كسي از شهدا افسانه نسازد
همسر يكي از خلبانان شهيد نيروي هوايي ارتش گفت: بيشتر خصلتهاي شهدا شبيه به هم بوده است. كسي از شهدا افسانه نسازد، شهدا از افسانه بالاترند.
يك همسر و خواهر شهيد كه به خاطر احترام به حرمت شهدا نخواست نام همسر و برادرش ذكر شود در گفتوگو با ايسنا دربارهي خصوصيات شهدا گفت: تقريبا ويژگيهاي همه شهدا بسيار به هم نزديك است و اصلا اين كار بعضي از رسانهها كه از قول مادران شهدا سخنان اغراق آميزي در رابطه با شهدا ميزنند حقيقت ندارد و من هم قبول ندارم.
او ادامه داد: چون شهدا هم مثل تمام جوانهاي ديگر زمان خودشان بودهاند. زمان خودشان جواني كردهاند؛ مثل ديگران رفتار ميكردند، فقط خداوند به آنان لطفي كرده است زماني كه ميخواستند تصميم بگيرند عنايت خدا باعث شده خوب تصميم بگيرند و آخرت را به دنيا ترجيح بدهند و آن هم لطف خدا بوده است.
اين همسر شهيد كه در آستانهي روز زن و تولد فاطمه زهرا(س) با خبرنگار ايسنا سر مزار شهيدش سخن ميگفت افزود: ولي اين كه كسي بخواهد از شهدا انسانهايي خارقالعاده بسازد اين واقعيت ندارد، البته ميتوان گفت كه شهدا بهترين فرزند خانوادههايشان بودهاند، ولي اينكه كساني به گونهاي حرف ميزنند كه انگار شهدا از يك كره ديگر آمده بودند اصلا درست نيست و اينگونه نبوده است. برادر خود من تحصيل كرده آمريكا بود، خيلي شيك ميپوشيد، رفتارش هم مثل ديگر جوانان بود ولي رفت جبهه شهيد شد، چون وقتي از خانواده شهدا تحقيق ميكنيم ميبينيم آنها هم مثل خيلي از آدمهاي ديگر بودهاند. ولي در زماني كه لازم بوده است شجاعانه تصميم گرفتهاند. الان هم فكر ميكنم اگر اتفاقي براي ايران بيفتد همين جواناني كه با مدلهاي مختلف در خيابان ظاهر ميشوند مثل همان جوانان زمان جنگ ميشوند. براي اين كه در زمان جنگ هم چه در خانوادههاي متدين و چه خانوادههايي كه غيرديني بودند بچههايشان را به جبهه ميفرستادند؛ چونكه تقريبا در اين كشور همه بچههاي خود را با عشق علي (ع) بزرگ كرده بودند و همين حب علي (ع) يك زماني دستشان را ميگيرد، خوش به حال آنها كه علي (ع) دستشان را گرفت. بيچاره ما بازماندههاي خانواده شهدا هستيم اگر نتوانيم راه اين شهدا را به يك جايي برسانيم.
وي در خصوص تاثير شهدا و انتقال ارزشهايي كه بر روي شهدا تاثيرگذار بوده است به نسل امروز نيز گفت:هر كس بايد از خود شروع كند. براي فرهنگسازي در خصوص شهدا هم يك سري متولي در كشور هست كه بايد در قبال خانواده شهدا درست حركت كنند و كار انجام دهند. بعد هم امروز دنيا تغيير كرده است. امروز آنقدر فضاهاي مختلف، اينترنت و شبكههاي ماهوارهايي قوي شدهاند كه تاثيرگذاري بر جوان با وجود اين همه حجم اطلاعات كار بسيار مشكلي شده است. در دوراني كه شهداپرورش يافتند تربيت فرزندان در دست پدر و مادرها بود، اما امروز فقط نفس و ذات فرزندان دست پدر و مادر است. بقيهاش ديگر دست پدر و مادر نيست. جوانب ديگري در جامعه و اجتماع به وجود آمده است كه ميتواند بر فرزندان تاثير بگذارد كه حتي در اختيار من همسر شهيد و خواهر شهيد هم نيست.
