روزی که «اندیمشک» تابلوی «مقاومت» شد
عباس اسلامیپور
کد خبر: ۲۰۵۶۹۹
| | 9744 بازدید
نگاهی دیگر به طولانیترین هجوم هوایی دشمن در 4 آذر ماه سال 1365
طلوع خورشید در سهشنبه، چهارم آذر ماه 65 توانست بر هوای رو به سرد پاییزی غلبه کند و چشمان به آسمان نظاره را با پرتوهای گرمابخش خود نوازش دهد.
خورشید بدون توجه به جُنبوجوش آغازین روز، چادر گرمای خود را بر سر شهر پهن میکرد و رفته رفته جای خود را در دل زمین باز میکرد. مردم که حماسه مقاومت آنان سبب شده بود با جنگ تحمیلی جریان زندگی خود را در اندیمشک ادامه دهند، به کار و تلاش روزانه خود مشغول بودند و خورشید هم سرگرم پرتو افشانی خود بود.
عقربههای ساعت کشانکشان خود را به ساعت 12 نزدیک میکردند، با صدای نخستین شلیک گلوله ضدهوایی شهر، یکباره از پوست عادی خود بیرون آمد و سر به آسمان سایید، تعداد صداها هر لحظه بیشتر میشد. شبنمِ دیدگان هر شهروند رهسپار آسمان بود، که ناگهان هجوم هواپیماهای دشمن بعثی مردم را در کانالها و کنار خیابانها زمینگیر کرد. غرش هواپیماها که تا پایینترین سطح پرواز میکردند، ترس و وحشت را دو چندان مینمود که نخستین شلیک آنان، منطقه تعمیرگاهی راه آهن را نشانه گرفت و دود «دپوی» ایستگاه راهآهن به صورت آتش مخروطی شکلی به هوا برخاست. مردم سراسیمه نمیدانستند به خانهها پناه ببرند یا در کنار دیوارها و گودالها سنگر بگیرند.
میدان راه آهن که همزمان شاهد حضور رزمندگان رهسپار جبههها بود، هدف بعدی 54 فروند هواپیمای دشمن بعثی و پس از آن، نقاط دیگر شهر همچون خیابان شریعتی، خیابان شهید کردوالی، خیابان شهید مصطفی خمینی، خیابان شهید عباس پناهی و... مورد هجوم طولانیترین حمله هوایی بود که نزدیک یک ساعت و چهل و پنج دقیقه طول کشید و روزی تلخ اما سراسر ایستادگی و پایداری مردم دیار سرافراز اندیمشک را رقم زد؛ سهشنبهای هولانگیز که با تقدیم بیش از دویست شهید از هموطنان و 75 شهید از همشهریان این خطه خونرنگ پایداری مردم با بصیرت اندیمشک و روز «حماسه مقاومت مردمی» را که تابلویی از مقاومت و ایثار بود، رقم زد.
و اساسیترین پرسشی که ذهن هر شهروندی را مشغول میسازد، این است که چرا دارالمخلصین «اندیمشک» باید مورد این هجوم طولانی و وحشیانه قرار گیرد.
در این رهگذر به بیان برخی موارد که میتواند سرچشمه این هجوم طولانی را که در طول دوران دفاع مقدس بیسابقه بوده، اینچنین برشمرد:
1- نابودی خط راهآهن که به عنوان حلقه اتصال جبهههای جنوب و میانی با مرکز کشور بوده و نقطه ثقل این خط، ایستگاه راه آهن اندیمشک.
2- نابودی مخازن نفت برای ضربه زدن به مرکز اقتصادی و تولید روزانه نفت و اخلال در سوخترسانی و قطع پشتیبانی امدادی خودروها و یا دستکم به تأخیر انداختن امر حمل و نقل به جبهههای جنوب.
3- قطع ارتباط زمینی جبهههای جنوب به ویژه در امر پشتیبانی با توجه به حلقه اتصال اندیمشک با سه استان خوزستان، لرستان و ایلام.
