تمام آلترناتیوهای قطبی
افشین قطبی در هفته پیش رو تا پایان نیم فصل مسابقات لیگ برتر فرصت دارد تا خود را نجات دهد. هدایتی و مصطفوی در اولتیماتومی مشترک این زمان را برای او تعیین کردند و هشدار دادند در صورت عدم تغییر در نحوه نتیجه گیری تیم، امپراتور باید فکر جمع کردن وسایلش و ترک ایران باشد. اما فرصت فوق را به گونه ای دیگر نیز می توان تحلیل کرد.
به نوشته سرمايه، دامنه انتخاب مدیران پرسپولیس برای جایگزینی قطبی چندان گسترده نیست که بتوانند با خیال راحت و فراغ بال او را برداشته و دیگری را بر مسند کار بنشانند.
پرسپولیس باشگاهی با شرایط ویژه است که هدایت آن با داشتن این همه ستاره از پس هر کسی برنمی آید و سکوها هم هر نامی را هضم نخواهند کرد و در حمایتش شعار نخواهند داد. توجه داشته باشید قطبی مربی ای که توانسته بود جایی در دل ایشان باز کند و یک قهرمانی را هم در کارنامه خود داشت، نتوانست زیر فشارها برای فصل دوم حضورش دوام آورد و به این روز افتاده پس گزینه بعدی فقط و فقط به مدد نتیجه گیری و برگرداندن این تیم به جاده موفقیت می تواند کارگشا باشد و هر نتیجه غیر از این مسوولان تصمیم گیرنده باشگاه را هم که حکم به تغییر دادند در ردیف متهمان قرار خواهد داد.
بنابراین هیات مدیره پرسپولیس برای یک انتخاب احسن نیازمند زمان بود و فرصت اشاره شده در واقع متعلق به خودشان است تا در این فاصله بتوانند گزینه هایی را بیابند که توان برآورده کردن نیازهای پرسپولیس را داشته باشند و تغییر بزرگ فصل را توجیه کنند. اگر قطبی در این فاصله توانست دست و پای تیمش را جمع کند که هیچ و در غیر این صورت آنها باید در آستین یک آلترناتیو موثر داشته باشند. اما گزینه های محتمل برای جایگزینی قطبی چه کسانی و از چه طیف هایی هستند.
غیرپرسپولیسی ها حذف می شوند
ابتدا گزینه های داخلی را بررسی می کنیم. از این جمع باید مربیانی که سابقه حضور در پرسپولیس را ندارند، حذف کرد چرا که تورق تاریخ این باشگاه نشان می دهد که هیچ مدیری جرات نکرده سرمربی داخلی را که از خانواده پرسپولیس نبوده است، انتخاب کند. در واقع قطبی اولین کسی است که این تابو را شکسته و البته زندگی و تجربه کار او در خارج از کشور این انتخاب را توجیه می کند و اینکه او هم حکم یک خارجی ناشناخته را برای تماشاگران پرسپولیس ایفا کرد نه چیزی شبیه به فرهاد کاظمی یا فیروز کریمی و مجید جلالی.
پرسپولیسی هایی که کارنامه ندارند
حالا سراغ گزینه هایی بروید که سابقه پرسپولیسی بودن را در کارنامه خود دارند. جالب اینکه قحطی یک مربی کاربلد در بین پرسپولیسی های قدیمی به شدت احساس می شود که شاید محصول دیکتاتوری شدید علی پروین در دهه های 60 و 70 در این تیم باشد.
پرسپولیس آن سال ها ستاره کم نداشت اما حضور پروین در راس کار باعث می شد که هیچ کدام از آنها امکان سرمربیگری در این تیم را در مخیله خود هم نسازند و اعتماد به نفس ورود به این عرصه را نداشته باشند. معدود کسانی که از آن فضای خفقان آور جان سالم به در بردند و شانس خود را در مربیگری آزمایش کردند، هم چندان موفق نبودند. حمید درخشان شاید جزء مواردی باشد که بتوان به آن فکر کرد. او در چند مقطع کوتاه هدایت پرسپولیس را بر عهده داشت که به بیش از یک دهه قبل برمی گردد.
آخرین تصویر از مربیگری او به صغر سن در تیم ملی نوجوانان برمی گردد. فرشاد پیوس هم یک پرسپولیسی محبوب است اما محبوبیت او توجیهی برای کارنامه نه چندان موفقش نیست. او در تیم پرستاره تراکتورسازی ناکام بود اما یک دوره موفق را در شموشک پشت سر گذاشته است و سوال اینجاست که آیا به پختگی کامل و لازم برای هدایت پرسپولیس رسیده است یا نه.
