بازدید 2395
کد خبر: ۱۷۶۴۰۳
تاریخ انتشار: ۲۰ تير ۱۳۹۰ - ۱۶:۵۶ 11 July 2011
  آخرین اخبار از طرح سوال از رئیس جمهور، بررسی رابطه دولت و مجلس با مقام معظم رهبری و ...محورهای مصاحبه دو ساعته خبرآنلاین با علی مطهری بود.

بازخوانی بخشی از تاریخ دو انتخابات ریاست جمهوری گذشته نیز بخش دیگری از این گفت‌وگو را شامل می شد که فرزند شهید مطهری طی آن گفت: ولایت‌مداری خاتمی و هاشمی بیش از احمدی‌نژاد بوده و ‫احمدی‌نژاد در بی توجهی به فرمان رهبری همچون موسوی و کروبی رفتار کرده است.

 او که از منتقدان همیشگی روابط منحصر به فرد احمدی‌نژاد و مشایی است، در طول این گفت‌وگو دو بار از احمدی‌نژاد به عنوان یک «پدیده» یاد کرد. نخست آنجا که شورای نگهبان باید از این پس برای پرهیز از تکرار این پدیده در تایید صلاحیت نامزدهای ریاست جمهوری مراقب «مراد»ان آنها {مراد بودن مشایی برای احمدی‌نژاد} هم باشد و دوم آنجا که گفت: پیدایش پدیده‌ای به نام احمدی‌نژاد ناشی از نوع رفتار مجالس هفتم و هشتم بوده است.

کنایه وی به کسب تکلیف پیاپی مجلس و برخی دیگر نهادها از رهبری برای هر کاری بود که به زعم وی، مزاحمت برای ایشان است و با فلسفه ولایت فقیه جور در نمی آید. از همین منظر است که می گوید: ‫اینکه احمدی نژاد برای هر کاری از رهبری کسب تکلیف نمی کند نشانه استقلال او است و آن را می پسندم ‫البته باید در مقابل حکم حکومتی مطیع باشد.

بخش اول این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید. بخش دوم آن در خصوص نحوه ورود اصلاح طلبان و اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری و توصیه‌های انتخاباتی مطهری به شورای نگهبان را در روزهای آینده خواهید خواند.

***

بعد از طرح سوال از رئیس​جمهور، مخالفت​هایی از سوی برخ حامیان دولت مطرح شد و گفته شد که برای باز پس گیری امضاهای این طرح نیز تلاش هایی در دست انجام است. با شخص شما برای کان لم یکن کردن این طرح تماسی از سوی دولتمردان گرفته شده است؟ 
نه، با من تماسی نداشته‌​اند.

شاید به خاطر اینکه مطمئن‌اند که تاثیری در نظر شما نخواهد داشت.
بله شاید چون نا امیدند، با من تماس نمی‌​گیرند.

با دیگر امضا کنندگان این طرح، تماسی گرفته شده است؟
کاری کردیم که اسامی نمایندگان امضا کننده این طرح منتشر نشود. روز بعد از تقدیم سوال از رئیس​جمهور به هیات رئیسه، یکی از اعضای این هیات مصاحبه​ای کرد و گفت که هیات رئیسه با این کار مخالف است و در شرایط کنونی این کار را صلاح نمی​دانیم. وی گفته بود که قرار است با من صحبت کنند و شرایط را برایم تشریح کنند تا منصرف شوم. پس از آن من نامه​ای محرمانه برای آقای لاریجانی فرستادم و رونوشت آن را به دیگر اعضای هیات رئیسه دادم. چون نامه محرمانه بود من از محتوای آن چیزی نمی​گویم.

فقط همین قدر بدانید که اسامی امضا کنندگان این طرح را فقط من در اختیار دارم و آقای باهنر که گویا ایشان یک نسخه به آقای فرهنگی داده بودند و بعد پس گرفتند.

اما تا کنون دو نفر از امضا کنندگان اعلام کرده‌​اند که امضاهایشان را پس گرفته​اند. یکی از امضا کنندگان هم گفته بود که از ناحیه استانداری​ها تحت فشارند. یکی از خبرگزاری‌ها هم خبری دال بر منتفی شدن سوال مخابره کرده است.
 بله، این خبر را درخبرگزاری فارس که برای منتفی کردن این موضوع خیلی تلاش می کند دیدم و من نمی​دانم که علت آن چیست و تعجب هم کردم. البته نمایندگان دیگری هم آماده افزایش امضاها هستند. اما بنده اعلام کرده​ام و باز هم تاکید دارم که اگر استانداران و فرمانداران بخواهند به نمایندگان برای بازپس ​گیری امضاهایشان فشار بیاورند، ما وزیر کشور را استیضاح می​کنیم. باید بعد از تعطیلات مجلس، که آقایان از حوزه​های انتخابیه​شان باز می گردند و گزارش می دهند، ببینیم چه اتفاقی افتاده است.