4- تهدید جدی پایگاه چهارم شکاری و یا دستکم سنجش میزان آمادگی این پایگاه مهم و حیاتی که در جاده دزفول ـ اندیمشک واقع شده و بر پایه تقسیمات کشوری جزء حوزه استحفاظی دزفول به شمار میرفته اما با شهرستان اندیمشک نیز فاصله چندانی ندارد.
5- از بین بردن نیروهای رزمنده حاضر در شهرستان که همزمان به وسیله قطار از مرکز کشور عزیمت کرده و در ایستگاه اندیمشک در حال خروج بودند.
6- نابودی معادن بزرگ شن و ماسه که سبب ایجاد جادههای مواصلاتی در جبهههای جنوب با بهره مندی از معادن غنی شده بود.
7- نابودی ایستگاه اصلی برق شمال خوزستان در راستای به چالش کشیدن ذخیرههای انرژی و قطع برق منطقه وسیعی از شمال استان خوزستان.
8- از بین بردن پلهای حیاتی و مهم تل زنگ (ریلی) بالا رود جنوبی (جاده ای) و قطع ارتباط پشتیبانی و نیروی انسانی مرکز کشور با جنوب.
9- از بین بردن نیروی انسانی و تدارکاتی پادگانها و مراکز نظامی اطراف شهرستان اندیمشک که بالغ بر بیست پادگان و مرکز آموزشی و تدارکات را میتوان برشمرد.
10- نابودی مراکز درمانی همچون بیمارستان شهید کلانتری اندیمشک که با همت مردم در دوران دفاع مقدس در محل شرکت ساخت تراورس بتونی راهآهن راهاندازی و محل تیمارداری مجروحان و زخمیهای جنگ تحمیلی بوده و با زحمت شبانهروزی کادر پزشکی اعزامی و پرستاری مادران شهدای اندیمشک، منشأ خدمات بسیاری در این زمینه بود. همچنین آسیب رساندن جدی به بیمارستان شهید بهشتی که در منطقه راه آهن بود، و پذیرای مجروحان میشد و نیز شبستان درمانی که در کنار جاده ترانزیت تهران ـ اندیمشک (جنوب) به منظور در امان بودن از حملات هوایی احداث شد.
اما مهمترین مسألهای که شاید بتوان از هجوم طولانی هوایی به شهرستان اندیمشک از آن یاد کرد، شکستن مقاومت مردم اندیمشک و عقبه مهم تدارکات و نیروی انسانی این خطه را نام برد، چرا که وجود گردان حمزه با جوانان نیک سیرت که در عملیات مهم ضربههای جبران ناپذیری به ارتش عراق وارد ساخته بوده و مردمی که با تحمل بیش از پنجاه بار موشکباران و حملات هوایی، هنوز هم در حمایت امام و مولای خویش، تنور جبههها را گرم نگه داشته بودند، شاید مهمترین عامل این تهاجم وحشیانه باشد.
مردمی که مقتدای پیر جماران درباره آنان فرمود: این اندیمشک است که مورد تجاوز واقع میشود، دنبالهاش جنگ جنگ تا پیروزی میگوید (صحیفه نور ج 18) و به واقع شاید استدلال دشمن بعثی در شکستن حلقه اتصال و عقبه جبههها در هجوم به این دیار را استدلال درستی بتوان نامید و هرچند زخمهای بیشماری در هجوم طولانی مدت چهارم آذر ماه سال 65 بر پیکر نحیف اندیمشک وارد آمد؛ اما حماسه سترگ پایداری آنان، اقتدا به حضرت زینب (س) را به زیبایی به تصویر کشید که «ما رایت الا جمیلا» و این زیبایی و شکوه ایثار را در طواف شهدای این بمباران که با حزن و اندوه اما با شکوه تشییع میکردند، زمزمه میکردند.
شهدایی همچون فرمانده دلاور عزتالله حسین زاده که شرح مردانگی و دریادلی و حماسه آفرینی او در عملیات والفجر 8 وصف ناشدنی و امید آن است که دلهای شیفته و عاشق ولایت شهر یک هزار پرستوی شهید در سالگرد واقع تلخ چهارم آذر ماه با دیدار مولا و مقتدایشان جمال رخ یار را به نظاره بنشینند و تجدید بیعت کنند و تسلی یابند.
