صنعت نفت ايران در 104 سالگي چه ميخواهد؟
تزريق گاز به مخازن نفتي، يكي از ضروريترين عوامل در صيانت از ذخاير نفتي بوده و افزون بر بازيافت ميلياردها بشكه نفت مدفون شده، ظرفيت ذخيرهسازي مقادير چشمگيري گاز براي نسل آينده را نيز فراهم خواهد كرد. تزريق هر يك ميليون فوت مكعب گاز طبيعي به مخازن نفت، موجب افزايش ضريب بازيافت و برداشت به طور متوسط نزدیک 150 بشكه نفت اضافي ميشود.
کد خبر: ۲۱۵۶۳۵
| | 2350 بازدید
سرویس اقتصادی ـ به گفته كارشناسان، مقدار ذخاير ميدان گازي پارس جنوبي، بيش از 500 تريليون فوت مكعب برآورد شده و عمر اين ذخاير با توجه به روند توليد كنوني، نزدیک دویست سال خواهد بود.
به گزارش «تابناک»، هدف از تزريق گاز به مخازن نفتي، افزايش ضريب بازيافت نفت از مخازن و ايجاد ظرفيت براي تبديل نفت خام درجا به نفت قابل استحصال از مخازن است.
بر پایه اعلام كارشناسان، هماكنون بيشتر مخازن نفتي بزرگ و اصلي كشور نيمه دوم عمر خود را ميگذرانند و به تزريق گاز نياز دارند.
توليد صيانتي چيست؟
بايد بپذيريم كه نقص امروز صنعت نفت و عدم توليد صيانتي نفت، تنها مربوط به سالهاي اخير نيست و اشتباههاي پیاپی مديران سالهاي دور و نزديك، مزيد بر علت شده است.
در اين گزارش كه گردآوري مطالب مطروحه در اين بخش از سوي مسئولان و كارشناسان فن است، برخي زواياي ناديده اين بخش را مرور خواهيم كرد. از نظر مفاهيم مهندسي مخزن، توليد صيانتي به توليدي اطلاق ميشود كه بالاترين توليد را با دو ويژگي داشته باشد؛
اين توليد بايد قابل برنامهريزي براي درازمدت و داراي بازيافت حداكثر از مخازن نفتي باشد. در اين راستا، زماني كه اعلام ميشود 30 درصد تزريق گاز در ميادين جنوبي محقق نشده است، يعني توليد نفت كشور در مناطق نفتخيز (روزانه سه ميليون و دویست هزار بشكه نفت توليد) صيانتي نيست و احتمال آسيب به مخازن وجود دارد.
اين موضوع بحث امروز نيست و اگر به آمار نظر كنيم، درمییابيم كه در دهه 1940 ميانگين توليد روزانه چاههاي نفت ايران، 18 هزار بشكه اعلام شده بود و امروزه با برداشتهاي پیدرپی، متوسط توليد اين چاهها به دو هزار بشكه در روز رسيده است، حال آن كه بازدهي چاههاي نفت در حال كاهش است و با صيانت از اين مخازن و تزريق بهنگام انواع گاز به آنها، ميتوان توليد چاهها را به متوسط 6 تا 9 هزار بشكه در روز بازگرداند.
اين نكته همان موضوعي است كه كارشناسان را بر آن داشته كه اعلام كنند، کارهاي انجام گرفته در زمينه برداشت صيانتي از مخازن نفتي كشورمان مثبت بوده و در صورت اهتمام مسئولان، ميتوان رويه را اصلاح كرد، زيرا به باور فعالان اين بخش، بخشي از اين افت ضريب بازيافت، ناشي از طول عمر چاههاي ايران است و با اقدامهاي گستردهتر، ميتوان از زيانهاي آينده و كشته شدن شمار بيشتري از چاههاي نفتي جلوگيري كرد.
استخراج، يك قرن بعد
يك سده از استخراج نفت در مناطق جنوبي كشور گذشته و پس از اين روزها، هنوز هم نفت منبع اصلي درآمد اقتصاد تك محصولي ايران است؛ هنوز هم بالا و پايين شدن قيمت نفت سرنوشت بودجه را تغيير ميدهد و در خوشبينانهترين حالت هم در سالهاي نزديك نميتوان وابستگي به اين محصول پر ارزش را انكار كرد.
