ورقه ای بری نجات مرد 2 زنه
کد خبر: ۲۱۹۱۲۶
| | 4339 بازدید
مرد دو زنه كه با شكايت همسر دومش به دادگاه احضار شده بود با ارائه ورقهاي از پرداخت مهريه 500 سكه طلا رهايي يافت.
پرونده اين ماجرا به دنبال شكايت زن 30 سالهاي به نام «مهشيد» در دادگاه خانواده تهران – ونك – تحت رسيدگي قرار گرفت. او با ارائه رونوشت عقدنامهاش خواستار محكوميت شوهرش به پرداخت مهريه شد. زن جوان به قاضي شعبه 243 گفت: 9 سال پيش از شوهرم جدا شده و همراه پسر كوچكم به خانه پدري برگشتم. تا اينكه يك سال بعد با مردي آشنا شدم كه 15 سال از من بزرگتر و صاحب همسر و چند فرزند بود. «حامد» مرد ثروتمندي بود كه بيحساب و كتاب خرج ميكرد و براي آنكه مرا راضي به ازدواج كند، از هيچ چيز دريغ نميكرد. بنابراين من كه خوشبختي را در چند قدميام ميديدم، سعي كردم اين شانس را از دست ندهم و با حمايتهاي مالي شوهرم، آيندهاي مطمئن براي خودم و پسرم فراهم كنم.
به همين دليل به يك دفترخانه ازدواج رفته و براي يك سال به عقد موقتش درآمدم تا در اين فرصت، او از همسر اولش جدا شود يا رضايتاش را براي ازدواج مجدد بگيرد. با اين حال چند ماه بعد «حامد» با هماهنگي يك سردفتر ازدواج، مقدمات عقد دائممان را فراهم كرد. او 500 سكه طلا به عنوان مهريه درنظر گرفت و يك آپارتمان دوخوابه در شمال شهر، يك خودروي گرانقيمت و يك قطعه زمين 500 متري در چالوس نيز به من هديه كرد و اسنادشان را هم را به نامم زد. اما چندي قبل وقتي همسرش از ازدواج ما باخبر شد، اوضاع به هم ريخت و رابطه ما سرد و تيره شد. بنابراين تصميم گرفتم پيش از آنكه از ثروت هنگفت شوهرم محروم شوم مهريهام را اجرا بگذارم.
قاضي پرونده در جريان رسيدگي به پرونده از شاكي خواست تا مدارك و اسناد اموال انتقالي را در اختيار دادگاه قرار دهد بعد هم شوهر وي را احضار كرد. «حامد» با حضور در دادگاه ضمن اطلاع از خواسته همسرش و انكار اظهارات وي گفت: همسرم با 14 سكه طلا به عقد موقتم درآمد و مدتي بعد به طور رسمي با هم ازدواج كرديم. مهريه «مهشيد» 500 سكه طلا بود كه براي پرداخت حق و حقوقش و اثبات علاقهام، يك واحد آپارتمان با همه لوازم مدرن زندگي، يك خودروي صفر كيلومتر گرانقيمت و خانهاي ويلايي در شمال برايش خريدم. 20 ميليون تومان پول نقد هم به حساب بانكياش واريز كردم تا بدهكارش نباشم. بعد هم در حضور 5 شاهد اقرارنامهاي از همسر جوانم درباره دريافت مهريه گرفتم. حال آنكه حدود 500 ميليون تومان – يعني بيش از دو برابر مهريهاش - به او مال و اموال بخشيده بودم. اما فكر نميكردم همسرم چنين ادعايي را مطرح كند و منكر دريافت مهريه شود.
قاضي دادگاه وقتي با اظهارات متناقض اين زوج روبهرو شد، از كارشناس رسمي دادگستري خواست تا درباره چگونگي نوشتن اقرارنامه اظهارنظر كند تا چنانچه مشخص شود زن به اجبار يا تهديد چنين رسيدي را امضا كرده موضوع روشن شود. اما تحقيقات كارشناسان از اصالت خط و امضاي آنان حكايت داشت. با اين وجود قاضي پرونده شوهر را محكوم به پرداخت نفقه كرد كه با اعتراض وي پرونده به شعبه 45 دادگاه استان تهران فرستاده شد.
با احضار شاهداني كه گواهي كرده بودند عروس هنگام جاري شدن خطبه عقد، چند برابر مهريهاش را دريافت كرده و رسيد آن را هم پرداخته هيأت قضايي تجديد نظر استان تهران حكم دادگاه بدوي را نقض و زن را از دريافت مهريه موردنظرش محروم كردند.
