چرا مردم نبايد حقايق را بدانند؟
روزنامه «مردمسالاري» در يادداشت روز امروز نوشت: در هفته گذشته نقل و قولهاي متفاوتي از ميزان سرمايه گذاري خارجي در ايران را شاهد بوديم. در حالي که رئيس جمهور در گزارش خود مدعي شد: «سيل سرمايههاي خارجي به سمت داخل کشور از رشد تصاعدي برخوردار است» در توضيح ادعاي خود سرمايههاي ورودي به کشور در سالهاي 84 تا 86 را به تفکيک ارائه کرده براساس اين گزارش در 3 سال اول دولت نهم، 33 ميليارد دلا ر سرمايه خارجي وارد کشور شده است. اما روز چهارشنبه سوم مهر گزارش آنکتاد منتشر شد که براساس آن ميزان سرمايههاي خارجي وارد شده به ايران از سال 1990 تا سال 2007 يعني در 18سال 5/29 ميليارد دلا ر اعلا م شد، در حالي که ترکيه در همين مدت با 145 ميليارد دلا ر جذب سرمايه مقام اول منطقه را کسب کرده است. وضعيت اقتصادي حامعه و ميزان اشتغال نيز رقم 33 ميليارد دلا ر را نشان نميدهد.
زيرا اگر چنين سرمايهاي طي سه سال جذب شده بود، قطعا آثار اجتماعي و اقتصادي بسيار روشني بر جاي ميگذاشت، اما حقايق موجود جامعه چنين تحولي را تاييد نميکند. معاون وزير اقتصاد و دارايي و رئيس سازمان سرمايه گذاري خارجي در توجيه اين تعارض آشکار آماري، گفت آمار اعلا م شده آنکتاد از سازمان او گرفته نشده است و احتمال دارد اين آمار را از بانک مرکزي گرفته باشد.
اما باز هم حاضر نيست حقايق را بازگو کند ودر برابر اين سوال که اين تعارض آشکار چرا و چگونه روي داده است، اذعان ميکند که از سال 72 تا 87 حجم مصوب سرمايه گذاري خارجي در ايران 33 ميليارد و 904 ميليون دلار است اما ورودي سرمايه در همين مدت 5 ميليارد و 607 ميليون دلار يعني تنها 16 درصد رقم مصوب. انسان ياد آن مثل معروف ميافتد که جواني سوداي ازدواج با دختر سلطاني را در سر داشت، از او پرسيدند: تحقق اين امر را چگونه ارزيابي ميکني؟ گفت: 50 درصد آن قطعي است، يعني من ميخواهم، اين که سلطان و دختر سلطان چه در سر دارند، 50 درصد بعدي است. واقعا چرا حقايق به مردم گفته نميشود در همين مساله ساده حقيقت اين است که ما براي جذب 33 ميليارد دلار آمادهايم، اما طرفهاي مقابل که بايد سرمايه را بياورند تنها يک ششم اين مبلغ را آورده است، چرا بررسي نميکنيم علت اين اختلاف را و موانع جذب سرمايه خارجي را، چرا جامعه را براي چنين شرايطي توجيه نميکنيم و چرا به جامعه نميگوييم که اگر اين مصوبه محقق شود چه شرايطي پيدا ميکنيم و اگر محقق نشود چه شرايطي و براي تحقق آن مردم چه بايد بکنند و دولت و مجلس و قوه قضائيه چه بايد بکنند؟
کدام عوامل در انجام وظيفه خود نقص دارند. چرا نبايد مردم حقايق را بدانند. آيا به آسيبهاي اجتماعي چنين اطلا ع رساني واقف هستيم؟ آيا ميدانيد که ارتباط صحيح و کامل با جامعه به تفاهم بين دولت و ملت منتهي ميشود و گسترش تفاهم، اعتماد به وجود ميآورد و گسترش اعتماد به رابطه حسنه که عاليترين تجلي زندگي اجتماعي است منتهي ميشود؟ رابطه حسنه قابل تحصيل نيست، تنها و تنها با گسترش اعتماد حاصل ميشود و گسترش اعتماد هم ثمره اطلا ع رساني درست و ارتباط کامل با جامعه است، به عبارتي ديگر اگر دنبال اعتمادسازي و ايجاد رابطه حسنه هستيم بايد به اطلا ع رساني درست بينديشيم، اعتماد و رابطه حسنه، ميوه و ثمره اطلاعرساني درست است و در فرآيند رسيدن به اعتماد و رابطه حسنه از اطلا ع رساني درست و گفتن حقايق به مردم گريزي نيست.
راستي چرا مردم نبايد حقايق را بدانند؟


