ضرورت انجام فعاليتهاي فرهنگي در بیرون از كشور
امروزه در روابط بينالملل و بين دولتها، روابط سياسي و تجاري، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بر پایه توافقنامههاي في ما بين برقرار است. بنا بر اين توافقات، هر يك از كشورها در كشور ديگر فعاليتهاي سياسي و فرهنگي و... انجام ميدهند. پيش قراول حضور يك كشور در دیگر كشورها، همواره موضوع فرهنگ و فعاليتهاي فرهنگي و معرفي فرهنگ و تمدن يك ملت و مردم در سرزمين و كشور ديگر بوده است.
هم اكنون جايگاه فرهنگ در روابط بينالملل، پيشينه طولاني داشته و همواره مورد توجه دولتها در روابط سياسي بوده است.
مفهوم فرهنگ در ايران زمين، پيشينهٔ ديرينه دارد و اين امر را مىتوان در بررسى و مطالعه آثار نويسندگان و پژوهشگران اين مرز و بوم به دست آورد. در ادب فارسی، فرهنگ به معنایی چون دانش، علم، معرفت، ادب، تربیت، هنری آموختن و به كار بستن، آموزش و پرورش، آداب، بینش و ایدئولوژی مذهبی آمده است.
واژهٔ فرهنگ از دو جزء «فر» و «هنگ» تشکيل شده است؛ «فر» به معنى نيروى معنوي، شکوه، عظمت، جلال و درخشندگى است؛ افزون بر اين، «فر» پيشوند است، که در اين صورت به جاى معناى جلو، بالا و پيش مىنشيند.
در اينجا، «فر» در معنى پيشوند به کار برده مىشود. «هنگ« از ريشه اوستايى (سنگ) به معنى کشيدن، سنگيني، وزن، گروه و وقار است؛ معنى ترکيبى اين دو واژه، بيرون کشيدن و بالا کشيدن است که منظور از آن بيرون کشيدن مجموع دانستنىها و نيروها و استعدادهاى نهفتهٔ افراد يک ملت براى پر بار کردن پديدهها و خلاقيتهاى ناشناختهٔ آدمى است.
فرهنگ مجموعهاي از باورها و پندارهاي ارزشي است، كه در آداب و رسوم، زبان، ادبيات، مذهب و دیگر ميراثهاي فرهنگي تجلي مييابد و و روي هم رفته بر خلق و خوي مردم اثر ميگذارد؛ به عبارت ديگر، فرهنگ، حقيقت و هويت معنوي ملتهاست، كه ساختار كيفي زندگي يك ملت را مشخص نموده، به گونه اي كه زندگي كمي و مادي او را تحت تأثير قرار ميدهد.
اما در تعريف فرهنگ اسلامي، افزون بر ويژگيهاي نامبرده، شاخص ديگري هست كه آن را از دیگر فرهنگها متمايز مينمايد. در تعريف فرهنگ اسلامي گفته اند: فرهنگ اسلامي مجموعه اي از اعتقادات و اصول اسلامي آداب رسوم، اخلاق و ارزشها و قوانين است كه از وحي سرچشمه گرفته شده است.
برخى از ويژگىهاى اساسى فرهنگ به اختصار بيان مىشود:
1 ـ فرهنگ امرى اکتسابى است و به وجود آمده از زندگى اجتماعى نوع انسان بوده که به انسانها هويت مىبخشد،
2 ـ فرهنگ هر ملت، قوم و جامعهاى ويژه خود آنهاست،
3 ـ هرچند فرهنگ از ساختار سياسي، اقتصادى و ویژگیهای اجتماعى و تأثيرپذير از عوامل جهانياست، پس از مراحلى از تکامل، حالت استقلال نسبى پيدا مىکند و بر ساير عناصر حيات اجتماعى، از جمله سازمانها تأثير مىگذارد.
