چه کسی رئیس جمهور شود؟
به جای سرمقاله
کد خبر: ۲۵۲۸۵
| | 23596 بازدید
هفت ماه زمان کمی نیست تا داوطلبان کاندیداتوری در انتخابات ریاستجمهوری دهم شال و کلاه کرده عازم گردنه سخت و نفسگیر بالاترین رقابت سیاسی در ایران شوند و از سوی دیگر، زمان زیادی هم نیست، چرا که هنوز بسیاری از نامزدها، خواهان روزها و شبهایی هستند که از گردنه تردید به درآمده و دل یک دله آمدن یا نیامدن کنند که همین خود زمانی چند ماهه را تلف میکند.
اما در همین فرصت متناسبالاجزاي کم و یا زیاد باقیمانده، باید ما مردمانی که قرار است رأی بدهیم و از صندوقهای سفید جادویی خود، مولودی سیاسی و مبارک را به بیرون آوریم، بیشتر به این بیندیشیم که چه کنیم تا روزگاری بهتر و رو به رشدي داشته باشیم؛ چه کنیم تا به تعبیر روایات اسلامی به گناه غفلت و حرمان نعمات الهی دچار نشده و امروزمان چونان دیروز و يا بدتر از آن نباشد؟ این پرسشی است که باید با پاسخهایی سنجیده آن را بدرقه کنیم تا با دست پر به ديدن بزرگترین نبرد سیاسی کشور برویم.
مشکلهایی که در دوره های گذشته انتخابات اعم از مجلس و ریاستجمهوری، پس از راهیابی کاندیداها به منصه ظهور رسید، چه بوده که هر بار بدتر از بار گذشته عبرت نگرفته و بر آن سنگ لغزیدیم؟
اصولا رئیسجمهور خوب و کارآمد چگونه باید باشد؟ آیا شخص برای تصدی پست عالیترین مقام اجرایی کشور، مهم است یا یک فکر؟ یک برنامه و مسلک؟
اینها اصلیترین قالبی است که باید برای پشت سر گذاشتن بیدغدغه راهی که هر ساله ـ به طور میانگین ـ در ایران پديد میآید، بايد به آنها توجه و وجدان خود و اطرافیان را درباره آنها بينياز کرد.
اما در همین فرصت متناسبالاجزاي کم و یا زیاد باقیمانده، باید ما مردمانی که قرار است رأی بدهیم و از صندوقهای سفید جادویی خود، مولودی سیاسی و مبارک را به بیرون آوریم، بیشتر به این بیندیشیم که چه کنیم تا روزگاری بهتر و رو به رشدي داشته باشیم؛ چه کنیم تا به تعبیر روایات اسلامی به گناه غفلت و حرمان نعمات الهی دچار نشده و امروزمان چونان دیروز و يا بدتر از آن نباشد؟ این پرسشی است که باید با پاسخهایی سنجیده آن را بدرقه کنیم تا با دست پر به ديدن بزرگترین نبرد سیاسی کشور برویم.
مشکلهایی که در دوره های گذشته انتخابات اعم از مجلس و ریاستجمهوری، پس از راهیابی کاندیداها به منصه ظهور رسید، چه بوده که هر بار بدتر از بار گذشته عبرت نگرفته و بر آن سنگ لغزیدیم؟
اصولا رئیسجمهور خوب و کارآمد چگونه باید باشد؟ آیا شخص برای تصدی پست عالیترین مقام اجرایی کشور، مهم است یا یک فکر؟ یک برنامه و مسلک؟
اینها اصلیترین قالبی است که باید برای پشت سر گذاشتن بیدغدغه راهی که هر ساله ـ به طور میانگین ـ در ایران پديد میآید، بايد به آنها توجه و وجدان خود و اطرافیان را درباره آنها بينياز کرد.
اما پاسخهایی که اشارهوار میتوان به این پرسشها داد تا مشخص شود در دور بعدی چه کسی بهترین خواهد بود، در ادامه میآید تا فضای این نوشتار تصویری از خواست خود ارايه کند.
*****
مستشرقان و جهانگردانی که از گذشتههای دور تا به امروز به ایران سفر کردهاند، همواره صفاتی را به عنوان توشه مشترک خود درباره ویژگیهای شخصیتی ایرانیان به همراه آورده و برشمردهاند که از مهمترین آنها، میتوان به احساسی بودن و عاطفی تصمیم گرفتن بيشتر ایرانیان اشاره کرد. البته آنان تعابیر نادرستی چون دمدمی مزاج بودن را به کار میبرند که به دلیل خلط مصادیق، منجر به چنین تعبیر موهنی شده است، وگرنه بهترین عبارت، همان غلبه احساسات و عواطف در تصمیمگیریهای جمعی ایرانیان بر اندیشه فردی و شعور عقلانی است.