پس از اعلام ارائه طرح سوال از رئیس​جمهور به دفتر هیات رئیسه مجلس، واکنشی از سوی دفتر مقام معظم رهبری دیده​اید؟ یکی از کاربران ما سوال کردند که ایشان موافق برگزاری این سوال در مجلس هستند یا نه؟
نظر شخصی من این است که رهبر انقلاب اگر این سوال به صورت منطقی و اخلاقی و به دور از جنجال انجام شود، مخالفتی ندارند. قبل از اینکه طرح را به هیات رئیسه ارائه کنم، با تصمیم شورای داوری اصولگرایان که موافق این سوال بودند، اعلام کردیم که 10 روز بعد این سوال را تقدیم هیات رئیسه می کنیم تا با احتیاط پیش رویم و اگر ندایی از دفتر رهبر انقلاب رسید، با رعایت آن پیش رویم که چنین نشد و سوال را تحویل هیات رئیسه دادیم.

به نظرتان نگرانی برخی از مطرح شدن سوال از رئیس​جمهور برای چیست؟ چون این 10 سوالی که مطرح شده است به شفاف شدن فضای سیاسی و اقتصادی کشور می​انجامد. چرا برخی مخالف این شفافیت هستند؟ شاید هم نگرانی از بابت شکستن تابوی سوال از رئیس​جمهور است؟
من فکر می کنم خودشان هم نمی دانند چرا مخالف اند. شاید برای خودشیرینی برای دولت این کار را می کنند و الا روشن است که این کار به صلاح کشور است و اساسا خواست ملت است. ممکن است برخی بگویند قانونی را مجلس تصویب کرده و رئیس جمهور هم اجرا نکرده، گذشته ها گذشته، نیازی به پیگیری نیست. این منطق غلط است و راه را برای تکرار قانون گریزی باز می کند. سوال از رئیس​جمهور تبعات منفی نخواهد داشت و نگرانی ندارد. حتی برای این سوال رای گیری هم نمی​شود تا قانع شدن یا نشدن مجلس مطرح شود.

مهمترین اثر این سوال اقتدار مجلس و شکستن غرور کاذب رئیس​جمهور است که به آسانی نتواند بگوید من فلان قانون را اجرا نمی کنم. مردم باید بدانند که این طور نیست که مسئولی بگوید قانون را اجرا نمی کنم و مجلس از کنار آن بگذرد. مضاف بر اینکه این کار باعث می​شود که از تخلفات بعدی جلوگیری شود و روسای جمهور آینده فکر نکنند که وقتی از مردم رای گرفتند هر کاری می توانند بکنند. حتی اگر مثلا آقای لاریجانی که داماد ماست اکنون رئیس​جمهور بود و همین طور رفتار می​کرد، من همین گونه عمل می کردم.

سوال از رئیس​جمهور یک آثار وضعی مثبت دارد و لطمه​ای به جایگاه ریاست جمهوری نمی​زند حتی مقدمه​ای برای استیضاح رئیس​جمهور نیست.

به این ترتیب طرح سوال از رئیس​جمهور چه ضمانت اجرایی​ای دارد؟ اینکه سوالی طرح شود و هیچ رای گیری​ای نشود، چه فایده​ای دارد؟ البته آقای اکرمی گفتند که نتیجه این سوال به عنوان یک گزارش تخلف می​تواند به دستگاه قضایی ارجاع شود.
سوالات مطرح می​شود و رئیس​جمهور پاسخ می​دهد. در نهایت قضاوت با مردم است. اهمیت این کار این است که بالاخره رئیس​جمهوربرای پاسخگویی به مجلس احضار می​شود. بر اساس آیین​نامه مجلس، سوال از رئیس​جمهور هیچ آثار دیگری ندارد. به نظرم آنچه که آقای اکرمی گفته اند مربوط به ماده 233 آیین نامه مجلس است که گزارش تخلف مسئول اجرایی در جلسه علنی قرائت و سپس رای گیری می شود.

