقهها به آسمان بلند است و لیوانهای پلاستیکی شربت کف خیابانها رها؛ همین.
خلأ ناشی از نبود حرکتهای وسیع اجتماعی و مردمی ناظر به اهداف والای انسانی ـ الهی اسلام و رسیدن به جامعه محمدی و علوی و فاطمی و حسینی و جعفری و مهدوی در چنین روز و شبهایی بیشتر محسوس است.
دلخوشیم که عروسیهایمان را در شب تولد اماممان برگزار کنیم، ولی رعایت حلال و حرام را نمیکنیم. این وضعیت جامعهای است که واجبات را متروک گذاشته (به رغم دانستهها و گفتهها و حتی باورها) و به مستحبات مشغول است. جشنهای اینچنینی که خود یک عمل مستحبند (تازه در صورت رعایت واجبات و محرمات) اگر روح دیانت در آنها جاری نباشد، تنها به مناسکی خشک و بیمعنا تبدیل میشوند. حتی در مورد حج که یک عمل واجب است، حضرت امام خمینی میفرماید:
حج بیروح و تحرک و قیام، حج بیبرائت، حج بیوحدت و حجی که از آن هدم کفر و شرک برنیاید حج نیست. (صحیفه نور ـ جلد۲۱ ـ صفحه۷۴)
جامعهای که در آن مظاهر ظلم و تبعیض، تضاد طبقاتی، اعتیاد، کودکان کار، وضعیت نابه سامان عرصه درمان، سرمایه داری فزاینده و کاپیتالیسم لجام گسیخته، فوران شهوات و اعتیاد جنسی در جامعه، جامعهای مملو از دروغ و فریب و مردمی که میخواهند سر یکدیگر کلاه بگذارند و انواع اتهامزنی و افترازنی از سوی عوام و خواص در آن دیده میشود، جامعهای که روز به روز بیشتر در سبک زندگی آمریکایی غرق میشود و با سرعتی عجیب به سمت مصرف گرایی حرکت میکند، جامعهای که هر گروه خرافی و منحرفی به راحتی عدهای را دور خود جمع میکند، جامعهای که رتبه نخست فرسایش خاک و درصد بالای تخریب محیط زیست و میراث فرهنگی و تاریخی را داراست، جامعهای که شمار بسیاری در آن نسبت به همه آنچه گفته ش،د با بیتفاوتی محض میگذرند و تنها قبلهشان شکمشان و چاه ویل و سیری ناپذیر حرص و ولعشان است، چگونه خود را منتظر حضرت صاحب الزمان میداند؟
تنها با این دلخوشی که صدای برخی مولودیها در محلات طنین انداخته و یا ساعت یازده شب، یک دعای فرج خوانده و یا در سطح کلان شهرها به مناسبت نیمه شعبان آتش بازی برگزار شود؟
به قول شهید مرتضی مطهری:
«اگر در جامعهای عدالت اجتماعی برقرار نباشد، پایه معنویت هم متزلزل خواهد بود. منطق اسلام این است که معنویت را با عدالت توأم با یکدیگر میباید در جامعه برقرار کرد. بدون معنویت نیز، عدالت امکانپذیر نیست و از نظر قرآن، معنویت پایه تکامل است».
شاید همه بخواهیم تقصیر را گردن دیگران بیندازیم؛ اما اگر لحظهای به اهداف قیام جهانی بقیه الله بیندیشیم و شروع به اصلاح در سطح فرد و جامعه نماییم، کاری بسیار نزدیکتر به رضایت خدا و امام زمانمان کردهایم.
همه این گفتهها نافی وجود هزاران هزار انسان مخلص و عمل صالح و زیباییها در همین جامعه نیست، بلکه هدف توجه دادن به زشتیها و پلشتیهاست تا با رفع موانع، در راه نزدیک شدن به نقطه مطلوب گامی برداشته شود و ضمنا هر کار اصلاحگرانه اصیل قطعا تحت لوای انقلاب اسلامی خواهد بود و ضدانقلابی که در اقصای عالم از مشکلات موجود در جامعه ایران دم میزنند، هرگز گامی از سر عشق و ایثار در راه ملت و کشور و سعادت آن برنخواهند داشت.
اما در پایان باید پرسید، به نظر شما جامعه کنونی ما بیشتر شبیه به کدام یک از مدینههای فارابی است؟