این ويژگي به همان اندازه که میتواند منفی باشد، همان قدر خروجیهای مثبتی دارد که در جای خود باید به آن پرداخته و آن را حلاجی کرد.
با در نظر داشتن این مطلب که خود نیز کم و بیش بدان آگاهيم و از آن نالان(!) باید اذعان کرد که مهمترین نقیصهای که در رقابتهای انتخاباتی گذشته، جامعه را دچار آشوب سیاسی کرده و در هر دورهای، پيامدهاي ناگواری را ـ در صورت انتخاب نادرست ـ متوجه کشور کرده، همین پديده احساساتی بودن و شتابزده تصمیم گرفتن است.
در برخی دورهها، بغض و کدورت ناشی از عملکرد مدیران پيشين، دردسری دوباره و بدتر از گذشته به همراه داشته و در دورههایی نیز محبت بیش از اندازه بيشتر رأی دهندگان به شخص و یا مرامی خاص، موجب شده تا از چاه به در آمده و در چاله بیفتیم. هیچ گاه ـ در نزديك به همه موارد ـ پیش نیامده تا فارغ از حب و بغض و تأثیراتی که از همین بابت بر روان و رأی ما گذاشته میشود، به خود آمده و بپرسیم که آیا رئیسجمهور در چهار سال آینده بر روان و احساس ما حکومت خواهد کرد یا این که ما هم به مانند انسانهای دیگر، محتاج غذا، نان، اقتصاد، سیاست، فناوری و تکنولوژی هستیم؟ آیا کسی را که با مهر و غضب بر سر کار آوردهایم، با مهر و غضب ما را اداره خواهد کرد یا گزینههای دیگری از ابعاد گوناگون معیشتی، ما را نیز باید مد نظر قرار دهد؟
*****
به نظر میرسد عیب اساسی در این میان، این است که به دور از افراط و تفریط به مسائل نگریسته نشده و راه بینابین را در پیش نگرفتهایم.
بنابراين، به جای اینکه اسیر و بنده شخص و اشخاص شویم تا صرفا حضور شخصی ما را مجاب به شرکت و رأی دادن کرده و یا اینکه دلباخته یک جریان، مرام و یا مسلکی شدیم که با دیدن آثار آن جریان سیاسی و فکری در برخی کاندیداها، آنان را شایسته اعتماد خود بپنداریم، بهتر است، شخصی را بیابیم تا در عین مدیریت شخصی شفاف با سابقه ای روشن، بهینه و به دور از فساد در گذشته و هماكنون، تکیه بر مرام و برنامهای داده باشد که تا اندازهای، ولو در عرصه تئوریک و به دور از عالم واقع ، پاسخگوی پرسشگران و متفکران باشد.
چون تاکنون همیشه در چپ و راست این معادله متوقف ماندهایم، نتیجه این شده که هر دور را بدتر از گذشته میخوانیم و با گذر دورهای دیگر بر آن، همان مطعون و مطرود ما مبدل میشود به اوتوپیای حاکمیت، و به همین دلیل فضايل و مناقب بیشمار است که پشت سر هم برای همین دوران گذشته مردد بين تشویق و تنبیه، ردیف میکنیم.
تجربه سه دهه حکومتداری کفایت میکند که امروزه رو یه دیگری كنيم. گذشته به خوبی نشان داده که ظهور و افول یک شبه نامزدهای انتخاباتی، به همان اندازه که برای شلوغ کردن فضا و به اصطلاح بازار گرمی سیاسی میتواند خوب باشد، برای سردرگمی و سرگیجگی رأی دهندگان هم نسخه خوبی است.
باید ایدهآل رقابتهای انتخاباتی خود را به گونهای تعریف کنیم که هر نامزد و کاندیدای تازه و یا شناخته شدهای بنا بر قوانینی که همراه این تصمیم جمعی گرفته میشود، ملزم باشد که برنامهها و اهداف خود در را در صورت انتخاب شدن ارايه کند. این الزام اگر با صرف ارايه برنامه باشد، میتواند چونان گذشته، مغشوش شده و در چنگال عوامزدگی و عوامفریبی گرفتار آید. از همین روي، قانونگذاران باید چهارچوبی مناسب برای این هدف در نظر بگیرند که به این برنامههای مورد ادعا و تبلیغاتی، ضمانت اجرا و پیگیری ببخشند.