بر اساس آیین​نامه داخلی مجلس، سه بار طرح سوال از وزرا در صورتی که با پاسخ​های اقناعی همراه نشود، منجر به استیضاح آنها خواهد شد. ولی در مورد رئیس جمهور این گونه نیست، همین طور است؟
بله شرایط سوال از رئیس​جمهور متفاوت با شرایط سوال از وزراست و منجر به استیضاح نمی​شود.

اما شرایط دیگری در آیین​نامه هست مبنی بر اینکه سه تخلف مصوب رئیس​جمهور در مجلس منجر به استیضاح می​شود. تا کنون هم به خاطر تصویب تخلف دولت در مورد عدم معرفی سرپرست وزارت نفت و هزینه کرد درآمد ناشی از فروش فولاد هرمزگان برای هدفمندسازی یارانه​ها، دو تخلف دولت به تصویب مجلس رسیده است. چرا در مورد تخلف وزارت ورزش رای گیری نشد؟
چون می​خواستند تعداد تخلفات مصوب به سه مورد نرسد. برای همین هم گزارش تخلف دولت در تاسیس وزارت ورزش را به جای ماده 233 در قالب ماده 116 آیین​نامه داخلی مجلس بررسی کردند تا نیازی به رای گیری نباشد. البته ارائه گزارش از تخلفات بر اساس ماده 233 راه ساده تر و شدیدتری که منتهی به استیضاح هم می​شود. در سوال از رئیس​جمهور، ایشان باید به مجلس بیاید و به سوال پاسخ دهد. ولی در گزارش از تخلفات، نیازی به حضور رئیس​جمهور در مجلس نیست و پاسخ​های او شنیده نمی​شود.

حضور رئیس​جمهور و پاسخگویی​اش به مجلس از آن جهت حائز اهمیت است که اگر رئیس جمهوری دچار غرور شده و در برج عاج نشسته باشد، ناگزیر است که از برجش پایین و به مجلس بیاید و به نمایندگان پاسخ بدهد. این امر اقتدار مجلس را نشان می​دهد.

فکر نمی​کنید که رئیس​جمهور به این ترتیب فرصتی می​یابد که بار دیگر بر مواضع قبلی خود از تریبون مجلس تاکید کند. به عبارت دیگر تریبون مجلس ابزاری برای ایشان نخواهد شد؟
ما چنین نگاه سیاسی​ای به سوال از رئیس جمهور نداریم و می خواهیم که حقایق روشن شود. ما سوالات و ابهاماتی داریم که می​خواهیم پاسخ آن را بشنویم. البته ممکن است که ایشان در پاسخ گویی، مغالطه​هایی هم بکند ولی ما معتقدیم که هم نمایندگان متوجه این مغالطه​ها می​شوند و هم بسیاری از مردم متوجه خواهند شد.

هدف این است که اگر در جایی قانون شکنی شد، این امر با سکوت برگزار نشود و رئیس​جمهور دلایلش را بگوید. ما صرفا می​خواهیم به وظیفه قانونی​مان عمل کنیم. اصلا چه بسا که ما هم از پاسخ​های رئیس​جمهور قانع شویم. این گونه نیست که ما هدف از پیش تعیین شده​ای برای تحقیر رئیس​جمهور داشته باشیم. ما به دنبال کشف حقیقت هستیم و از ابزار قانونی آن که سوال است استفاده می​کنیم.

برخی مخالفان رئیس​جمهور هم نگران همین مساله هستند و می گویند که نباید به ایشان تریبون و فرصت داد تا به تشریح مواضعش بپردازد و از تریبون مجلس بهره​برداری کند. اما ما معتقدیم که ایشان در اکثر موارد پاسخ قانع کننده​ای نخواهد داشت. چون ایشان به برخی قوانین اعتقاد نداشته، آنها را اجرا نکرده است و هر دلیلی هم بیاورد، قانع کننده نخواهد بود. هدف ما این است که به واسطه این سوال​ها رئیس​جمهور را به ریل قانون بازگردانیم. رهبر انقلاب هم فرموده​اند که کار مجلس ریل گذاری است و کار دولت، حرکت در این ریل است. اما الان این گونه نیست و دولت هر قانونی را نپسندد، از اجرای آن سرباز می​زند.

