جنگ مخفي آمريكا در ١٢٠ كشور جهان
"بدون آگاهي مردم آمريكا، يك نيروي ويژه مخفي در پنتاگون اقدام به اجراي عمليات در اكثر كشورهاي جهان ميكند و جنگي را در مقياس جهاني به پيش ميبرد كه اندازه و وسعت آن تا پيش از كشته شدن اسامه بنلادن آشكار نشد."
به گزارش ايسنا روزنامه پاكستاني نيشن در گزارشي درباره اقدامات نظامي مخفيانه آمريكا در جهان مينويسد:
« پس از آنكه نيروي ويژه تفنگداران دريايي آمريكا اسامه بنلادن، رهبر القاعده را با شليك گلوله به سينه و سرش در جريان حمله به سكونتگاه وي در پاكستان كشت، يكي از محرمانهترين واحدهاي عمليات ويژه در ارتش آمريكا ناگهان ماموريت خود را در مظان توجه عمومي ديد.
اين موضوع عادي نبود. در حالي كه همه ميدانند نيروهاي عمليات ويژه آمريكا در مناطق جنگي افغانستان و عراق مستقر هستند و هرچه بيشتر آشكار ميشود كه آنها در ميدانهاي جنگ پرابهامي مثل يمن و سومالي به اجراي عمليات ميپردازند، اما ابعاد كامل جنگ گسترده آنها در جهان كاملا مخفي مانده است.
سال گذشته دو خبرنگار واشنگتنپست گزارش دادند كه نيروهاي عمليات ويژه آمريكا در ٧٥ كشور مستقر هستند، در حالي كه در پايان رياستجمهوري جورج بوش در ٦٠ كشور استقرار داشتند.
تيم ناي، سخنگوي يگان عملياتهاي ويژه آمريكا (SOCOM) اظهار داشت كه تعداد اين كشورها تا پايان سال جاري به ١٢٠ خواهد رسيد.
وي اخيرا گفت: ما به مكانهاي خيلي بيشتري سفر خواهيم كرد.سفرهاي بسيار به مكانهاي ديگر كه بيشتر از سفرها به عراق و افغانستان خواهد بود.
اين حضور جهاني در نزديك به ٦٠ درصد كشورهاي دنيا، خيلي بيشتر از آن چيزي است كه قبلا خاطرنشان شده بود. اين موضوع شواهد بسيار قابل توجه جديدي ارائه ميدهد مبني بر اينكه يك قدرت برگزيده در پنتاگون جنگي مخفي را در همه نقاط جهان به پيش ميبرد.
يگان عملياتهاي ويژه آمريكا (SOCOM) در سال ١٩٨٧ و به دنبال حمله ناموفق نيروهاي ويژه آمريكايي به ايران به منظور نجات گروگانهاي اين كشور در سفارت آمريكا در سال ١٩٨٠، تاسيس شد.
نيروهاي عمليات ويژه آمريكا كه سالهاي پس از جنگ ويتنام را با بي اعتنايي و كمبود بودجه سر كرده بود، ناگهان يك محل مشخص و يك بودجه ثابت پيدا كرد و يك فرمانده نظامي چهار ستاره را به عنوان نماينده خود پذيرا شد.
از آن پس يگان عملياتهاي ويژه آمريكا به يك نيروي مركب از اجزاء مختلف با ابعاد قابل توجه رشد پيدا كرد. اين نيروها به يگاني متشكل از تكاورها و نيروهاي كلاه سبز، نيروهاي يگان جنگي ويژه دريايي (Navy SEAL) كه در عملياتهاي نامتعارف شركت ميكنند، كماندوهاي هوايي نيروي هوايي، تيمهاي عمليات ويژه تفنگداران دريايي به علاوه پرسنل امور غيرنظامي، امدادگران ويژه، كنترل كنندگان ترافيك هوايي ميدان جنگ و كارشناسان آبوهوايي مخصوص عملياتهاي ويژه، تبديل شد.
اين يگان به واحدي تبديل شده كه محرمانهترين و تخصصيترين ماموريتها را اجرا ميكند.
اين عملياتها شامل ترورها، حملات ضدتروريستي، ماموريتهاي شناسايي در برد وسيع، تحليل اطلاعاتي، آموزش سربازان خارجي و عملياتهاي ضدگسترش سلاحهاي كشتار جمعي هستند. يكي از زيرمجموعههاي كليدي اين واحد، يگان عملياتهاي ويژه مشترك (JSOC) است. اين بخش يك يگان فرعي مخفي است كه ماموريت اصلي آن رهگيري و كشتن تروريستها است.
