طلاق، 18 روز پس از عروسی
نوعروسي كه در اوج علاقه راهي خانه بخت شده بود 18 روز پس از شروع زندگي مشترك با حضور در دادگاه خانواده و بخشش مهريه و حق و حقوقش طلاق گرفت.
مينو كه همراه همسرش مقابل قاضي حسن عموزادي، رئيس شعبه 268 دادگاه خانواده – ونك – ايستاده بود درباره علت طلاق توافقيشان گفت: «دو سال قبل در يك شركت خصوصي به عنوان مدير حسابداري كار ميكردم كه به طور اتفاقي با حميد – برادرزاده مديرعامل – كه هر از گاهي به شركت ميآمد آشنا شدم. او جواني شيكپوش و باشخصيت بود كه در يك شركت دارويي كار ميكرد. مدتي بعد هم با ابراز عشق و علاقه شديد به من پيشنهاد ازدواج داد. اما به خاطر اينكه 10 سال از من كوچكتر بود جواب رد دادم. با اين حال حميد دستبردار نبود و بشدت از علاقهاش ميگفت. سرانجام وقتي با سماجتش روبهرو شدم مهرش به دلم افتاد و پس از طي تشريفات سنتي، با مهريه 450 سكه طلا به عقدش درآمده و زندگي مشتركمان را در خانهاي واقع در شمال تهران آغاز كرديم.
اما با گذشت 18 روز از شروع زندگي متوجه رفتار و اخلاقهاي كودكانه همسرم شدهام. حال آنكه او را مردي باشخصيت و مستقل ميدانستم اما افسوس كه تمام باورهايم اشتباه از آب درآمد. چرا كه شوهرم گوش به فرمان مادر و خواهرش است. به عنوان نمونه براي ماه عسل از مادرش اجازه گرفت و در حالي كه قرار بود به خارج برويم، با شنيدن حرفهاي مادر و خواهرش اين سفر را لغو كرد. او به هيچ عنوان نظرات مرا در زندگي قبول ندارد و رسم و رسوم همسرداري و زندگي مشترك را هم نميداند. خانوادهاش نيز بشدت در تمام مسائل زندگي خصوصي ما دخالت ميكنند. آقاي قاضي باور كنيد در اين 18 روز زندگي مشترك، هر روز يك ماجراي عجيب از سوي همسرم سرزده است. ضمن اينكه او هر شب قبل از آمدن به خانه به ديدن مادر و خانوادهاش ميرود و مثل بچه مدرسهايها از آنها كسب تكليف ميكند و بعد به خانه ميآيد. باور كنيد اخلاق و رفتار كودكانه شوهرم بشدت آزارم ميدهد و ميدانم اين زندگي هيچ سرانجام خوب و خوشي نخواهد داشت. بنابراين با بخشش همه مهريه و حق و حقوق قانونيام و بازگرداندن اسناد خانهاي كه همسرم برايم خريده، خواستار صدور حكم طلاق توافقي هستم.
تازه داماد نيز به قاضي گفت: «من همسرم را دوست دارم و هرگز حاضر نيستم از او جدا شوم. اما اين به آن معنا نيست كه خانوادهام را هم به خاطر او فراموش كنم. همسرم ميدانست كه من تنها پسر خانواده هستم. بنابراين پدر و مادر و خواهرانم با راهنماييهايشان به من كمك ميكنند. تا در آرامش و رفاه بيشتري زندگي كنيم. ضمن اينكه تاكنون هرچه همسرم اراده كرده را برايش فراهم نمودهام. او هيچ كم و كسري در زندگي ندارد. ولي مينو – همسرم – قصد دارد مرا از خانوادهام جدا كند كه زيربار نميروم. حالا هم به خواستهاش احترام ميگذارم و براساس توافقهاي دوطرفه نميخواهم مانع خوشبختياش شوم.
سپس قاضي دادگاه چند بار از عروس و داماد خواست اختلافهايشان را به طور منطقي و دوستانه حل كنند و زندگي مشتركشان را به خاطر مسائل جزئي از هم نپاشند.اما سرانجام با اصرار زوج جوان براي جدايي ، حكم طلاق توافقي صادر شد.