طلوع خورشید در سهشنبه، چهارم آذر ماه 65 توانست بر هوای رو به سرد پاییزی غلبه کند و چشمان به آسمان نظاره را با پرتوهای گرمابخش خود نوازش دهد.
خورشید بدون توجه به جُنبوجوش آغازین روز، چادر گرمای خود را بر سر شهر پهن میکرد و رفته رفته جای خود را در دل زمین باز میکرد. مردم که حماسه مقاومت آنان سبب شده بود با جنگ تحمیلی جریان زندگی خود را در اندیمشک ادامه دهند، به کار و تلاش روزانه خود مشغول بودند و خورشید هم سرگرم پرتو افشانی خود بود.
عقربههای ساعت کشانکشان خود را به ساعت 12 نزدیک میکردند، با صدای نخستین شلیک گلوله ضدهوایی شهر، یکباره از پوست عادی خود بیرون آمد و سر به آسمان سایید، تعداد صداها هر لحظه بیشتر میشد. شبنمِ دیدگان هر شهروند رهسپار آسمان بود، که ناگهان هجوم هواپیماهای دشمن بعثی مردم را در کانالها و کنار خیابانها زمینگیر کرد. غرش هواپیماها که تا پایینترین سطح پرواز میکردند، ترس و وحشت را دو چندان مینمود که نخستین شلیک آنان، منطقه تعمیرگاهی راه آهن را نشانه گرفت و دود «دپوی» ایستگاه راهآهن به صورت آتش مخروطی شکلی به هوا برخاست. مردم سراسیمه نمیدانستند به خانهها پناه ببرند یا در کنار دیوارها و گودالها سنگر بگیرند.
میدان راه آهن که همزمان شاهد حضور رزمندگان رهسپار جبههها بود، هدف بعدی 54 فروند هواپیمای دشمن بعثی و پس از آن، نقاط دیگر شهر همچون خیابان شریعتی، خیابان شهید کردوالی، خیابان شهید مصطفی خمینی، خیابان شهید عباس پناهی و... مورد هجوم طولانیترین حمله هوایی بود که نزدیک یک ساعت و چهل و پنج دقیقه طول کشید و روزی تلخ اما سراسر ایستادگی و پایداری مردم دیار سرافراز اندیمشک را رقم زد؛ سهشنبهای هولانگیز که با تقدیم بیش از دویست شهید از هموطنان و 75 شهید از همشهریان این خطه خونرنگ پایداری مردم با بصیرت اندیمشک و روز «حماسه مقاومت مردمی» را که تابلویی از مقاومت و ایثار بود، رقم زد.
و اساسیترین پرسشی که ذهن هر شهروندی را مشغول میسازد، این است که چرا دارالمخلصین «اندیمشک» باید مورد این هجوم طولانی و وحشیانه قرار گیرد.
در این رهگذر به بیان برخی موارد که میتواند سرچشمه این هجوم طولانی را که در طول دوران دفاع مقدس بیسابقه بوده، اینچنین برشمرد:
1- نابودی خط راهآهن که به عنوان حلقه اتصال جبهههای جنوب و میانی با مرکز کشور بوده و نقطه ثقل این خط، ایستگاه راه آهن اندیمشک.
2- نابودی مخازن نفت برای ضربه زدن به مرکز اقتصادی و تولید روزانه نفت و اخلال در سوخترسانی و قطع پشتیبانی امدادی خودروها و یا دستکم به تأخیر انداختن امر حمل و نقل به جبهههای جنوب.
3- قطع ارتباط زمینی جبهههای جنوب به ویژه در امر پشتیبانی با توجه به حلقه اتصال اندیمشک با سه استان خوزستان، لرستان و ایلام.
4- تهدید جدی پایگاه چهارم شکاری و یا دستکم سنجش میزان آمادگی این پایگاه مهم و حیاتی که در جاده دزفول ـ اندیمشک واقع شده و بر پایه تقسیمات کشوری جزء حوزه استحفاظی دزفول به شمار میرفته اما با شهرستان اندیمشک نیز فاصله چندانی ندارد.