یعنی اگر نامزدی خارج از آنچه گفته و تبلیغ کرده، رفتار نمود و مشخص شد که تنها برای تخریب دیگر نامزدها و برد انتخاباتی، سخنانی را بر زبان رانده است، حتی اگر ساز و کاری برای عزل و پس گرفتن مقام از وی نباشد و یا پدید آوردنش سخت باشد، باید تدبیری اندیشیده شود که مرجعی مطمئن و بیطرف، به روشني و به دور از هر گونه چشمپوشي و مصلحتاندیشی، این لغزشها و انحرافات را به مردم اعلام کرده و با این کار، افکار عمومی را به بازخواست و مطالبه آنچه برایش رأی داده و به پای صندوقها رفتهاند، وادارند.
هر چند تحقق چنین چيزی آن هم در فضای سیاست زده کنونی بسیار سخت و تا اندازهاي غیر ممکن است، اما گام گذاشتن در روند رسيدن به این هدف، ابزاری است تا با آن مردم همیشه در صحنه ما هر روز بیشتر و بهتر از دیروز پای صندوق سفید جادویی حاضر شده و با تردستی شگفتانگیز خود، نامزدهای اصلح را روانه خانه حکومت و مدیریت کنند.
و یقینا با تحقق این مهم، هیچ شک و شبههای نمیماند در این که آن خوش اقبالی که از صندوقهاي سفید بیرون میآید، بدون شک، بهترین گزینهای ـ و لو به طور نسبی ـ خواهد بود که لیاقت بر تن کردن ردای مدیریت و تصدیگری را داشته است.
با این راه، به خوبی مشخص میشود که چه کسی بهتر است رئیسجمهور شود، نه با افزودن مقرراتی چون داشتن فوق لیسانس و پنج سال مدیریت اجرایی و سرشناس بودن و...! که در پايان، کولهباری از اندوختههای علمی و یا کارنامهای آكنده از نمرههای سیاه و سپید در مدیریت غیر کلان را به ارمغان خواهد آورد.
بنابراين، به جای اینکه اسیر و بنده شخص و اشخاص شویم تا صرفا حضور شخصی ما را مجاب به شرکت و رأی دادن کرده و یا اینکه دلباخته یک جریان، مرام و یا مسلکی شدیم که با دیدن آثار آن جریان سیاسی و فکری در برخی کاندیداها، آنان را شایسته اعتماد خود بپنداریم، بهتر است، شخصی را بیابیم تا در عین مدیریت شخصی شفاف با سابقه ای روشن، بهینه و به دور از فساد در گذشته و هماكنون، تکیه بر مرام و برنامهای داده باشد که تا اندازهای، ولو در عرصه تئوریک و به دور از عالم واقع ، پاسخگوی پرسشگران و متفکران باشد.
چون تاکنون همیشه در چپ و راست این معادله متوقف ماندهایم، نتیجه این شده که هر دور را بدتر از گذشته میخوانیم و با گذر دورهای دیگر بر آن، همان مطعون و مطرود ما مبدل میشود به اوتوپیای حاکمیت، و به همین دلیل فضايل و مناقب بیشمار است که پشت سر هم برای همین دوران گذشته مردد بين تشویق و تنبیه، ردیف میکنیم.
تجربه سه دهه حکومتداری کفایت میکند که امروزه رو یه دیگری كنيم. گذشته به خوبی نشان داده که ظهور و افول یک شبه نامزدهای انتخاباتی، به همان اندازه که برای شلوغ کردن فضا و به اصطلاح بازار گرمی سیاسی میتواند خوب باشد، برای سردرگمی و سرگیجگی رأی دهندگان هم نسخه خوبی است.
باید ایدهآل رقابتهای انتخاباتی خود را به گونهای تعریف کنیم که هر نامزد و کاندیدای تازه و یا شناخته شدهای بنا بر قوانینی که همراه این تصمیم جمعی گرفته میشود، ملزم باشد که برنامهها و اهداف خود در را در صورت انتخاب شدن ارايه کند. این الزام اگر با صرف ارايه برنامه باشد، میتواند چونان گذشته، مغشوش شده و در چنگال عوامزدگی و عوامفریبی گرفتار آید. از همین روي، قانونگذاران باید چهارچوبی مناسب برای این هدف در نظر بگیرند که به این برنامههای مورد ادعا و تبلیغاتی، ضمانت اجرا و پیگیری ببخشند.