وي ادامه داد: به نظر من بيشتر از آنكه بايد درباره شهيد صحبت شود بايد از خانواده شهدا صحبت شود. راجع به مادري كه يك فرزند داشته و همان فرزند هم به جبهه رفته و شهيد شده است صحبت شود. به نظر من همه شهدا مثل هم هستند، همه آنها يك سري خصوصيات اخلاقي ديني و مذهبي و اجتماعي مشترك دارند، ولي چون خدا آنها را دوست داشت به آنها كمك كردند و در يك شرايط سخت، خوب تصميم گرفتند و شايد اگر شهيد نميشدند امروز معلوم نبود با اين همه دوراهيها و ترديدها چه راهي را انتخاب ميكردند، اما آن روز هر چند خيلي فرصت نداشتند ولي رهبري را درك كردند؛ چيزي كه امروز خيلي از افراد درك نميكنند. شهدا فرصتي نداشتند ليست آرمان تهيه كنند، فقط فهميدند كه امامت و رهبري چيست و دنبال حرف حضرت علي(ع) و فاطمه زهرا(س) را گرفتند. امروز هم اگر در تمام جمعيت ايران حتي يك نفر زن يا دختر حجاب بگذارد شهدا به آرمان خود رسيدهاند. يك نفر بداند امام و رهبري چه گفته است شهدا به آرمانهاي خود رسيدهاند. من اصلا قبول ندارم بخواهيم چيزي را فقط مادي نگاه كنيم. همين قدر كه يك بچه هشت ساله يا يك پيرزن 100 ساله براي ظهور امام زمان (عج) دعا كند كافي است. من خودم جوان دوره قبل از انقلاب بودم، اصلا نميدانستيم اين شهيد چيست. الان هم نميتوان به جوانان خرده گرفت كه چرا رفتاري خلاف آنچه ما دوست داريم انجام ميدهند، البته امروز براي فهميدن وسيله وجود دارد، ولي وسيله را پنهان كردند، قبل از انقلاب وسيله هم نبود كه ما بفهميم ولي شهدا فهميدند و كاري هم به آينده و فردا نداشتند و كاري كه بايد آن زمان انجام ميدادند را انجام دادند.
اين همسر شهيد ادامه داد: چون براي من كه هم برادرم شهيد شده و هم همسرم به شهادت رسيده است شهدا فرقي با هم ندارند بنابراين نميخواهم نام شهيد خودم برده شود. چون فكر ميكنم خواهر همه شهدا هستم و هيچ كدامشان فرقي براي من ندارند. همه شهدا زماني كه به جبهه رفتند راهشان يكي بود، همه آنها در گوشهاي به همديگر وصل هستند. ممكن است در بعضي از رفتارها هم با هم فرق داشته باشند. مثلا ممكن است شهيدي ابتدا براي دفاع از زن و بچهاش به جبهه رفته باشد و بعد كه به جبهه رفته فهميده كه دفاع از زن و بچه و خاك يعني دفاع از دين و فكر ميكنم همين گونه هم بوده است. امروز هم دوست نداريم از شهدا افسانه بسازند. چون به نظر من شهدا بالاتر از افسانه هستند. از شهدا زياد صحبت ميشود ولي اين كه يك شهيد را به گونهاي معرفي كنند كه گويي با ديگر آدمها فرق داشته است به نظر من درست نيست و اين مساله را در تحقيق از خانوادههاي شهدا دريافتهام. و فقط آنها كساني بودهاند كه خداوند كمكشان كرده و روز مرگ خود را خودش انتخاب كرده است.
