64 روز زندگی جانباز شیمیایی در جنگل!
جانباز رفیعی نژاد در حالی سه ماه است که بی خانمان شده و در پارکها و جنگلها و خانه اقوام سکونت دارد که تمامی مدارکش دلالت بر جانبازی در هشت سال دفاع مقدس دارد.
به گزارش خبرنگار مهر، حدود یک سال قبل فردی که خود را جانباز دوران دفاع مقدس مینامید در تماس با خبرنگار مهر عنوان کرد که به دلیل نداشتن درصد جانبازی و عدم توانایی برای کار کردن قادر به اداره زندگی خود و همسر و دو فرزندانش نیست و درخواست حمایت نهادهای مسئول را دارد.
بر اساس گفتههای این فرد پس از مشاهده مدارک و سوابقش آگاه شدیم که محمد رفیعی نژاد جانباز شیمیایی هشت سال دفاع مقدس است و امروز به دلیل مشکلات زندگی نیاز به حمایت دارد. راهنماییها و رایزنیها موجب شد تا این جانباز ابتدا به بنیاد شهید استان گلستان، سپس به استانداری و بعد از آن درخواست خود را تا نهاد ریاست جمهوری ارائه کند ولی هیچیک از نهادهای مسئول پاسخگوی مشکلات این جانباز نبودند تا اینکه به دلیل نپرداختن کرایه خانه مجبور شد با خانواده اش در پارک جنگلی ناهار خوران به مدت 64 روز در چادری کوچک زندگی کنند.
در این مدت این جانباز بارها با مراجعه به بنیاد شهید کشور پیگیر درخواست سرپناه بود ولی هیچ وقت پاسخی دریافت نکرد و این جانباز با خانواده اش همچنان بدون سرپناه به سر میبرند.
محمد رفیعی نژاد متولد 1344 صادره از تهران دوران کودکی خود را در منطقه نظام آباد پایتخت گذراند و توانست با کمک پدرش که حسابدار یک شرکت خصوصی بود مدرک دیپلم خود را اخذ کند. خانواده رفیعی نژاد به علت شغل سرپرست خانواده از تهران به گرگان نقل مکان کردند.

عملیات والفجر 8 شیمیایی شدم
محمد رفیعی نژاد در گفتگو با خبرنگار مهر در مورد نحوه مجروحیتش میگوید: عملیات والفجر هشت بود و آن زمان ماسکهای آمریکایی فیلترهای خوبی نداشت و تاریخ انقضا آن گذشته بود و با اینکه لباس و تجهیزات مقابله با حملات شیمیایی داشتم ولی باز هم آلوده شدم البته آن زمان متوجه این آلودگی نشده بودم.
سال 82 فهمیدم شیمیایی شدم
سال 65 به سپاه برگشتم و در سال 67 ازدواج کردم و از سپاه خارج شده و روی یک بلدوزر کار میکردم و مدتی هم در تراشکاری مشغول بودم. چندین طرح صنعتی ابداع کردم که به دلیل نداشتن سرمایه کافی شکست خوردم ولی وضعیت متوسطی در جامعه داشتم. همه چیز عادی بود تا اینکه در سال 82 سرفههای خشک امانم را برید و عوارض شیمیایی پدیدار شد. ابتدا پزشکان متوجه دلیل بیماری نبودند ولی با چند پرسش متوجه شدند علت مصدومیت، استنشاق گاز خردل بوده است.
«دکتر قانعی» تائید کرد من جانباز شیمیایی هستم
دوستانم گفتند بروم به دنبال مدارکی که ثابت کند من شیمیایی شدم. پس از دریافت تمامی مدارک به کمیسیون پزشکی سپاه رفتم و این کمیسیون تأیید کرد که من جانباز شیمیایی هستم. آن زمان مسئول کمیسیون دکتر مصطفی قانعی که امروز معاون وزیر بهداشت است بود. حتی در کمیسیون عالی هم شیمیایی بودنم تائید و گواهی مجروحیتم صادر شد.
بنیاد شهید میگوید جانبازم ولی کارت جانبازی نمیدهد
پس از احراز جانبازی ، برای اخذ درصد جانبازی نیاز به تائید بنیاد شهید داشتم که بنیاد شهید با تائید احراز جانبازی اعلام کرد: شما مصدوم شیمیایی هستید ولی فاقد ضایعه اختصاصی خردل به ریه و چشم و پوست هستید. امروز شاید سالها میگذرد و بنیاد شهید همچنان با اینکه قبول دارد من جانباز شیمیایی هستم ولی نه درصدی به من داده و نه من را بیمه کرده و حتی کارت جانبازی هم برای من صادر نکرده است.
محمد رفیعی نژاد در مورد مشکلات کنونی زندگی اش به خبرنگار مهر گفت: حدود پنج سال است که بیکارم و هر چه پس انداز داشته ایم هزینه کردیم. دو فرزند به نام فاطمه 16 ساله و جعفر 13 ساله دارم. تمام اسباب خانه را فروختیم و مادر همسرم که مادر شهید است از مستمری بیمه قدری به ما کمک میکرد که چند ماهی است دیگر این پول کفاف زندگی خودش را هم نمیدهد.
11 میلیون کرایه خانه عقب افتاده دارم
صاحب خانه ما در گرگان خارج از کشور زندگی میکند و وکیلش مسئول اجاره دادن خانه است. در این چند سال وکیل صاحبخانه به این امید که مشکل ما در بنیاد شهید حل میشود شکایتی نداشت ولی اجاره خانهها آنقدر روی هم تلمبار شد که با 11 میلیون اجاره عقب افتاده مواجه شدیم.
3 ماه است که دیگر خانه ندارم/ 64 روز در جنگل زندگی کردیم
چون خانه مادر همسرم کوچک است و مادر خودم هم مستاجر است مجبور شدیم 64 روز با خانواده در داخل چادری در جنگل ناهارخوران زندگی کنیم ولی این مدت بسیار سخت گذشت.

نامه ثمره هاشمی به زریبافان در مورد رسیدگی به وضعیت جانباز رفیعی نژاد
حتی یک نامه به دفتر ریاست جمهوری دادم که آقای ثمره هاشمی دستیار ارشد رئیس جمهور خطاب به بنیاد شهید نوشتند که به لحاظ اولویت در مورد رسیدگی به درصد جانبازی ام اقدام شود. که بنیاد شهید در پاسخ نوشت: ایشان درصد جانبازی ندارند و باید مدارک جدیدی ارائه کنند. در حالی که تمام مدارک من حاضر و آماده است و مدرک جدیدی نمیتوان ایجاد کرد.
تماس با اورژانس اجتماعی
حتی نامهای از سوی ریاست جمهوری به رئیس سازمان بهزیستی برای تامین مسکن ما ارسال شد که در چارچوب وظایف بهزیستی نبود. دیگر کار به جایی رسید که با اورژانس اجتماعی تماس گرفتم ولی باز هم نتیجهای نداشت.
جانباز رفیعی نژاد میگوید: گاهی پسرم به من طعنه میزند و میگوید: بابا اگر جنگ شود باز هم به جبهه میروی ؟!..
این جانباز میگوید: ما که از خیر زندگی پس از جنگ گذشتیم . فقط نمیدانم چطور به روی فرزندان و همسرم نگاه کنم و نمیدانم پس از مرگم چه بر سر خانواده ام میآید.
منبع: مهر
گفتوگو از: سید هادی کسایی زاده


