اصول دکترین جدید اوباما چیست؟
بسیاری از تحلیلگران بر این باورند، هنوز زود است که از فراگیری دکترین اوباما سخن بگوییم؛ اما «نیویورک تایمز» از دکترین اوباما سخن گفته است؛ دکترینی که بر پایه سیاست مقابله با ایران تئوریزه شده است.
کد خبر: ۲۲۹۵۵۰
| | 20702 بازدید

صحبت از «دکترین»های سیاست خارجی ایالات متحده، امری است که در این کشور مسبوق به سابقه است و به ویژه برخی از رؤسای جمهور این کشور با دکترینهایشان شناخته میشوند. به این ترتیب، اصطلاحاتی چون «دکترین مونرو»، «دکترین روزولت» و «دکترین نیکسون» کم و بیش برای همه شناخته شده است. اکنون در پی تحولات مرتبط با ایران و سوریه، از «دکترین اوباما» نیز سخن به میان میآید.
به گزارش «تابناک»، روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز»، امروز در مطلبی تحلیلی به بررسی این امر پرداخته که ماهیت دکترین اوباما چیست، این دکترین چه ویژگیهایی دارد و عوامل تأثیرگذار بر آن کدامند؟
در این مطلب، اصول دکترین اوباما بیش از هر چیز با ایران و سوریه مرتبط دانسته شده است.
تحلیلگر «نیویورک تایمز» از یک سو به این نکته اشاره میکند که این روزها گمانه زنیها در مورد امکان مسلح کردن نیروهای مخالف بشار اسد افزایش یافته و حتی چنین تقاضایی از سوی برخی از سناتورهای آمریکایی مانند جان مک کین و لیندسی گراهام مطرح شده است.
از سوی دیگر، در این مطلب این نکته مورد اشاره قرار گرفته که زمزمههای حمله رژیم صهیونیستی به ایران نیز هر روز به اشکال جدیدی مطرح میشود و برخی از گروهها در آمریکا، از جمله کاندیداهای جمهوریخواه انتخابات ریاست جمهوری و نیز برخی از اتاقهای فکر این کشور، این موضوع را مطرح میکنند که اوباما باید موضع سختتری در برابر ایران بگیرد و احیاناً با اسرائیل همراه شود.
در ادامه مطلب، نویسنده با اشاره به اینکه کاخ سفید هنوز تصمیمی درباره مسلح کردن معارضان سوری نگرفته و همچنین در مورد اینکه چه نوع تکنولوژی نظامی در اختیار اسرائیل گذارده، اظهارنظر روشنی نکرده است، این دو موضوع را ـ با وجود تفاوتهای صوری ـ کاملاً در ارتباط با یکدیگر ارزیابی میکند.
در این باره، نکتهای که از سوی تحلیلگر نیویورک تایمز بیان میشود، این است که از یک طرف، سقوط دولت اسد، از سوی دولت آمریکا به عنوان راهی برای تضعیف نقش ایران در منطقه در نظر گرفته میشود و این دو موضوع به این نحو به یکدیگر ارتباط مییابند و از سوی دیگر، ارتباط دو موضوع نامبرده به این دلیل است که در صورت وقوع سناریوهای یاد شده، دولت اوباما بدون درگیر شدن مستقیم در جنگ، با حمایت از برخی گروهها در راستای رسیدن به اهداف خود پیش خواهد رفت.
همان گونه که در مطلب نیویورک تایمز اشاره شد، سیاست تأمین تسلیحات و تکنولوژی برای دیگران به منظور جنگ، امری بی سابقه نیست. در این باره، میتوان به تجریه فرانکلین روزولت در تأمین تسلیحات مورد نیاز انگلیس در سال 1941 و یا تلاش ریگان برای مسلح کردن شورشیان نیکاراگوئه اشاره کرد.
