رازگشايي از قتل دو فروشنده «شيشه»
کد خبر: ۲۴۵۱۶۸
| | 3522 بازدید
راز قتل دو فروشنده مخدر شيشه كه در جنايتهاي جداگانه از پا درآمده بودند فاش شد.
به گزارش شرق كارآگاهان جنايي ساعت 21 روز ششم اسفند سال گذشته در جريان كشف جسد مردي 50ساله به نام نادر در خانهاي در خيابان «دروديان» قرار گرفتند. برادر مقتول بعد از حضور ماموران در محل حادثه به آنها گفت: «وقتي از طريق اعضاي خانواده برادرم اطلاع پيدا كردم او به خانه نيامده و به تلفن همراه خود نيز پاسخ نميدهد، به خانه پدريمان آمدم و با جنازه دست و پا بسته شده برادرم روبهرو شدم».
كارآگاهان در بررسيهاي اوليه متوجه شدند مقتول، خانه پدري خود را به مكاني براي خريد و فروش و مصرف موادمخدر تبديل كرده بود. در اين بين تعدادي از همسايگان در اظهارات مشابه عنوان كردند دو نفر به اسامي اميرحسين و مهسا را كه پيش از اين بارها براي خريد يا مصرف مواد به اين محل آمده بودند، چند ساعت قبل از كشف جسد، در حال خروج از منزل مشاهده كردهاند. بنا به گفته اين شاهدان اميرحسين و مهسا «در زمان خارج شدن از محل جنايت، ابتدا قصد داشتند با استفاده از موتوسيكلت متعلق به مقتول متواري شوند اما به علت روشن نشدن موتوسيكلت، با رها كردن آن در كوچه به صورت پياده و با حالتي بسيار وحشتزده محل را ترك كردند. افسران جنايي با شناسايي محل سكونت مهسا و اميرحسين در خيابان 17شهريور فهميدند اين دو نفر همسايه هستند و به واسطه اعتياد به شيشه و مصرف مشترك مواد با يكديگر ارتباط پيدا كردهاند. با توجه به متواري بودن اين دو نفر احتمال ارتكاب جرم از سوي آنها قوت گرفت و سرانجام با پيگيريهاي صورت گرفته معلوم شد اميرحسين آذر سال گذشته به اتهام سرقت و خريد و فروش موادمخدر روانه زندان شده است.
با انتقال متهم به اداره دهم پليس آگاهي، وي به مشاركت در جنايت اعتراف كرد و ضمن معرفي مهسا به عنوان عامل اصلي قتل، در اعترافات خود به كارآگاهان گفت: «چون پولي براي خريد مواد نداشتيم، تصميم گرفتيم به بهانه خريد مواد به خانه مقتول برويم. پس از ورود به داخل خانه، نادر متوجه قصد و نيت ما شد و با يكديگر درگير شديم. من به صورت او اسپري اشكآور پاشيدم و در همين زمان با كمك مهسا، دست و پا و دهان مقتول را بستم و مهسا با زنجير نادر را خفه كرد».
متهم در ادامه اعترافات خود گفت: «پس از كشته شدن مقتول به دنبال پول و مواد گشتيم اما موفق به پيدا كردن چيزي نشديم و براي همين تصميم به سرقت موتوسيكلت گرفتيم كه آن نيز روشن نشد».
با اعترافات به دست آمده از اميرحسين و شناسايي مخفيگاه مهسا او نيز دو روز قبل دستگير شد و به كشتن نادر اقرار كرد. در پروندهاي ديگر كه ساعت 23:20 روز 28 اسفند سال گذشته گشوده شد ماموران از وقوع آتشسوزي در غرب تهران باخبر شدند و در بررسيهاي اوليه مشخص شد مغازه ضايعات پارچه و گوني به طور كامل تخريب شده و در طبقه دوم آن نيز، جنازه مردي ناشناس به صورت كامل سوخته است. كارآگاهان در اولين مرحله رسيدگي به پرونده با انجام تحقيقات ميداني، موفق به شناسايي جسد شدند و فهميدند متوفي، مردي 45ساله به نام مهدي است. اعضاي خانواده مقتول در بازجوييها از چگونگي آتشسوزي اظهار بياطلاعي كردند. سپس مشخص شد خودرو سمند مهدي كه مقابل در مغازه پارك بود، به سرقت رفته است. افسران جنايي در تلاش براي رازگشايي از اين معما پي بردند مهدي به مصرف شيشه اعتياد داشت و با افراد زيادي در ارتباط بود. با توجه به اطلاعات به دست آمده فرضيه ارتكاب جنايت با انگيزه خريد و فروش موادمخدر مطرح شد و ماموران با شناسايي تعدادي از افراد مرتبط با مقتول موفق به شناسايي و دستگيري يكي از فروشندگان موادمخدر به نام مرجان شدند و اين زن 32ساله را دستگير كردند اما او هم ابتدا درخصوص چگونگي مرگ مقتول اظهار بياطلاعي كرد تا اينكه بعد از چند جلسه بازجويي گفت: «همسر يكي از دوستانم به نام مينا كه به مصرف شيشه اعتياد دارد، به من وعده داد اگر بتوانم با دادن اطلاعات نادرست و اشتباه، مسير تحقيقات پليس را منحرف كنم، پس از آزادي از زندان مبلغ 12ميليون تومان به من خواهد داد».
