خواستن توانستن است
گفتوگو با مدير كميته ملی ربوكاپ ايران
کد خبر: ۲۵۲۲۶۵
| | 3883 بازدید
رباتيك در 20 سال آينده يكي از سه صنعت بزرگ دنيا خواهد بود. پيشبيني ميشود تا آن سال بيش از 30 درصد از كل نيروي كار سيارهزمين در اين صنعت كار كنند.با بررسي اجمالي دانش و فناوري رباتيك متوجه ميشويم كشور ما در اين زمينه تواناييهاي نهفته بسياري دارد كه ميتواند از همين حالا براي 20 سال آينده سرمايهگذاري و برنامهريزي كند.
حضور پررنگ مركز تحقيقات مكاترونيك (MRL) در صنعت رباتيك ايران و توجه ويژه دانشگاه آزاد واحد قزوين به اهميت مسابقات دانشجويي در رشد و علاقهمندسازي مهندسان و مديران آينده به اين صنعت باعث شد تا پاي گفتوگوي دكتر مرتضي موسيخاني، مدير اين دانشگاه بنشينيم.
دكتر مرتضی موسی خانی مدیر دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین و مدیر كمیته ملی ربوكاپ جمهوری اسلامی ایران با اين كه در رشته مدیریت تحصیل كرده، اما با راهاندازی یكی از مراكز بزرگ تحقیقات مكاترونیك و رباتیك كشور در دانشگاه آزاد قزوین نقش مهمی در تربیت متخصصان و مهندسان جوان در اين حوزه از دانش داشته است.
تیمهای دانشگاه قزوین و مركز تحقیقات مكاترونیك از سال 2003 در مسابقات بینالمللی ربوكاپ حضور داشته و مقامهای ارزشمندی برای كشور كسب كردهاند.
از سال 1385 بهدلیل حضور مقتدرانه تیمهای رباتیك ايراني در مسابقات جهاني اين رشته، مجوز برگزاری مسابقات بینالمللی ربوكاپ آزاد ایران از طرف فدراسیون جهانی ربوكاپ صادر شده که امسال شاهد برگزاري هفتمين دوره آن بوديم.
چرا دانش رباتيك بايد براي كشوري مثل ايران مهم باشد؟
ما طی 10 سال آینده خواهیم دید واژه ربات، رباتیك، مكاترونیك و ربوكاپ بسیار ذكر خواهد شد.
نیاز به ربات یك ضرورت دنياي آينده است و اگر كشوري بهرهبرداری از ربات نداشته باشد نمیتواند موفق باشد. در مكانهایی كه برای انسان خطرناك است یا صعبالعبور است، مثل اعماق دریا كه انسان نیاز به نمونهبرداری یا تعمیرات دارد، از ربات استفاده میكنند. در مواقعی كه بعد مسافت زیاد یا نیاز به انجام فعالیتها از راه دور اعم از جراحی است از ربات استفاده میشود. به هر ترتیب ربات میتواند فعالیتهایی انجام دهد كه برای انسان غیرممكن باشد. در دنیای امروز كسانی كه میتوانند از ربات بهرهبرداری كنند كارایی سیستم خود را افزایش میدهند. در دنیای رقابتی كه مرزها به واسطه دانش برداشته شدهاند، رقبا اگر به این دانش دست یابند آن را به شما عرضه میكنند و زمانی كه همه بتوانند برداشت كنند، آنها بیشتر میتوانند بازار را تسخیر كرده و درآمد ایجاد كنند و شما عقب میمانید. لذا این یك الزام استراتژیك است و اگر كسی نداشته باشد و بهرهمند نباشد نمیتواند موفق باشد. من معتقدم ما به واسطه داشتن نیروی انسانی متخصص، انسانهایی خلاق، مستعد و علاقهمند به رباتیك و هوش مصنوعی میتوانیم از این شایستگی بهرهمند و پیشگام جهان باشیم. كافی است تمركز كنیم و وقتی تمركز كردیم جهتگیری خوبی داریم و با این جهتگیری میتوانیم پیشگام بوده و سهم بازار و سرعت بیشتری داشته باشیم و از این مزیت استراتژیك استفاده كنیم.
