شخصيت ضداجتماعی پشت پرده انتقامجويیها
مصطفی تبریزی*
کد خبر: ۲۱۳۰۴۷
| | 2866 بازدید
قتل پسر 14ساله مردي بدهكار به دست فرد طلبكار خبر تاثرآوري است. افرادي كه مرتكب چنين كارهايي ميشوند، در ابتدا بايد مورد آزمونهاي روانشناختي قرار بگيرند، زيرا به احتمال زياد شخصيت غيرنرمالي دارند و به اختلال شخصيت مبتلا هستند، با توجه به رفتاري كه از اين مرد سرزده ميتوان به اين نتيجه رسيد كه او سايكوپاد (ضد اجتماعي) است. در اختلال شخصيت ضد اجتماعي افراد زياد دعوا ميكنند و تلاش دارند كينه خود را با انتقامجويي تخليه كنند. اختلال شخصيت ضداجتماعي به طور معمول معلول حوادثي است كه در كودكي افراد اتفاق افتاده است، بنابراين بايد تاريخچه زندگي آنها را بررسي كرد تا فهميد چرا خشونت را تنها راهحل ميدانند و انتقامجويي را در افكار خود مرور ميكنند.
براي پيشگيري از به وجود آمدن افراد سايكوپاد در جامعه دو راهحل اجتماعي و انفرادي وجود دارد.
با پيشگيري از به وجود آمدن افراد سايكوپاد در واقع ميتوان از وقوع جرم پيشگيري كرد. در درجه اول در راهحل اجتماعي خانواده ميتواند محيطي امن و شاداب را فراهم كند، وقتي فرزندان در محيط خانه احساس امنيت كنند و بدانند دوستداشتني هستند ياد ميگيرند ديگران را دوست داشته باشند. در مرحله بعد افراد در مدرسه هرچقدر خشونت كمتري ببينند و بياموزند اعضاي جامعه اعضاي يك پيكر هستند و در جامعه نيز خشونت كمكم عادي نشود، اختلال شخصيت پيدا نميكنند.
در راهحل فردي نيز بايد توجه داشت همه ما بايد بهعنوان اعضاي جامعه با هر نوع گذشتهاي كه داشتهايم در حال حاضر مسووليت خود را بپذيريم و همانطور كه براي سلامت جسميمان به پزشك مراجعه ميكنيم، همانطور هم اگر مورد آزمون رواني قرار گرفتيم و اختلالات رواني تشخيص داده شد بايد اختلال را مداوا كنيم.
گذشته از اين كه هر فرد در برابر خود مسوول است به هر حال افرادي هستند كه خود را مداوا هم نميكنند و ممكن است هر يك از افراد جامعه با چنين فردي روبهرو شوند، بهعنوان نمونه در همين مورد اخير حق اين است كه مبلغي كه در قانون بهعنوان ديه در نظر گرفته شده بود، پرداخت ميشد اما با توجه به شرايط به نظر ميرسد كه فرد مورد بحث توان پرداخت مبلغ را ندارد كه در چنين مواردي گذشت بهترين راه حل خواهد بود. البته بهعنوان يك متخصص موافق گذشت نيستم چون معتقدم، هر جا كه گذشتي لازم است حتما ظلمي اتفاق افتاده است و آن را بهعنوان راهحل اصلي توصيه نميكنم. چون نبايد جرمي پيش بيايد كه كسي بخواهد گذشت كند اما در شرايط استثنايي بهتر است گذشت كنيم. چون با اين تصور كه «من بايد حقم را بگيرم» ممكن است چنين اتفاقي رخ بدهد و براي از دست ندادن يك حق، حقوق بيشتري ضايع شود.
نكته ديگري كه بسيار حايز اهميت است اين است كه شناخت افراد سايكوپاد در منظر اول و از سوي افراد جامعه امكانپذير نيست. اما روانشناسان معمولا با همه افراد با احتياط تعامل ميكنند. افراد سايكوپاد نيز پس از اولين برخوردها قابل تشخيص هستند چون رفتار مشخصي دارند و بهعنوان مثال ميتوان به حركت چشم آنها به شيوهاي خاص اشاره كرد كه يكي از علايم اختلال شخصيت آنها است. در مورد پرونده اخير نيز با توجه به رفتاري كه از متهم سر زده است ميتوان پي برد او دچار حالت بحران نبوده چون فكر كرده، تصميم گرفته و بعد آن را اجرا كرده است، حالت بحراني، حالتي است كه واقعه در چند دقيقه اتفاق ميافتد و فرد نميتواند خود را كنترل كند.
در بسياري از افراد سايكوپاد ممكن است رفتار عاقلانهاي وجود داشته باشد و در صحبت كردن نيز عاقل بهنظر برسند اما معمولا از مشخصههاي اين افراد اين است كه در هنگام راه رفتن بيشتر به خود توجه ميكنند تا افراد يا محيط. در رفتارشان نيز ممكن است بسيار صميمي باشند اما وقتي كار به جاي باريك ميكشد مرتب به انتقام و پرخاش فكر ميكنند و با ديگران كنار نميآيند و حتي در برخي از افراد كه شخصيت مرزي دارند آنها وارد بازي رواني ميشوند و به نظر ميرسد بهترين آدمها هستند تا جايي كه با نهايت لطف و محبت رفتار ميكنند اما وقتي درگيري پيش ميآيد با كينهجويي رفتار ميكنند.
