نيروهاي سهگانه سپاه به روايت فرمانده زمان جنگ نيروي دريايي سپاه
دکتر حسين علايي که فرماندهي يگان دريايي سپاه، فرماندهي مناطق بزرگ سپاه، رياست ستاد مشترک سپاه، فرماندهي نيروي تازه تأسيس دريايي سپاه و قائم مقامي وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح را در پيشينه مديريتي خود دارد، در اين گفتوگو، با تبيين روند تاريخي توسعه سازمان رزم سپاه، به زمينههاي واقعي صدور اين حکم، يعني ظرفيتهاي رشديافته سازمان رزم اين نهاد برآمده از انقلاب اشاره ميکند.
به گزارش پايگاه اينترنتي دكتر محسن رضايي، علايي در اين گفتوگو به پرسشهايي در اين باره پاسخ گفته است كه آن را ميخوانيد:
• حکم مورخ 26/6/1364 حضرت امام (ره) به سردار محسن رضايي فرمانده سپاه در هشت سال دفاع مقدس، نقطه عطفي در به رسميت شناخته شدن روند توسعه سازمان رزم سپاه بود. اين روند توسعه از آغاز تا 26 شهريور 1364 چگونه بود که حضرت امام (ره) در اين تاريخ چنين تصميمي گرفتند و با شجاعت آن را ابلاغ کردند؟
دکتر علايي: بسم الله الرحمن الرحيم. سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، از روزهاي آغازين جنگ، به صورت گسترده در جبهههاي جنگ حضور داشت. در آغاز، سپاه شهرستانهايي که در نوار مرزي غرب کشور و در نقاط پيشروي ارتش بعث عراق بودند، به طور طبيعي وارد جنگ شدند که از آن جمله ميتوان به سپاه شهرستانهاي آبادان، خرمشهر، سوسنگرد، اهواز، قصرشيرين، گيلانغرب و سرپل ذهاب اشاره کرد. عملاً در اين شهرستانها، سپاه سازماندهي نظامي پيدا ميکرد و تغيير ساختار اداري سپاه به سوي سازماندهي نظامي به شکل يک ضرورت براي دفاع از کشور درميآمد.
آرام آرام که سيستم فرماندهي سپاه از مرکز نشيني خارج و در جبهههاي جنگ مستقر شد و به عنوان يکي از ارکان طرحريزي عملياتها براي بيرون راندن ارتش بعث عراق به فعاليت پرداخت، به ضرورت سازماندهي نظامي ساختار سپاه براي اجراي عملياتهاي گوناگون پي برد. از سوي ديگر، نيروهاي داوطلب بسيجي به صورت گسترده براي اجراي عمليات به جبهههاي جنگ ميآمدند و اين مسأله نياز به سازماندهي نيروهاي داوطلب در ساختار جديد را برجستهتر ميکرد.
از عمليات ثامن الائمه که حصر آبادان شکسته شد، سپاه به اين نتيجه رسيد که جز با سازماندهي نظامي مناسب نميتواند حجم گسترده نيروهاي داوطلب حاضر در جبهه جنگ را در عملياتهاي گوناگون به کار بگيرد؛ بنابراين به ايجاد ساختارهاي جديد در سازماندهي نظامي جنگ پرداخت. پيش از عمليات ثامن الائمه هم برخي مسئولان سپاه به اين نتيجه رسيده بودند که بايد گردانهاي رزمي در سپاه به وجود بيايد. طرح اين گردانهاي رزمي تهيه شد و به عنوان برنامه در دستور کار قرار گرفت، اما عملاً پس از عمليات طريق القدس، فرماندهان سپاه به اين نتيجه رسيد که براي طرح ريزي و اجراي عملياتهاي بزرگ بايد سازماندهي نظامي گسترده اي در جبهههاي جنگ انجام دهد.
بنابراين پيش از عمليات فتحالمبين، فرمانده وقت سپاه آقاي محسن رضايي طرح تشکيل تيپهاي رزمي متشکل از پاسدارها و نيروهاي داوطلب بسيجي را اجرا کرد و اين تيپها پس از عمليات طريق القدس، عملاً تشکيل شده بودند ولي چون براي عمليات فتحالمبين، نياز به سازماندهي گستردهتر و تيپهاي بيشتري از سپاه بود، فرمانده وقت سپاه آقاي محسن رضايي به محور کردستان و غرب سفر کرد و از فرماندهان مستقر در آنجا مثل سردار حاج احمد متوسليان خواست که به کمک حاج همت و شهيد شهبازي يک تيپ رزمي را تشکيل بدهد و نيروهاي سازماندهي شده را به منطقه جنوب منتقل کند.
البته پيش از آن، نيروهاي مستقر در جبهه جنوب به صورت تيپ سازماندهي شده و تيپ امام حسين (ع) به فرماندهي سردار شهيد حسين خرازي، تيپ نجف اشراف به فرماندهي سردار شهيد احمد کاظمي، تيپ 7 وليعصر (عج) به فرماندهي سردار رئوفي و تيپ المهدي (عج) به فرماندهي سردار فضلي تشکيل شده بود.