بنابراین شما به طور قطع باور دارید كه ایران میتواند در كنار اقتصاد وابسته به نفت، اقتصاد تولید محور تكنولوژیك داشته باشد و رباتیك چنین ظرفیتی دارد؟
صددرصد همین طور است. من معتقدم هم رباتیك و هم بخش شبیه سازی و نرمافزاری این قابلیت را دارد. كشور ما نیز به علت داشتن نیروهای خلاق میتواند مثل كشورهایی نظیر هند و آمریكا، شهرها و پاركهای فناوری بسازد و جوانان مشتقاق و علاقهمند را در آن منطقه جمع كند. امسال هم با تاكید رهبر معظم انقلاب باید یكی از داشتههای ما یعنی ظرفیت تولید نرمافزار و حتی سختافزار را تقویت كنیم. در بخش سختافزار گاهی اوقات به اجزا نیاز داریم كه آن را هم میسازیم و امكانپذیر است، اما گاهی تركیب این سختافزارها برای ساخت بعضی ماشینآلات است كه آن قابلیت را بچههای ایرانی در خودشان دارند. لذا اگر برنامهریزی خوبی در نقشه راه توسعه كشور و نقشه آموزشی كشور تدوین كنیم و سازمانهای مرتبط مثل سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی را با هم مرتبط كنیم، با یك برنامه منسجم میتوانیم صادركننده بخش مهمی از نرمافزارهای جهان برای رباتهای مختلف باشیم. حوادث صنعتی كه پیش میآید نیروهای انسانی را از كار افتاده میكند و ما نیروهای ماهرمان را كه سرمایههای سازمان هستند از دست میدهیم.
در این مواقع ربات به انسانها كمك میكند. بسیاری از كارگران در محیطهای اسیدیاي كار میكنند كه یك دقیقه نمیتوان در آن محیط ماند، ولی آنها هشت ساعت آنجا كار و زندگی میكنند. قطعا این موارد در جسم شخص اثر میگذارد و ما نیروی متخصص و ماهر كشور را از دست میدهیم. گذشته از بعد انسانی اگر ما حتی از بعد سرمایهای هم نگاه كنیم، جایگزینی این افراد برای صنعت هزینههای سنگینی دارد. ما خیلی راحت از كنار این موارد میگذریم كه بسیار حیاتی و با اهمیت هستند.
اين تصور كه با به خدمت گرفتن ربات، نيروي كار انساني بيكار ميشود، درست است؟
سوال خیلی خوبی است. خیر. رباتها باعث میشوند بازدهي صنعت بالا برود. وقتی این نسبت بالا برود، این صنعت میتواند سهم بازار بیشتری به دست بیاورد. وقتی سهم بازار بیشتری به دست آورد، توسعه پیدا میكند. توسعهای كه ممكن است در بخشی غير از بخش كار بدني باشد. مثلا در بخش طراحي و توسعه محصول سرمایهگذاریهای جدید در كشور اتفاق میافتد.
حالا عكسش را ببینید كه اگر رباتها نباشد چه میشود. سیستمهای ما به كار نيروي انساني متكي ميشود. اين سیستم نمیتواند رقابت كند و وقتی نتوانست رقابت كند میشود نیم درصد بازار جهان كه متاسفانه بازار ایران در حال حاضر است. یك درصد جمعیت جهان، یك درصد خاك جهان و نیم درصد هم سهم بازار جهان را داریم. ما اگر قرار باشد به این نیم درصد قناعت و داخل كشور رقابت كنیم، با توجه به نیاز كشور هیچ وقت نمیتواند صنعت ما رشد داشته باشد. در ضمن اینكه مردم قدرت انتخاب دارند و میتوانند از كالاهای باكیفیتتر و با قیمت كمتر استفاده كنند. این واقعیتی است، شما میتوانید مرز كشور را ببندید كه این قابل انجام نیست. اولا ما به مبادله كالا با خارج از كشور نياز داریم و دوم مردم به شكلهای مختلف با خارج از كشور تعامل دارند. فرمایش رهبر معظم انقلاب در ارتباط با حمايت از كار و سرمايه ايراني بايد به اعتقاد عمومي تبديل و در سطح جامعه پیادهسازی شود.