سوال از رئیس​جمهور به کدام کمیسیون سپرده شده است؟
هنوز از سوی هیات رئیسه به هیچ کمیسیونی ارجاع نشده است. اگرچه بر اساس آیین​نامه داخلی مجلس، بلافاصله باید به کمیسیون مربوط ارجاع می شد، اما در این زمینه نمی​خواهیم به هیات رئیسه فشار بیاوریم تا با توجه به محذوراتی که دارند، این کار را پیش ببرند و سازوکار لازم را طراحی کنند. چون سوال متعدد است، هیات رئیسه باید تصمیم بگیرد که آن را به کمیسیون مشترکی ارجاع دهد یا بین کمیسیون​ها تقسیم کند. پس از آن نماینده رئیس​جمهور باید ظرف یک هفته در کمیسیون حضور یافته و پاسخگو باشد. اگر همچنان 72 نفر از نمایندگان در این زمینه قانع نشوند، رئیس​جمهور باید ظرف یک ماه در جلسه علنی مجلس حضور یافته و به سوالات پاسخ دهد. در این جلسه نمایندگان سوال کننده 15 دقیقه و رئیس​جمهور یک ساعت فرصت دارند تا مطالبشان را بیان کنند.

آقای افروغ چند روز پیش مهمان خبرآنلاین بودند و گفتند که حمایت مقام معظم رهبری از آقای احمدی‌نژاد نوعی حمایت از سر مصلحت است و نه از روی حقیقت. نظر شما در این خصوص چیست؟
حمایت‌های رهبری از دولت‌ها به طور کلی بیشتر به خاطر حفظ نظام است. در واقع بیشتر، از شخصیت حقوقی روسای جمهور حمایت می کنند تا شخص خودشان. در مواردی هم از یک ویژگی شخص یک رئیس جمهور تقدیر کرده اند. البته دولت آقای احمدی‌نژاد در دوره اول برجستگی‌هایی همچون پرکاری، توجه به شعارهای اولیه انقلاب و توجه به قشر محروم داشت که سبب شد مورد حمایت‌های مکرر رهبری قرار بگیرد ولی معتقدم که دولت به تدریج از آرمان‌های اولیه خودش فاصله گرفت. به ویژه پس از انتخابات سال 88 و تشکیل دولت دهم، آقای احمدی‌نژاد از آرمان‌گرایی فاصله گرفت و به کارهای سیاسی رو آورد و به تعبیری در خیلی موارد حقیقت را فدای مصلحت کرد.

منظورتان این است که خود دولت مصلحت‌گرا شده به جای حقیقت‌گرا؟
بله. امروز دیگر کمتر نشانه‌ای از چهره دولت نهم در دولت فعلی وجود دارد. شخصاً فکر می‌کنم که این دولت چندان مورد رضایت رهبری نیست و به دلیل مصالح کشور فعلاً همه ما موظف به حمایت از این دولت هستیم.

 مقام معظم رهبری در مورد برخی تفکرات انحرافی مثل دوستی با ملت اسرائیل موضع‌گیری شفافی داشتند اما سکوتشان در مقابل دیگر موارد، این شائبه را ایجاد کرده که شاید ایشان موافق برخورد با بخشی از بدنه دولت نیستند.
با توجه به حمایت بی‌شائبه و متعصبانه آقای احمدی‌نژاد از آقای مشایی، فکر می‌کنم رهبری احساس می‌کنند که مخالفت ایشان با مکتب ایران و دیگر افکار آقای مشایی مفید فایده نیست و ممکن است به جایگاه رهبری صدمه وارد کند. البته دیگران آزاد هستند که نظراتشان را بیان کنند.

اصرار آقای احمدی‌نژاد به حفظ مشایی با وجود این همه انتقاد چیست؟
به نظر می‌رسد که احمدی‌نژاد به مشایی اعتقاد و ارادت دارد و یک رابطه اعتقادی و ایمانی بین آنهاست. قاعدتاً مشایی کراماتی نشان داده و پیش‌گویی‌هایی کرده است که محقق شده. روابط این دو نفر، مرید و مرادی است.

چه کسی مراد و کدام یک مریدند؟
آقای مشایی مراد و آقای احمدی‌نژاد مرید ایشان هستند. در مسلک درویشی و مرید و مرادی «عشق» «عقل» را زایل می‌کند و دیگر جایی برای عقل نیست. کما اینکه اگر مراد به مرید بگوید خودت را در چاه بینداز او این کار را می‌کند بدون اینکه فکر کند. فکر می کنم چنین رابطه‌ای با نصیحت، بحث و گفت‌وگو قابل اصلاح نیست. فقط باید به فکر رؤسای ‌جمهور آینده باشیم و ببینیم که آنها مراد و مرشدی نداشته باشند. شورای نگهبان هم باید به این جنبه موضوع توجه کند چون پس از این دولت دریافتیم که به این موضوع هم باید توجه شود. مردم در انتخابات به کسی رأی می‌دهند اما آن فرد مرید کسی دیگر است و هر چه او بگوید انجام می‌دهد. چنین رویکردی با قانون اساسی و قانون انتخابات و اصل دموکراسی سازگار نیست. این یک پدیده نو است که باید بررسی شود.