اين يگان عملياتهاي ويژه مشترك (JSOC) به رئيسجمهور آمريكا گزارش ميدهد و تحت اختيار وي فعاليت ميكند. اين يگان يك ليست سياه جهاني دارد كه شهروندان آمريكايي را نيز شامل ميشود و يك كمپين كشتار و دستگيري فراقانوني را به پيش ميبرد كه جان نگل، مشاور سابق ديويد پترائوس، فرمانده ارشد سابق نيروهاي آمريكايي و ناتو در افغانستان در زمينه مبارزه با شبهنظاميان، آن را يك ماشين كشتار ضدتروريستي در ابعاد تقريبا صنعتي مينامد.
اين برنامه ترور توسط واحدهاي كماندويي همچون نيروهاي يگان جنگي ويژه دريايي و نيروي ويژه دلتاي ارتش و همچنين از طريق هواپيماهاي بدون سرنشين در جنگهاي مخفيانه در كشورهاي مثل سومالي، پاكستان و يمن و با مشاركت سازمان سيا به پيش ميرود.
علاوه بر آن اين يگان شبكهاي از زندانهاي مخفي از جمله چيزي حدود ٢٠ تاسيسات محرمانه فقط در افغانستان دارد كه براي بازجويي از اهداف باارزش مورد استفاده قرار ميگيرند.
يگان عملياتهاي ويژه از حدود ٣٧ هزار نيرو در اوايل دهه ١٩٩٠ به حدود تقريبا ٦٠ هزار نيرو رشد پيدا كرده است. حدود يكسوم از اين نيروها پرسنل ثابت اين واحد هستند و مابقي، ديگر تخصصات حرفهاي نظامي دارند ولي به طور دورهاي در يگان ميچرخند.
پس از ١١ سپتامبر ٢٠٠١ رشد اين مجموعه همزمان با افزايش تقريبا سه برابري پايه بودجه آن از ٣/٢ ميليارد دلار به ٣/٦ ميليارد دلار، بيشتر شده است.
در صورتي كه بودجه اين واحد با احتساب اعتبارات مخصوص جنگهاي عراق و افغانستان تخمين زده شود، در واقع اين بودجه با رسيدن به ٨/٩ ميليارد دلار در ساليان اخير چهار برابر شده است. چندان جاي تعجب نيست كه تعداد پرسنل استقرار يافته آن در خارج از آمريكا نيز تا چهار برابر جهش داشته باشد. توسعه بيشتر و ماموريتهاي گستردهتر در افق پيشروي اين يگان قرار دارد.
ژنرال دنيس هجليك، فرمانده سابق يگان عملياتهاي ويژه نيروهاي تفنگداران دريايي كه آخرين شاخههاي آن در سال ٢٠٠٦ با يگان عملياتهاي ويژه ادغام شد، به طور مثال پيشبيني ميكند كه واحدي با ٢٦٠٠ نيرو دوبرابر ميشود.
وي اظهار داشت: پيشبيني ميكنم كه روزي آنها به نيروهاي پنجهزاري كه برابر با تعداد نيروهاي نيروهاي يگان جنگي ويژه دريايي است و هماكنون در ميدان جنگ استقرار دارند، برسند؛ تعدادي بين پنج تا ششهزار.
طرحهاي بلندمدت هماكنون خواهان افزايش اين نيرو تا ١٠٠٠ تن هستند.
دريادار ويليام مكريون، فرمانده آتي يگان نيروهاي عمليات ويژه (SOCOM) در جلسه تائيد خود در سناي آمريكا با نرخ ثابت افزايش نيروي انساني ساليانه سه تا پنج درصدي موافقت كرد. وي پيش از اين در جريان حمله براي كشتن بنلادن، فرمانده يگان عملياتهاي ويژه مشترك (JSOC) بود.
وي همچنين خواهان منابع بيشتر، شامل هواپيماهاي بدون سرنشين بيشتر و ساخت تاسيسات جديد مخصوص عملياتهاي ويژه شد.
مكريون يكي از نيروهاي سابق نيروهاي يگان جنگي ويژه دريايي است كه هنوز گاهي اوقات سربازان را تا داخل ميدان جنگ همراهي ميكند. وي اعتقاد دارد كه با خروج نيروهاي مرسوم نظامي ارتش آمريكا از افغانستان، سربازان عمليات ويژه نقشي پررنگتر از هر زمان ايفا خواهند كرد.