ما دو مزيت مواد اوليه ارزان و نيروي انساني متخصص ارزان را داريم. اما در كنار آن و براي تحقق هدف حمايت از كار و سرمايه ايراني باید صنعت از مكانيزاسیون و اتوماسیون بهرهبرداری كند و اثربخشی كار را بالاتر ببرد تا ما درآمد بیشتر داشته باشیم، سرمایهگذاری بیشتری كنیم و در ادامه اشتغالزایی بیشتر خواهد شد. در همین كشورهای پیرامون ما این مساله بارز است، لذا من معتقدم مسئولان ما باید خیلی سریع كارگروههایی را تشكیل دهند و این كار گروهها نباید هیچ دغدغهای داشته باشند تا بتوانند از این مزیتهای كشور استفاده كنند و سریعتر به مقصود برسیم.
به نظر ميرسد نگاه شما فقط به صنعت رباتيك نيست. چه صنعتهايي ميتواند آينده درآمد ايراني را دانشمحورتر كند؟
ببينيد در حال حاضر هند ميلياردها دلار صادرات نرمافزار دارد. هندی كه با ما صنعت كامپیوتر را شروع كرده است در حال حاضر نرمافزار صادر میكند. ما هم در تولید نرمافزار این قابلیت را داریم. اگر دانشگاهها و مراكز تحقیقاتی ما با حضور استادان صاحبنام و با بررسی نیازهای صنعتی، دستگاههای صنعتی و ماشینآلات و... در بحث نرمافزارها شروع به كار كنند در این صورت بزودی یعنی در چند سال آینده میتوانیم درآمدهای چند ده میلیاردی از صادرات نرمافزار داشته باشیم. وقتی استراتژیهای توسعه ژاپن را ملاحظه میكنید، ژاپنیها در چند سال اخیر استراتژی توسعهشان را در مسیر و محور توسعه دانشگاهها و مراكز تحقیقاتی و ایدهپردازی قرار دادهاند، چون ذهن قابل رقابت نیست، اما تلویزیون و خودرو قابل رقابتاند. خلاقیتهای ذهنی و فروش این ایدهها و تبدیل آنها به محصولات نوآورانه و جدید ميتواند گنجي تمامنشدني باشد. در ژاپن دانشگاهها از آموزش محور و پژوهش محور به كارآفرین محور تبدیل شدهاند و دانشگاهها بچهها را به این سمت بردهاند كه ایدههای خلاقانه خود را به محصول تبدیل و پیادهسازی كنند.
من اخیرا دیدم این پنج كشور توسعه یافته یك اتحادیه تشكیل دادند. واقعا به فكر فرو رفتم كه ما هم شاید میتوانستیم یكی از این محورها باشیم، یعنی به عنوان یك قطب اقتصادی قوی با چند كشوری كه از نظر آرمانها با ما هماهنگی دارند یك اتحادیه تشكیل دهیم و واقعا به قطبی در جهان تبدیل شویم. من معتقدم ما، هم میتوانیم قدرت فرهنگی جهان باشیم و هم قدرت اقتصادی جهان. این امكان برای ایران هست. شعار هم نمیدهم و به عنوان فردی كه كار كردهام و در كنار محققان زندگی میكنم و در كنار دانشجوها هستم میدانم، ولی خلأهای بزرگ همین جهتدهیها، نبودن یك استراتژی مشخص و عدم تمركز است. وقتی نور ملايم خورشيد را با ذرهبین متمركز میكنيد میسوزاند. ما هم براي بازكردن راه سنگلاخي پيشرويمان بايد انرژيهاي پراكنده را متمركز كنيم.
