نقد بلند خادم براي مهندس
اميررضا خادم قهرمان كشتي المپيك و جهان و رييس هيات مديره موسه نسل آفتاب در آخرين يادداشتش در مجله مشق آفتاب، كه مطول و قابل تامل است، حرفهايي همراه با كنايات فراوان براي محمد عليآبادي نوشته تا رئيس دستگاه ورزش نيز مطالعه اي داشته باشد و از حضور در انتخابات كميته ملي المپيك صرف نظر كند.
اين نقد بلند براي مهندس، آن ميزان براي خادم اهميت داشت كه به درج آن در وبلاگش و و حتي درج در خبرگزاري ايپنا كه تحت نظر موسسه نسل آفتاب نيز اقدام نمايد. اما آيا اين نقدها مي تواند باعث تغيير نظر علي آبادي شود؟
یکی ازموضوعاتی که درچند دوره اخیرباعث ایجاد التهاب بیش ازحد در انتخابات کمیته ملی المپیک شده وشائبههای ناخوشایندی پیرامون سلامت انتخابات ایجاد کرده است، مسئله نوع دخالت ونظارت سازمان تربیتبدنی به عنوان متولی اصلی ورزش کشوردرروند برگزاری وانتخاب مدیران اجرایی کمیته ملی المپیک بوده است. براساس روال عادی حاکم برکمیته ملی المپیک، انتخابات این کمیته بعد ازالمپیک ها برگزارمی شود. این زمان دقیقا مصادف است با سال قبل ازانتخابات ریاست جمهوری درایران ومعمولا با توجه به اینکه با تغییردولت ها رییس سازمان ورزش نیزتغییر می کند ونوعا هم رییس منتصب اشراف زیادی برروی مباحث ورزشی ندارد،بنا براین یکی ازاولین بخش هایی که رییس جدید نسبت به آن حساس می شود،کمیته ملی المپیک ومدیران منتخب آن است. البته ریشه این نوع نگاه توام با سوئ ظن رامی شود ازنوع مشاروه های غلط اطرافیان جناب رییس ازیک سوی وبروزبرخی رفتارهای غیرشفاف وحساسیت زا به نیت حفظ استقلال توسط مدیران کمیته المپیک ازسوی دیگر دانست. اما به هرشکل این وضعیت شروع نوعی جنگ سرد رادرمیان دوطرف مدعی ورزش کشورباعث شده که متاسفانه دود آن درنهایت به چشم ورزش ما آن هم درآوردگاه معظم ومهم المپیکها رفته است.
این اتفاقات وجه دیگری نیزدارد وآن زمان دو هفتهای برگزاری مسابقات درالمپیک است. رییس سازمان ورزش که تا پیش ازاین هیچگونه تصوری ازالمپیک وعظمت غیرقابل وصف آن نداشته درطول مدت حضورخود درمحل برگزاری بازیها، با برخوردهای سرد وغیردیپلماتیک میزبان مواجه میشودواین نوع رفتارها درحالیست که نوع توجه و احترامی که در طی همین مدت به رییس کمیته ملی المپیک گزارده میشود بسیارمتفاوت وچشمگیراست. این مشاهدات که احتمالا بیش از آن که به خاطر موقعیت خاص رییس کمیته ملی المپیک درنگاه بینالمللی باشد متاثراز دعواهای داخلی و درنتیجه عدم پیشبینی وتدارک مناسب ودرخور شان رییس ورزش کشورتوسط متولیان کمیته ملی المپیک بوده باعث می شود مشاوران جناب رییس با نیت خیر ویا ... مجددا اطلاعاتی ناقص را به او منتقل کنند که با واقعیت تفاوتهای بسیاری دارد. المپیک به پایان رسیده وزمان انتخابات دوره آینده کمیته ملی المپیک است. ماحصل استخوان لای زخمی به نام مدیریت غیرهماهنگ کمیته المپیک ازیک سو و برداشتهای جدید ولی بازهم ناقص مدیریت ورزش از سوی دیگر زمینهساز جریانی تازه میشود. رییس سازمان تربیتبدنی میخواهد خود رییس کمیته المپیک شود! و شاید هم بدتر، میخواهد فردی را که ازمیان شاخصههای لازم برای کسب کرسی ریاست و یا دبیری این حوزه تنها مشخصه حرف شنوی را داراست برسرکار بیاورد!...
با این مقدمه می رسیم به وضعیت این دوره انتخابات کمیته ملی المپیک که قراراست دربرج آینده برگزارشود. شواهد وقرائن نشان می دهد به احتمال قریب به یقیین مهندس علی آبادی قصد دارد اقدامی ازنوع اول را انجام داده وشخصا خودش برای کسب کرسی ریاست کمیته ملی المپیک کاندیدا شود! بدون طرح هرحاشیه ای باید عرض کنم ، بنده با توجه به عواقب این اتفاق با این اقدام موافق نیستم و چون احتمال دارد خودم هم نامزد پست ریاست شوم،شاید یکی ازعلل طرح مسئله ومخالفت با نامزدی مهندس علی آبادی هم همین باشد!لذا فرصت را مغتنم دانسته وسعی می کنم با نگاهی واقعبینانه و منطقی علل این مخالفت را بیان کنم.
1. به فرض این تئوری را بپذیریم که مدیران توانا و کارآمد علیرغم عدم آشنایی و فقدان تخصص نسبت به محیطی که قصد اداره وتوسعه آن را دارند بازهم میتوانند مفید باشند، پس قطعا باید به این نکته نیزتوجه جدی واساسی کنیم که مهمترین شاخصه این دسته ازمدیران ارزیابی مناسب شرایط حاکم برمحیط و جذب نیروهای توانمند ومتخصص برای انجام امور و زمینههای گوناگون مربوط به آن کاراست. پس انتظارداریم جناب علیآبادی نیز به عنوان مدیری که عملکرد مناسبی درحوزههای مختلف فعالیت خود درگذشته داشته در ورزش هم با توسعه مدیریت و استفاده ازنیروهای توانای داخل سیستم، باعث ارتقاء جایگاه ورزش شود.