به اين ترتيب شوهر مينا كه مردي 41ساله به نام رامين است بازداشت شد و به ارتكاب جنايت اعتراف كرد اما به علت برخي تناقضات در اظهارات متهم اين احتمال مطرح شد كه رامين به دروغ به جنايت اقرار كرده است به همين دليل اين بار مينا تحت بازجويي قرار گرفت. اين زن گفت: «من همسر صيغهاي رامين هستم. چند وقت پيش رامين با بررسي گوشي تلفن همراه من به شماره تلفن مهدي كه در گوشي ذخيره شده بود، مشكوك شد و از من بازخواست كرد كه من نيز به ناچار گفتم از اين شخص شيشه ميخرم. رامين از اين جواب من قانع نشد و مرا مجبور كرد براي تهيه شيشه با وي قرار بگذارم. شب حادثه حدود ساعت 21 همراه رامين و دو نفر از دوستانش جلوي مغازه مقتول رفتيم و رامين به همراه دوستانش وارد مغازه شد و با تهديد اسلحه و بستن دستان مقتول به وسيله دستبند، او را به طبقه دوم مغازه بردند. من در اين مدت در ماشين بودم اما آنها بعد از گذشت 20 دقيقه مرا داخل مغازه بردند و با مقتول مواجه كردند و او نيز به فروش شيشه به من اعتراف كرد. پس از آن من پايين آمدم و چيز ديگري نديدم.
كارآگاهان بعد از شنيدن اين اعترافات دو دوست رامين را نيز بازداشت كردند. سپس رامين در اعترافاتي جديد به كشتن مهدي با كشيدن پلاستيك روي سر او و وارد كردن شوك به وسيله شوكر برقي و همچنين سرقت خودرو سمند، اعتراف كرد. متهمان درخصوص نحوه به آتش كشيدن مغازه نيز توضيح دادند پس از كشته شدن مقتول براي از ميان بردن آثار جنايت، همزمان دو كپسول گاز موجود در طبقه دوم مغازه را باز كرديم و در طبقه اول ساختمان نيز ضايعات پارچه و گوني را آتش زديم.
بنا بر اين گزارش در ادامه تحقيقات، خودرو مسروقه كشف شد و متهمان براي تحقيقات بيشتر روانه بازداشتگاه شدند.
به گزارش شرق كارآگاهان جنايي ساعت 21 روز ششم اسفند سال گذشته در جريان كشف جسد مردي 50ساله به نام نادر در خانهاي در خيابان «دروديان» قرار گرفتند. برادر مقتول بعد از حضور ماموران در محل حادثه به آنها گفت: «وقتي از طريق اعضاي خانواده برادرم اطلاع پيدا كردم او به خانه نيامده و به تلفن همراه خود نيز پاسخ نميدهد، به خانه پدريمان آمدم و با جنازه دست و پا بسته شده برادرم روبهرو شدم».
كارآگاهان در بررسيهاي اوليه متوجه شدند مقتول، خانه پدري خود را به مكاني براي خريد و فروش و مصرف موادمخدر تبديل كرده بود. در اين بين تعدادي از همسايگان در اظهارات مشابه عنوان كردند دو نفر به اسامي اميرحسين و مهسا را كه پيش از اين بارها براي خريد يا مصرف مواد به اين محل آمده بودند، چند ساعت قبل از كشف جسد، در حال خروج از منزل مشاهده كردهاند. بنا به گفته اين شاهدان اميرحسين و مهسا «در زمان خارج شدن از محل جنايت، ابتدا قصد داشتند با استفاده از موتوسيكلت متعلق به مقتول متواري شوند اما به علت روشن نشدن موتوسيكلت، با رها كردن آن در كوچه به صورت پياده و با حالتي بسيار وحشتزده محل را ترك كردند. افسران جنايي با شناسايي محل سكونت مهسا و اميرحسين در خيابان 17شهريور فهميدند اين دو نفر همسايه هستند و به واسطه اعتياد به شيشه و مصرف مشترك مواد با يكديگر ارتباط پيدا كردهاند. با توجه به متواري بودن اين دو نفر احتمال ارتكاب جرم از سوي آنها قوت گرفت و سرانجام با پيگيريهاي صورت گرفته معلوم شد اميرحسين آذر سال گذشته به اتهام سرقت و خريد و فروش موادمخدر روانه زندان شده است.
