اشک تمساح جوان قمهکش
ساعت 30: 11 دوشنبه، یکم اسفند ماه سالجاری پسر قمهکش در جریان یک زورگیری در برابر کلانتری 153 شهرک ولیعصر وقتی میخواست فرار کند در حلقه رهگذران خشمگین گرفتار شد.
ایران: وقتی پلیس وارد عمل شد در نخستین اقدام به تحقیق از مالباختهای پرداخت که جوان قمهکش به سمت وی حمله کرده بود، مرد وحشتزده گفت: امروز از بانک 4میلیون تومان گرفته بودم که دو موتور با 2 سرنشین جلوی راهم را گرفتند و بعد از گرفتن کیفم این پسر جوان با تهدید قمه مانع حرکت من شد که 3 جوان با موتور از محل گریختند و این زورگیر توسط مردم دستگیر شد.
با این ادعاها با دستور دادیار شعبه اول دادسرای امور جنایی تهران جوان قمهکش در اختیار پایگاه 5 پلیس آگاهی تهران قرار گرفت تا تجسسها پرده از جزئیات اقدامات وحشتآور وی و دوستانش بردارد.
مهرداد 20 ساله چنین نشان میدهد که از کار خود پشیمان است. ادعا میکرد در نخستین زورگیریاش توسط مردم دستگیر شده است و وقتی در خصوص خانوادهاش صحبت میکرد اشک در چشمانش جمع میشد و ابراز نگرانی میکرد.
چقدر درس خواندهای؟
تا دوم راهنمایی.
چرا ادامه تحصیل ندادی؟
چون باید خرجی خانوادهام را ميدادم به دنبال کار رفتم و وقتی برای تحصیل نداشتم.
چند تا خواهر و برادری؟
2 برادر و 2 خواهر دارم و من بچه آخر خانواده هستم.
بچه آخر خرجی میدهد؟
برادر و خواهر بزرگم ازدواج کردهاند، ولی برادر دیگرم که ازدواج کرده و خواهر دیگرم که از همسرش جدا شده با ما زندگی میکنند و چون برادرم اعتیاد دارد خرج زندگی آنها را هم من میدهم.
شغل؟
در کار یونولیت و سقفهای کاذب مشغول هستم و ماهی 330 هزار تومان درآمد دارم.
پدرت چکاره است؟
نگهبان است.
کدام منطقه تهران زندگی میکنی؟
شهرک تاجیک.
چرا سرقت کردی؟
صبح برای اینکه یک کار پردرآمد پیدا کنم با موتور از خانه خارج شدم. در شهرک 3بچه محلمون را که حتی اسمشون رو هم نمیدانم دیدم، وقتی به آنها گفتم دنبال کار هستم یکی از آنها سوار موتور من شد و گفت: همراه ما باش تا کار پیدا کنیم، وقتی وارد بلوار گلها در تهرانسر شدیم به سمت یک مرد که کیف در دست داشت رفتیم وقتی کیف را از وی دزدیدیم آنها با یک موتور فرار کردند من هم که غافلگیر شده بودم دستگیر شدم.
پس قمه دست تو چه کار میکرد؟
یکی از آنها به نام داوود، وقتی سوار موتورم شد، قمه را زیر زین موتور گذاشت و گفت: برای دفاع است و وقتی آنها رفتند موتور همراه من بود.
گفتی که اسمهایشان را نمیدانی؟
سکوت.
بعد هم شاهدان گفتند که با قمه جلوي راه آن مرد را گرفته بودی.
سکوت!
وقتی دیدی آنها دزدی کردند چرا همکاری کردی؟
وقتی آنها دزدی کردند من غافلگیر شده بودم، اگر اطلاع داشتم که مثل آنها فرار میکردم. تا حالا هیچ خطایی از من سر نزده و در محل زندگیمان نیز کسی از من خطایی ندیده است.
پول سرقتی به مالباخته برگشته؟
بچه محلههایمان خانه ما را پیدا کردند و توسط خواهرم پول مالباخته را برای گرفتن رضایت شاکی پس دادند.
اسم زورگیران را میدانی؟
فکر کنم داوود و حمید بودند، چون تازه با آنها دوست شده بودم.
خانوادهات چه شدند؟
وقتی در مورد خانوادهاش با مهرداد صحبت کردیم صدایش لرزید و گریهکنان گفت من دزد نیستم و نگران خانوادهام هستم، نمیدانم در نبود من چه اتفاقی برایشان رخ میدهد.
چه رنگی را دوست داری؟
هیچ رنگی را دوست ندارم و رنگها هیچ تأثیری روی من نمیگذارند.
حرف آخر؟
پشیمان هستم و چوب ندانمکاری خودم را میخورم، کاش آنها را نمیدیدم.
بنا بر این گزارش، پلیس در حال ردیابی همدستان این پسر قمهکش است تا پرده از جزئیات اقدامات وحشتآور آنان بردارد.