2. یکی ازمشکلات اساسی که به نظرمیرسد باعث عدم توفیق کاروان ورزش ایران درالمپیک شد، عدم استفاده از نظرات فنی مناسب و قابل قبول درحوزه نظارت جدی وموثربر روند کاری منتخبان المپیک دررشتههای مختلف بود. حال سوال اینجاست درحالی که ورزش قهرمانی ما با حضور دو حوزه نظارتی و مدیریتی به نام کمیته و سازمان، به علت عدم هماهنگی این دوبخش نتوانسته نتیجه مطلوب را به دست آورد، چگونه با متمرکزشدن بیشتر و مدیریت یک نفرامکان موفقیت دارد؟
3. گاه شنیده میشود که علت اتخاذ این تصمیم اعتقاد عزیزان به این مطلب است که داشتن یک تیم متوسط اما هماهنگ بسیار بهتراست از همکاری یک تیم قوی اما ناهماهنگ. قبول. اما آیا میتوان انتظارداشت درسازمانی که مدیر ارشد آن تخصص فنی لازم را ندارد بازهم با یک گروه متوسط و مدیریت متمرکز و بهره گیری ازسیستم مدیریتی دستور از بالا به پائین موفق بود؟
4. امروز ورزش ما دارای قابلیتهای مدیریتی بسیارمناسبی است و این وضعیت میتواند برای مدیریت کلان ورزش یک مزیت باشد به شرط آنکه سیاست سازمان ورزش تلاش دربه خدمت گرفتن و استفاده بهینه ازهمه این ظرفیت موجود باشد. لذا پیشنهاد می کنم سازمان تربیتبدنی در رفتارهای راهبری ومدیریتی خود به صورتی عمل کند که شائبه ازمیدان به درکردن و یا خانهنشینی چهرههای ورزشی بیش از این درجامعه ایجاد نشود.
5. مهندس علیآبادی بعد ازبازیهای آسیایی دوحه به مردم قول داد دربازیهای آسیایی 2010 کاروان ورزشی ایران به عنوان سوم یا چهارمی دررده بندی نهایی نائل شود. احتمالا امروز، آقای مهندس پس ازپایان بازیهای المپیک چین بیش ازگذشته نگران قولی است که به مردم داده است. آیا بهتر نیست جناب رییس همه باراتفاقاتی که درورزش میافتد را تنهایی به دوش نکشد و اجازه دهد افراد دیگری که میتوانند درارتقاء سطح کمی وکیفی ورزش مفید باشند وارد کارشده و کمک حال او باشند؟
6. انشاءالله که عمر ریاست ایشان مستدام باشد اما تجربه نشان داده در صورت تغییر دولت وبه دنبال آن تغییررییس سازمان تربیتبدنی، درصورتی که رییس سازمان قبل، مسئولیت کمیته ملی المپیک را هم داشته باشد، با توجه به حساسیتهای خاصی که متاسفانه وجود دارد و به بخشی ازآنها دربالا اشاره شد، وضعیت مناسبی چه ازنظرکاری وچه ازنظرشخصیتی برای او وجود نخواهد نداشت ...
7. این واقعیت را باید بپذیریم که به هرحال نتایج المپیک تکدر خاطرمردم میهندوستمان را به همراه داشته و طبیعتا یکی از جایگاههایی که دراین اتفاق مورد سوال است جایگاه رییس سازمان ورزش است. حال آیا به نظرمنطقی است که همین مدیر در فکر کسب یک پست دیگرهم باشد؟ آیا بهترنیست با نهادن بار خدمت به دوش یک فرد معتمد، به جامعه این موج مثبت را بدهیم که مدیریت ورزش با بهرهگیری ازنیروهای متخصص در فکر تدارک مناسبتربرای آینده است؟
8. گفته می شود علت کاندیدا شدن آقای مهندس به خاطر جایگاه بینالمللی کمیته ملی المپیک است واینکه کشورها فقط رییس کمیته ملی المپیک را به رسمیت میشناسند و نه سازمان ورزش را! پاسخ خیلی سخت نیست و با یک بررسی تطبیقی بتوان به نتیجه رسید. در اکثر کشورهای دنیا مدیریت کلان ورزش جایگاه خود را دارد . این مدیریتها در مقام وزارت ورزش و یا عناوین دیگردرحال فعالیت هستند. در این میان کمیتههای ملی المپیک هم در زیر مجموعه نظام ورزش کشورشان، مجری سیاستهای ورزشی درحوزه ورزش قهرمانی و در بعد بینالمللی نمایندهای برای دفاع ازحقوق ورزش وحفظ جایگاه و نام کشورشان هستند. حال اگردرکوران المپیک برخی رفتارها باعث سوءتفاهماتی شده قطعا این گونه مسائل نباید باعث زیرسوال رفتن همه چیز و برداشتهای نامناسب وتصمیمات غیرتخصصی شود. یک مدیریت هماهنگ، خبره ومتعهد در کمیته ملی المپیک میتواند برآورنده همه انتظارات مدیریت کلان ورزش باشد. بازهم میشود ازدغدغههای سازمان ورزش گفت اما با توجه به طولانی شدن مطلب به همین حد بسنده میکنم وامیدوارم ریاست محترم سازمان با درنظرگرفتن کلیه جوانب دراین خصوص تصمیمی مناسب بگیرد.