اين خواهر شهيد با بيان اين كه خانوادههاي شهدا از هيچ ارگاني هم توقعي ندارند فقط از مردم ميخواهيم كه احترام شهيدان را نگه دارند و ما را درك كنند گفت: نه اين كه حالا فكر كنند كه هر جاي مملكت و دولت خراب است آن را به پاي آرمانهاي شهدا بگذارند. اصلا اين گونه نيست ما فقط از مردم ميخواهيم خانواده شهيد را درك كنند. البته مردم در كلام به ما احترام ميگذارند ولي آن كساني كه ادعايشان ميشود هيچ گونه درك درستي از خانواده شهيد ندارند و اتفاقا كساني كه بيشتر قشر تحصيل كرده هستند كمتر خانواده شهيد را درك ميكنند؛ كساني كه ادعاي روشنفكري ميكنند. ميخواهم بدانم كساني كه ميگويند ما افسرده هستيم و نميتوانيم هيچ كاري در اين جامعه انجام دهيم اگر جاي بچههايي كه پدرانشان را در حالي كه تكه تكه شده بودند ديده اند قرار ميگرفتند چه حالي ميشدند وآيا لحاظ كردن سهميه دانشگاه كه آن هم دقيقا مشخص نيست ميتواند براي آنها در مقابل پدرانشان اهميتي داشته باشد؟آيا وصل كردن لقب سهميهاي به فرزندان شهدا درست است؟ كساني كه چنين حرفهايي را ميزنند يك لحظه خودشان را جاي بچههاي شهدا و جايي كه ديگران فكر ميكنند با فرزندان شهدا و سهميه و امتياز به آنجا رسيدهاند بگذارند تا ببينند چه احساسي به آنها دست ميدهد.
چرا اين ها را نه روزنامهها و نه تلويزيون براي مردم روشن نكردهاند؟ الان مردم فكر ميكنند براي هر فرزند شهيد يك اسم در دانشگاه وارد شده و جاي آن براي او خالي شده است و يك آدم افسرده و بيعرضه هم رفته جاي يك نفر را در دانشگاه گرفته است. در صورتي كه من معتقدم فرزندان شهدا به مراتب از ديگر همسالان خودشان باهوشتر هستند؛ اين مساله را ميگويم نه به اين خاطر كه خودم خانواده شهيد هستم، بلكه به اين دليل كه پدرانشان شهدا بودهاند كه حتي اگر مقداري از خصوصيات شهدا در وجود فرزندانشان هم وجود داشته باشد از خيلي از افراد ميتوانند بهتر عمل كنند.
وي ادامه داد: به نظر من بيشتر از آنكه بايد درباره شهيد صحبت شود بايد از خانواده شهدا صحبت شود. راجع به مادري كه يك فرزند داشته و همان فرزند هم به جبهه رفته و شهيد شده است صحبت شود. الان آنقدر سر شهيد و خانواده شهيد را به طاق زدهاند كه فرزند شهيد در جامعه و دانشگاه رويش نميشود بگويد من فرزند شهيدم! براي اين كه توي دانشگاه يك لقب سهميهاي به او وصل كردهاند در حالي كه به جرات ميتوانم بگويم بچههاي شهدا از خيلي از بچههاي هم دورهاي خودشان با هوشتر بودند؛ چرا كه فرزندان همان پدراني هستند كه زماني كه لازم بود با هوشياري و به موقع تصميم گرفتند. تبليغات غلط باعث شده تا اين اتفاق در جامعه رخ دهد. واقعا به ذات يك خانواده شهيد دقت كنند ببينند آيا او چه كار كرده است. آيا وضعيت عمومي مالي و روحي با آن زماني كه فرزندان پدران و همسرانشان بود فرق آنچناني كرده است؛ همان درصدي كه ديگران رشد اقتصادي داشتهاند شايد اين خانواده شهيد نداشته است، ولي در جامعه طوري وانمود ميشود كه گويي خانواده شهيد ميراثخوار مملكت شده است. رسانهها و تلويزيون بايد اين كار را به جامعه منتقل كنند و براي مردم جا بيندازند كه آنگونه كه آنها فكر ميكنند نيست.
وي ادامه داد: جوانان هم همين قدر بدانند كه شهدا هم مثل جوانان امروز آرزوهاي زيادي براي زندگي داشتهاند ولي شرايط را درك كردند و تصميم گرفتند در مقابل دشمني كه به سرزمينشان حمله كرده است بايستند و بجنگند. و امروز هم براي كساني كه فرزندانشان براي حفظ اين آب و خاك و مردمش كشته شده است سخت است كه جوانان همان جامعه اخلاق را رعايت نميكنند كه البته آنها هم مقصر نيستند و متوليهاي فرهنگي كشور بايد بگردند ببينند چه چيزي باعث شده است جوانان اين مملكت امروز به اين سمت كشيده شدهاند.