اجازه دهيد به بحث رباتيك بازگرديم. كميته ملی ربوكاپ چرا تشكيل شد و چه رسالتهایی دارد؟
فدراسیون جهانی ربوكاپ برای ساماندهی و توسعه فعالیت رباتیك در كشورها و برگزاری مسابقات محلی به گروهی از دستاندركاران و استادان باتجربهای كه در ربوكاپ بودند مجوز میدهد كنار هم كار كنند و به عنوان نماینده فدراسیون در این منطقه برای برگزاری مسابقات ربوكاپ و توسعه و ترویج دانش رباتیك فعالیت نمایند. كمیته ملی ربوكاپ ایران جمعی از استادان دانشگاههای صاحبنام هستند، استادانی مانند دكتر جمزاد كه از سال 1998 در این مسابقات بودند از دانشگاه صنعتی شریف تا دكتر پالهنگ در دانشگاه صنعتی اصفهان، دكتر شیری از دانشگاه امیركبیر، دكتر شهری و دكتر ناظمی از دانشگاه شهید بهشتی، مهندس هاشمی، دكتر شعرباف، مهندس اسدالله نوروزی و دكتر محمودی از دانشگاه آزاد قزوین. اینها در واقع افرادی هستند كه تركیب كمیته ملی ربوكاپ را تشكیل میدهند.
افراد صاحب نظری هستند كه سالها كار كردهاند و مورد تایید فدراسیون جهانی هستند و برای این فعالیت برنامهریزی میكنند. بعد از آنكه در سال 2002 برای اولین بار در فوكوكا ژاپن همراه تیم شركت كردم، اتفاقی كه آنجا دیدم یك سالن خیلی بزرگی بود به نام فوكوكا كه مسابقات در آن برگزار میشد. كل دانشآموزان را از شهر فوكوكا آورده بودند آنجا و به آنها عروسك رباتيك داده بودند و بايد آن را سرهم ميكردند و با دوستانشان مسابقه ميدادند و به اين ترتيب بچهها را به اين صنعت علاقهمند ميكردند.
من آن سال كه به این صحنه نگاه كردم به فكر فرو رفتم كه خب ما چرا نباید وقتی در كشورمان علاقه به این دانش و هوش و استعداد فراوان هست، اين كار را بكنيم. همانجا فكر كردم باید بیایم در كشورمان و بچهها را با این فرهنگ آشنا بكنیم. همان روز با دوستان دور هم جمع شديم. دوستان گفتند این اجتماعات از سال 1998 هم بوده، ولی وقتی میرویم ایران معمولا رها میشود. به دوستان قول دادم اگر توفیقی بود و زنده بودیم و تا زمانی كه هستیم در مجموعههای دانشگاهی و اجرایی كشور این جریان را حمایت كنیم و بیایيم این فرهنگ و دانش را در كشور توسعه دهیم. بعد از اینكه 2 سال با فدراسیون جهانی ربوكاپ چانهزنی داشتیم كه آنها میگفتند شما توان ندارید و از كشورهای آسیایی فقط ژاپن و در نهایت چین میتوانند مسابقات را برگزار كنند، ما رفتیم فدراسیون ربوكاپ توانمندیهایمان را معرفی كردیم. فدراسیون به ما اجازه داد یك دوره مسابقات تحت نظر فدراسیون برگزار كنیم. اول كه شروع كردیم در نمایشگاه بینالمللی تهران فقط یك سالن خلیجفارس را گرفتیم با 80 تیم. امروز كه با شما صحبت میكنم حدود 1200 تیم در اين مسابقات ثبتنام ميكنند.