اما پرسابقه ترین مرد این گروه محمد مایلی کهن است که تا هدایت تیم ملی هم پیش رفته. اما او مدت هاست که از کسوت یک مربی استعفا داده و به جرگه منتقدان تند و تیز پیوسته است و بخش اعظم انرژی خود را صرف پاسخگویی برای اظهارنظرهایش در مراجع قضایی می کند. پرسپولیس بیش از هر زمان دیگری نیازمند آرامش است و مربی ای که با عده ای از اهالی فوتبال در موضع تقابل و جنگ قرار دارد قطعاً به حاشیه های این تیم دامن خواهد زد. لیست دیگر پرسپولیسی ها را ورق بزنید آیا گزینه دندانگیری خواهید یافت؟
استیلی: در رویای سرمربیگری
حمید استیلی قطعاً چهره ای ویژه در بین آلترناتیوهای قطبی است که آن را باید منفک از دیگران، مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.
پسر خجالتی و پرتلاش سال های گذشته که به عنوان نفر دوم جزئی از تاریخ پرسپولیس طی سال های اخیر بوده است و به تفسیری، حکومت های مختلف پرسپولیس را از سر گذراند بدون اینکه جایگاه خودش، دستخوش تغییر شود.
او با پروین کار کرد با سوبل، آری هان، دنیزلی و بالاخره افشین قطبی و درست در لحظه ای که خودش را آماده کرد تا در مسند قدرت قرار گیرد ناگهان حبیب کاشانی برکنار شد و قطبی دوباره بازگشت و به سبک دیگر مردانی که او را پس زده بودند استیلی را کنار گذاشت تا این سوال باقی بماند که آیا او مرد تاثیرگذار آن قهرمانی بوده است یا خود سرمربی؟
استیلی بیرون خط نشست و مترصد فرصت و حالا این فرصت دست داده است. اما هیچ کس نمی داند آیا مردی که همیشه در نقش دوم مورد غضب نفر اول ها قرار گرفته است در کسوت سرمربی جواب خواهد داد یا نه.
او با این تیم آشناست اما مهم ترین مقام دندانگیر در کارنامه وی هم همان قهرمانی با سمت دستیاری قطبی بوده است در حالی که هرگز در رسیدن به این مهم با دیگران موفق نبوده است.مدیران پرسپولیس هم در علاقه نشان دادن به او اکراه به خرج خواهند داد چرا که این انتخاب یعنی اعتراف به اشتباه اول فصل در کنار زدن وی و بازی کردن با مهره حبیب کاشانی که سایه اش هنوز بر سر باشگاه سنگینی می کند.
لوکا یا دنیزلی
سراغ گزینه های خارجی برویم.
1- لوکا بوناچیچ: نام لوکا همین چند روز پیش مطرح شد؛سرمربی سابق سپاهان که در النصر نتیجه نگرفته است. او امتیازهایی مثل آشنایی به فضای فوتبال ایران و عملکرد فنی قابل قبول را داراست. اما او یک بار به خاطر پول دست سپاهان را در پوست گردو گذاشت و رفت و فارغ از این عدم پایبندی به قرارداد او را مربی ای عصبی مزاج هم می شناسیم که هرگز نتوانسته با ستاره های تیم و رسانه ها تعامل مثبتی داشته باشد قطعاً این ویژگی اخلاقی کار او را در پرسپولیس پرستاره که زیر ذره بین هم قرار دارد، سخت خواهد کرد.
2- مصطفی دنیزلی: هنوز هم تصویر تیم تهاجمی دنیزلی از اذهان هواداران پرسپولیس پاک نشده است؛ مردی که با تیمش تا فتح جام های مختلفی پیش رفت اما همیشه دستش کوتاه ماند. او هم می تواند یک گزینه محتمل برای نجات پرسپولیس باشد البته به این شرط که تا نیم فصل از بشیکتاش جدا شده باشد.
3- خارجی تازه وارد: یک سرمربی خارجی که برای اولین بار فوتبال ایران را درک می کند. آیا مسوولان پرسپولیس به چنین گزینه ای هم فکر می کنند؟ کسی نمی داند اما آنچه که مسلم است رفتن به سراغ یک گزینه جدید خارجی یعنی زدن قید قهرمانی در فصل اخیر چرا که آشنایی هر تازه وارد با چم و خم فوتبال ایران خود یک پروسه زمان بر و پیچیده است که حداقل پنج - شش ماه زمان می برد و این یعنی از دست رفتن نیم فصل دوم.
مدیران پرسپولیس انتخاب سختی را پیش رو دارند و با سبک و سنگین کردن تمام گزینه ها قطعاً یکی از چالش برانگیز ترین انتخاب های خود را خواهند داشت؛انتخابی که در سرنوشت این تیم پرطرفدار تاثیر مستقیم و شگرفی خواهد داشت.


