خداحافظ آقاي مشايي
به هر دليل، بنا نداشتم در نوشتههايم جز با رئيس محترم دولت و ديدگاهها و عملكرد و مواضع ايشان با ديگر اعضاي كابينه سخني داشته باشم، اما پرسش يكي از دوستان قديمي كه از قضا سالهاست در تحليل مسائل سياسي است، من را به نوشتن اين واداشت. اين دوست از من پرسيد: به نظر شما، آيا آقاي احمدي نژاد مشايي را با توجه به اين مواضع روشنتر از روزش در تضاد با انديشههاي امام و مردم بركنار ميكند؟ گفتم: به نظر من، اين مشايي نيست و اصولا رمز چيدن و چينش اين گونه افراد به دور امثال ايشان و ديگر شخصيتهاي سياسي همين همطرازي و وحدت نظر آنان است. هنگامي که وي از اين پاسخ من تعجب كرد، به او عرض كردم کمترين انتظار از آقاي احمدينژاد در برابر اين اظهارات كاملا ضد انقلابي كه حتي صداي مدير مسئول كيهان را هم درآورده است، اين بود كه اين اظهارات سخيف را محكوم ميكرد؛ ولو مقطعي، وي را از همراهي با خود در سفر اخير به تركيه و در مراسم پرتاب موشك سفير اميد به فضا باز ميداشت تا هركس كه چهره خندان مشايي را دركنار رئيس جمهور در مذاكرات تركيه و اين مراسم ببيند، آن را نوعي بيتفاوتي به سيل اعتراضات وسيع رهبران ديني و 200 تن از نمايندگان مجلس و طبقات گوناگون اجتماعي قلمداد نكند.
هركس در اين چند ساله با رويه اجرايي جناب آقاي احمدي نژاد آشنا باشد، به خوبي ميداند كه ايشان تا كجا پاي دفاع از مردان خود و به چه قيمت خواهد ايستاد كه البته دايره اين مردان بسيار تنگ است و حتي كساني مانند سردار ذوالقدر (مرد شماره 2 سابق سپاه كه در مقام قائم مقامي فرماندهي كل سپاه قرار داشت و حاضر شد براي ياري اين دولت اصولگرا به وزارت كشور بيايد و از مقام رفيع خود چشم پوشد، بر اثر يك اظهار نظر در چند ساعت از مقام خود بركنار شد) در زمره و محدوده آن قرار نميگيرد.
به تازگي شنيدهام كه استاندار بركنار شده يكي از استانهاي كشور كه از قضا با من سابقه سالها دوستي دارد و از حاميان صددرصدي دولت آقاي احمدي نژاد و از فرماندهان ارشد جنگ و سپاه بوده است، پس از بركناري در پاسخ به پيشنهاد پذيرش يكي از معاونتهاي وزارت صنايع گفته است: تا اين دولت بر سر كار است با وي همكاري نخواهد كرد. اينكه اين بركناري افسران عالي رتبه و ارشد سپاه تا چه اندازه به وجاهت و مقبوليت اين نهاد مردمي كه امام آن همه آن را ميستود، ضربه حيثيتي ميزند، كاري ندارم كه لابد مسئولان سپاه كه كادرهاي ارزشمند خود را در اختيار اين دولت قرار دادهاند، مدتهاست به اين نتيجه رسيدهاند كه اين تنگ بلورين نبايد در اثر اين اقدامات به زمين زده و به گونهاي شكسته شود كه خداي ناكرده، ديگر قابل بازسازي هم نباشد، اما سخن بر سر اين است كه آيا اظهارنظر كساني مانند سردار ذوالقدر در اثر محتمل بودن خطر تهاجم آمريكا به كشور در يك جلسه محدود در وزارت كشور ـ كه البته مغاير با نظر رئيس جمهور بودـ مهمتر از اظهارات مشايي بوده و هست كه در سطح داخل و خارج استراتژي نظام و مواضع امام را اين گونه به سخره گرفته است؟
چه كسي گمان ميكرد دامنه عملكرد و سياستها و مواضع نادرست برخي اعضاي كابينه دولت نهم حتي مراجع عظام را به ميدان مخالفت با آن بكشاند تا در مواضعي كم نظير در طول عمر اين سه دهه دولتهاي پس از انقلاب، ناچار از رئيس دولت خواستار بركناري معاون وي شوند؟ و صد افسوس كه با پاسخ ندادن رئيسجمهور، شأن و منزلت آنان ناديده گرفته ميشود.