اين سازماندهي ادامه پيدا کرد تا اين که فرماندهي سپاه در عمليات والفجر مقدماتي که پس از عمليات رمضان انجام شد، سازماندهي لشكر را براي سازماندهي طرحهاي واحدهاي خود انتخاب کردند و هر تيپ پس از گسترش سازماني تبديل به يک لشكر عملياتي شد. البته بايد گفت كه از عمليات فتح المبين به بعد، تعداد گردانهايي که در هر تيپ سپاه به کار گرفته ميشد، به استعداد يک لشكر و بيشتر بود. مجموعه اين اقدامها موجب گسترش ظرفيتهاي رزمي سپاه و تحول جبهههاي جنگ شد.
پس از عمليات بيتالمقدس، ارتش بعث عراق با يک برنامه تحولي، توان رزمي خود را گسترش داد و فرماندهان سپاه به اين نتيجه رسيدند که براي دستيابي به برتري نسبي در مقابل ارتش بعث عراق و تغيير موازنه قوا به سود ايران، نياز به يک تحول ديگر در سازماندهي جديد نيروها دارند. نياز به توسعه سازمان رزم به طور مرتب به مسئولان ارشد کشور يعني آيت الله خامنهاي، رئيسجمهور وقت و آيتالله هاشمي رفسنجاني، رئيس مجلس وقت منتقل ميشد وليکن سازماندهي گسترده سپاه نياز به يک تصميم ملي داشت که فقط شخص حضرت امام (ره) ميتوانست به عنوان فرماندهي کل قوا تصميم بگيرد.
پس در اين شرايط در سال 1364 از يکسو نياز به به رسميت شناخته شدن سازماندهي نظامي سپاه از سوي مسئولان کشور وجود داشت که سپاه بتواند بودجه و اعتبار لازم را به طور رسمي از مراجع رسمي کشور دريافت کند و همه مسئولان هم سازماندهي نظامي سپاه (در قالب تيپ و لشكر و ...) را بپذيرند و از سوي ديگر، ضرورتهاي موجود در جبهههاي جنگ نياز به تحول را برجسته ميکرد و سپاه به عنوان نيروي اصلي و فعال و تعيين کننده شرايط جبهههاي جنگ براي اين مهم نياز به توسعه کيفي و کمي داشت.
در چنين شرايطي حضرت امام (ره) تشخيص دادند که توسعه فقط در ظرفي به نام سپاه ميتواند رخ دهد، به اين دليل که از يک سو سپاه اسير ساختارهاي از پيش تعيين شده نبود و از ديگر سو، تنها سازماني که ميتوانست نيروهاي داوطلب مردمي را به خوبي و با گستردگي سازماندهي و به کارگيري کند، سپاه بود. حضرت امام (ره) اين دو واقعيت را تشخيص دادند و به اين نتيجه رسيدند که تنها سپاه ميتواند ظرف مناسبي براي نيروهاي داوطلب مردمي و توسعه توان رزمي کشور باشد و به اين ترتيب، نقش جدي در ايجاد قدرت نظامي جديد براي کشور ايفا نمايد.
بنابراين با چنين ملاحظاتي حضرت امام (ره) با ابتکار خودشان و با تماسي که از طريق فرزندشان حاج احمدآقا با فرمانده سپاه آقاي محسن رضايي برقرار کردند، از سپاه خواستند که درخواستي را در اين زمينه بنويسند و به اين ترتيب در پاسخ به اين نامه بود که دستور تشکيل نيروهاي سه گانه سپاه را صادر فرمودند.
حضرت امام (ره) در حکم مورخ 26 شهريور 1364 دو ويژگي را براي اين نيروها در نظر گرفتند و مقرر کردند که اين نيروها اولاً سريع تشکيل شوند و ثانياً قوي باشند.
در آن شرايط زماني، تنها سپاه ميتوانست عملاً نيروهاي جديد را با سرعت و قوت به وجود بياورد، زيرا پيشتر با توسعه سازمان رزم خود زمينه اين کار را فراهم کرده بود و عملاً سپاه سالها بود که در حوزه موضوع اين حکم در قالب يگانهاي زميني، دريايي و هوايي مشغول به فعاليت بود؛ بنابراين، حضرت امام (ره) به درستي تشخيص دادند که ظرف توسعه سريع قدرت نظامي کشور در سپاه بوده و اين سپاه است که ميتواند چنين توسعه کمي و کيفي را در ساختار نظامي کشور پديد آورد.
از سوي ديگر، براي ارتش، منعي در توسعه کمي و کيفي قواي خودش وجود نداشت و داراي سه نيروي زميني، دريايي و هوايي بود و پيش از اين، به ميزاني که امکان داشت، توان رزمي خود را در اين سه حوزه توسعه داده بود ولي ساختارها و روشهاي تعريف شده در ارتش، به گونه اي بود که توسعه توان رزمي در قالب تشکيل يگانهاي جديد بسيار زمانبر بود؛ بنابراين، سپاه در آن شرايط توانست نياز کشور را به افزايش قدرت نظامي برطرف کند.