مگر در ادوار گذشته ریاست جمهوری چنین چیزی وجود نداشته؟ شاید روسای جمهور گذشته هم چنین رفقای نزدیکی داشتهاند اما تا این حد به آنها اجازه دخالت در امور دولت را نداده و حداکثر در جایگاه یک مشاور از آنها بهره گرفته​اند و هرگز کار به جایی نرسیده بود که مقام معظم رهبری خواستار عزل یکی از نزدیکان رئیس جمهور شود. این رویکرد آقای احمدی​نژاد چقدر با شعار ولایت پذیری ایشان تطابق دارد؟
به هر حال این یک پدیده جدید است که به ذهن کسی هم خطور نمی کرد اما اتفاق افتاده است. این رویکرد آقای احمدی نژاد به هیچ وجه با اعتقاد به ولایت فقیه جور در نمی​آید. برای همین هم بارها گفته​ام که آقای احمدی​نژاد باید بین ولایت فقیه جامع​الشرایط و ولایت آقای مشایی و به عبارت دیگر بین آر‌مان​​های انقلاب اسلامی و آرمان​های آقای مشایی یکی را انتخاب کند. در ادوار گذشته چنین پدیده​ای وجود نداشته و اگر کسی هم مرید بوده، مرید رهبری نظام بوده است، نه یک شخص ثالث.

پس از انتخابات 88 برخی چهره​ها به دلیل اینکه ولایت پذیر نبودند، از عرصه سیاسی کشور کنار گذاشته شدند. برخی "سران فتنه" خوانده شده و به برخی هم نسبت «خواص بی​بصیرت» داده شد. واقعا پس از گذشت این دو سال، به نظر شما بین آقایان هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد به عنوان سه رئیس​جمهور اخیر، کدام یک ولایت پذیرتر بودند؟
به نظرم روسای جمهور قبلی یعنی آقایان خاتمی و هاشمی، ممکن است که در موارد بیشتری با رهبری اختلاف نظر داشتند ولی همیشه در نهایت تابع بودند و هیچ گاه حاضر نبودند که جایگاه رهبری تنزل یابد. اما دیدیم که آقای احمدی نژاد دو جا به صراحت در مقابل حکم حکومتی رهبری ایستاد. به این معنی، ولایت پذیری آن آقایان بیشتر از آقای احمدی​نژاد بود.

آقایان موسوی و کروبی هم به اتهام اینکه نظر نهایی رهبری در خصوص انتخابات را نپذیرفته بودند در چنین شرایطی به سر می​برند. واقعا چه فرقی بین ولایت پذیری آنها که سران فتنه خوانده شدند با آقای احمدی​نژاد وجود دارد؟
از این نظر فرقی بین آنها نیست و کار اخیر آقای احمدی شبیه کاری بود که آقای موسوی کرد. آقای موسوی به جای اینکه بگوید «بنده نسبت به چگونگی برگزاری انتخابات قانع نشدم وهمچنان معتقدم که در انتخابات تقلب شده، اما چون مرجع قانونی می​گوید تقلب نشده و رهبر انقلاب نتیجه انتخابات را تایید کردند، بنده هم قبول می​کنم و مخالفتی نمی​کنم»؛ در مقابل نتیجه انتخابات مقاومت کرد و مردم را به خیابان​ها آورد و آن مسائل پیش آمد.

احمدی​نژاد هم می​توانست بگوید که «من قانع نشدم و نمی​توانم با مصلحی کار کنم اما چون حکم حکومتی است، می​پذیرم». به جای این کار او 11 روز رفت منزل و با قهر خانه نشین شد. این شبیه کاری بود که موسوی کرد.

به نظرتان ممکن است به دلیل تخلف از اجرای فرمان رهبری، پس از پایان دوره ریاست جمهوری علیه ایشان اعلام جرم شود؟
بعید است که این رفتار منجر به صدور کیفرخواست و اعلام جرم ​شود. بیشترین مجازات همین است که جایگاه ایشان نزد مردم تنزل پیدا کرد.

