صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

«نگاه شما»: اتل متل یه بابا !

به یاد ابوالفضل سپهر
کد خبر: ۱۹۵۰۷۹
| |
14697 بازدید
|

اتل‌ متل‌ یه‌ بابا
که‌ اسم‌ او احمده‌
نمره‌ جانبازیهاش‌
هفتاد و پنج‌ درصده‌

اونکه‌ دلاوریهاش‌
تو جبهه‌ غوغا کرده‌
حالا بیاین‌ ببینین‌
کلکسیون‌ درده‌

اونکه‌ تو میدون‌ مین‌
هزار تا معبر زده‌
حالا توی‌ رختخواب‌
افتاده‌ حالش‌ بده‌

بابام‌ یادگاری‌ از
خون‌ و جنگ‌ و آتیشه‌
با یاد اون‌ موقعا
ذره‌ ذره‌ آب‌ میشه‌

آهای‌ آهای‌ گوش‌ کنین‌
درد دل‌ بابارو
میخواد بگه‌ چه‌ جوری‌
کشتند بچه‌هارو

«هیچ‌ میدونی‌ یعنی‌ چی‌
زخمیهارو بیاری‌
یکی‌ یکی‌ روبازو
تو آمبولانس‌ بذاری‌

درست‌ جلوی‌ چشمات‌
یه‌ خورده‌ او نطرفتر
با شلیک‌ مستقیم‌
ماشین‌ بشه‌ خاکستر»

گفتن‌ این‌ خاطره‌
بدجوری‌ میسوزوندش‌
با بغض‌ و ناله‌ می‌گفت‌
کاشکی‌ که‌ پر نبودش‌

آی‌ قصه‌ قصه‌ قصه‌
نون‌ و پنیر و پسته‌
هیچ‌ تا حالا شنیدی‌
تانکها بشن‌ قنّاصه‌؟

میدونی‌ بعضی‌ وقتا
تانکا قناصه‌ بودن‌
تا سری‌ رو میدیدن‌
اون‌ سرو می‌پروندن‌

سه‌ راه‌ شهادت‌ کجاست‌؟
میدونی‌ دوشکا چیه‌؟
میدونی‌ تانک‌ یعنی‌ چی‌؟
یا آرپی‌جی‌ زن‌ کیه‌؟

آرپی‌جی‌ زن‌ بلند شد
«ومارمیت‌» رو خوند
تانک‌ اونو زودتر زدش‌
یه‌ جفت‌ پوتین‌ ازش‌ موند

یه‌ بچه‌ بسیجی‌
اونور میدون‌ مین‌
زیر شینهای‌ تانک‌
لِه‌ شده‌ بود رو زمین‌

خودم‌ تو دیده‌بانی‌
با دوربین‌ قرارگاه‌
رفیقمو میدیدم‌
تو گودی‌ قتله‌گاه‌

آرپی‌جی‌ تو سرش‌ خورد
سرش‌ که‌ از تن‌ پرید
خودم‌ دیدم‌ چند قدم‌
بدون‌ سر می‌دوید

هیچ‌ می‌دونی‌ یه‌ گردان‌
که‌ اسمش‌ الحدیده‌
هنوزم‌ که‌ هنوزه‌
گم‌ شده‌ ناپدیده‌

اتل‌ متل‌ توتوله‌
چشم‌ تو چشم‌ گلوله‌
اگر پاهات‌ نلرزید
نترسیدی‌ قبوله‌

دیدم‌ که‌ یک‌ بسیجی‌
نلرزید اصلاً پاهاش‌
جلو گلوله‌ وایستاد
زُل‌ زده‌ بود تو چشاش‌

گلوله‌ هم‌ اومدو
از دو چشم‌ مردونه‌
گذشت‌ و یک‌ بوسه‌ زد
بوسه‌ای‌ عاشقونه‌

عاشقی‌ یعنی‌ اینکه‌
چشمهایی‌ که‌ تا دیروز
هزار تا مشتری‌ داشت‌
چندش‌ میاره‌ امروز