منبع: ایران
مينو كه همراه همسرش مقابل قاضي حسن عموزادي، رئيس شعبه 268 دادگاه خانواده – ونك – ايستاده بود درباره علت طلاق توافقيشان گفت: «دو سال قبل در يك شركت خصوصي به عنوان مدير حسابداري كار ميكردم كه به طور اتفاقي با حميد – برادرزاده مديرعامل – كه هر از گاهي به شركت ميآمد آشنا شدم. او جواني شيكپوش و باشخصيت بود كه در يك شركت دارويي كار ميكرد. مدتي بعد هم با ابراز عشق و علاقه شديد به من پيشنهاد ازدواج داد. اما به خاطر اينكه 10 سال از من كوچكتر بود جواب رد دادم. با اين حال حميد دستبردار نبود و بشدت از علاقهاش ميگفت. سرانجام وقتي با سماجتش روبهرو شدم مهرش به دلم افتاد و پس از طي تشريفات سنتي، با مهريه 450 سكه طلا به عقدش درآمده و زندگي مشتركمان را در خانهاي واقع در شمال تهران آغاز كرديم.
اما با گذشت 18 روز از شروع زندگي متوجه رفتار و اخلاقهاي كودكانه همسرم شدهام. حال آنكه او را مردي باشخصيت و مستقل ميدانستم اما افسوس كه تمام باورهايم اشتباه از آب درآمد. چرا كه شوهرم گوش به فرمان مادر و خواهرش است. به عنوان نمونه براي ماه عسل از مادرش اجازه گرفت و در حالي كه قرار بود به خارج برويم، با شنيدن حرفهاي مادر و خواهرش اين سفر را لغو كرد. او به هيچ عنوان نظرات مرا در زندگي قبول ندارد و رسم و رسوم همسرداري و زندگي مشترك را هم نميداند. خانوادهاش نيز بشدت در تمام مسائل زندگي خصوصي ما دخالت ميكنند. آقاي قاضي باور كنيد در اين 18 روز زندگي مشترك، هر روز يك ماجراي عجيب از سوي همسرم سرزده است. ضمن اينكه او هر شب قبل از آمدن به خانه به ديدن مادر و خانوادهاش ميرود و مثل بچه مدرسهايها از آنها كسب تكليف ميكند و بعد به خانه ميآيد. باور كنيد اخلاق و رفتار كودكانه شوهرم بشدت آزارم ميدهد و ميدانم اين زندگي هيچ سرانجام خوب و خوشي نخواهد داشت. بنابراين با بخشش همه مهريه و حق و حقوق قانونيام و بازگرداندن اسناد خانهاي كه همسرم برايم خريده، خواستار صدور حكم طلاق توافقي هستم.
تازه داماد نيز به قاضي گفت: «من همسرم را دوست دارم و هرگز حاضر نيستم از او جدا شوم. اما اين به آن معنا نيست كه خانوادهام را هم به خاطر او فراموش كنم. همسرم ميدانست كه من تنها پسر خانواده هستم. بنابراين پدر و مادر و خواهرانم با راهنماييهايشان به من كمك ميكنند. تا در آرامش و رفاه بيشتري زندگي كنيم. ضمن اينكه تاكنون هرچه همسرم اراده كرده را برايش فراهم نمودهام. او هيچ كم و كسري در زندگي ندارد. ولي مينو – همسرم – قصد دارد مرا از خانوادهام جدا كند كه زيربار نميروم. حالا هم به خواستهاش احترام ميگذارم و براساس توافقهاي دوطرفه نميخواهم مانع خوشبختياش شوم.
سپس قاضي دادگاه چند بار از عروس و داماد خواست اختلافهايشان را به طور منطقي و دوستانه حل كنند و زندگي مشتركشان را به خاطر مسائل جزئي از هم نپاشند.اما سرانجام با اصرار زوج جوان براي جدايي ، حكم طلاق توافقي صادر شد.
منبع: ایران
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۳
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