البته این اقدام ایشان مورد پسند برخی افراد هم قرار گرفت که معتقد بودند ایشان به این ترتیب از جایگاه ریاست جمهوری صیانت کردند.
بله. روش ایشان در تعامل با رهبری از یک نظر مورد تمجید است و من هم آن را می پسندم چون این گونه نیست که او برای هر کاری از رهبری اجازه بگیرد. او کارش را انجام می​دهد، یا رهبری در برابر آن مخالفت می کند و یا نمی کند و او به کارش ادامه می​دهد. اما اشکال کارش این است که وقتی حکم حکومتی صادر می شود او باید تبعیت کند، ولی گاهی نمی​کند.

اصل روش او را نسبت به مجلس و دیگران بیشتر می​پسندم که دائما برای هر کاری از دفتر رهبری سوال می​کنند و به صورت شاخه​ای از دفتر رهبری درآمده​اند. ما باید بر اساس اختیارات و وظایفمان و بر اساس تشخیصی که داریم کارمان را انجام دهیم، اگر رهبری مخالفت کردند اطاعت کنیم. سوال پیاپی از دفتر رهبری برای انجام هر کاری، با فلسفه ولایت فقیه جور در نمی​آید و حتی مزاحمت برای رهبری است. مگر ایشان چقدر وقت دارند که مسئولان دائما بخواهند از ایشان سوال کنند که این کار را بکنیم یا نکنیم. من استقلال آقای احمدی​نژاد را در این زمینه می​پسندم. ولی این استقلال طلبی نباید در مورد حکم حکومتی هم ادامه یابد و منجر به مقاومت شود.

به خاطر همین روحیه ایشان است که جایگاه ریاست جمهوری از «تدارکاتچی» که آقای خاتمی می​گفت، به جایی ارتقا یافته که حتی مقابل حکم حکومتی هم ایستادگی می​شود.
بله آقای خاتمی لوایح دو قلو از جمله لایحه تبیین اختیارات رئیس​جمهور را نوشت و به دنبال راهکار قانونی برای این کار بود ولی آقای احمدی​نژاد بدون ارائه لایحه کار خودش را کرد و هر قانونی را که نمی​خواهد اجرا نمی​کند.

این رویکرد آقای احمدی​نژاد را برای جایگاه ریاست جمهوری مفید می​دانید یا اینکه صرفا یک نوع حاشیه سازی سیاسی است؟
آنجا که او در حوزه اختیاراتش مستقل عمل می​کند من مثبت می​دانم. اما آنجا که قانون شکنی می​کند و از مرز استقلال وارد حیطه استبداد می​شود، مثبت نیست. معتقدم که مجلس هم باید همین روش را داشته باشد و برای هر طرح و لایحه​ای که در دست دارد، دائما نظر رهبری پرسیده نشود و دائما در جلسات کمیسیون​ها از ایشان نقل قول نشود تا به این ترتیب برخی افراد از اظهار نظر خودداری کنند.

 من این روش را نمی​پسندم. باید ببینیم که قانون اساسی و آیین​نامه داخلی مجلس چه اختیارات و وظایفی را برای مجلس در نظر گرفته است، طبق آن پیش رویم و هرجا رهبری مخالفتی داشته باشند، آن را اعلام می​کنند و بعد ما می​پذیریم و مقاومت نمی​کنیم. اگر این روش از ابتدای مجلس هفتم به بعد، اجرا می​شد، هرگز شاهد پدیده​ای به نام احمدی​نژاد در کشور نبودیم. 

یعنی این در نتیجه کم کاری مجلس است که دولت چنین رفتاری دارد؟
بله به دلیل مسئولیت ناپذیری مجلس است که از دوره هفتم آغاز شد. البته در مجلس هشتم، شرایط بهتر شد. این رویکرد مجالس هفتم و هشتم تا حدودی به روحیه روسای آنها برمی​گردد. روحیه آقای حداد این گونه است که می​خواهد به هر نحوی از هر تنشی جلوگیری کند.در دوره آقای لاریجانی هم اگرچه وضعیت تا حد زیادی بهتر شد اما باز هم به شکل ایده​آل نبوده است.

نمایندگان معمولا افراد آگاهی هستند و مسائل را خوب درک می کنند ولی نیازمند روحیه هستند و وقتی احساس می​کنند که دست هیات رئیسه در موضوعی می​لرزد ، تصور می​کنند که نکند ندایی از سوی رهبری آمده است که هیات رئیسه سست شده است. به این ترتیب نمایندگان هم سست می​شوند. استقلال مجلس تا حد زیادی بستگی به رفتار هیات رئیسه دارد و اگر هیات رئیسه به وظایفش به درستی عمل کند، نمایندگان هم به وظایفشان عمل می​کنند.