وي افزود: در عراق نيز در صورتي كه نيروهاي عمليات ويژه پس از ضربالاجل دسامبر ٢٠١١ براي خروج همه سربازان آمريكا از اين كشور، به هدايت ماموريتها ادامه دهند، اين كشور نيز از حضور اين نيروها بهرهمند خواهد شد.
وي همچنين به كميته نيروهاي مسلح سناي آمريكا نيز اطمينان داد كه به عنوان فرمانده سابق يگان عملياتهاي ويژه مشترك، هرچه جديتر يمن و سومالي را زير نظر دارد.
دريادار اريك اولسن، فرمانده در حال كنارهگيري يگان عملياتهاي ويژه آمريكا، در سخنراني در سمپوزيوم سالانه نبردهاي كمشدت و عملياتهاي ويژه انجمن صنعتي دفاع ملي در اوايل سال جاري به يك تصوير ماهوارهاي از جهان اشاره كرد. پيش از ١١ سپتامبر، بخشهاي روشنشده كره زمين كه اغلب كشورهاي صنعتيشده در شمال جهان هستند، به عنوان مناطق كليدي در نظر گرفته ميشدند.
اريك اولسن تصريح ميكند: اما در طول دهه گذشته جهان تغيير كرد. تمركز استراتژيك ما مطمئنا با ظهور تهديدات جديد از مكانهاي تاريك در نقشه، از طريق بخش عملياتهاي ويژه متوجه جنوب شده است.
اولسن براي اين هدف "پروژه لارنس" را به منظور افزايش مهارتهاي فرهنگي نيروها مثل يادگيري پيشرفته زبان و دانش بيشتر نسبت به تاريخ و رسوم محلي در عملياتهاي خارجي، اجرا كرد. نام اين برنامه برگرفته از نام توماس ادوارد لارنس معروف به "لارنس عربستان" است.
وي يك افسر انگليسي بود كه در جريان جنگ جهاني اول از طريق اتحاد با مبارزان عرب در خاورميانه جنگ چريكي راه انداخت.
اولسن با يادآوري افغانستان، پاكستان، مالي و اندونزي گفت، يگان عملياتهاي ويژه اكنون به جاي "لارنس عربستان" به "لارنس هر جاي دنيا" احتياج دارد.
در حالي كه اولسن از ٥١ كشور به عنوان نگرانيهاي اصلي يگان نيروهاي ويژه ياد ميكند، تيم ناي گفت كه نيروهاي عمليات ويژه در نزديك به ٧٠ كشور جهان و به درخواست دولتهاي ميزبان استقرار پيدا كردهاند.
اولسن در سخنان خود در مقابل كميته نيروهاي مسلح سناي آمريكا گفت كه نزديك به ٨٥ درصد سربازان عملياتهاي ويژه مستقر در كشورهاي خارجي، در مناطق واقع در حوزه ٢٠ كشور منطقه تحت مسئوليت ستاد فرماندهي مركزي آمريكا (CENTCOM) در خاورميانه هستند. اين كشورها شامل افغانستان، بحرين، مصر، ايران، عراق، اردن، قزاقستان، كويت، قرقيزستان، لبنان، عمان، پاكستان، قطر، عربستان سعودي، سوريه، تاجيكستان، تركمنستان، امارات متحده عربي، ازبكستان و يمن هستند.
ديگر نيروهاي ويژه در سراسر جهان از آمريكاي جنوبي تا آسياي جنوب شرقي پراكنده هستند كه در بعضي از مناطق تعدادشان محدود و در بعضي مناطق حضوري وسيعتر دارند.
يگان عملياتهاي ويژه دقيقا به تعيين اينكه نيروهايش در چه كشورهايي فعاليت ميكنند، نميپردازد.
تيم ناي تصريح ميكند: به وضوح فاش ساختن نام كشورهاي محل استقرار ما سودمند نيست.اغلب كشورهاي ميزبان به هر دليل ممكن، شايد داخلي و شايد منطقهاي، نميخواهند كه اين موضوع اعلام شود.
اما همه ميدانند كه سربازان شركت كننده در عملياتهاي سري موسوم به Black Ops، همچون نيروهاي ويژه دلتا يا نيروهاي يگان جنگي ويژه دريايي در عراق، افغانستان، پاكستان و يمن ماموريتهاي دستگيري و كشتار را اجرا ميكنند.
ازطرف ديگر نيروهاي عادي مثل سربازان كلاهسبز و تكاوران در راستاي جنگ مخفيانه فراگير با القاعده و ديگر گروههاي شبهنظامي، به آموزش سربازان بومي كشورها مشغولند.
