وقتي از حذف مرادي خوشحال شديم
عجيب و شايد باور نكردني است اما ما از وقوع يك فاجعه استقبال كرديم. حذف تنها كانديداي داوري ايران از مسابقات جامجهاني با استقبال منتقدان مسعود مرادي مواجه شد كه بحث حضور يا عدم حضور يك داور ايراني در جامجهاني را تا حد يك تسويه حساب شخصي تنزل دادند.
به نوشته روزنامه گل، استدلال اين بود كه: «ديديد گفتيم او داور خوبي نيست و تصميماتش اشتباه است؟» برخوردي كه به جا مانده از همان صحنه مشكوك در بازي پرسپوليس مقابل مس است. در حالي كه تيم محبوب پايتخت با تصميم مرادي دچار مشكل شده بود او به جاي گردن گذاشتن به راي منتقدان حرف خود را زد و بر آن تاكيد كرد.
اين گناه نابخشودني خون او را حلال كرد تا وقتي از ليست داوران جامجهاني حذف شد ما به جاي توجه به اصل و ريشه اين اتفاق و تاثيرات آن بر كل فوتبال فرياد شادي سر دهيم چون مرغ يكپاي مسعود مرادي را به زانو درآورده بوديم و حقانيت خود نسبت به او را به رخ كشيديم.
كسي اين وسط نپرسيد چرا داوري ايران كه زماني در فينال جامجهاني نماينده داشته است اينچنين فرصت خودنمايي در اين تورنمنت مهم را از دست ميدهد و ما هم به سادگي از كنار آن ميگذريم. آيا حضور محمدفنايي در فينال جامجهاني نام ايران را در سطح بينالمللي مطرح نكرد و ميلياردها ببيننده تلويزيوني به ياد ندارند كه ايران سهمي در فينال يك جامجهاني داشته است. پس چرا از گرفته شدن اين فرصت از مسعود مرادي استقبال ميكنيم و با اين استدلال كه اگر ميرفت اشتباه ميكرد و آبروريزي، قصاص قبل از جنايت ميكنيم.
مسعود مرادي خط ميخورد و ما از آن فرصتي براي حمله دوباره به وي ميسازيم. در حالي كه در اين اتفاق بيتاثير نبودهايم. به گفته هوشنگ نصيرزاده، او تمام فاكتورهاي لازم براي انتخاب شدن مثل دانستن زبان، آمادگي بدني و كارنامه موفق داشته و تنها به خاطر مسايل روحي - رواني دچار مشكل شده است. اين تمركز را چه كسي از مرادي گرفته است؟
به ياد بياوريد كه داور سال آسيا طي هفتههاي اخير كارش به كجا كشيد كه مجبور به اعلام خداحافظي از جامعه داوري شد. ما فراموش كردهايم كه يك داور قبل از داور بودن يك انسان است با ويژگيهاي يك انسان. اشتباه ميكند و با اعمال فشار از سوي ديگران به اشتباهاتش دامن ميزند چون قدرت تصميمگيري از او سلب شده است.
بحث را كليتر كنيم. مسعود مرادي مشتي نمونه خروار است. او و آنچه بر او گذشت حكايت اتفاقي است كه بر كل جامعه داوري ما ميگذرد. مرداني كه در عروسي و عزا قرباني ميشوند بيآنكه چرايي و چگونگي معيشت و حال و روزشان مورد تعامل قرار گيرد و دلايل بالا رفتن ضريب اشتباهاتشان را كارشناسي كرده و فكري براي رفع و رجوع آن كنيم.
داوري و بدنه فوتبال متصل به يكديگرند و بايد زمينه پيشرفت و تكامل در هر دو آنها ايجاد شود و همين نكته است كه منجر به بالندگي كل فوتبال خواهد شد. اگر فوتبال پيشرفت كند و داوري باقي بماند يك جاي كار ما خواهد لنگيد و روزهاي پرجاروجنجالي را پيش رو خواهيم داشت.
پيشرفت متوازن يعني ما با همانقدر حساسيت كه صعود تيم ملي به جامجهاني را پيگيري ميكنيم از حضور داور ايراني در جامجهاني هم استقبال كنيم و اگر چنين نشد دلايل آن را مورد واكاوي دقيقتري قرار دهيم نه اينكه آن را گواه استدلال خود در خوب نبودن مرادي بدانيم. فوتبال و جامعه داوري بايد دوشادوش يكديگر حركت كنند؛ اتفاقي كه بهترينها را براي فوتبال ما به ارمغان خواهد آورد.