باز هم تاکید دارم که پیدایش پدیده​ای به نام احمدی نژاد ناشی از نوع رفتار مجالس هفتم و هشتم بوده است که اگر مستقل عمل کرده و رفتار درستی در مقابل دولت داشتند، چنین نمی​شد. 

آقای احمدی​نژاد قبل از اینکه به عنوان رئیس​جمهور انتخاب شوند، چهره چندان شناخته شده​ای نبود. اغلب اطرافیان وی از جمله آقای مشایی نیز همین طور بودند. آیا ممکن است این چهره​سازی​ها در دولت ایشان برای شناسنامه دار کردن آنها و جریان منتسب به آنها در عرصه سیاسی کشور باشد؟ 
به صورت احتمال قابل قبول است اما آنچه که قطعی است این است که می خواهند جریان جدیدی را در کشور پایه گذاری کرده و یک فکر نویی را مطرح کنند. مسئله مکتب ایران و نگاه خاص فرهنگی اینها حاکی از این واقعیت است. به عبارت دیگر قصد دارند مسیر انقلاب اسلامی را عوض کنند اما ما اجازه نمی دهیم. بارها در مصاحبه​هایم گفته ام که آقای احمدی نژاد و یارانش نزدیکش، نه اصولگرایند و نه اصلاح طلب بلکه یک جریان سوم​اند. خیلی​ها به من انتقاد می​کردند که چرا این حرف را می​زنم اما الان خودشان هم به این حرف رسیده​اند. 

به نظرم آقای احمدی​نژاد باید با صداقت بیشتری افکار خودش را در سال 84 و 88 مطرح می​کرد و به جای مناظره​های کذایی که زمینه فتنه را در کشور پدید آورد، افکار خودش را می​گفت. مثلا ایشان باید به مردم حزب اللهی​ می گفت که من آنچه شما فکر می کنید نیستم و روی مساله حجاب و عدم اختلاط در دانشگاه​ها حساسیت ندارم! و نگاه فرهنگی مشترکی با جامعه حزب الهی ندارم.  

اتخاذ چنین موضع شفافی از سوی وی، باعث افزایش آرایش در انتخابات می​شد یا کاهش آن؟
ممکن بود به این ترتیب بخشی از آرای جامعه حزب الهی را از دست بدهد اما بخشی از آرای طبقه لیبرال را به دست آورد. شاید تفاوتی هم در جمع جبری آرائش به وجود نمی​آمد. اما کسی که می​خواهد رئیس​جمهور شود باید با مردم صادق باشد و نگاه اجتماعی، سیاسی،اقتصادی و فرهنگی​اش را روشن بگوید، چه رای بیاورد چه رای نیاورد.

برخی نگران ادامه حیات این جریان در آینده هستند. نظر شما در این خصوص چیست؟ آیا ممکن است به مجلس بعد هم راه یابند؟
ادامه حیات آنها بستگی به میزان نفوذ آنها در نهادهای موثر نظام دارد که مثلا در مجلس بعدتعداد قابل توجهی از کرسی ها را از آن خود خواهند کرد یا نه؟

البته شخصا بعید می دانم که به طور طبیعی و بدون سوء استفاده از قدرت بتوانند چنین کاری بکنند. ممکن است تعداد محدودی از آنها به مجلس راه یابند اما قطعا تعداد قابل توجهی نخواهند بود. چون دستشان خیلی زود رو شد و حقایق آشکار شد. حقایقی که امثال بنده طی سه چهار سال اخیر می​گفتیم و بسیاری از اصولگرایان نمی​پذیرفتند، الان مورد تایید همه شده است. 

چه پیش​بینی​ای از رفتارهای سیاسی این جریان در یک دهه آینده دارید؟ به نظرتان این جریان همچنان در فضای سیاسی کشور حضور خواهد داشت یا اینکه با پایان یافتن دولت آقای احمدی​نژاد از بین می​رود؟ 
بعید می​دانم که این جریان به حیاتش ادامه دهد. الان هم به اتکای آقای احمدی​نژاد حضور دارند و بعد از او نمی​توانند حیات مستمری داشته باشند. این جریان در نهایت یک گروه لیبرال فرهنگی است کما اینکه در حرف​های آقای مشایی این موضوع نمودار است.

در دوره​ای که در شورای نظارت بر صدا و سیما بودم گاهی دو هفته یک​بار یا ماهی یک بار آقای مشایی را می دیدم و با او صحبت می کردم. متوجه شدم که نگاه او به مسائل فرهنگی خیلی باز است و با تعالیم اسلام جور در نمی​آید. لیبرالیسم فرهنگی هم در نهایت منجر به لیبرالیسم سیاسی می​شود. نمی توان گفت که کسی معتقد به لیبرالیسم فرهنگی است اما در مسائل سیاسی، یک فرد آرمان​گرا و اصولگرا است.

