جبهه ایستادگی بدنبال چیست؟
گفتوگو با حجت الاسلام علوي
کد خبر: ۱۸۱۰۲۴
| | 7783 بازدید
حجتالاسلام والمسلمين سيد محمود علوي، عضو مجلس خبرگان رهبري و رييس شوراي عالي جبهه ايستادگي ايران اسلامي در گفتوگو با روزنامه «ملت ما» ضمن تشريح ديدگاهها و تبيين جايگاه جبهه ايستادگي با توجه به دغدغه اصولگرايان براي رسيدن به وحدت به پرسش های ما در اين زمينه پاسخ گفت.* فلسفه و هدف اصلي تشكيل جبهه ايستادگي كه چندي پيش در كنفرانسي با حضور نمايندگان مطبوعات تبيين موجوديت كرد، چيست؟
همانگونه كه در آن كنفرانس اعلام شد، جبهه ايستادگي بيش از يك سال است كه فعاليت خود را آغاز كرده است و هدف از برگزاري آن كنفرانس، تبيين موجوديت جبهه و اهداف آن بود كه پس از آن تشكلها، شخصيتها و چهرههاي بسياري از آن استقبال كرده و براي حضور در اين جبهه اعلام آمادگي كردهاند.اين جبهه ولايتمدار و از نظر گفتمان، اخلاق محور است كه حركت آن در مسير منشور جامعتين برای جذب حداكثري و دفع حداقلي است.
جبهه ايستادگي بيش از آنكه اهداف سياسي را دنبال كند، باب كردن گفتمان سياسي آميخته با اخلاق را كه اين روزها در جامعه كمرنگ شده، در دستور كار دارد، زيرا جامعه ما از كم شدن ارزشهاي اخلاقي در تحركهاي سياسي ضايعات بسياري را متحمل شده است؛ بنابراین، اين جبهه به عنوان پرچمدار التزام به اخلاق راهبردهاي بنيادين خود را دنبال ميكند كه در آن توسل به دروغ، هتك حرمت و غير خودي شمردن ديگران، جايگاهي ندارد.
*برخي شكلگيري اين جبهه را با حركت در چهارچوب منشورجامعتين مغاير دانسته و از سوي ديگر، هدف از تشكيل آن را در راستای سهم خواهي تعبير كردهاند؛ اين مسأله تا چه ميزان با واقعيت منطبق است؟
منشور جامعتين، دارای يك سلسله اصول و مباني است كه هر كس به آنها پايبند باشد، در چهارچوب آن حركت كرده و در اين منشور به مجموعه خاصي اشاره نشده است كه معناي آن بیرون از چهارچوب بودن ساير مجموعهها باشد. شكلگيري تشكلها يا جبهههاي جديد با التزام عملي به اين منشور مغايرت ندارد.
و در اين منشور به يك جريان اشاره شده كه همه تشكلها و مجموعههاي اصولگرايي كه در مسير اهداف اين منشور حركت ميكنند، عضوي از اين جريان هستند و شايسته نيست كه هيچ مجموعه اي تنها خود را در اين قالب بداند و فعاليت ديگر اعضا را بیرون از منشور تعريف كند. در اصل شكلگيري اين جبهه براي حضور در صحنه سياسي كشور و انجام وظيفه اي است كه اعضاي آن در برابر مسائل پيش آمده احساس ميكنند و نه براي سهم خواهي.
تعبير سهم خواهي بي آنكه در اين زمينه توسط اعضاي شوراي مركزي سخني به ميان آمده باشد، با اخلاق سياسي همخواني ندارد و انتساب سهم خواهي به اين جبهه صورت يك اتهام را دارد كه از مصاديق بارز بداخلاقي سياسي است كه اعضاي اين جبهه به شدت از آلودگي آن پرهيز دارند.
در اين زمينه، شمار محدودي از افراد و سايتهاي خبري با توسل به ابزار تهمت به تخريب چهره اعضاي اين جبهه پرداختهاند كه آنها را دعوت به پرهيز از بهكارگيري چنين روشهايي ميكنيم. آنچه مسلم است اعضاي اين جبهه در هيچ يك از اظهارات خود درخواست حضور نماينده در كميته وحدت اصولگرايان را مطرح نكرده است تا متهم به سهم خواهي شود.
اين جبهه نه سهم خواهي و نه خود را بر كميته وحدت اصولگرايان تحميل ميكند، ولي از كميته انتظار دارد كه همه تشكلهاي اصولگرا را فرزند خانواده انقلاب و عضوي از اردوگاه اصولگرايي دانسته و با پذيرا شدن حضور آنان در صحنههاي سياسي جايگاه لازم را به آنان واگذار كنند؛ بنابراین، چنانچه كميته مزبور از اين جبهه درخواست معرفي نماينده كند، از آن استقبال كرده و نسبت به معرفي نماينده اقدام ميكنيم.
