تبلیغات اسلامی معکوس ما در غرب
طی ماههای گذشته سخن از انتشار کتاب تازهای در غرب تحت عنوان «جواهر مدینه» (از نویسنده زن امریکایی با نام شری جونز) اخبار مربوط به موضعگیری فرهنگی و در عین حال تهاجمی غرب را علیه جهان اسلام دوباره داغ کرد. این خبر پس از ماجرای دو سال پیش كاریکاتورهای دانمارکی علیه حضرت محمد(ص) تازهترین خبری بود که در این باره انتشار ميیافت.
در این اخبار آمده بود که پس از انصراف یک ناشر آمریکایی (رندمهاوس) از انتشار آن، ناشر دیگری (بیوفورت بوکز) آن را چاپ کرده است.
علاوه بر آن اثر یاد شده در صربستان نیز انتشار یافت اما به دلیل اعتراض مفتی مسلمانان، نسخههای آن جمعآوری شد. در بریتانیا نیز سخن از انتشار آن رفته و گویا در ماه آینده منتشر خواهد شد.
داستان این کتاب، در باره زندگی شخصی حضرت ختمی مرتبت (ص) و به خصوص رابطه و زندگی آن حضرت با عایشه است.
در حالی که مسلمانان و حتی برخی از غیر مسلمانان (از جمله دنیس اسپیلبرگ استاد دانشگاه تگزاس ضمن مقالهای در «والاستریتژورنال» محتوای کتاب را زشت، احمقانه و پورنوگرافی نرم و تحریک کننده خواندند، خود نویسنده آن را عادی و طبیعی وصف کرده و حتی گفته است که هدف وی نشان دادن نقش زنان در صدر اسلام و تأثیرگذاری آنان در تاریخ بوده است. در این میان حمایت سلمان رشدی از این مسأله جالب توجه بوده و ميتوان گفت که نشانی است از صدق و درستی مَثَل روباه و دم او.
صاحب این قلم با اهداف غربیها در این باره کاری ندارد. آنها، هم به لحاظ سابقه تاریخی و هم انگیزههایی که در حال حاضر دارند، نه تنها آمادگی این قبیل کارها بلکه انجام کارهای هنری و سینمایی و داستانی به مراتب بدتر از این را نیز دارند. بدون تردید اگر با این قبیل اقدامات برخورد صورت نگیرد، اعم از آن که به صورت اعتراضات سیاسی و اجتماعی و دولتی باشد یا فکری، بسا دامنه آن وسیع تر خواهد شد. آنها مسائل دیگری است و در اینجا مورد نظر ما نیست.
به نظر ميرسد ما باید زمینههای این روند را منهای آنچه که در فضای سیاسی یا تقابل شرق و غرب و مانند اینها وجود دارد، در جای دیگری جستجو کنیم یا به عبارت بهتر آن زمینه را محدود کنیم.
داستان از این قرار است که روزگاری بود که شرق شناسان به سراغ فرهنگ اسلامی میآمدند و هدف آنان پژوهش و تحقیق بود. آنان شماری معدود بودند که حتی اگر انگیزههای سیاسی داشتند _ که داشتند _ اما پوشش علم و پژوهش سبب ميشد تا نظم و نسق علمی را در کار خویش مراعات کرده و و به صراحت کار تبلیغی نکنند. آنان مجبور بودند طی سالها زبان عربی را فراگیرند و برای این که به عمق مباحث و متون اسلامی پی ببرند ميبایست سالها در جوامع اسلامی زندگی کرده یا با كتابهای اسلامی و عربی سروکار داشته باشند. این کار، آنها را ازنزدیک با فرهنگی عربی و اسلامی آشنا ميکرد.
اما در سالهای اخیر تحولی رخ داده که زمینه ورود بخش وسیع تری از نویسندگان غربی را به متون اسلامی باز کرده است. این تحول ترجمه متون حدیثی و تاریخی اسلامی است که به خصوص اهل سنت با استفاده از درآمدهای سرشار نفتی و غیره و با انگیزه ترویج اسلام در اروپا انجام داده و آنها را به انگلیسی درآورده اند و در غالب موارد با قیمت بسیار ارزان و حتی مجانی به هدف ترویج اسلام در اختیار دیگران قرار ميدهند.
