جایی که خبرها کانالیزه میشود!
آیا شگفت نیست که محتوای گفتوگوی خصوصی ارشدترین مقامات نظام، پشت درهای بسته توسط منابع آگاه (!) منتشر میشود؟ آیا همین ادعای آگاهی از سخنان خصوصی، این ادعا را در دل خود ندارد که ما توانایی محدود کردن منابع اطلاعاتی آن مقام ارشد و خوراندن نظرات خودمان به وی را نیز داریم؟ برای شما جالب نیست که سایت خبری منابع امنیتی اسرائیلی، اخباری حساس درباره مذاکرات هستهای را به نقل از منابع آگاه خود در تهران (!) منتشر کند؟
کد خبر: ۲۴۱۰۴۲
| | 18770 بازدید

روز گذشته، آقای سعیدی درباره خبر انتقاد یکی از مراجع از رابطه سپاه با مرجعیت گفتهاند: ما مرجعیت را پشتوانه نظام و پایه ولایت فقیه میدانیم و این مسائل ناشی از اطلاعات نادرستی است که برخی عناصر مسألهدار با مراجع مطرح میکنند و ما حتما خدمت ایشان میرسیم و مسایل را رفع میکنیم.
امروز نیز در سرمقاله یکی از روزنامههای کشور آمده، دلیل اینکه فهرست جبهه متحد با مدیریت آیتالله مهدوی کنی و فهرست جبهه پایداری با مدیریت آیتالله مصباح برای انتخابات مجلس به این میزان با هم متفاوت است، ناشی از این است که اطلاعات یکی از این دو یا اطلاعات هر دوی آنان کامل نبوده است. این سخن بدین معناست که کانالهای ارتباطی آیتالله مهدوی کنی و آیتالله مصباح، کانالهایی است که اطلاعات را گزینش شده و با اهداف خاصی در اختیار ایشان گذاردهاند و ایشان هم بناچار و بنا بر اطلاعات خود و اطلاعاتی که به ایشان رسیده، تصمیمگیری کردهاند.
براستی، این کانالهای انتقال دهنده اخبار چه کسانی هستند که هم به مراجع اطلاعات نادرست میرسانند و هم به دو نفر از آیاتی که سازماندهی دو گروه از اصولگرایان کشور را بر عهده گرفتهاند. و البته چرا دیگرانی که میپندارند اطلاعات نادرست به مراجع رسیده، نمیکوشند در کوتاهترین زمان ممکن، اطلاعات درست را به زعم خود به مراجع و یا علما برسانند؟
به گزارش «تابناک»، امروزه که دنیا در حال رقابت بر سر کنترل مغزها و قلبهاست، کنترل منابع خبری خواص جامعه، باز هم به اندازه کنترل منابع خبری عامه مردم اهمیت دارد. مقام مسئولی که در اتاقش «سیانان» میبیند، با مقام دیگری که صدا و سیمای خودمان را میبیند، دنیا را از زوایای گوناگونی میبینند. خواننده شرق و کیهان هم همین طور و البته مراجعه کنندگان تابناک و یک سایت خبری دیگر هم، دنیا را از زوایای متفاوتی میبینند.
با کمال تأسف میتوان گفت، مدیریت منابع و شبکههای خبری، یکی از حاشیهسازترین مسائل در تاریخ پس از انقلاب بوده است؛برای نمونه، بدون اضافهگویی میتوان ادعا کرد یکی از ریشههای اصلی ماجرای عزل مرحوم آیتالله منتظری توسط حضرت امام (ره) که در نامههای پر سوز امام(ره) به ایشان نیز به صراحت مورد اشاره قرار گرفته است، توانایی برخی در به دست آوردن اطلاعات حساس کشور از بیت مرحوم منتظری و نیز کنترل منابع خبری ایشان بوده است. عدم کنترل منابع خبری توسط ایشان و استناد به همان منابع و تصمیمگیری بر پایه آن، ماجرای آن زمان را پدید آورد.