اين مسابقات سبب شده پارسال تقریبا در تهران 150 انجمن مكاترونیكی در مدارس تشكیل شود. این خیلی مهم است كه مسابقات باعث شده در اقصی نقاط كشور این علم ترویج شده و مسابقات محلی برگزار شود. این علم پژوهشی هست كه در دانشگاهها شكل میگیرد. حضور این محققها در كنار هم سبب میشود از دستاوردهای علمی هم بیشتر یاد بگیرند و بهرهبرداری كنند. البته ما برنامههایی داریم و صحبتهایی داشتیم و دنبال میكنیم كه بتوانیم كمكم مدرسههای رباتیك را راهاندازی كنیم و بعد نشستهایی داشته باشیم با وزیر محترم آموزش و پرورش و وزیر محترم علوم تا بتوانیم كمكم آن بچهها را به دانشگاههای رباتیك بفرستيم كه رشتههای رباتیك بخوانند و در واقع مردان و زنان بزرگ علم رباتیك را در این دانشگاهها تربیت بكنیم.
ما الان در مقطع لیسانس مهندسی رباتیك و در مقطع فوقلیسانس هم مهندس رباتيك و هم مكاترونیك داریم. هفته ملی رباتیك هم كه مدتهاست در تقویم وزارت علوم گنجانده شده، اما به نظر ميرسد صنعت، آمادگي پذيرش اين همه كار آموزشي و پژوهشي را ندارد. آينده اين صنعت و فارغالتحصيلان آن را چگونه ميبينيد؟
امام راحل همیشه میفرمودند جنگ یك نعمت است و ما در جنگ خیلی از كمبودهایی را كه حس كردیم به سمت تولیدكردن رفتیم. امروز با تاكیداتی كه رهبر معظم انقلاب در بحث تحول اقتصادی، جهاد اقتصادی در بحث اصلاح الگوی مصرف داشتند، منظور از اصلاح الگوی مصرف ارتقای بهرهوری است؛ یعنی درست مصرفكردن، یعنی جایی كه لازم است تكنولوژی داشته باشیم كه بهرهوری بالاتر برود. امسال هم سال داشتههای ملی و تولید ملی یعنی همین كه در واقع صنعت داخلی را حمایت میكنیم و به این معنا كه صنعت داخلی ما باید بازار بیشتری را در سطح جهان تسخیر بكند.
من فكر میكنم با این نگاهها و مشكلاتی كه بعضا هست باید به سمت تولید ملی حركت كنیم. الان هم باید صنعتمان بیاید به این سمت كه خودمان خیلی از چیزها را تولید بكنیم. صنعت ما اگر بخواهد یك تكنولوژی وارد بكند خیلی سخت است. وقتی صنعت ما چه به عنوان سازنده ماشینهای صنعتی و چه به عنوان ادارهكنندههای این ماشینها، این رباتها و این سختافزارها شروع به كار كرد میآید سراغ این دانشجویان مسلط به هوش مصنوعی، پردازش تصویر، رباتیك و اینگونه مسائل.
الان خیلی از صنایع ما ممكن است در شرایط تحریم حتی نرمافزار نداشته باشند. اگر مشكلي پیدا بشود و نیاز باشد تعمیر انجام گردد باید منتظر باشند تا متخصصی از خارج از كشور بیاید یا ما برویم آنجا و دستگاه را تعمیر كنیم. صنعت باید به این سمت برود و از متخصص بومی استفاده كند، از نرمافزار بومی استفاده كند از سختافزار بومی استفاده كند و این یك ضرورت است. دوم اینكه ما بعضی وقتها میگوییم چرا قیمت تمامشده زیاد میشود؟ خب باید بدانیم قیمت تمامشده تركیب سرمایهگذاری و سود حاصل از سرمایهگذاری است؛ یعنی وقتی شما میروید 2 میلیارد تومان وام میگیرید با بهره 20 درصد این بخشی از قیمت تمامشده میشود، هرچقدر این تكنولوژیها بومی شود و قیمتها پایینتر باشد، قیمت تمامشده محصول پایینتر خواهد بود.