با انتقال متهم به اداره دهم پليس آگاهي، وي به مشاركت در جنايت اعتراف كرد و ضمن معرفي مهسا به عنوان عامل اصلي قتل، در اعترافات خود به كارآگاهان گفت: «چون پولي براي خريد مواد نداشتيم، تصميم گرفتيم به بهانه خريد مواد به خانه مقتول برويم. پس از ورود به داخل خانه، نادر متوجه قصد و نيت ما شد و با يكديگر درگير شديم. من به صورت او اسپري اشكآور پاشيدم و در همين زمان با كمك مهسا، دست و پا و دهان مقتول را بستم و مهسا با زنجير نادر را خفه كرد».
متهم در ادامه اعترافات خود گفت: «پس از كشته شدن مقتول به دنبال پول و مواد گشتيم اما موفق به پيدا كردن چيزي نشديم و براي همين تصميم به سرقت موتوسيكلت گرفتيم كه آن نيز روشن نشد».
با اعترافات به دست آمده از اميرحسين و شناسايي مخفيگاه مهسا او نيز دو روز قبل دستگير شد و به كشتن نادر اقرار كرد. در پروندهاي ديگر كه ساعت 23:20 روز 28 اسفند سال گذشته گشوده شد ماموران از وقوع آتشسوزي در غرب تهران باخبر شدند و در بررسيهاي اوليه مشخص شد مغازه ضايعات پارچه و گوني به طور كامل تخريب شده و در طبقه دوم آن نيز، جنازه مردي ناشناس به صورت كامل سوخته است. كارآگاهان در اولين مرحله رسيدگي به پرونده با انجام تحقيقات ميداني، موفق به شناسايي جسد شدند و فهميدند متوفي، مردي 45ساله به نام مهدي است. اعضاي خانواده مقتول در بازجوييها از چگونگي آتشسوزي اظهار بياطلاعي كردند. سپس مشخص شد خودرو سمند مهدي كه مقابل در مغازه پارك بود، به سرقت رفته است. افسران جنايي در تلاش براي رازگشايي از اين معما پي بردند مهدي به مصرف شيشه اعتياد داشت و با افراد زيادي در ارتباط بود. با توجه به اطلاعات به دست آمده فرضيه ارتكاب جنايت با انگيزه خريد و فروش موادمخدر مطرح شد و ماموران با شناسايي تعدادي از افراد مرتبط با مقتول موفق به شناسايي و دستگيري يكي از فروشندگان موادمخدر به نام مرجان شدند و اين زن 32ساله را دستگير كردند اما او هم ابتدا درخصوص چگونگي مرگ مقتول اظهار بياطلاعي كرد تا اينكه بعد از چند جلسه بازجويي گفت: «همسر يكي از دوستانم به نام مينا كه به مصرف شيشه اعتياد دارد، به من وعده داد اگر بتوانم با دادن اطلاعات نادرست و اشتباه، مسير تحقيقات پليس را منحرف كنم، پس از آزادي از زندان مبلغ 12ميليون تومان به من خواهد داد».
به اين ترتيب شوهر مينا كه مردي 41ساله به نام رامين است بازداشت شد و به ارتكاب جنايت اعتراف كرد اما به علت برخي تناقضات در اظهارات متهم اين احتمال مطرح شد كه رامين به دروغ به جنايت اقرار كرده است به همين دليل اين بار مينا تحت بازجويي قرار گرفت. اين زن گفت: «من همسر صيغهاي رامين هستم. چند وقت پيش رامين با بررسي گوشي تلفن همراه من به شماره تلفن مهدي كه در گوشي ذخيره شده بود، مشكوك شد و از من بازخواست كرد كه من نيز به ناچار گفتم از اين شخص شيشه ميخرم. رامين از اين جواب من قانع نشد و مرا مجبور كرد براي تهيه شيشه با وي قرار بگذارم. شب حادثه حدود ساعت 21 همراه رامين و دو نفر از دوستانش جلوي مغازه مقتول رفتيم و رامين به همراه دوستانش وارد مغازه شد و با تهديد اسلحه و بستن دستان مقتول به وسيله دستبند، او را به طبقه دوم مغازه بردند. من در اين مدت در ماشين بودم اما آنها بعد از گذشت 20 دقيقه مرا داخل مغازه بردند و با مقتول مواجه كردند و او نيز به فروش شيشه به من اعتراف كرد. پس از آن من پايين آمدم و چيز ديگري نديدم.
كارآگاهان بعد از شنيدن اين اعترافات دو دوست رامين را نيز بازداشت كردند. سپس رامين در اعترافاتي جديد به كشتن مهدي با كشيدن پلاستيك روي سر او و وارد كردن شوك به وسيله شوكر برقي و همچنين سرقت خودرو سمند، اعتراف كرد. متهمان درخصوص نحوه به آتش كشيدن مغازه نيز توضيح دادند پس از كشته شدن مقتول براي از ميان بردن آثار جنايت، همزمان دو كپسول گاز موجود در طبقه دوم مغازه را باز كرديم و در طبقه اول ساختمان نيز ضايعات پارچه و گوني را آتش زديم.
بنا بر اين گزارش در ادامه تحقيقات، خودرو مسروقه كشف شد و متهمان براي تحقيقات بيشتر روانه بازداشتگاه شدند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