همين موضوع است كه حفظ وضع موجود در توليد نفت و گسترش مخازن هيدروكربني كشف شده را مهم ميكند تا همچنان يكي از دغدغههاي اساسي كشور حراست از سطح توليد و مخازن نفتي كشور باشد. با آنكه نگاه مديران كشور هميشه به اين نكته معطوف بوده، چندي است كه از كوتاهي در اين بخش سخن به ميان آورده و از كاهش ميانگين نفت چاههاي كشور گفته ميشود.
گفته ميشود، متوسط ضريب برداشت نفت ايران 24درصد است، در حالي كه اين رقم در بسياري از كشورها، نزدیک 48 تا 65 درصد است.
به گفته مسئولان نفتي، متوسط ضريب برداشت از ميادين نفتي ايران حدود 24 درصد است كه البته اين رقم در برخي از ميادين چون ميدان نفتي سروش، نزدیک 7 درصد و در برخي از ميادين نفتي چون اهواز، نزدیک 35 درصد است.
اين عدد در برخي از كشورها تا حدود 48 درصد افزايش يافته و در مواردي، حتي كشورهاي منطقه كه داراي ذخايري نزديك به ايران هستند، توانستهاند اين عدد را تا سطوح بالاتري افزايش دهند؛ بنابراین، اکنون نروژ توانسته است با تكنولوژيهاي روز، ضريب بازيافت خود را به 65 درصد برساند.
اين در حالي است كه بر پایه برنامه پنجم توسعه، بايد تا پايان اين برنامه حدود 5/2 درصد به ضريب برداشت نفت ايران افزوده شود كه در اين صورت نيز ايران همچنان نسبت به كشورهاي ديگر بسيار عقب خواهد بود؛ هر چند اين سخنان با تأييد برخي مسئولان كشور، بيشتر داغ شد و نوك پرگار انتقاد را به سمت آنها هدايت كرد.
اما در اين ميان فراموش شد كه پرسيده شود: مگر عدم سرمايهگذاري و صيانت از چاههاي نفتي كشور مربوط به چند سال اخير يا چند دهه اخير است؟ اگر مسئولي اين روزها با اعتراف به عدم سرمايهگذاري در اين بخش، نهادهاي تصميم ساز را از کمبودها خبر دهد، اشتباه كرده يا به اصلاح احتمالي رويه خدمت نموده است؟
مخازن پير
منحنيهاي كارشناسي ارايه شده، نشاندهنده ادامه اين روند است؛ از اين روی، كارشناسان خواستار توجه به اهميت راهبردي ـ امنيتي تأمين منابعي همچون گاز طبيعي براي تزريق و توسعه ميدانها به شيوه پلكاني هستند و موفقيت اين شيوه زماني حاصل ميشود كه مبتني بر مديريت علمي مخازن باشد. امروزه 80 درصد توليد نفت كشور از ميدانهايي است كه در نيمه دوم عمر خود هستند.
توليد ميدان مارون از 920 هزار بشكه در مرحله حداكثر دبي، به حدود 400 هزار بشكه افت كرده است، زيرا دوره كاهش بازدهي (نيمه دوم) عمر خود را پشت سر ميگذارد. همچنين ميدان نفتي اهواز كه تاكنون نزدیک يك چهارم توليد نفت كشور را به عهده داشته است، به دليل افت توليد، بهرهبرداران را به سمت توليد از ميدانهاي با پتانسيل ده تا پانزده هزار بشكه هدايت كرده است.
شرط صيانتي بودن توليد و مديريت مخزن در كشور به همراه چند برابر كردن تعداد چاههاي كنوني، از جمله اقدامهاي افزايش ضريب توليد نفت است كه به مهندسان توصيه ميشود. البته به اين فهرست ميتوان توسعه فناوري تكميل چاهها را افزود؛ فناوري كه ميتواند به ايجاد شكافهاي هيدروليك منجر شود، اما بايد در نظر گرفت كه هماكنون چاههاي نفت كشور نزدیک دو هزار حلقه است، در حالي كه در كشوري مانند آمريكا، سالانه دو هزار و پانصد حلقه چاه حفر ميشود.
