معرفي كتاب هزار شب و يك شب؛
«وقتی دریافتم اسارت یک دانشگاه است»
هزار شب و يك شب مجموعه خاطرات آزاده بيژن كريمي ميباشد كه در 356 صفحه و در سال 1390 توسط انتشارات پيام آزادگان به چاپ رسيده است.
کد خبر: ۱۷۳۵۰۱
| | 6595 بازدید
سرویس دفاع مقدس ـ كتاب «هزار شب و يك شب» نوشته اسير آزاد شده ايراني «بيژن كريمي» ميباشد. وي در اين كتاب خاطرات هزار و يك شب اسارت در اردوگاههاي عراق را نگاشته است.به گزارش «تابناک»، جنگها از ديرباز بين دولتها و با حضور ملتها صورت ميگيرد و در نهايت اين ملتها هستند كه بيشترين تلفات، صدمات و خسارات جبرانناپذير جنگها را ميدهند. دولتمردان بدون آنكه به سياست اشتباه خود كه باعث بروز چنين جنگهايي شده است فكر كنند، سعي در قانع كردن ملت خود دارند.
«صدام» از آن جمله سياستمداران ديوانهاي بود كه حس قدرتطلبي و جنگافروزيش بر همگان روشن شد.
اما او چرا نتوانست در جنگ با ايران به اهداف خود برسد؟
او كه خوب ميدانست كه بيشتر سران ارتش قبلي با پيروزي انقلاب، از ايران رفتهاند و در چنين انقلاب نوپايي كه كشور سرگرم كشمكشهاي سياسي است، بهترين فرصت است كه حمله كند.
بيژن كريمي در كتاب هزار شب و يك شب به اين پرسش به خوبي پاسخ گفته است كه:
صدام نميدانست كه جوان ايراني عشق را خوب ميشناسد. براي همين عاشقانه به جنگ رفته است و جانانه دفاع ميكند. دفاعي كه بيآنكه به عواقب خوب يا بدش فكر كند سينه سپر كرده، خواه شهيد شود يا جانباز، عضوي از بدنش را از دست دهد و عمري ويلچرنشين و روي تخت درازكش باشد، يا چيزي كه حتي فكرش را نميكرد: «اسارت....»!!!!
نگارنده در اين كتاب ازخاطرات خود و دوران سخت و طاقتفرساي اسارتش چنين ياد ميكند:
«... و اما اسارت. بعدها كه اسير شدم و همهي سختيها و مشكلات دوران اسارت را تجربه كردم، دريافتم اسارت يك دانشگاه است.
دانشگاهي كه همهي رشتههاي تحصيلي آن به شكل عملي تدريس ميشود. از معارف، جامعهشناسي، روانشناسي، علوم اجتماعي و سياسي گرفته تا رشتههاي ديگري چون معماري، مهندسي، نظامي و پزشكي..
اسارت در جمع بچههايي پاك و ايثارگر، شجاع و بيباك، تجربهاي گرانسنگ براي من بود. يك افتخار بود، يك آزادي به تمام معنا و يك واقعيت حي و زنده».
در بخشي از خاطرات آزاده كريمي چنين ميخوانيم:
«دعوا و كتككاري بين بچهها بالا گرفته بود. اينها نتيجهي آثار زيانبار «شايعه» در محيط اردوگاه بود. همان «جنگ رواني» رژيم عراق عليه اسراي ايراني. روزهاي اسارت پشت سر هم با وقايع جديد و گاه ناگوار ميگذشت. بار دوم، آزادي بيقيد و شرط «مجروحان» را شايعه كردند. خبر در اردوگاه پيچيد:«همين روزها قراره براي آزادي مجروحان، از صليبسرخ بيان.» وقتي شايعهاي را طرح ميكردند زواياي آن را ميسنجيدند و همهي امكانات آن را فراهم ميكردند تا به حقيقت خيلي خيلي نزديك باشد.
با توجه به شايعههاي قبلي، ابتدا اين خبر را خيلي جدي نگرفتيم. اما خبرها با شكلهاي متفاوت روز به روز داغ و داغتر داده ميشد. حتي وقتي براي مداوا به بيمارستان ميرفتم، راجع به اين موضوع حرف ميزدند. از نگهبانها گرفته تا دكتر و پرستاران ميگفتند: « عراق پايبند به مفاد صلح و قطعنامهست! و براي اينكه حسن نيت خودش رو نشان بده، به صورت يكطرفه مجروحان ايراني رو آزاد كنه!» اين اخبار داغ روز به روز شدت و قوت بيشتري به خود ميگرفت.
.... با صد اميد بيرون رفتيم، اما از اتوبوس، صليبسرخ و آزادي خبري نبود! وقتي همه از بهداري بيرون آمديم، دوباره آمار گرفته شد و ارشد اردوگاه برايمان صحبت كرد. بيآنكه دربارهي آزادي و تبادل اسراي مجروح حرفي بزند گفت: «ما خواستيم شما رو از ديگران جدا كنيم تا با آسايشگاههاي ديگه آشنا بشين! يه نوع جابهجايي. همه بايد جاهاشون رو با هم عوض كنند».
متوجه شديم يكبار ديگر عراقيها با آزار و اذيتهاي روحي ـ رواني خواستهاند ما را به بهانهي آزادي جابهجا كنند.... »
هزار شب و يك شب مجموعه خاطرات آزاده بيژن كريمي ميباشد كه در 356 صفحه و در سال 1390 توسط انتشارات پيام آزادگان به چاپ رسيده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