ما براي اصل كار كميته احترام قایليم و آن را به لحاظ ملاك نماينده خود ميدانيم، زيرا جهتگيريها يكي است؛ اما به لحاظ داشتن نماينده خاص در كميته حاضر به تحميل خود نيستيم، ولی اين به آن معنا نيست كه از آن كميته انتظار درخواست معرفي نماينده را نداشته باشيم، زيرا بر اين باوريم كه كميته وحدت اصولگرايان بايد بدون درخواست اين جبهه را به رسميت شناخته و درخواست معرفي نماينده كند و اين را حركتي در جهت وحدت هر چه بيشتر اصولگرايان ميدانيم.
سهم خواهي كردن در اين جريان، كاري زشت و مغاير با روح اصولگرايي است و جبهه اي را كه در اين زمينه هيچگونه ادعايي نداشته به كار نكرده، متهم كردن بسيار زشت تر و غير اخلاقيتر است. از سوي ديگر، اعلام قبح سهم خواهي از سوي كساني كه در اين كميته داراي سهم نيستند، ارزشمند است، ولی كساني كه از سهم برخوردارند و مطالبه سهم توسط ديگران را تقبيح ميكنند، ارزشمند نيست.
اين امر رفتار كشورهايي را تداعي ميكند كه خود با داشتن زرادخانههاي اتمي و بهره از فناوريهاي انرژي هسته اي، حق داشتن و برخورداري صلحآميز آن را براي ساير كشورها منع و محكوم ميكنند. چنين رويكردي نه تنها با معارف اسلامي، بلكه با وجدان و انصاف انساني نيز همخواني ندارد، جاي اين تأمل را پديد ميآورد كه اگر خود اين افراد هم در كميته سهمي نداشتند، آيا براي مطالبه آن کاری نميكردند؟
انتظار ما اين است كه به جاي توسل به شيوههاي غير اخلاقي با نگرشهاي فردگرايانه، صاحبنظران ارجمند مواضع اعلام شده اين جبهه و اهداف و راهبردهاي آنكه در نشست خبري به روشنی اعلام شد را به چالش كشيده و كاستيها و اشكالات آن را بيان كنند تا بدين وسيله اعضاي اين جبهه را در ويرايش و شفافسازي مواضع ياري کنند و مصداق سخن رسول اكرم (ص) شوند كه «مومن آينه مومن است».
* در برخي اخبار و اظهارنظرها در روزهاي گذشته، شكلگيري مجموعههايي همچون جبهه ايستادگي و جبهه پايداري مقدمه شكاف در بين اصولگرايان تلقي شده؛ نظر شما در اين زمينه چيست؟
صرف تعدد مجموعهها، تشكلها و جبههها در يك اردوگاه اصولگرايان، مقدمه شكاف و اختلاف نيست، بلكه نوع تعامل آنها با يكديگر بسترساز اتحاد يا اختلاف است. وجود تشكلهاي گوناگون در جريان اصولگرايي، حكم خانوادهاي را دارد كه دارای فرزندان متعددي است؛ آيا تعدد فرزندان، موجب شكاف ميشود يا نوع تعامل آنها با يكديگر، نوعا اعضاي يك خانواده از تولد فرزند جديد استقبال ميكنند و آن را مقدمهاي براي شكاف در خانواده نميدانند؟
بنابراین، هنگامی كه خبر شكلگيري جبهه پايداري بر خروجي سايتها قرار گرفت، با توجه به اينكه جبهه مزبور توسط جمعي از چهرههاي ارزشمند و متعهد اصولگرا تشكيل شده است، جبهه ايستادگي درصدد برآمد كه طي پيامي، تشكيل و اعلام موجوديت آن را به موسسين تبريك گفته و حضور اين جبهه را در عرصه سياسي كشور گرامي بدارد؛ اما موضعگيري آيتالله مهدوي كني، ما را از اين اقدام در آن موقعيت بازداشت، چرا كه اعلام تبريك در آن فضا صورت واكنش به موضعگيري ايشان را تداعي ميكرد، ولي اكنون كه با ديدار چند تن از اعضا با ايشان رفع شبهه شده، فرصت را مغتنم شمرده و تشكيل اين جبهه را ضمن آرزوي موفقيت تبريك ميگوييم.
جبهه ايستادگي بر اين اساس تاكنون حرمت همه عناصر و تشكلهاي اصولگرا را پاس داشته و كلمهاي نه تنها در جهت وهن ديگران بر زبان نرانده است، بلكه چنانچه ديگران با عبور از ارزشهاي اخلاقي با اين جبهه به تقابل بپردازند، خواهد كوشيد تا با کمک از خداوند، پايبندي خود به ارزشهاي اخلاقي را پاس داشته و از مقابله به مثل خودداري كند، زيرا بستر اختلاف و سرآغاز مناقشات از آنجا سرچشمه ميگيرد كه مجموعهاي، ديگري را به حساب نياورد و آن مجموعه نيز در مقابل آنها را به تماميت خواهي و انحصارگرايي متهم كند كه چنين رفتاري خلاف اخلاق و وحدت شكن است.
