خوشحالي رييس همیشه خندان !
سعيدلو كه سرانجام موفق شد كارلوس كرش را به چنگ بياورد، در اين باره ميگويد:«خوشحاليم كه فوتبال ايران مربي خوب و بادانشي جذب كرد.» يكي از نقاط اشتراك مسوولين ورزشي و غيرورزشي اين است كه آنها نميتوانند از ضمير مفرد استفاده كنند. دست خودشان هم نيستها، سختشان است. آنها هميشه خود را چند نفر ميبينند و همين موضوع باعث ميشود ناخودآگاه بگويند «خوشحاليم»، «ميخواهيم»، «ميرويم» و ...
از اين ايراد قديمي كه بگذريم و به «خوشحاليم» رييس هم استثنائا اينبار خرده نگيريم، فراموش نميكنيم سعيدلو پيش از اين نيز از جذب قطبي به همين ميزان ذوق كرده بود و او را مربي بادانش و كاربلدي ميدانست و قطبي هم در مصاحبههايش براي ايشان كم نميگذاشت. قطعا تواناييهاي فني كرش و قطبي به يك ميزان نيست كه هر دوي آنها در دورههاي خود باعث شادي و نشاط رييس شده باشند، پس ممكن است با هر تغييري در راس كادر فني تيم ملي خوشحالياش- يا بهتر است بگويم خوشحاليمان را- بروز بدهد! با اين اوصاف بايد منتظر ماند و ديد پس از كرش كه امير قلعهنويي اينبار اگر شده با خونريزي و كتككاري سكان هدايت تيم ملي را بهدست خواهد گرفت، وضعيت خوشحالي سعيدلو در چه مرحلهاي قرار دارد!
بگذر ز او اي آشنا!
متاسفانه با افزايش تعداد خبرنگاران در كنفرانس مطبوعاتي كارلوس كرش، فرصت كافي در اختيار خبرنگاران قرار نگرفت تا از وضعيت مزاجي، گوارشي، تنفسي و باقي مشخصات فردي او مطلع شوند و ببينيم بالاخره ايشان چلوكباب ايراني را دوست دارند يا خير، اما در اين بين خبرنگاراني هم بودهاند كه با گرفتن فيگورهايي چون دور بازو، كول، سرسينه، پشت بازو و حتي ساعد، تلاش كردند وضعيت كنفرانس را به حالت عادي بازگردانند. يكي از خبرنگاراني كه با فيگور سرشانه – پشت بازو مقابل كرش قرار گرفت، با لحني ورزشي پرسيد:«راسته شوما اول موشتري نداشتي، بعد كه اومدي ايران همه اوفتادن دونبالت؟! هاااا؟ بازارگرمي ميكني نالوتي؟!» كرش پس از اينكه از ترس به خود ميباليد(!) نفس عميقي كشيد و گفت:«هر چي شما بگي داداش گلم، من كي باشم كه بخوام حرف بزنم در مقابل شما؟!» از همكاران گرامي خواهشمنديم يكمقداري با غريبهها مهربانتر باشند و آنها را هم مثل برادر خودشان بدانند. بالاخره يك اشتباهي كردند و پيشنهاد ما را پذيرفتند، ما بايد گذشت داشته باشيم!
كارلوس افشين قطبي؟!
كارلوس كرش سرانجام سرمربي تيم ملي فوتبال كشورمان شد. بندهخدا در اولين كنفرانس مطبوعاتي به حدي هم نام خانوادگياش را تكرار كرد كه ديگر حتي مجيد كوهستاني هم با يد طولايي كه در اين زمينه دارد، جرات تغيير آن را نخواهد داشت. كارلوس كرش در اولين نشست خبري خود، خيلي چيزها گفت كه به آنها نميپردازيم، بلكه به موضوعاتي ميپردازيم كه بايد ميگفت و نگفت. هر چه نباشد او جانشين مربي بزرگي چون افشين قطبي شده كه در تمام دنيا سابقه كار كه نه، اما به لطف فدراسيون فوتبال ما سابقه سفر به اقصي نقاط جهان را دارد؛ سوالي كه اينجا مطرح ميشود اين است كه چرا او مانند همكاران مطرح خود مثل گاس هيدينگ و پيم وربيك به تمجيد از قطبي نپرداخت؟ چرا مربيان مطرح دنيا مانند كرش و قطبي، چشم ديدن يكديگر را ندارند؟ چرا كرش يكجوري برخورد ميكند كه انگار او سرمربي شيميزو ژاپن است؟! حالا خدا را شكر كه مدير روابط خصوصي فدراسيون به حدي شيفته سرمربي سابق تيم ملي است كه حتي كرش را هم قطبي خطاب ميكند تا جاي خالي افشين جان در كنفرانس خالي نماند، وگرنه از اين اجنبيها كه بخاري بلند نميشود؛ هر چه بخار هست، مال ماست!
روزنامه گل