اما غمی‌ نداره‌
چون‌ عاشق‌ خداشه‌
بجای‌ مردم‌ خدا
مشتری‌ چشماشه‌

یه‌ شب‌ کنار سنگر
زیر سقف‌ آسمون‌
میای‌ پیش‌ رفیقت‌
تو اون‌ گلوله‌ بارون‌

با اینکه‌ زخمی‌ شده‌
برات‌ خالی‌ می‌بنده‌
میگه‌ من‌ که‌ چیزیم‌ نیست‌
درد میکشه‌ می‌خنده‌

چفیه‌ رو ور میداری‌
زخم‌ اونو می‌بندی‌
با چشمای‌ پر از اشک‌
تو هم‌ به‌ اون‌ می‌خندی‌

انگاری‌ که‌ میدونی‌
دیگه‌ داره‌ می‌پّره‌
دلت‌ میگه‌ که‌ گلچین‌
داره‌ اونو می‌بره‌

زُل‌ میزنی‌ تو چشماش‌
با سوز و آه‌ و با شرم‌
بهش‌ میگی‌ داداش‌ جون‌
فدات‌ بشم‌ دمت‌ گرم‌

میزنی‌ زیر گریه‌
اونم‌ تو آغوشته‌
تو حلقه‌ دستاته‌
سرش‌ روی‌ دوشته‌

چون‌ اجل‌ معلق‌
یه‌ دفعه‌ یک‌ خمپاره‌
هزار تا بذر ترکش‌
توی‌ تنش‌ میکاره‌

یهو جلو چشماتو
شره‌ خون‌ می‌ گیره‌
برادر صیغه‌ایت‌
توبغلت‌ میمیره‌

هیچ‌ می‌دونی‌ چه‌ جوری‌
یواش‌ یواش‌ و کم‌کم‌
راوی‌ یک‌ خبرشی‌
یک‌ خبر پراز غم‌

به‌ همسفر رفقیت‌
که‌ صاحب‌ پسر شد
بری‌ بگی‌ که‌ بچه‌
یتیم‌ و بی‌پدر شد

اول‌ میگی‌ نترسین‌
پاهاش‌ گلوله‌ خورده‌
افتاده‌ بیمارستان‌
زخمی‌ شده‌، نمرده‌

زُل‌ میزنه‌ تو چشمات‌
قلبتو می‌سوزونه‌
یتیمی‌ بچه‌ شو
از تو چشات‌ میخونه‌

درست‌ سال‌ شصت‌ و دو
لحظة‌ تحویل‌ سال‌
رفته‌ بودیم‌ تو سنگر
رفته‌ بودیم‌ عشق‌ و حال‌

تو اون‌ شلوغ‌ پلوغی‌
همه‌ چشارو بستم‌
دستهاتوی‌ دست‌ هم‌
دورسفره‌ نشستیم‌

مقلب‌ القوب‌ رو
با همدیگر می‌خوندیم‌
زورکی‌ نقل‌ ونبات‌
تو کام‌ هم‌ چپوندیم‌

همدیگر و بوسیدیم‌
قربون‌ هم‌ میرفتیم‌
بعدش‌ برا همدیگر
جشن‌ پتو گرفتیم‌

علی‌ بود و عقیلی‌
من‌ بودم‌ و مرتضی‌
سید بود و اباالفضل‌
امیرحسین‌ و رضا

حالا ازاون‌ بچه‌ ها
فقط‌ مرتضی‌ مونده‌
همونکه‌ گازخردل‌
صورتشو سوزونده‌

آهای‌ آهای‌ بچه‌ ها
مگه‌ قرار نذاشتیم‌
همیشه‌ با هم‌ باشیم‌
نداشتیما، نداشتیم‌

بیاین‌ برا مرتضی‌
که‌ شیمیایی‌ شده‌
جشن‌ پتو بگیریم‌
خیلی‌ هوایی‌ شده‌

می‌سوزه‌ و می‌خنده‌
خیلی‌ خیلی‌ آرومه‌
به‌ من‌ میگه‌ داداش‌ جون‌
کار منو تمومه‌

مرتضی‌ منم‌ ببر
یا نرو، پیشم‌ بمون‌
میزنه‌ تو صورتش‌
داد میزنم‌ مامان‌ جون‌

مامان‌ میاد ودست‌
بابا جون‌ و میگره‌
بابام‌ با این‌ خاطرات‌
روزی‌ یه‌ بار میمیره‌

