اختلاف خانوادگي، انگيزه قتل
مردي كه دايي همسر خود را به طرز دلخراشي به قتل رسانده بود، در دادگاه بار ديگر به جرمش اعتراف كرد.
شرق:خانواده جوان 25سالهاي به نام نيما سال گذشته به پليس آگاهي كازرون مراجعه كردند و از ناپديد شدن وي گزارش دادند و گفتند در چند روز گذشته هرجا را كه به فكرشان ميرسيد جستوجو كرده اما ردي از او پيدا نكردهاند.
ماموران وقتي مشخصات نيما را به دست آوردند تحقيقات خود را در اين خصوص آغاز كردند. از آنجا كه طي اين مدت هيچ فرد مشكوكي با والدين نيما تماس نگرفته بود احتمال ربوده شدن وي منتفي شد و كارآگاهان وقتي فهميدند اين جوان با شوهر خواهر و همسر خواهرزادهاش اختلاف دارد بعيد ندانستند اين ماجرا به آنها ربط پيدا كند، به همين دليل با كسب مجوز قضايي به خانه خواهر نيما رفتند و به بازرسي آنجا پرداختند.
آنها در حياط خانه چاهي را مشاهده كردند كه به نظر ميرسيد به تازگي در آن حجم زيادي خاك ريخته شده است. كارآگاهان دستور حفاري مجدد چاه را صادر كردند و زمانيكه خاكها بيرون كشيده بود بوي تعفن مشمئزكنندهاي برخاست كه شكها را بيشتر كرد و سرانجام با جستوجوي بيشتر جنازه نيما از اعماق زمين خارج شد.
وقتي جنازه از چاه بيرون آمد ماموران مشاهده كردند قاتل يا قاتلان دو پاي مقتول را از ناحيه ران قطع كردهاند، از سويي آثار اصابت چندين گلوله به نواحي مختلف بدن مرد جوان به چشم ميخورد، پس از انتقال پيكر قرباني به پزشكي قانوني، افسران جنايي براي دستگيري شوهرخواهر و شوهر خواهرزاده مقتول به تكاپو پرداختند و فهميدند هر دو نفر از زمان مفقود شدن نيما به طرز مشكوكي فراري شدهاند. رديابيهاي پليس براي يافتن محل اختفاي اين دو بينتيجه بود و به نظر ميرسيد آنها كازرون را به مقصد نامعلومي ترك كردهاند.
از سويي هيچيك از اعضاي خانواده از دو مرد فراري خبر نداشتند و آنها براي اينكه احتمال رديابي خود را كاهش دهند تماس تلفني نيز برقرار نميكردند. درحاليكه كوششها براي دستگيري دو متهم ادامه داشت آنها به يكي از كلانتريهاي مشهد مراجعه كردند و تسليم شدند. اين دو گفتند بعد از قتل به شيراز گريختند و سپس مدتي را در بوشهر و تهران گذراندند اما دچار عذاب وجدان شدند به همين دليل تصميم گرفتند بعد از سفر به مشهد و زيارت خودشان را تسليم كنند. به اين ترتيب متهمان به استان فارس انتقال يافتند و تحقيقات مقدماتي درخصوص اتهام آنها انجام و در نهايت كيفرخواست و قرار مجرميت صادر شد و اين دو چند روز پيش در شعبه پنج دادگاه كيفري استان فارس از خودشان دفاع كردند. داماد خواهر مقتول كه مجيد نام دارد ضمن پذيرفتن اتهام قتل گفت: «من با نيما هيچ مشكلي نداشتم و از وقتي با خواهرزاده او ازدواج كردم زندگي خوبي داشتيم تا اينكه پسر برادر نيما يك روز به همسر من توهين كرد و حرفهاي نامربوطي زد.
همين مساله اختلافاتي را بين ما به وجود آورد و من از آن جوان شكايت كردم و او را به زندان انداختم. بعد از آن اتفاق نيما خيلي سعي كرد براي برادرزادهاش رضايت بگيرد. او چند بار به خانه پدرزن من آمد و تلاش كرد وساطت كند ولي من نميخواستم اعلام گذشت كنم.
اصرارهاي نيما و مخالفتهاي من باعث ايجاد درگيري بين ما شد تا اينكه يك روز نيما با سلاح به خانه ما آمد و به سمت منزلمان شليك كرد. شيشههاي خانه و اتومبيل من بر اثر تيراندازي اين مرد شكست و من از او به شدت كينه به دل گرفتم و مصمم شدم از او انتقام بگيرم، براي همين موضوع را با پدرزنم در ميان گذاشتم و او هم قبول كرد كمكمان كند.»متهم به قتل ادامه داد: «روز حادثه نيما را به خانه كشانديم و با او درگير شديم.
بعد من طبق نقشه چند گلوله به وي شليك كردم و او را كشتم. بعد از آن براي اينكه از شر جسد خلاص شويم آن را داخل ماشين گذاشتيم و به يك روستا كه از قبل در نظر گرفته بوديم رفتيم اما در آنجا محل خلوتي براي دفن كردن جنازه پيدا نكرديم و مكانهايي هم كه خلوت بود خاك سفتي داشت و نميتوانستيم قبر بكنيم در نهايت جسد را به خانه من برگردانديم و قرار شد آن را چند روزي در منزل نگه دارم اما چون ممكن بود جسد فاسد شود پاهاي نيما را قطع كردم و در كيسه فريزر گذاشتم بالاتنه را نيز در كيسه بزرگي قرار دادم و در فيرزمان مخفي كردم. چند روز بعد به فكرم رسيد جسد را در چاه خانه پدرزنم بيندازم به اين ترتيب نقشهام را اجرا كردم و روي جنازه مقدار زيادي خاك ريختم تا مطمئن شوم كسي آن را پيدا نميكند.
بعد از اينكه كارم تمام شد همراه همدستم فرار كردم تا اينكه به دليل عذاب وجدان خودمان را تسليم كرديم. در اين جلسه متهم رديف دوم پرونده مشاركت در قتل را انكار كرد و گفت در كشته شدن نيما نقشي نداشت.
بنا بر اين گزارش بعد از ختم جلسه دادگاه هيات قضات براي صدور راي وارد شور شدند.