اگر قیمت تمامشده محصول پایینتر باشد مزیت رقابتی پیدا میكند. به عقیده من صنعتگر ما نباید بنشیند و دیگران را متهم بكند. صنعتگر ما باید فكر كند كه در این شرایط باید مدیریت بكند و معنی مدیریت یعنی همین استفاده صحیح از منابع. معنای مدیریت یعنی تبدیلكردن عوامل محیطی به عوامل سیستمی. عوامل محیطی دست مدیر نیست. اما عوامل سیستمی دست مدیریت است. ما باید این عوامل محیطی را دستمان بگیریم. این ادارهكردن جزو اركان یك مدیر است؛ یعنی این مدیر وظیفهاش این است كه بتواند عوامل محیطی را تبدیل كند به عوامل سیستمی. رمز و راز ادارهكردن همین است.
لذا ما باید بتوانیم اینها را خودمان دستمان بگیریم. قیمتهای تمامشده را پایین بیاوریم. نرمافزار و سختافزار را از عرضهكننده داخلی تهیه بكنیم با قیمت پایینتر یكی از عواملی كه میتواند دستمان را بگیرد همین قسمت كار است و اگر این اتفاق افتاد، چون مواد اولیه در ایران خیلی ارزان است، مواد و تكنولوژی و دانشمان اگر از ایران باشد، كیفیت محصولمان هم برابر با كالای مشابه خارجی باشد، تعیین كننده یا رهبر بازار ماییم، چون قیمت ما پایینتر است و در واقع لیدر بازار میشویم.
در برخی صنایع مرتبط با رباتیك مانند صنایع الكترونیك ما با دنيا تبادل بسیاری داریم و در واقع نيازي نيست كه بسياري از كارهايي كه در دنيا انجام شده را مجددا انجام دهيم. با این مسائل چطور میشود برخورد كرد؟
من معتقد نیستم كه ما میتوانیم همه چیز را داشته باشیم و تولید بكنیم از هواپیمای غولپیكر تا سوزن! من عرضم این است كه روی آنجاهایی كه شایستگی محوری داریم، تمركز بكنیم. تخصیص استراتژیك ما بايد همین جاها باشد. در مباحث استراتژیك شما باید غیر متوازن برخورد كنید. یعنی باید حتی تبعیض استراتژیك قائل بشوید. تمركز كنیم در جاهایی كه شایستگی داریم، توانمندی داریم، منابع را تخصیص بدهیم آنجا. یكی از آنجاها تولید نرمافزار است و یكی تولید بخشی از سختافزار، مثلا همین رباتهای پرنده، رباتهای امدادگر، رباتهای خانگی، رباتهای جراح و... ما اینها را میتوانیم تولید بكنیم. حتی دانش كار با بعضی قطعات و اجزا را هم میتوانیم داشته باشیم، ماشینآلاتی را تولید بكنیم و غیره. لذا من فكر نمیكنم این مصداق عام داشته باشد. یعنی نتوانیم در هیچ بخشی از صنایع الكترونیك وارد بشویم.
به طور مثال در بخش مكانیك و نرمافزار ربات میتوانیم در تولید موفقیت داشته باشیم؟
صد در صد. ما الان در دانشگاه قزوين خودرویی كه با پلتفرم پراید سایپا ساخته شده و در مسابقات هم اول شده تولید كردهایم. توجه ما ميبايست اول به نیاز داخل و دوم صادرات به كشورهای دیگر باشد كه اگر یك مقدار تمركز كنیم و قیمتهای تمام شده را پایین بیاوریم ممكن است. تولید داخلی ما باید در پاسخ به فرمایشات رهبر معظم انقلاب باشد و به سمتي برود كه قیمت را كاهش دهيم و كیفیت را بالا ببريم.