این متون حدیثی به غالب زبانهای مهم غربی از جمله انگلیسی، فرانسوی و آلمانی ترجمه شده و در حال حاضر، اگر یک غربی عادی که عربی نمیداند، بخواهد کتاب بخاری یا آثار مهم دیگر را بخواند، بسیار ساده به این هدف ميرسد. این سادگی به آن دلیل است که متنهای مزبور به زبان مادری او ترجمه شده و به سادگی قابل دسترسی است.
اکنون تصور کنید که متنهای حدیثی مسلمانان که در عین آن که منعکس کننده ایدهها و آرمانهای اسلامی است، به نوعی منعکسکننده روحیات و آداب و عادات زندگی عربی در قرن اول و دوم هجری است، و ایضا مشتمل بر روایاتی است که اساسا درستی بسیاری از آنها همچنان مورد تأمل علمای اسلام است، به راحتی در اختیار غربیها قرار گرفته و توجه آنان را به خود جلب کرده است.
در بسیاری از این روایات، مطالبی وجود دارد که با زندگی غربی، ارزشها و رسم و رسوم جاری در غرب سازگاری ندارد بلکه به عکس ترجمه اینها، شگفتی بسیاری را بر ميانگیزد و به دلیل ناآشنایی آنان با میراث اسلامی، عدم توان آنان در جدا کردن سره از ناسره، تفاوتهای عمیق فرهنگی میان آنان و مسلمانان صدر اول، سوژههایی را برای نوشتن به خصوص در عرصههای هنری پدید ميآورد که یکی از نتایج آن همین کتاب «جواهر مدینه» است.
این نکته وقتی مفهوم خواهد شد که کسی برای مثال روایات موجود در مسند «احمد بن حنبل» آن هم در بخش مسند مربوط به عایشه این کتاب را ملاحظه کند. در آن روایات، که دقیقا روشن نیست چه اندازه واقعی یا منسوب به همسر رسول خداست، تصویری از رابطه خانوادگی پیامبر(ص) ارائه ميشود که برای یک نویسنده یا حتی خواننده غربی، بسیار شگفت و غیرعادی مينماید. درست همین مطالب است که محتوای کتاب جواهر مدینه را تشکیل داده و سوژه شکل گیری چنین بررسیها یا حتی رمانهایی میشود.
اکنون باید از مراکز تبلیغی در سراسر جهان اسلام درخواست کرد، برای رضای خدا، از ترجمه هر متنی به زبانهای اروپایی خودداری کرده و ملاحظات خاصی را در این زمینه رعایت کنند. دست کم این قبیل ترجمهها، ميبایست همراه با پژوهش و تحقیق ارائه شده و اگر خود به همه آن متون باور دارند، این فرض را نیز بگذارند که به فرض درستی این نقلها، درک آنها برای اذهان غربی چندان طبیعی نیست و نیاز به زمان دارد. (بنده به دلایل مختلف از ارايه برخی از این نقلها در اینجا معذورم و الا به راحتی ميتوانستم نمونههای عینی آن را نشان دهم).
به هر روی مگر نه این است که رسول خدا (ص) فرمود: «نحن معاشر الانبیاء نکلم الناس علی قدر عقولهم»؛ پس آیا بهتر نیست ما ظرفیت غربیها را در نظر گرفته و از ترجمه هر متنی به زبانهای فرنگی خودداری کنیم و اسلام را به زبان آنها بیان کرده و گزیدهای از بهترینها را که آنان قادر به فهم آن باشند، در اختیارشان قرار دهیم؟
دوست عزیز سالهاست که چنین روش هایی منسوخ شده است و کارا نمی باشد
ماهم ترجمه نکنیم انها ترجمه کردن کتاب های ما را بلدن
تنها راه گفتگوی تمدن ها و ادیان است
پس از این مرحله و گسترش زمینه های مشترک به تدریج می توان ضمن ارزیابی جامعه ی مقصد، مطالب عمیق اسلامی را مطرح نموده و از آنها دفاع نمود.
1-در اين قبيل موارد همه مسلمانان اعم از سني وشيعه بايد اعتراض كنند. زيرا اگر امروز مقدسات اهل سنت مورد حمله قرار مي گيرد فردا ممكن است مقدسات شيعيان مورد هجوم واقع شود.
2-اين موارد فرصتي است كه شيعيان معارف ناب خودرا درهمان زمينه ارائه نمايند