برنامه تا سال 93
بر پایه آمارهاي ارايه شده در ترازنامه هيدروكربوري ايران (سال 1385) متوسط تزريق گاز به ميدانهاي نفتي كشور در فاصله سالهاي 1375 تا 1385 به طور متوسط، روزانه 3/71 ميليون مترمكعب بوده است.
همچنين با توجه به اينكه آمار تزريق آب از سال 1380 در دسترس قرار گرفته، ميزان تزريق آب از سال 1380 تا سال 1385 به ترتيب 2/106 و 1/92 و 4/99 و6/75 و 9/98 و 3/130 ميليون بشكه بوده است.
در اين رابطه، مدير برنامهريزي تلفيقي شركت ملي نفت با بيان اين مطلب كه تزريق گاز به ميادين نفتي كشور در پایان برنامه پنجم توسعه (پايان سال 1393) به روزانه 260 ميليون متر مكعب خواهد رسيد، گفته بود: با احتساب اينكه طرح تزريق گاز آغاجاري كاملا در سرويس قرار گيرد، ظرفيت تزريق كنوني به حدود 140 ميليون مترمكعب در روز ميرسد.
به گفته معاون وزير نفت در امور برنامهريزي و نظارت بر منابع هيدروكربوري، هم ميزان برداشت گاز ايران از مخزن مشترك پارس جنوبي تا پايان سال جاري روزانه افزون بر ده ميليارد فوت مكعب خواهد بود.
آنچه مغفول است
اما در اين راستا ضروري است به ياد آوريم كه در صورت بهينهسازي مصرف گاز در كشور و افزايش سهم تزريق گاز به ميدانهاي نفتي، ضمن افزايش ضريب بازيافت مخازن نفتي، شرايطي براي صادرات گاز در دهههاي آينده فراهم خواهد شد. بايد در نظر داشت كه تنها تزريق مقدار كافي از گاز به مخازن، موجب افزايش ضريب بازيافت نميشود و لازم است تزريق گاز در زمان مناسبي انجام شود.
دیرکرد در تزريق گاز به مخازن هيدروكربوري كشور، نتايج مطلوبي به دنبال نخواهد داشت و افزون بر اينكه ظرفيت كنوني توليد نفت حفظ نميشود، موجب كاهش توليد نيز خواهد شد؛ از اين روی، تداوم و رشد توليد نفت در سالهاي آينده، وابسته به پايداري فشار مخازن است كه اين مهم با تزريق بهنگام و حجم كافي گاز امكانپذير خواهد بود.
به گزارش «تابناک»، هدف از تزريق گاز به مخازن نفتي، افزايش ضريب بازيافت نفت از مخازن و ايجاد ظرفيت براي تبديل نفت خام درجا به نفت قابل استحصال از مخازن است.
بر پایه اعلام كارشناسان، هماكنون بيشتر مخازن نفتي بزرگ و اصلي كشور نيمه دوم عمر خود را ميگذرانند و به تزريق گاز نياز دارند.
توليد صيانتي چيست؟
بايد بپذيريم كه نقص امروز صنعت نفت و عدم توليد صيانتي نفت، تنها مربوط به سالهاي اخير نيست و اشتباههاي پیاپی مديران سالهاي دور و نزديك، مزيد بر علت شده است.
در اين گزارش كه گردآوري مطالب مطروحه در اين بخش از سوي مسئولان و كارشناسان فن است، برخي زواياي ناديده اين بخش را مرور خواهيم كرد. از نظر مفاهيم مهندسي مخزن، توليد صيانتي به توليدي اطلاق ميشود كه بالاترين توليد را با دو ويژگي داشته باشد؛
اين توليد بايد قابل برنامهريزي براي درازمدت و داراي بازيافت حداكثر از مخازن نفتي باشد. در اين راستا، زماني كه اعلام ميشود 30 درصد تزريق گاز در ميادين جنوبي محقق نشده است، يعني توليد نفت كشور در مناطق نفتخيز (روزانه سه ميليون و دویست هزار بشكه نفت توليد) صيانتي نيست و احتمال آسيب به مخازن وجود دارد.