فقط‌ خاطره‌ نیست‌ که‌
قلب‌ اونو سوزونده‌
مصلحت‌ بعضی‌ها
پشت‌ اونو شکونده‌

برا بعضی‌ آدما
بنده‌های‌ آب‌ و نون‌
قبول‌ کنین‌ به‌ خدا
بابام‌ شده‌ نردبون


ارسال کننده محمدجوادجعفرزاده از اهواز




«تابناک» مطالب اختصاصی و گردآوری شده توسط خوانندگان محترم را در قالب جدیدی با عنوان « نگاه شما» منتشر خواهد کرد.

مخاطبان محترم می توانند مطالب دلخواه خود را در موضوعات مختلف، به آدرس negaheshoma@tabnak.ir ارسال نمایند.

مخاطبان محترم برای ارسال مطالب خود باید چند نکته  را در نظر داشته باشند:

1. این قالب جدید برای ارائه و معرفی «نگاه بییندگان به تمام موضوعات» می باشد.

2.مطالب اختصاصی یا گردآوری شده می تواند در قالب: ایده ، فیلم، عکس، گزارش تحلیلی، گزارش خبری، کاریکاتور و... باشد.

3. مطالب ارسال شده حتی الامکان با ذکر نام و نام خانوادگی فرستنده باشد.

4. موارد ارسالی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین جاری نداشته باشد.

5. مطالب ارسالی به زبان و فونت فارسی باشد.

6.مطالب ارسال شده حتی الامکان حاوی اطلاعات دقیق باشد.

مشخصات فنی

1. از ارسال تصاویر در متن فایلهای word خودداری شود.

2. حجم فایل تصویری ارسالی( به صورت gif یا jpg ) بیشتر از 5 مگابایت نباشد.

3. حداکثر حجم فایل صوتی یا ویدیو پنجاه مگابایت باشد. (نوع فایل: wmv,  flv, wav, mp3, wma)
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۲۳
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۲۷ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۶
بنازم به این معرفت
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۶
خدایا مارا مدیون شهدا و سردارامون از دنیا نبر
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۰۱ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۶
آفرین خداوند مارامدیون شهداوجانبازا نکند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۰ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۶
خدا سر سفره سیدالشهدا مهمونش کنه
ما هر سال توی هیئت با شعرها و ترانه های سوزانش، می سوزیم
مانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۲۱ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۶
آفرین
خیلی قشنگ بود،سوز دل منم بود
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۴۱ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۶
خیلی عالی بود.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۴۴ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۶
شهدا و جانبازان کجایند تا ببینند امروزه افتخار مردان ایران زمین ، آشپزی !! شده ! تا آنجا که رسانه ی ملی هر روز و از همه ی شبکه ها مردانی را نمایش می دهند که دغدغه ی آنها پختن خورش آلو اسفناج و پاک کردن صحیح مرغه! و انگار نه انگار که می تونه کارهای بسیار مهم تری انجام بده ! کاش این شعر را آویزه ی گوش می کردیم که :
ای شکم خیره به نانی بساز ...
انگار تموم شده اون همه جان بر کفی و ایثار ... انگار تموم شدند مردانی که بتونند دردی رو از جامعه دوا کنند...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۵۷ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۶
سسلام
زیبا بود خسته نباشید
اكبر رضايي
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۵ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۶
واقعا عالي بود من كه چشمهام پر اشك شد ياد بچه هاي جبهه وجنگ بخير
ذكريايي
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۸ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۶
خدايا ما شرمنده جانبازان و شهدا دراين دنيا و آن دنيا نشويم.بارخدايا معرفت شهدا را درزندگيمان جاري و ساري بنما.شهدا پروانه هاي بهشت هستند خدايا ما را گلهاي اين بهشت قراربده.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