مردم در شرایط کنونی ممکن است انتقاداتی به وضعیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی داشته باشند ولی در نهایت از افراد آرمان​گرا استقبال می​کنند. آقای احمدی نژاد در عمل نشان داد که به آرمان​هایی که مدعی آن بود پایبند نیست. او به نام احیای آرمان​های اولیه انقلاب وارد میدان شد ولی به مرور، از این آرمان​ها دور شد. شاید فقط در حوزه سیاست خارجی، آرمان​های اول انقلاب را زنده کرد. اما در دیگر زمینه​ها موفق نبود. کما اینکه برای اجرای شعار عدالت، بیشتر به توزیع پول پرداخت تا کارهای بنیادین، و رویکرد فرهنگی وی نیز مورد اعتراض مردم وروحانیون و علما است. 

فکر نمی​کنید که همین توزیع پول​ها و باز کردن فضای اجتماعی، منجر به ماندگاری این جریان فکری در کشور شود؟
نه، فکر نمی​کنم. در نهایت، مردم همان افرادی را که اصول ثابتی دارند و روی آن پافشاری می​کنند بهتر می​پسندند تا افرادی که برای کسب قدرت، به هر دستگیره​ای چنگ می​زنند. مردم این​ها را خوب می​فهمند. رای بالای مردم به آقای احمدی نژاد به خاطر این بود که او را فردی ثابت قدم و اصولگرا به معنی واقعی می​دانستند. حتی همان افرادی که در مسائل فرهنگی مقداری سهل​انگارند، این​ها هم با ابتذال فرهنگی موافق نیستند. مثلا اکثر خانم​هایی که حجاب کاملی ندارند موافق ابتذال نیستند که اگر دخترشان به خیابان رفت، امنیت نداشته باشد. این افراد ممکن است با سخت گیری​ها مخالف باشند ولی نهایتا به کسی رای می دهند که روی مسائل دینی حساس است. 

نمی​شود که فردی با مطرح کردن یک تز، رای بگیرد و بعد با پیاده کردن تز دیگری، دیگران را به خود جلب کند. این گونه افراد معمولا شکست می​خورند. به یاد دارم که دو سه روز مانده به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال 84، با آقای احمدی​نژاد تماس گرفتم چون نگران بودم که نهایتا چه کسی رای می​آورد. به او گفتم بهتر است که شما و آقای مثلا «الف» توافق کنید که یک نفرتان در عرصه حضور یابد وگرنه هیچ یک از نامزدهای اصولگرا رای نمی​آورد و ممکن است که آقای «ب» رای بیاورد. 

ایشان گفت فلانی و فلانی رفتند سراغ قرتی​ها، مطمئن باشید که آنها رای نمی​آورند، مگر چند نفر قرتی در کشور داریم؟! و رای من هم بیشتر از رای آقای «الف» است، بهتر است به فلانی بگویید که کنار برود و درست می گفت.

پس ایشان آن زمان معتقد بود که قشری که دنبال رفاه و احیانا سهل انگاری در امور دینی هستند، چندان رای آور نیستند. این قشر نمود زیادی دارند ولی تعداد قابل توجهی را شامل نمی​شوند. مثل زمان شاه که ظاهر خیابان​ها نشان می داد اثری از دین و ایمان نیست. وجود مشروب فروشی​ها و سینماها، کاباره ها وکلوپ​های شبانه و زنانی با پوشش رکابی و مینی ژوپ در خیابان​ها چهره شمال تهران و برخی مناطق دیگر را مثل اروپا کرده بود. اما یکباره امام ظهور کرد و گفت که زن​ها بدون اجازه شوهرانشان هم می​توانند تظاهرات کنند. یکباره خیابان​ها پر شد از زنان چادر مشکی. این زنان در خانه​ها بودند و یکباره نمایان شدند. هنوز هم این قشر است که متن جامعه را می سازد و این گونه نیست که به دلیل برخی ظواهر اجتماعی دین و ایمان مردم بر باد رفته باشد. متن جامعه همچنان دین دار است و افراد نمی توانند با بازی​های سیاسی به پیروزی برسند.

اشتراک گذاری
نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
برچسب منتخب
الهام چرخنده نادر مختاری مکانیسم ماشه علیرضا رزم حسینی هفته دفاع مقدس