چه كسي گمان ميكرد گروههاي مختلف ارزشي سراسر كشور اعم از دانشجويان و بسيجيان در اقدامي خودجوش، موج اعتراض خود را به گونهاي متوجه مسئولان دولت نهم سازند؛ آن هم در قضيه اي مانند اسرائيل و مردم بدتر از رژيم آن و چه اهانتي به مردم ايران در اين ماجرا شد؛ مردمي كه بحق، حركت انقلابي حزب الله لبنان ـ كه طعم تلخ شكست را در جنگ 33 روزه به ارتش شكست ناپذير اسرائيل غاصب چشاند و آن را در افكار عمومي دنيا خوار و ذليل كرد ـ را برخاسته از حركت انقلاب شكوهمند اسلامي خود ميداند، به ناگاه از سوي معاون رئيسجمهور، شاهد شنيدن اظهارات سخيف در دوستي با مردم اين رژيم جعلي و شيطاني است.
تا آنجا كه به ياد دارم اظهارات مشايي اسرائيليترين مواضع يك دولتمرد!؟ پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران بوده و احتمالاً خواهد بود و هم از اين منظر است كه نه تنها ايشان، بلكه رئيس محترم دولت يك عذرخواهي بزرگ به مراجع عظام و مردم مسلمان ايران بدهكارند.
جناب رئيس جمهور محترم بهتر است از اعتباري كه از بيانات رهبري و حمايت مردم مسلمان و حامي ارزشهاي ديني از ايشان به دليل برخي مواضع و سياستهاي درستشان حاصل شده است، برداشت بهتري كرده و از آن استفاده كنند. اگر جناب رئيس جمهور به نقد ناصحانه اعتقادي ندارند، نقد يار غار و رفيق و شفيق و حامي آغازين خود در روزنامه كيهان را يك بار ديگر بخوانند تا بدانند دولتشان از كجا به كجا رسيده است.
اظهارات اخير مشايي از نقطه نظر ديگري هم قابل بررسي است و آن اين كه هر چند اين گونه سخن گفتن ـ البته نه از نوع ستودني آن! كه احيانا آقاي مشايي به دليل نزديكي و تقرب خود به رئيس محترم دولت به آن رسيده است ـ جسارتي خاص ميخواهد، اما واقع امر اين است كه برخي از مردان دولت نهم هرگز در اندازههاي مسئوليتي كه در آن قرار گرفتهاند، ظاهر و حاضر نشدهاند و اين علتالعلل اين گونه اظهارنظرها و مواضع پر اشتباه آنان است كه اگر در دولتهاي پيشين رخ ميداد، لابد حالا حالاها بايد شاهد حضور كفن پوشاني خشمگين در خيابانها و معابر تهران و مراكز استانها نظير آنچه درباره مقاله يك نشريه چند صد تيراژي دانشجويي به نام «موج» ديديم، باشيم.
قطعا" بر اساس نامهء آقای مشایی به جناب حداد عادل افاضات مربوط به مردم اسراییل را آقای رییس جمهور دو هفتهء قبل در جمع نمایندگی های سیاسی و فرهنگی ایران در خارج از کشور بیان نموده اند و در خصوص مظلومیت ساکنان سرزمینهای اشغالی داد سخن داده اند و از عدم برخورد با آقای مشایی نیز چنین مطلبی برمی آید
بنابر این در مسیری که آقای مشایی "مشی " میکنند و راه میروند آقای احمدی نژاد در حال دویدن و جا گذاشتن است
نادري . تهران