4 ـ فرهنگ در عين حال نيازمندىهاى فردى و اجتماعى انسان را تأمين مىکند،
5 ـ عناصر هر فرهنگ، مانند هنجارها، معيارها، ارزشهاى اجتماعى و دستاوردهاى مادي به صورت مجموعهاى بههم پيوسته و به مانند يک سيستم هستند،
6 ـ پذيرش، اقتباس از فرهنگها، ابداع و نوآورى و به ويژه در شرايط کنوني، ترقى علوم و تکنولوژي، عوامل مؤثر بر تحولات فرهنگى است،
7 ـ افراد و گروههاى اجتماعى که ويژگىهاى فرهنگى مشابهى داشته و در يک فضاى فرهنگى زندگى مىکنند، يک حوزه فرهنگى را تشکيل مىدهند.
هم اكنون با پيشرفت علوم و فنون به ويژه در عرصه ارتباطات رسانهاي مانند: اينترنت، ماهواره و راهاندازي بنگاههاي خبري فعاليتهاي فرهنگي با استفاده از ابزارهاي فرهنگي و هنري مانند، موسيقي سينما و فيلم و سريال، نمايشگاه، همايشها و توليدات فرهنگي مكتوب با سرعت و با اهداف گوناگون انجام ميپذيرد. هماکنون كشورهاي جهان در زمينههاي فعاليتهاي فرهنگي در خارج از كشور به دو گروه عمده تقسيم ميشوند:
گروه كشورهاي با نظام سلطه
اين گروه از كشورها از فرهنگ به عنوان ابزاري در رسيدن به اهداف و خواستههای بلند مدت سياسي و تجاري استفاده ميكنند و افكار عمومي كشور و جامعه را آماج گرفتهاند و تلاش در تهي کردن ارزشها و باورهاي بومي و ملي مخاطبان و سرانجام ارایه الگوي فرهنگي خود به مردم ساير كشورها را به منظور دستيابي و فروش محصولات و توليدات فرهنگي حتي تغيير نظامهاي سياسي حكومتها را خواستارند و براي تحقق آن از هر وسيله اي حتي ابزارهاي غير فرهنگي بهره ميگيرند؛ موضوعاتي مانند، تهاجم فرهنگي، جنگ نرم و از بين بردن هويت فرهنگي جوامع ديگر، دليلي بر اين مدعاست.
شخصيت پردازي در فيلمهاي هاليوودي، تحريف تاريخ يك ملت در فيلم و سينما، تغيير نام جغرافيايي سرزميني، مصادره به مطلوب كردن فرهيختگان و مشاهير يك كشور و ترويج ابتذال و لذت جويي و فرهنگ گفتاري، رفتاري و پوشش لباس و مد گرايي، ارایه الگوي يك فرد موفق و جذب نخبگان ساير كشورها را از طريق شبكههاي ماهواره اي و اينترنتي و... تبليغ و دنبال ميكنند، و هرگز در رسانههاي وابسته مضرات الگوي فرهنگي ارایه شده خود را مورد نقد قرار نمي دهند و به آن اشاره اي نمي نمايند. البته در اين باره مخاطبان، بايد آگاه باشند، و در صورت دیدن فرهنگ تبليغي، نظامهاي سلطه آن را عميق مورد نقد و بر رسي قرار دهند.
گروه كشورهاي با نظامهاي غير سلطه گرا و مستقل:
اين گروه از كشورها در روابط بينالملل تلاش در برقراري روابط عادلانه و يكسان فرهنگي، علمي سياسي و تجاري با دیگر دولتها و ملل دارند؛ به عبارت ديگر، به دنبال معرفي پيشنيه فرهنگ و تمدن و ظرفيتهاي حاضر فرهنگي خود به منظور گسترش روابط همه جانبه و همراه با دوستي و همزيستي مسالمتآميز هستند و در سر لوحه فعاليتها آنان، اعم از فرهنگي و سياسي و اقتصادي و علمي دانشگاهي و موضوعاتي مانند، تهاجم فرهنگي، جنك نرم خبري نيست.