در نهايت از آنجايي كه اعضاي جامعه ممكن است با افرادي روبهرو شوند كه داراي اختلال سايكوپا باشند، آسانترين كار همان گذشت است. فردي كه به دليل مبلغي چند ميليون توماني حاضر است زندان برود مشخص است كه واقعا مشكل دارد و اگر داراي اختلال شخصيت ضداجتماعي باشد ميتواند آسيبزا باشد.
*روان شناس و استاد دانشگاه
منبع: شرق
براي پيشگيري از به وجود آمدن افراد سايكوپاد در جامعه دو راهحل اجتماعي و انفرادي وجود دارد.
با پيشگيري از به وجود آمدن افراد سايكوپاد در واقع ميتوان از وقوع جرم پيشگيري كرد. در درجه اول در راهحل اجتماعي خانواده ميتواند محيطي امن و شاداب را فراهم كند، وقتي فرزندان در محيط خانه احساس امنيت كنند و بدانند دوستداشتني هستند ياد ميگيرند ديگران را دوست داشته باشند. در مرحله بعد افراد در مدرسه هرچقدر خشونت كمتري ببينند و بياموزند اعضاي جامعه اعضاي يك پيكر هستند و در جامعه نيز خشونت كمكم عادي نشود، اختلال شخصيت پيدا نميكنند.
در راهحل فردي نيز بايد توجه داشت همه ما بايد بهعنوان اعضاي جامعه با هر نوع گذشتهاي كه داشتهايم در حال حاضر مسووليت خود را بپذيريم و همانطور كه براي سلامت جسميمان به پزشك مراجعه ميكنيم، همانطور هم اگر مورد آزمون رواني قرار گرفتيم و اختلالات رواني تشخيص داده شد بايد اختلال را مداوا كنيم.
گذشته از اين كه هر فرد در برابر خود مسوول است به هر حال افرادي هستند كه خود را مداوا هم نميكنند و ممكن است هر يك از افراد جامعه با چنين فردي روبهرو شوند، بهعنوان نمونه در همين مورد اخير حق اين است كه مبلغي كه در قانون بهعنوان ديه در نظر گرفته شده بود، پرداخت ميشد اما با توجه به شرايط به نظر ميرسد كه فرد مورد بحث توان پرداخت مبلغ را ندارد كه در چنين مواردي گذشت بهترين راه حل خواهد بود. البته بهعنوان يك متخصص موافق گذشت نيستم چون معتقدم، هر جا كه گذشتي لازم است حتما ظلمي اتفاق افتاده است و آن را بهعنوان راهحل اصلي توصيه نميكنم. چون نبايد جرمي پيش بيايد كه كسي بخواهد گذشت كند اما در شرايط استثنايي بهتر است گذشت كنيم. چون با اين تصور كه «من بايد حقم را بگيرم» ممكن است چنين اتفاقي رخ بدهد و براي از دست ندادن يك حق، حقوق بيشتري ضايع شود.
نكته ديگري كه بسيار حايز اهميت است اين است كه شناخت افراد سايكوپاد در منظر اول و از سوي افراد جامعه امكانپذير نيست. اما روانشناسان معمولا با همه افراد با احتياط تعامل ميكنند. افراد سايكوپاد نيز پس از اولين برخوردها قابل تشخيص هستند چون رفتار مشخصي دارند و بهعنوان مثال ميتوان به حركت چشم آنها به شيوهاي خاص اشاره كرد كه يكي از علايم اختلال شخصيت آنها است. در مورد پرونده اخير نيز با توجه به رفتاري كه از متهم سر زده است ميتوان پي برد او دچار حالت بحران نبوده چون فكر كرده، تصميم گرفته و بعد آن را اجرا كرده است، حالت بحراني، حالتي است كه واقعه در چند دقيقه اتفاق ميافتد و فرد نميتواند خود را كنترل كند.
در بسياري از افراد سايكوپاد ممكن است رفتار عاقلانهاي وجود داشته باشد و در صحبت كردن نيز عاقل بهنظر برسند اما معمولا از مشخصههاي اين افراد اين است كه در هنگام راه رفتن بيشتر به خود توجه ميكنند تا افراد يا محيط. در رفتارشان نيز ممكن است بسيار صميمي باشند اما وقتي كار به جاي باريك ميكشد مرتب به انتقام و پرخاش فكر ميكنند و با ديگران كنار نميآيند و حتي در برخي از افراد كه شخصيت مرزي دارند آنها وارد بازي رواني ميشوند و به نظر ميرسد بهترين آدمها هستند تا جايي كه با نهايت لطف و محبت رفتار ميكنند اما وقتي درگيري پيش ميآيد با كينهجويي رفتار ميكنند.
در نهايت از آنجايي كه اعضاي جامعه ممكن است با افرادي روبهرو شوند كه داراي اختلال سايكوپا باشند، آسانترين كار همان گذشت است. فردي كه به دليل مبلغي چند ميليون توماني حاضر است زندان برود مشخص است كه واقعا مشكل دارد و اگر داراي اختلال شخصيت ضداجتماعي باشد ميتواند آسيبزا باشد.
*روان شناس و استاد دانشگاه
منبع: شرق
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