منبع: ایران
پرونده اين ماجرا به دنبال شكايت زن 30 سالهاي به نام «مهشيد» در دادگاه خانواده تهران – ونك – تحت رسيدگي قرار گرفت. او با ارائه رونوشت عقدنامهاش خواستار محكوميت شوهرش به پرداخت مهريه شد. زن جوان به قاضي شعبه 243 گفت: 9 سال پيش از شوهرم جدا شده و همراه پسر كوچكم به خانه پدري برگشتم. تا اينكه يك سال بعد با مردي آشنا شدم كه 15 سال از من بزرگتر و صاحب همسر و چند فرزند بود. «حامد» مرد ثروتمندي بود كه بيحساب و كتاب خرج ميكرد و براي آنكه مرا راضي به ازدواج كند، از هيچ چيز دريغ نميكرد. بنابراين من كه خوشبختي را در چند قدميام ميديدم، سعي كردم اين شانس را از دست ندهم و با حمايتهاي مالي شوهرم، آيندهاي مطمئن براي خودم و پسرم فراهم كنم.
به همين دليل به يك دفترخانه ازدواج رفته و براي يك سال به عقد موقتش درآمدم تا در اين فرصت، او از همسر اولش جدا شود يا رضايتاش را براي ازدواج مجدد بگيرد. با اين حال چند ماه بعد «حامد» با هماهنگي يك سردفتر ازدواج، مقدمات عقد دائممان را فراهم كرد. او 500 سكه طلا به عنوان مهريه درنظر گرفت و يك آپارتمان دوخوابه در شمال شهر، يك خودروي گرانقيمت و يك قطعه زمين 500 متري در چالوس نيز به من هديه كرد و اسنادشان را هم را به نامم زد. اما چندي قبل وقتي همسرش از ازدواج ما باخبر شد، اوضاع به هم ريخت و رابطه ما سرد و تيره شد. بنابراين تصميم گرفتم پيش از آنكه از ثروت هنگفت شوهرم محروم شوم مهريهام را اجرا بگذارم.
قاضي پرونده در جريان رسيدگي به پرونده از شاكي خواست تا مدارك و اسناد اموال انتقالي را در اختيار دادگاه قرار دهد بعد هم شوهر وي را احضار كرد. «حامد» با حضور در دادگاه ضمن اطلاع از خواسته همسرش و انكار اظهارات وي گفت: همسرم با 14 سكه طلا به عقد موقتم درآمد و مدتي بعد به طور رسمي با هم ازدواج كرديم. مهريه «مهشيد» 500 سكه طلا بود كه براي پرداخت حق و حقوقش و اثبات علاقهام، يك واحد آپارتمان با همه لوازم مدرن زندگي، يك خودروي صفر كيلومتر گرانقيمت و خانهاي ويلايي در شمال برايش خريدم. 20 ميليون تومان پول نقد هم به حساب بانكياش واريز كردم تا بدهكارش نباشم. بعد هم در حضور 5 شاهد اقرارنامهاي از همسر جوانم درباره دريافت مهريه گرفتم. حال آنكه حدود 500 ميليون تومان – يعني بيش از دو برابر مهريهاش - به او مال و اموال بخشيده بودم. اما فكر نميكردم همسرم چنين ادعايي را مطرح كند و منكر دريافت مهريه شود.
قاضي دادگاه وقتي با اظهارات متناقض اين زوج روبهرو شد، از كارشناس رسمي دادگستري خواست تا درباره چگونگي نوشتن اقرارنامه اظهارنظر كند تا چنانچه مشخص شود زن به اجبار يا تهديد چنين رسيدي را امضا كرده موضوع روشن شود. اما تحقيقات كارشناسان از اصالت خط و امضاي آنان حكايت داشت. با اين وجود قاضي پرونده شوهر را محكوم به پرداخت نفقه كرد كه با اعتراض وي پرونده به شعبه 45 دادگاه استان تهران فرستاده شد.
با احضار شاهداني كه گواهي كرده بودند عروس هنگام جاري شدن خطبه عقد، چند برابر مهريهاش را دريافت كرده و رسيد آن را هم پرداخته هيأت قضايي تجديد نظر استان تهران حكم دادگاه بدوي را نقض و زن را از دريافت مهريه موردنظرش محروم كردند.
منبع: ایران
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