من مثالی بزنم. مدیرعامل فورد كه منصوب شد فورد در آستانه ورشكستگی بود. ایشان قیمت فورد را آورد پایین. روزنامههای آمریكا نوشتند اقدامی در حد جنایت. بعد مدیرعامل فورد پاسخ داد: «داشتن ماشین حق هر شهروندی است و ما باید كاری كنیم كه قیمت را پایین بیاوریم» با پایین آوردن قیمت، فورد از ورشكستگی نجات پیدا كرد و دوباره برگشت به چرخه رقابتی و توانست از ورشكستگی نجات پیدا كند. مدلهای ذهنی مدیران ما باید تغییر پیدا كند. تغییر این مدلهای ذهنی جزئی از وظایف سازمانهای یاد گیرنده است. ما باید مدیرانمان را به این باور برسانیم كه میتوانیم قیمت را پایین بیاوریم، ولی این هدف یك جهاد میخواهد. شروع كنیم هر آنچه را باعث كاهش قیمت میشود پیادهسازی كنیم. آنچه را زائد است حذف و یك سازمان كاملا منظم با حداقل هزینهها داشته باشیم. میتوانیم محصول خوبی ارائه كنیم با قیمت مناسب. میگویم محصول خوب این نیست كه وقتی میخواهیم قیمت را كم كنیم بیایيم از كیفیت محصول بزنیم. يعني مشخصات كیفی محصول نهتنها بايد حفظ بشود، بلكه قیمت پایین بیايد.
البته یادمان هم باشد پشت هر توفیق یك عقیده هست و یك استمرار در یك عقیده؛ یعنی باید بر آن عقیده سماجت ورزیم و پافشاری كنیم، برایش سختی بكشیم تا موفق شد. این رمز موفقیت است. پس ما اگر مصمم باشیم كه میتوانیم، میشود هر كاری را انجام بدهیم. براي نمونه عرض كنم گروهی كه از یك چرخ ریسندگی شروع میكند در روستای قهرود كاشان و امروزه صادرات آن فقط به كشورهای خارجی است و از یك گروه كوچك تبدیل میشود به یك شركت ریسندگی و بافندگی و دوزندگی و بعد تولید محصول آن را در سطح بینالمللی فقط صادر میكند و وقتی میرویم لباس از كشورهای مختلف میخریم و كلی تعریف میكنیم، در حالی كه پوشاك قهرود به آلمان و دبی و امارات و... صادر میشود پس ما میتوانیم، ولی آن چرخ ریسندگی با سماجت تبدیل به این شد. اگر سماجت نبود، سختیكشیدن نبود امكانپذیر نمیشد.
میگویند بهشت را به بها دهند نه به بهانه. مهارت دیگری كه مدیران ما باید به آن دقت كنند مهارت ارتباطی است. اینجا باید مدیر مهارت برقراری ارتباط را داشته باشد. رمز موفقیت این نیست كه شما بنشینید و انتظار داشته باشید همه در بزنند. بايد به سراغ مشتری رفت و با او ارتباط برقرار كرد با بازار ارتباط برقرار كرد با عرضهكننده ارتباط برقرار كرد. جایی شما با چانهزنی ممكن است قیمت مواد را كم بكنید. مدیر بوتان رفته بود سراغ مس سرچشمه با یک ارتباط قیمت مواد را كم كرد. فروش محصولش را بیشتر كرد. از مس سرچشمه هم بیشتر كالا خرید. هم اینها بردند و هم آنها. یك ارتباط توانمند یعنی همین. میخواهم بگویم مدیران ما باید تلاش بكنند اگر شما پشت میز بنشینید موفق نمیشوید.
آقای بیل گیتس وقتی میخواست ایكس باكس را عرضه كند خودش رفت معرفی كرد در ژاپن در شرق آسیا. باید حركت كنیم. اگر میخواهید محصول معرفی شود باید بلند شوید و خودتان به عنوان مدیرعامل از آمریكا بیایید ژاپن كه مهد بازیهای رایانهای است و محصولت را معرفی كنی تا بتوانید آن بازار را هم بگیرید. این ميتواند رمز موفقیت ایران باشد، چون ما از این مدیرها در كشور كم نداریم، ولی این باید فراگیر بشود؛ یعنی همه مدیران ما بهجای اینكه بهانهگیری بكنند و همیشه دیگران را متهم بكنند باید بپذیرند شرایط كشور ما این است و در این شرایط تصمیم بگيرند تولید كننده باشد. پس باید توكل و تلاش كرد، چون خداوند ميفرمايد تلاشتان را بكنید بعدا به من توكل كنید من هم كمكتان میكنم. مثل شركت شیرین عسل كه الان بیش از صد میلیون دلار شكلات صادر میكند یا شركت بهروز كه از توزیع محصولات با یك ژیان آغاز شد اكنون میشود یكی از تولیدكنندگان برتر كشور و آن ژیان را هم به عنوان نشانه دم در كارخانه گذاشتهاند.