اين موضوع بحث امروز نيست و اگر به آمار نظر كنيم، درمییابيم كه در دهه 1940 ميانگين توليد روزانه چاههاي نفت ايران، 18 هزار بشكه اعلام شده بود و امروزه با برداشتهاي پیدرپی، متوسط توليد اين چاهها به دو هزار بشكه در روز رسيده است، حال آن كه بازدهي چاههاي نفت در حال كاهش است و با صيانت از اين مخازن و تزريق بهنگام انواع گاز به آنها، ميتوان توليد چاهها را به متوسط 6 تا 9 هزار بشكه در روز بازگرداند.
اين نكته همان موضوعي است كه كارشناسان را بر آن داشته كه اعلام كنند، کارهاي انجام گرفته در زمينه برداشت صيانتي از مخازن نفتي كشورمان مثبت بوده و در صورت اهتمام مسئولان، ميتوان رويه را اصلاح كرد، زيرا به باور فعالان اين بخش، بخشي از اين افت ضريب بازيافت، ناشي از طول عمر چاههاي ايران است و با اقدامهاي گستردهتر، ميتوان از زيانهاي آينده و كشته شدن شمار بيشتري از چاههاي نفتي جلوگيري كرد.
استخراج، يك قرن بعد
يك سده از استخراج نفت در مناطق جنوبي كشور گذشته و پس از اين روزها، هنوز هم نفت منبع اصلي درآمد اقتصاد تك محصولي ايران است؛ هنوز هم بالا و پايين شدن قيمت نفت سرنوشت بودجه را تغيير ميدهد و در خوشبينانهترين حالت هم در سالهاي نزديك نميتوان وابستگي به اين محصول پر ارزش را انكار كرد.
همين موضوع است كه حفظ وضع موجود در توليد نفت و گسترش مخازن هيدروكربني كشف شده را مهم ميكند تا همچنان يكي از دغدغههاي اساسي كشور حراست از سطح توليد و مخازن نفتي كشور باشد. با آنكه نگاه مديران كشور هميشه به اين نكته معطوف بوده، چندي است كه از كوتاهي در اين بخش سخن به ميان آورده و از كاهش ميانگين نفت چاههاي كشور گفته ميشود.
گفته ميشود، متوسط ضريب برداشت نفت ايران 24درصد است، در حالي كه اين رقم در بسياري از كشورها، نزدیک 48 تا 65 درصد است.
به گفته مسئولان نفتي، متوسط ضريب برداشت از ميادين نفتي ايران حدود 24 درصد است كه البته اين رقم در برخي از ميادين چون ميدان نفتي سروش، نزدیک 7 درصد و در برخي از ميادين نفتي چون اهواز، نزدیک 35 درصد است.
اين عدد در برخي از كشورها تا حدود 48 درصد افزايش يافته و در مواردي، حتي كشورهاي منطقه كه داراي ذخايري نزديك به ايران هستند، توانستهاند اين عدد را تا سطوح بالاتري افزايش دهند؛ بنابراین، اکنون نروژ توانسته است با تكنولوژيهاي روز، ضريب بازيافت خود را به 65 درصد برساند.
اين در حالي است كه بر پایه برنامه پنجم توسعه، بايد تا پايان اين برنامه حدود 5/2 درصد به ضريب برداشت نفت ايران افزوده شود كه در اين صورت نيز ايران همچنان نسبت به كشورهاي ديگر بسيار عقب خواهد بود؛ هر چند اين سخنان با تأييد برخي مسئولان كشور، بيشتر داغ شد و نوك پرگار انتقاد را به سمت آنها هدايت كرد.
اما در اين ميان فراموش شد كه پرسيده شود: مگر عدم سرمايهگذاري و صيانت از چاههاي نفتي كشور مربوط به چند سال اخير يا چند دهه اخير است؟ اگر مسئولي اين روزها با اعتراف به عدم سرمايهگذاري در اين بخش، نهادهاي تصميم ساز را از کمبودها خبر دهد، اشتباه كرده يا به اصلاح احتمالي رويه خدمت نموده است؟
مخازن پير
منحنيهاي كارشناسي ارايه شده، نشاندهنده ادامه اين روند است؛ از اين روی، كارشناسان خواستار توجه به اهميت راهبردي ـ امنيتي تأمين منابعي همچون گاز طبيعي براي تزريق و توسعه ميدانها به شيوه پلكاني هستند و موفقيت اين شيوه زماني حاصل ميشود كه مبتني بر مديريت علمي مخازن باشد. امروزه 80 درصد توليد نفت كشور از ميدانهايي است كه در نيمه دوم عمر خود هستند.