البته این بدان معنا نیست که حادثهای مشابه به آن رخداد اکنون هم هست، بلکه بدین معناست که هزینه عدم انتقال اطلاعات درست از سوی کسانی که اطلاعات درست دارند به مراجع، هزینههای بسیاری را برای نظام سیاسی کشور به بار میآورد. آن سوی مطلب هم صادق است که به دست آوردن اطلاعات حساس از مقامات کشوری نیز هزینههای بسیاری برای نظام به بار خواهد آورد.
اکنون که آقای سعیدی به این مشکل در کشور اشاره کرده است، شاید وقت خوبی باشد برای این که بار دیگر به خبرگیری و خبرپراکنیهای قابل مشاهده در فضای رسانهای و سیاسی کشور توجه شود. به راحتی میتوان مثالهای متعددی از تلاش برای کانالیزه کردن منابع اطلاعاتی خواص و عوام، خبرسازی و جعل خبر دید که متأسفانه به نام کار حرفه ای خبری، اطلاعات جهتدار و بی اصالت منتشر میشود که نه تنها باعث ایجاد خطا در تصمیمگیری، بلکه باعث تشویش اذهان عموم مردم میشود.
اکنون لازم است در این باره به چند نکته کلیدی اشاره کرد:
نخست اینکه گاهی تنها اطلاعات نادرست نیست که به یک تصمیمگیری احیانا نادرست منجر میشود، بلکه این اختلاف در زاویه دید و رویکرد افراد است که شاید با زاویه دید دیگران تفاوت داشته باشد. در چنین صورتی، تحلیل شخصیتها را که با تحلیل عده ای متفاوت است، نباید ناشی از نادرست بودن اطلاعات دانست، بلکه این نگاه و تحلیل افراد است که متفاوت است، نه لزوما اطلاعات آنان.
دوم آن که گویا برخی در مناصبی که هستند، قطعا اطلاعات دست اولتری از دیگر شخصیتها دارند؛ چه اینکه ادعا میکنند، بعضا اطلاعات نادرست در اختیار مراجع گذاشته میشود؛ بنابراین، بر عهده این افراد ـ که اتفاقا خود را متشرع میدانند ـ تکلیف است آن اطلاعاتی را که دارند در اختیار مراجع گذارند، نه این که تنها به نادرست بودن اطلاعات مراجع اشاره کنند.
اما دلیل مشکل را چه در بیتقوایی خبرسازها و چه در ضعف در حفاظت از اطلاعات حساس بدانیم، وجود مشکل انکار کردنی نیست. آیا عجیب نیست که محتوای گفتوگوی خصوصی ارشدترین مقامات نظام پشت درهای بسته توسط منابع آگاه! منتشر میشود؟
آیا همین ادعای آگاهی از سخنان خصوصی در دل خود این ادعا را نیز ندارد که ما توانایی محدود کردن منابع اطلاعاتی آن مقام ارشد و خوراندن نظرات خودمان به وی را نیز داریم؟ برای شما جالب نیست که سایت خبری منابع امنیتی اسرائیلی، اخباری حساس درباره مذاکرات هستهای را به نقل از منابع آگاه خود در تهران (!) منتشر کند؟
اگر آیتالله سعیدی فرصت توضیح و رفع مشکلاتشان را دارند، دیگرانی که از آنها بدگویی میشود، چه باید بکنند؟!
براستی، این کانالهای انتقال دهنده اخبار چه کسانی هستند که هم به مراجع اطلاعات نادرست میرسانند و هم به دو نفر از آیاتی که سازماندهی دو گروه از اصولگرایان کشور را بر عهده گرفتهاند. و البته چرا دیگرانی که میپندارند اطلاعات نادرست به مراجع رسیده، نمیکوشند در کوتاهترین زمان ممکن، اطلاعات درست را به زعم خود به مراجع و یا علما برسانند؟
به گزارش «تابناک»، امروزه که دنیا در حال رقابت بر سر کنترل مغزها و قلبهاست، کنترل منابع خبری خواص جامعه، باز هم به اندازه کنترل منابع خبری عامه مردم اهمیت دارد. مقام مسئولی که در اتاقش «سیانان» میبیند، با مقام دیگری که صدا و سیمای خودمان را میبیند، دنیا را از زوایای گوناگونی میبینند. خواننده شرق و کیهان هم همین طور و البته مراجعه کنندگان تابناک و یک سایت خبری دیگر هم، دنیا را از زوایای متفاوتی میبینند.