دانشجویان، نیروهای كار آینده هستند كه بخشی از آنها در آینده مدیران صنايع و تصميمگيران كشور خواهند بود. در این حركت رو به پیشرفت، دانشجویان چه مهارتهایی را باید در خود تقویت كنند؟
دانشجویان ما باید در درجه اول یك چشمانداز خوب برای خود داشته باشند. من به طور معمول در همه كلاسهایی كه دارم جلسه اول بحث چشمانداز چیست را با دانشجویانم مطرح میكنم و میگویم باید چشمانداز خود را برای جلسه بعد بنویسید و همراه بیاورید. دوم اینكه از بچهها میخواهم برای خود یك استراتژی داشته باشند، یعنی یك منفعت بالقوه را شناسایی و برنامهریزی كنند و نقشه بكشند كه چطور میشود به آن رسید.
دور و اطراف ما پر از فرصتهاست. اگر دانشجویان ما نگاه خلاقانه داشته باشند میتوانند از این فرصتها به شكل صحیح استفاده كنند. بچهها باید مقصود بنیادين داشته باشند. مقصود بنیادین در واقع یكی ار بخشهای اصلی ماموریت است. ما هر كدام یك دلیل وجودی داریم كه هدف آفرینش ما و دلیل وجود ما روی زمین است. مقصود بنیادین یعنی غایتی كه ما برای آن زنده هستیم. فكر كنیم هدف اصلی ما چیست، فقط قرار است كار كنیم؟ فقط قرار است تدریس كنیم؟ هدف حقیقی ما چیست؟ فقط درآمد یا خدمت به بشر؟ كشف و رفع یك نیاز بشری؟
چشمانداز باید خاص باشد، باید ویژه باشد، باید منحصر بهفرد و بلند پروازانه باشد، مثلا میخواهم مهندس عمران شوم كه چه كاری انجام دهم؟ محاسبات كنم كه خب محاسبهگرهای بسیاری هستند. میخواهم بنای خاصی یا مثلا خانهای بسازم كه بر اثر زلزله هیچكس از نوع خاص آوار آن نمیرد؟! یا میخواهم یك پزشك شوم كه قلب را جراحی كنم كه خب پزشك خوب اكنون زیاد است، ولی مثلا میخواهم پزشكی شوم كه روشی اختراع كنم تا جراحتهای بعد از عمل كاهش یابد و زمان مرخصی بهبود سریعتر گردد. اینها میشود مقصود نهایی و نمونههای بسیار دیگری مانند این نگاههای ارزشمند و خاص. اگر اینطور نگاه كنند از لحظهلحظه لذت خواهند برد و زندگی بسیار ارزشمند میشود و آن وقت است كه به جای پنج ساعت، 10 ساعت در روز تحقیق میكنیم و آن وقت است كه زندگی دیگر تكراری و بیمعنا نیست و هر روز انسان خدا را بیشتر شكر میكند.
مجموعه این ایستگاههایی كه در آن پیاده شدیم یعنی همین زندگی كه مدت محدودی در آن هستیم و با مقصود نهایی زیباتر میشود و تحمل آن لذتبخشتر است و میشود كارهای بیشتری را براي رضای خدا و ساختن آخرت انجام داد، چون این دنیا مزرعه آخرت است و ایستگاهی برای مدت محدود كه همه خواهیم رفت.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