البته بايد گفت که سپاه عمدهترين تجهيزات مورد نياز براي گسترش سازماندهي نظامي خود را با استفاده از غنايمي که در هر عمليات از دشمن به دست ميآورد، تأمين ميکرد. براي مثال، تشکيل واحد توپخانه سپاه با استفاده از توپهاي غنيمتي در عمليات فتحالمبين ميسر شد و تشکيل لشکر زرهي در سپاه هم با تانکها و نفربرهاي غنيمتي به دست آمده در عملياتهاي گوناگون، از جمله ثامنالائمه، طريقالقدس، فتحالمبين و بيتالمقدس صورت گرفت.
• حضرتعالي پيش از صدور اين دستور حضرت امام (ره)، فرماندهي يگان دريايي سپاه را بر عهده داشتيد و پس از تشکيل نيروي دريايي سپاه هم نخستين فرمانده اين نيرو بوديد. توان و عملکرد يگان دريايي سپاه پيش از صدور اين حکم چگونه بوده است و چه ظرفيتهايي در اين بخش به وجود آمده بود که زمينه ساز تشکيل نيروي دريايي شد؟
دکتر علايي: از آغاز پيروزي انقلاب، به دليل تشکيل سپاه در سراسر کشور، در سپاه شهرستانهايي مثل بوشهر، جزيره خارک، بندرعباس، گناوه، بندر لنگه و انزلي که در کنار دريا قرار داشتند، واحدهاي شناور دريايي شکل گرفت. در کنار اين واقعيتهاي پراکنده، سپاه از سالهاي آغازين پيروزي انقلاب، در فکر داشتن واحدهاي شناور براي انجام مأموريتهايي در داخل دريا بود.
براي مثال، در همه مأموريتهاي دريايي در خليج فارس، سپاه با عنوان يگان دريايي حضور فعال داشت. مثلاً وقتي ارتش بعثي به کشتيها در خورموسي حمله کرد، سپاه در کنار برادران ارتش براي تأمين امنيت کشتيها فعالانه وارد عمل شد و فرماندهان يگان دريايي سپاه حتي در کميسيون فرعي شوراي عالي دفاع شرکت و نظراتشان را مطرح ميکردند. همچنين يگان دريايي سپاه در کنار برادران ارتش با حضور فعالانه در روند کمکرساني به کشتيهاي آسيب ديده خليج فارس، با کمک سپاه ماهشهر که داراي واحدهاي شناور بود، براي تعيين مسير جديدي براي کشتيهايي که به مقصد بندر امام خميني (ره) رفتوآمد ميکردند، اقدام کرد.
• عملکرد اين سه نيروي سپاه در سال نخست تشکيل چگونه بود؟ آيا پس از صدور اين حکم، تحول مورد توقع حضرت امام (ره) در جبهههاي جنگ ايجاد شد؟
دکتر علايي: نيروي زميني سپاه از همان آغازين جنگ، عملاً تشکيل شده بود و همه عملياتهاي بزرگ مثل ثامنالائمه، طريقالقدس، فتحالمبين، بيتالمقدس، رمضان، بدر و خيبر عملاً توسط اين نيرو انجام شد، ولي در اين مقطع به طور مشخص از نام «نيروي زميني سپاه» استفاده نميشد.
نيروي زميني، دريايي و هوايي سپاه به فاصله پنج ماه از صدور حکم حضرت امام (ره) به طور رسمي در تاريخ بيستم بهمن 1364 تشکيل شدند و در نخستين گام، عمليات بزرگ فاو را انجام دادند و ارتباط رژيم بغداد با دريا را کاملاً قطع کردند. نيروي دريايي سپاه در همين فاصله، در عمليات مقابله به مثل در جنگ نفتکشها، در عمليات کنترل خطوط کشتيراني، در عمليات حفظ آبراههاي مسير رفتوآمد کشتيها، در عمليات حفظ جزاير هفده گانه خليجفارس و همچنين در عمليات ويژه اي که با نام کربلاي 3 انجام شد و در آن، اسکله الأميه عراق به تصرف نيروهاي ما درآمد، توانست در کل خليج فارس مستقر شده و مأموريتهاي لازم را انجام دهد.
نيروي هوايي سپاه هم با تشکيل واحد پدافند ضدهوايي توانست نخستين هواپيماي ميگ 25 ارتش بعث عراق را در آسمان اصفهان مورد حمله قرار دهد و سرنگون کند. به اين ترتيب، سپاه در فاصله يک سال توانست سازماندهي رزمي قبلي خودش را به نيروهاي سه گانه تبديل کند و به صورت گستردهتر در نبردها وارد عمل شود.
بنابراين، اگر عمليات بزرگ فاو را نتيجه اين حکم حضرت امام (ره) و نيز نتيجه طبيعي سير رشد توان رزم سپاه بدانيم، ميتوان گفت سپاه در تأمين نظر حضرت امام (ره) و تأمين مصالح کشور در زمينه ارتقاي اقتدار دفاعي کشور و دستيابي به يک مدل دفاع مردمي، موفق بوده است.