اگر فعاليتهاي فرهنگي انجام ميگيرد، بيشتر براي شناساندن فرهنگ و تمدن سرزمين خود به دیگر ملل بوده و اهداف سلطهگرايانه و هژموني فرهنگي جايگاهي ندارند. اين نوع نگاه يكي از دلايل بسيار مهم حضور و انجام فعاليتهاي فرهنگي در بیرون از كشور است.
ايران اسلامي از اين موضوع يعني انجام فعاليتهاي فرهنگي براي معرفي ايران زمين و دستاوردهاي انقلاب باشکوه اسلامي مردم ايران و تقابل با ايران هراسي و اسلام هراسي جدا نيست، زيرا نظام سلطه، همواره بر طبل دروغين اسلام هراسي و ايران هراسي در عرصه رسانهها و فرهنگ ميكوبد. موضوعات و فعاليتهاي فرهنگي مانند، معرفي ايران زمين و ظرفيتهاي گردشگري و تاريخي، فرهنگ اسلامي، معرفي اقوام و آیينها و مراسم ايراني، آموزش زبان فارسي به عنوان كليد ورود به شناخت فرهنگ و معارف ايراني و اسلامي و فرهنگ عاشورايي و مكتب اهل بيت ـ عليه السلام ـ ميتواند مخاطبان را هر چه بيشتر با فرهنگ و تمدن ايراني و اسلامي آشنا سازد، زيرا به تجربه ديده شده، گردشگراني كه به ايران اسلامي مسافرت داشتهاند، دیدهاند که آنچه در گذشته در رسانههاي كشور خود درباره ايران شنيدهاند، با آنچه در ايران ديده و اذعان داشتهاند، تناقص آشكار دارد. آنان ايران را كشوري آزاد، در حال توسعه با پيشينه فرهنگي و تمدني چند هزار ساله، مردمي آگاه و انقلابي و مهمان دوست، فهيم و استوار معرفي و با مشاهدات خود، موضوع ايران هراسي و اسلام هراسي را به كلي رد ميكنند.
راهكارهاي کارساز فعاليتهاي فرهنگي در بیرون از كشور عبارتند از:
1 ـ تدوين استراتژي فرهنگي براي فعاليتهاي فرهنگي بیرون از كشور،
2 ـ ايجاد اتاق فكر برای پاسخگويي به اقدامات ضد فرهنگي نظام سلطه،
3 ـ بهرهگيري از نخبگان علمي و فرهنگي، اعم از حوزه و دانشگاه و كار شناسان خبره و با تجربه،
4 ـ بهرهگيري از شبكههاي رسانهاي در زمينه فعاليتهاي فرهنگي برون مرزي،
5 ـ تجهيز و تقويت مراكز فرهنگي خارج از كشور به لحاظ معنوي و مادي،
6 ـ تربيت كارشناسان و نيرويهاي فرهنگي متخصص براي فعاليتهاي فرهنگي خارج از كشور.
7 ـ معرفي اسلام و مكتب اهل البيت (ع) و ترجمه قرآن به زبانهاي ديگر،
8 ـ معرفي ايران زمين، فرهنگ و تمدن ايراني،
10 ـ معرفي دستاوردهاي انقلاب اسلامي،
11 ـ گسترش و آموزش زبان و ادبيات فارسي،
12 ـ معرفي ظرفيتهاي فرهنگي، علمي و دانشگاهي،
13 ـ معرفي مناطق گردشگري، تاريخي وباستاني ايران زمين،
14 ـ معرفي انديشمندان، مشاهير و فرهيختگان ونخبگان علمي و فرهنگي،
15 ـ ايجاد آثار ماندگارمانند، نصب تنديس خيام در دانشگاه كمپلتنسه مادريد در اسپانيا، و ترجمه و چاپ آثار مكتوب انديشمندان ايراني به زبانهاي گوناگون جهان،
16 ـ و معرفي هنر و هنرمندان ايراني و صنايع دستي و... .
همگی اینها ميتوانند در بلندمدت در راستاي معرفي فرهنگ و تمدن ايران زمين کارساز باشند و زمينههاي هر چه بيشتر حضور فعاليتهاي فرهنگي را در دیگر سرزمينها و كشورها فراهم آورند.