به عنوان مثال در فيليپين، آمريكا هر سال ٥٠ ميليون دلار بر يك يگان با ٦٠٠ نيرو متشكل از نيروهاي عمليات ويژه، نيروهاي يگان جنگي ويژه دريايي، نيروهاي ويژه نيروي هوايي و ديگر نيروها هزينه ميكند تا همراه با همپيمانان فيليپيني خود عليه گروههاي شبهنظامي در اين كشور عملياتهاي ضدتروريستي انجام دهند.
اطلاعات غيرمحرمانه پنتاگون و پايگاه اطلاعاتي ماموريتهاي عمليات ويژه كه توسط تارا مككلوي، خبرنگار محقق، گردآوري شده، با تحليل اسناد يگان عملياتهاي ويژه فاش ميسازند كه برگزيدهترين سربازان آمريكا، تمرينات آموزشي نظامي مشترك در كشورهاي بليز، برزيل، بلغارستان، بوركينافاسو، آلمان، اندونزي، مالي، نروژ، پاناما و لهستان اجرا كردهاند.
تا مقطع زماني كنوني در سال ٢٠١١ نيز ماموريتهاي آموزشي مشابهي در جمهوري دومينيكن، اردن، روماني، سنگال، كره جنوبي و تايلند به اجرا درآمده است.
تيم ناي تصريح كرد، در واقع تقريبا در هر كشوري كه نيروهاي عمليات ويژه استقرار دارند، آموزش نظامي انجام ميشود.
وي گفت: از ١٢٠ كشوري كه تا پايان سال جاري به آنها سفر ميكنيم، در اكثريت آنها تمرينات آموزشي نظامي به يك شيوه خاص يا به يك شيوه ديگر انجام ميشود. آنها در طبقهبندي تمرينات آموزشي نظامي قرار ميگيرند.
نيروهاي عمليات ويژه به عنوان فرزندخواندگان ارتش آمريكا كه زماني مورد بياعتنايي واقع شده بودند، خارج از پتانسيل خود در حال رشد نه فقط از لحاظ اندازه و بودجه، بلكه از لحاظ قدرت و نفوذ هستند. از سال ٢٠٠٢ يگان عملياتهاي ويژه اجازه پيدا كرده تا نيروهاي ضربت مشترك اختصاصي خود را ايجاد كند، در حالي كه اين امتياز ويژه معمولا به يگانهاي جنگي سطح بالا مثل ستاد فرماندهي مركزي آمريكا (CENTCOM) داده ميشود.
در سال جاري يگان عملياتهاي ويژه بدون سروصدا اقدام به ايجاد "نيروي ضربت فراگير مشترك" كرده است كه شامل طراحان تجهيزات و ديگر متخصصان است.
يگان عملياتهاي ويژه تاكنون يكي از بازيگران استثنايي قدرتمند در پنتاگون بوده است. اين يگان نفوذي حقيقي دارد كه ميتواند در نبردهاي اداري پيروز شود، تكنولوژي بسيار پيشرفته خريداري كند و تحقيقات جانبي را پيگيري كند؛ تحقيقات در زمينههايي مثل القاي پيامها به ذهن افراد از طريق ارسال پرتوالكترونيكي يا توسعه تكنولوژيهاي پوشاننده و مخفيكننده سربازان نيروي زميني.
از سال ٢٠٠١ به بعد قراردادهاي عمده يگان عملياتهاي ويژه با شركتهاي انحصاري كوچك (شركتهايي كه به طور كلي تجهيزات تخصصي و تسليحات توليد ميكنند) شش برابر شده است.
يگان عملياتهاي ويژه كه مقر آن در پايگاه نيروي هوايي "مك ديل" در فلوريدا قرار دارد و داراي شاخه هاي فرماندهي در مناطقي از جهان از جمله آلمان، هاوايي و كره جنوبي است.يگان عملياتهاي ويژه در اغلب كشورهاي جهان فعال است و اكنون به نيرويي متكي به خود تبديل شده است. همانطور كه اولسن اوايل سال جاري اظهار داشت: يگان عملياتهاي ويژه يك نمونه كوچك از وزارت دفاع آمريكا است كه داراي زيرمجموعههاي هوايي، دريايي و زميني، يك حضور جهاني و مقامات و مسئوليتهايي است كه همچون ادارات، سرويسها و آژانسهاي دفاعي و نظامي هستند.
يگان نيروهاي ويژه بخش نوين ارتش آمريكا است كه وظيفه دارد در برنامهريزيهاي پنتاگون عليه شبكههاي تروريسم جهاني هماهنگي ايجاد كند و در نتيجه، از نزديك با ديگر آژانسهاي دولتي، ارتشهاي خارجي و سرويسهاي اطلاعاتي در ارتباط است.