* آيا جبهه ايستادگي اخلاق محوري را راهبرد منحصر به خود ميداند؟
خير. جبهه ايستادگي اخلاق محوري را ويژگي منحصربه خود نميداند و هيچ مجموعهاي را متهم به رعايت نکردن ارزشهاي اخلاقي نميداند. تشخيص اينكه چه افراد يا مجموعههايي در گفتمان سياسي خود، اخلاق سياسي را ناديده گرفتهاند يا ارزشهاي اخلاقي را رعايت كردهاند، با مردم و به ويژه فرهيختگان است كه به ارزيابي افراد و تشكلها بپردازند.
جبهه ايستادگي، يكي از راهبردهاي خود را اخلاق محوري دانسته و بر آن است كه ضمن رعايت اخلاق اسلامي در اظهار و رفتار برای ترويج اين راهبرد و تشويق ديگران به التزام به آن كوشا باشد و بر همين اصل، از سوي بسياري از شخصيتها و جمعيتهاي سياسي از راه های گوناگون تجليل شده و از حملات تخريبي كه در مقابل تشكلهاي نوپديد معمول است، در امان مانده است.
* در جامعه ما احزاب كاركرد واقعي خود را ندارند و بيشتر دولت ساخته هستند؛ يعني عموما در زمان نزديك شدن به انتخابات از درون دولت برميآيند و پس از آن، بدون كاركرد مثبت و صرفا در راستای مقاصد سياسي غير فعال ميشوند. در ايران مردم به احزاب به دليل كاركردهاي صرفا سياسي اعتماد چنداني ندارند، ولی در دیگر كشورها، احزاب براي پيگيري مطالبات مردمي تشكيل ميشوند؛ اين حزب در اين زمينه چه اهدافي دارد؟
احزاب براي توليد قدرت، نگهداری و استمرار آن پدید ميآيند. احزابي كه پس از قدرت براي حفظ آن شكل ميگيرند، ماندگاري زيادي ندارند و با از دست رفتن قدرت، نابود ميشوند، چون مولود قدرت هستند و به عنوان معلول از بين ميروند، ولی احزابي كه توليدكننده قدرت هستند، يعني با كار مستمر و حساب شده سياسي قدرت را به دست بياورند، ماندگاري شان بيشتر است.
در بسياري از كشورها، احزاب مولد قدرتها هستند و در شرايطي كه در رأس قدرت هم نيستند، ميتوانند فعاليت داشته باشند. در ايران، بیشتر احزاب مولود قدرت هستند، نه مبدع آن و به دلیل همين، پايايي و پايداري چنداني ندارند. اين كه احزاب در هنگامه انتخابات شكل ميگيرند، طبيعي است، زيرا طبيعت انتخابات اقتضا ميكند كه يك سلسله حساسيتها، تجمعات و تحركات سياسي به منصه ظهور برسد.
جبهه ايستادگي از مجموعه كساني كه در موقعيت قدرت هستند، شكل نگرفته است و نيروهاي فرهيخته اين جبهه درباره خواستههاي مردم و نيازهايشان يك ديدگاه تشخيصي دارند كه بر پایه آن راهكارهاي خود را كارآمدتر تشخيص داده و تلاش ميكنند در موقعيتي قرار گيرند كه براي تحقق خواستها و نيازهاي مردم در چهارچوب راهكارهاي سازنده قدم بردارند؛ بنابراين، اگر اين مجموعه سهم خواهي نيز داشته باشد، اين امر در به دست آوردن جايگاه براي تحقق خواستهها و مطالبات مردم است.
احزاب و تشكلها در زمان فعاليت خود در معرض آفات و عوارضي هستند كه ممكن است با اهداف اوليه آنها ـ كه خدمت به مردم و حضور در صحنههاي سياسي بوده ـ در تعارض قرار گيرد و با جايگزيني قدرت گرايي به جاي خدمت گرايي دچار آسيب شود. بديهي است، وقتي چنين تحولي در يك تشكل سياسي رخ دهد، مردم آن را دريافته و پيوندهاي خود را با آن ميگسلند.
بنابراين، اگر بخواهيم تشكلي پويا و پايدار و داراي پيوند مستمر و تزلزل ناپذير با مردم داشته باشيم، بايد هوشمندي خود را به كار گرفته و از دچار شدن به آفاتي كه تشكلهاي سياسي را تهديد ميكند، خود را در امان داريم.
اميدواريم جبهه ايستادگي با حفظ سمت و سوي خدمتگزاري به مردم بتواند راهي را كه آغاز كرده، با حمايت مردم ادامه دهد.
منبع: ملت ما
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