5- از بین بردن نیروهای رزمنده حاضر در شهرستان که همزمان به وسیله قطار از مرکز کشور عزیمت کرده و در ایستگاه اندیمشک در حال خروج بودند.
6- نابودی معادن بزرگ شن و ماسه که سبب ایجاد جادههای مواصلاتی در جبهههای جنوب با بهره مندی از معادن غنی شده بود.
7- نابودی ایستگاه اصلی برق شمال خوزستان در راستای به چالش کشیدن ذخیرههای انرژی و قطع برق منطقه وسیعی از شمال استان خوزستان.
8- از بین بردن پلهای حیاتی و مهم تل زنگ (ریلی) بالا رود جنوبی (جاده ای) و قطع ارتباط پشتیبانی و نیروی انسانی مرکز کشور با جنوب.
9- از بین بردن نیروی انسانی و تدارکاتی پادگانها و مراکز نظامی اطراف شهرستان اندیمشک که بالغ بر بیست پادگان و مرکز آموزشی و تدارکات را میتوان برشمرد.
10- نابودی مراکز درمانی همچون بیمارستان شهید کلانتری اندیمشک که با همت مردم در دوران دفاع مقدس در محل شرکت ساخت تراورس بتونی راهآهن راهاندازی و محل تیمارداری مجروحان و زخمیهای جنگ تحمیلی بوده و با زحمت شبانهروزی کادر پزشکی اعزامی و پرستاری مادران شهدای اندیمشک، منشأ خدمات بسیاری در این زمینه بود. همچنین آسیب رساندن جدی به بیمارستان شهید بهشتی که در منطقه راه آهن بود، و پذیرای مجروحان میشد و نیز شبستان درمانی که در کنار جاده ترانزیت تهران ـ اندیمشک (جنوب) به منظور در امان بودن از حملات هوایی احداث شد.
اما مهمترین مسألهای که شاید بتوان از هجوم طولانی هوایی به شهرستان اندیمشک از آن یاد کرد، شکستن مقاومت مردم اندیمشک و عقبه مهم تدارکات و نیروی انسانی این خطه را نام برد، چرا که وجود گردان حمزه با جوانان نیک سیرت که در عملیات مهم ضربههای جبران ناپذیری به ارتش عراق وارد ساخته بوده و مردمی که با تحمل بیش از پنجاه بار موشکباران و حملات هوایی، هنوز هم در حمایت امام و مولای خویش، تنور جبههها را گرم نگه داشته بودند، شاید مهمترین عامل این تهاجم وحشیانه باشد.
مردمی که مقتدای پیر جماران درباره آنان فرمود: این اندیمشک است که مورد تجاوز واقع میشود، دنبالهاش جنگ جنگ تا پیروزی میگوید (صحیفه نور ج 18) و به واقع شاید استدلال دشمن بعثی در شکستن حلقه اتصال و عقبه جبههها در هجوم به این دیار را استدلال درستی بتوان نامید و هرچند زخمهای بیشماری در هجوم طولانی مدت چهارم آذر ماه سال 65 بر پیکر نحیف اندیمشک وارد آمد؛ اما حماسه سترگ پایداری آنان، اقتدا به حضرت زینب (س) را به زیبایی به تصویر کشید که «ما رایت الا جمیلا» و این زیبایی و شکوه ایثار را در طواف شهدای این بمباران که با حزن و اندوه اما با شکوه تشییع میکردند، زمزمه میکردند.
شهدایی همچون فرمانده دلاور عزتالله حسین زاده که شرح مردانگی و دریادلی و حماسه آفرینی او در عملیات والفجر 8 وصف ناشدنی و امید آن است که دلهای شیفته و عاشق ولایت شهر یک هزار پرستوی شهید در سالگرد واقع تلخ چهارم آذر ماه با دیدار مولا و مقتدایشان جمال رخ یار را به نظاره بنشینند و تجدید بیعت کنند و تسلی یابند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