یعنی اگر نامزدی خارج از آنچه گفته و تبلیغ کرده، رفتار نمود و مشخص شد که تنها برای تخریب دیگر نامزدها و برد انتخاباتی، سخنانی را بر زبان رانده است، حتی اگر ساز و کاری برای عزل و پس گرفتن مقام از وی نباشد و یا پدید آوردنش سخت باشد، باید تدبیری اندیشیده شود که مرجعی مطمئن و بیطرف، به روشني و به دور از هر گونه چشمپوشي و مصلحتاندیشی، این لغزشها و انحرافات را به مردم اعلام کرده و با این کار، افکار عمومی را به بازخواست و مطالبه آنچه برایش رأی داده و به پای صندوقها رفتهاند، وادارند.
هر چند تحقق چنین چيزی آن هم در فضای سیاست زده کنونی بسیار سخت و تا اندازهاي غیر ممکن است، اما گام گذاشتن در روند رسيدن به این هدف، ابزاری است تا با آن مردم همیشه در صحنه ما هر روز بیشتر و بهتر از دیروز پای صندوق سفید جادویی حاضر شده و با تردستی شگفتانگیز خود، نامزدهای اصلح را روانه خانه حکومت و مدیریت کنند.
و یقینا با تحقق این مهم، هیچ شک و شبههای نمیماند در این که آن خوش اقبالی که از صندوقهاي سفید بیرون میآید، بدون شک، بهترین گزینهای ـ و لو به طور نسبی ـ خواهد بود که لیاقت بر تن کردن ردای مدیریت و تصدیگری را داشته است.
با این راه، به خوبی مشخص میشود که چه کسی بهتر است رئیسجمهور شود، نه با افزودن مقرراتی چون داشتن فوق لیسانس و پنج سال مدیریت اجرایی و سرشناس بودن و...! که در پايان، کولهباری از اندوختههای علمی و یا کارنامهای آكنده از نمرههای سیاه و سپید در مدیریت غیر کلان را به ارمغان خواهد آورد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
رئیس جمهور باید در جامعه امروز و در تصورات امروز زندگی کند
بنظر من فقط کسی می تواند به این مملکت خدمت کند که به سیستماتیک شدن امور کمک کرده و به سرانجام برساند تا اینکه روابط اثر کمتری داشته باشد و مردم بی واسطه به حق خود برسند. رئیس جمهور فقط باید در همان حیطه وظایفش کار کند و در کارهایی که مربوط به او نیست اظهار نظر نکند و برای دیگر کشورها و مردم خود خط و نشان نکشد. رئیس جمهور خوب را باید از کابینه اش شناخت!
مملکتی مثل ایران مستحق تجربه اندوزی در سطح وزیر عوض کردن یا توبیخ را ندارد
رئیس جمهور باید پس از انتخاب شروع به پیاده سازی شعارها و برنامه هایش بکند نه اینکه تازه شروع به تدوین برنامه یا یارگیری کند
رئیس جمهور خوب کسی است که خود قانون محور باشد و با احساسات با مردم سخن نگوید بلکه بر اساس همان قانون و عقل سخن بگوید
رئیس جمهور خوب کسی است که بتواند سخن خیرخواهانه را بشنود و واقعیات را همانطور که هست ببیند نه اینکه در خلاف جهت رودخانه شنا کند.
در مملکت ما لازم است همان قانونی را موجود است درست عمل کنیم و نگرانی از منافع شخصی ما را از مسیر درست منحرف نکند و انگونه قانون را مصادره نکنیم و برای ان بیش از منافع خودمان اولویت و ارزش قائل شویم هم در تایید یا رد صلاحیتها و هم در ایجاد امکان تبلیعات برای همه کاندیدا.
مشکل مملکت این است که عده ای برای زدودن نگرانی های خود تلاش می کنند که مسیر دیگری غیر از مسیر انتخاب واقعی پیموده شود غافل از اینکه باید دوباره از اینجا اغاز کرد
متاسفانه جندان هم دور از انتظار نیست که نامزدی که فقط وعده بدون پشتوانه اجرائی می دهد نتواند به کمترین وعده ها عمل کند. حل مشکلات اقتصادی و بیکاری مستلزم برنامه ریزی و فعالیت علمی و عملی است و اگر به نتیجه برسد مردم خود اثرش را بر سر سفره هایشان خواهند دید پس کاش مسئولین پیشین و آینده این فرصت را به مردم می دادند تا خود پیشرفت و بهبودی را درک کنند نه بر کار انجام نشده بر سر این ملت قدرشناس منتت بگذارند و یا با وعده های زیاد نتوانند توقع مردم را پاسخگو باشند.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