توليد ميدان مارون از 920 هزار بشكه در مرحله حداكثر دبي، به حدود 400 هزار بشكه افت كرده است، زيرا دوره كاهش بازدهي (نيمه دوم) عمر خود را پشت سر ميگذارد. همچنين ميدان نفتي اهواز كه تاكنون نزدیک يك چهارم توليد نفت كشور را به عهده داشته است، به دليل افت توليد، بهرهبرداران را به سمت توليد از ميدانهاي با پتانسيل ده تا پانزده هزار بشكه هدايت كرده است.
شرط صيانتي بودن توليد و مديريت مخزن در كشور به همراه چند برابر كردن تعداد چاههاي كنوني، از جمله اقدامهاي افزايش ضريب توليد نفت است كه به مهندسان توصيه ميشود. البته به اين فهرست ميتوان توسعه فناوري تكميل چاهها را افزود؛ فناوري كه ميتواند به ايجاد شكافهاي هيدروليك منجر شود، اما بايد در نظر گرفت كه هماكنون چاههاي نفت كشور نزدیک دو هزار حلقه است، در حالي كه در كشوري مانند آمريكا، سالانه دو هزار و پانصد حلقه چاه حفر ميشود.
برنامه تا سال 93
بر پایه آمارهاي ارايه شده در ترازنامه هيدروكربوري ايران (سال 1385) متوسط تزريق گاز به ميدانهاي نفتي كشور در فاصله سالهاي 1375 تا 1385 به طور متوسط، روزانه 3/71 ميليون مترمكعب بوده است.
همچنين با توجه به اينكه آمار تزريق آب از سال 1380 در دسترس قرار گرفته، ميزان تزريق آب از سال 1380 تا سال 1385 به ترتيب 2/106 و 1/92 و 4/99 و6/75 و 9/98 و 3/130 ميليون بشكه بوده است.
در اين رابطه، مدير برنامهريزي تلفيقي شركت ملي نفت با بيان اين مطلب كه تزريق گاز به ميادين نفتي كشور در پایان برنامه پنجم توسعه (پايان سال 1393) به روزانه 260 ميليون متر مكعب خواهد رسيد، گفته بود: با احتساب اينكه طرح تزريق گاز آغاجاري كاملا در سرويس قرار گيرد، ظرفيت تزريق كنوني به حدود 140 ميليون مترمكعب در روز ميرسد.
به گفته معاون وزير نفت در امور برنامهريزي و نظارت بر منابع هيدروكربوري، هم ميزان برداشت گاز ايران از مخزن مشترك پارس جنوبي تا پايان سال جاري روزانه افزون بر ده ميليارد فوت مكعب خواهد بود.
آنچه مغفول است
اما در اين راستا ضروري است به ياد آوريم كه در صورت بهينهسازي مصرف گاز در كشور و افزايش سهم تزريق گاز به ميدانهاي نفتي، ضمن افزايش ضريب بازيافت مخازن نفتي، شرايطي براي صادرات گاز در دهههاي آينده فراهم خواهد شد. بايد در نظر داشت كه تنها تزريق مقدار كافي از گاز به مخازن، موجب افزايش ضريب بازيافت نميشود و لازم است تزريق گاز در زمان مناسبي انجام شود.
دیرکرد در تزريق گاز به مخازن هيدروكربوري كشور، نتايج مطلوبي به دنبال نخواهد داشت و افزون بر اينكه ظرفيت كنوني توليد نفت حفظ نميشود، موجب كاهش توليد نيز خواهد شد؛ از اين روی، تداوم و رشد توليد نفت در سالهاي آينده، وابسته به پايداري فشار مخازن است كه اين مهم با تزريق بهنگام و حجم كافي گاز امكانپذير خواهد بود.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