به این ترتیب، در شرایطی که نظرسنجیها در آمریکا از مخالفت مردم با وارد شدن در جنگی دیگر حکایت دارند و دولتمردان این کشور نیز از «ملت سازی در خانه» سخن میگویند، بهترین راه از نظر دولت آمریکا، میتواند این باشد که با حمایت مالی و نظامی، غیرمستقیم بر روندهای منطقهای و جهانی تأثیر بگذارند. در صورت تحقق این امر، میتوان در این مقطع زمانی از شکلگیری «دکترین اوباما» سخن به میان آورد.
به گزارش «تابناک»، روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز»، امروز در مطلبی تحلیلی به بررسی این امر پرداخته که ماهیت دکترین اوباما چیست، این دکترین چه ویژگیهایی دارد و عوامل تأثیرگذار بر آن کدامند؟
در این مطلب، اصول دکترین اوباما بیش از هر چیز با ایران و سوریه مرتبط دانسته شده است.
تحلیلگر «نیویورک تایمز» از یک سو به این نکته اشاره میکند که این روزها گمانه زنیها در مورد امکان مسلح کردن نیروهای مخالف بشار اسد افزایش یافته و حتی چنین تقاضایی از سوی برخی از سناتورهای آمریکایی مانند جان مک کین و لیندسی گراهام مطرح شده است.
از سوی دیگر، در این مطلب این نکته مورد اشاره قرار گرفته که زمزمههای حمله رژیم صهیونیستی به ایران نیز هر روز به اشکال جدیدی مطرح میشود و برخی از گروهها در آمریکا، از جمله کاندیداهای جمهوریخواه انتخابات ریاست جمهوری و نیز برخی از اتاقهای فکر این کشور، این موضوع را مطرح میکنند که اوباما باید موضع سختتری در برابر ایران بگیرد و احیاناً با اسرائیل همراه شود.
در ادامه مطلب، نویسنده با اشاره به اینکه کاخ سفید هنوز تصمیمی درباره مسلح کردن معارضان سوری نگرفته و همچنین در مورد اینکه چه نوع تکنولوژی نظامی در اختیار اسرائیل گذارده، اظهارنظر روشنی نکرده است، این دو موضوع را ـ با وجود تفاوتهای صوری ـ کاملاً در ارتباط با یکدیگر ارزیابی میکند.
در این باره، نکتهای که از سوی تحلیلگر نیویورک تایمز بیان میشود، این است که از یک طرف، سقوط دولت اسد، از سوی دولت آمریکا به عنوان راهی برای تضعیف نقش ایران در منطقه در نظر گرفته میشود و این دو موضوع به این نحو به یکدیگر ارتباط مییابند و از سوی دیگر، ارتباط دو موضوع نامبرده به این دلیل است که در صورت وقوع سناریوهای یاد شده، دولت اوباما بدون درگیر شدن مستقیم در جنگ، با حمایت از برخی گروهها در راستای رسیدن به اهداف خود پیش خواهد رفت.
همان گونه که در مطلب نیویورک تایمز اشاره شد، سیاست تأمین تسلیحات و تکنولوژی برای دیگران به منظور جنگ، امری بی سابقه نیست. در این باره، میتوان به تجریه فرانکلین روزولت در تأمین تسلیحات مورد نیاز انگلیس در سال 1941 و یا تلاش ریگان برای مسلح کردن شورشیان نیکاراگوئه اشاره کرد.
به این ترتیب، در شرایطی که نظرسنجیها در آمریکا از مخالفت مردم با وارد شدن در جنگی دیگر حکایت دارند و دولتمردان این کشور نیز از «ملت سازی در خانه» سخن میگویند، بهترین راه از نظر دولت آمریکا، میتواند این باشد که با حمایت مالی و نظامی، غیرمستقیم بر روندهای منطقهای و جهانی تأثیر بگذارند. در صورت تحقق این امر، میتوان در این مقطع زمانی از شکلگیری «دکترین اوباما» سخن به میان آورد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