با کمال تأسف میتوان گفت، مدیریت منابع و شبکههای خبری، یکی از حاشیهسازترین مسائل در تاریخ پس از انقلاب بوده است؛برای نمونه، بدون اضافهگویی میتوان ادعا کرد یکی از ریشههای اصلی ماجرای عزل مرحوم آیتالله منتظری توسط حضرت امام (ره) که در نامههای پر سوز امام(ره) به ایشان نیز به صراحت مورد اشاره قرار گرفته است، توانایی برخی در به دست آوردن اطلاعات حساس کشور از بیت مرحوم منتظری و نیز کنترل منابع خبری ایشان بوده است. عدم کنترل منابع خبری توسط ایشان و استناد به همان منابع و تصمیمگیری بر پایه آن، ماجرای آن زمان را پدید آورد.
البته این بدان معنا نیست که حادثهای مشابه به آن رخداد اکنون هم هست، بلکه بدین معناست که هزینه عدم انتقال اطلاعات درست از سوی کسانی که اطلاعات درست دارند به مراجع، هزینههای بسیاری را برای نظام سیاسی کشور به بار میآورد. آن سوی مطلب هم صادق است که به دست آوردن اطلاعات حساس از مقامات کشوری نیز هزینههای بسیاری برای نظام به بار خواهد آورد.
اکنون که آقای سعیدی به این مشکل در کشور اشاره کرده است، شاید وقت خوبی باشد برای این که بار دیگر به خبرگیری و خبرپراکنیهای قابل مشاهده در فضای رسانهای و سیاسی کشور توجه شود. به راحتی میتوان مثالهای متعددی از تلاش برای کانالیزه کردن منابع اطلاعاتی خواص و عوام، خبرسازی و جعل خبر دید که متأسفانه به نام کار حرفه ای خبری، اطلاعات جهتدار و بی اصالت منتشر میشود که نه تنها باعث ایجاد خطا در تصمیمگیری، بلکه باعث تشویش اذهان عموم مردم میشود.
اکنون لازم است در این باره به چند نکته کلیدی اشاره کرد:
نخست اینکه گاهی تنها اطلاعات نادرست نیست که به یک تصمیمگیری احیانا نادرست منجر میشود، بلکه این اختلاف در زاویه دید و رویکرد افراد است که شاید با زاویه دید دیگران تفاوت داشته باشد. در چنین صورتی، تحلیل شخصیتها را که با تحلیل عده ای متفاوت است، نباید ناشی از نادرست بودن اطلاعات دانست، بلکه این نگاه و تحلیل افراد است که متفاوت است، نه لزوما اطلاعات آنان.
دوم آن که گویا برخی در مناصبی که هستند، قطعا اطلاعات دست اولتری از دیگر شخصیتها دارند؛ چه اینکه ادعا میکنند، بعضا اطلاعات نادرست در اختیار مراجع گذاشته میشود؛ بنابراین، بر عهده این افراد ـ که اتفاقا خود را متشرع میدانند ـ تکلیف است آن اطلاعاتی را که دارند در اختیار مراجع گذارند، نه این که تنها به نادرست بودن اطلاعات مراجع اشاره کنند.
اما دلیل مشکل را چه در بیتقوایی خبرسازها و چه در ضعف در حفاظت از اطلاعات حساس بدانیم، وجود مشکل انکار کردنی نیست. آیا عجیب نیست که محتوای گفتوگوی خصوصی ارشدترین مقامات نظام پشت درهای بسته توسط منابع آگاه! منتشر میشود؟
آیا همین ادعای آگاهی از سخنان خصوصی در دل خود این ادعا را نیز ندارد که ما توانایی محدود کردن منابع اطلاعاتی آن مقام ارشد و خوراندن نظرات خودمان به وی را نیز داریم؟ برای شما جالب نیست که سایت خبری منابع امنیتی اسرائیلی، اخباری حساس درباره مذاکرات هستهای را به نقل از منابع آگاه خود در تهران (!) منتشر کند؟
اگر آیتالله سعیدی فرصت توضیح و رفع مشکلاتشان را دارند، دیگرانی که از آنها بدگویی میشود، چه باید بکنند؟!
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