اين يگان مجهز به تسليحاتي از قبيل هليكوپترهاي رادارگريز، ناوگان هوايي، هواپيماهاي بدون سرنشين مسلح، اسلحههاي پيشرفته، قايقهاي تندرو، خودروهاي مخصوص و خودروهاي نظامي ضد مين و ديگر تجهيزات پيشرفته است.
با وجود اينكه پيش از اين از سازمان سيا به عنوان ارتش خصوصي رئيسجمهوري آمريكا ياد شده بود، اكنون يگان عملياتهاي ويژه مشترك (JSOC) اين نقش را ايفا ميكند و مجري جوخه ترور خصوصي است. پدر اين واحد يعني يگان عملياتهاي ويژه آمريكا (SOCOM) يك قدرت برگزيده جديد پنتاگون و يك ارتش مخفي درون ارتش آمريكا است كه از قدرت داخلي و دسترسي جهاني برخوردار است.
سربازان يگان عملياتهاي ويژه در ١٢٠ كشور سراسر جهان جنگ مخفيانه خود را با ترورها، كشتارهاي هدفمند، عملياتهاي كشتار و دستگيري، حملات شبانه به منازل، عملياتهاي مشترك با نيروهاي خارجي و آموزش سربازان بومي كشورها به پيش ميبرد.
امروز، اين سربازان به خاطر قدرت، نفوذ، دسترسي و ابهتشان متمايز هستند. اين ابهت از فعاليت حساب شده روابط عمومي ناشي ميشود كه به آنها اجازه ميدهد همچنان كه مخفيانه عمل ميكنند، تصويري فرا انساني از خود به مردم آمريكا و جهان نشان دهند.
اولسن خاطرنشان ميسازد: معتقدم كه اين نيروها سازگارشدهترين همراهان از لحاظ فرهنگي، كشندهترين قاتلان و شكارچيان، ماهرترين، پاسخگوترين ، خلاقترين و موثرترين مشاوران و مدرسان و چارهانديشان و مبارزاني هستند كه يك كشور ميتواند داشته باشد.
اولسن اخيرا در مجمع امنيتي موسسه "آسپن" به ارائه برخي اطلاعات گمراهكننده پرداخت و گفت كه نيروهاي يگان عمليات هاي ويژه آمريكا تنها در ٦٥ كشور جهان فعاليت ميكنند و تنها در دو كشور در نبردها شركت ميكنند.
وي در پاسخ به سوالي درباره حملات هواپيماهاي بدون سرنشين در پاكستان گفت: آيا شما درباره انفجارهايي كه عاملان آن مشخص نيست، صحبت ميكنيد؟
اولسن خاطرنشان كرد كه عملياتهاي سري مثل عمليات كشتن بنلادن كه طي آن كماندوها يورشهاي شبانه با هليكوپتر انجام ميدهند، اكنون به طرزي استثنايي رايج هستند.
وي تاكيد كرد كه هر شب نزديك به ١٢ حمله شبانه اجرا ميشود. شايد مهمترين بخش سخنان اولسن، اشاره به اندازه يگان عملياتهاي ويژه باشد.
وي تاكيد كرد كه هماكنون نيروهاي عمليات ويژه آمريكا هماندازه كل نظاميان در حال خدمت كانادا است.
در حقيقت، اين نيروهاي ويژه اكنون از نظاميان در حال خدمت بسياري از كشورهايي كه هر ساله در آنها عمليات انجام ميدهند، بزرگتر است و قرار است بزرگتر نيز شود.
آمريكاييها تا زماني كه اطلاعات بيشتري ارائه شود متوجه نميشوند كه منظور از داشتن يك نيروي ويژه با اين بزرگي و عملكرد مخفي و فعاليت چيست. اين اطلاعات البته از سوي اولسن يا سربازانش ارائه نخواهد شد.
اولسن در پاسخ به سوالي درباره محرمانه بودن يگان عملياتهاي ويژه آمريكا گفت: دسترسي ما به كشورهاي خارجي وابسته به توانايي ما در صحبت نكردن درباره آن است.
وي تاكيد كرد: وقتي ماموريتهايي مثل كشتن بنلادن مورد موشكافي واقع ميشود، نيروهاي ويژه اعتراض ميكنند.
اولسن تصريح ميكند: ارتش سري آمريكا ميخواهد به سايهها بازگردد و به كار خود ادامه دهد.»


