شرط موفقیت انسان و جامعه
هدف جامعه الگو
به عبارت ديگر، قابل تصور نيست كه اجتماعي از انسانهاي داراي هدف مشترك وجود داشته باشد اما آن اجتماع نسبت به ساماندهي هدف مشترك آنان داراي رسالت اساسي و عمده نباشد.
بر اين اساس در جامعهاي كه ما آن را اسوه و الگوي خواستني و قابل دفاع براي انسان ميدانيم، برنامهريزي و تخصيص منابع و مديريت اجرايي و سياسي و فرهنگي و آموزشي و ... همه و همه به عنوان عناصر و اجزاي يك سيستم عمل ميكنند كه برآيند اقدامات و تلاشهايشان نزديك كردن آن سيستم به هدف در نظر گرفته شده براي آن است و اين مقصود در خصوص «انسان»هاي موحد همانا «عبادت» پروردگار است يعني همان كه موضوع آيه 56 از سوره ذاريات است كه «و من جن و انس را نيافريدم مگر براي اين كه عبادتم كنند». اين هدف اصلي متوجه همه انسانهاست كه مخلوق خداوند هستند و اختصاص به جامعه مسلمانان يا مسيحيان و ... ندارد.
دقت در آيه مطروحه بيانگر آن است كه اصولا خلقت كه فعل خداوند است، هم داراي «غرض» است و هم اين كه غرض آن، منحصرا «عبادت» است و همان طور كه مرحوم علامه طباطبايي در تفسير اين آيه در الميزان آورده، غرض آن است كه خلق عابد خدا باشد نه اين كه خداوند معبود خلق باشد و اين بيان در بردارنده اين نكته است كه چون خداوند بينياز است و از هيچ بابتي نقص و كاستي ندارد كه با انجام كاري همچون عبادت توسط بندگان، نقصان و كاستي خود را جبران نمايد لذا غرض از عبادت خود توسط انسان را به كمال رساندن بندگان عبادتكننده و پاداش دادن به آنان قرار داده است.
يعني اين انسان است كه از عبادت خداوند منتفع ميشود و انسان با عبادت كردن، مشمول استكمال واقع ميگردد و از آن طريق منتفع و بهرهمند ميشود. اين كه عبادت چيست و چگونگيهاي آن بر چه قرار و وضعيتي است وصورتهاي عام و خاص آن از چه ساز و كارهايي برخوردار ميباشد و دهها پرسش ديگر از جمله مقولاتي است كه توسط دانشمندان علوم اسلامي در خصوص آنها بررسي به عمل آمده و در اختيار است و مباحث در حال گسترش و تكامل هم است.
اما به هر قالب و محتوايي كه آن را درآوريم و معرفي كنيم، آنچه از عبادت استنباط ميشود؛ آن است كه «انسان» به عنوان يكي از مخلوقات الهي، چنانچه رسالتهاي خويش را در قلمرو موازين دين توحيدي و اكمل اين دين كه اسلام است، به سامان برساند؛ در واقع به وظايف بندگي خود، دائر بر عبادت حضرت حق عامل بوده و نسبت به هدف از خلقت خويش اعتناي لازم را روا داشته است.
اما چنين انساني، زماني موفق ميشود با بهرهوري بالاتر و بيشتر و با سرعت افزونتر در راستاي تحقق وظايف و تكامل خويش (و البته در پرتو استفاده از حقوقي كه براي او در نظر گرفته شده است) اقدام نمايد كه در محيط و جامعهاي كه به عنوان فردي از آن در آن زندگي ميكند، از پشتيبانيها و ضوابط و مقررات جمعي تسهيلكننده حركت فرد و همچنين ترتيبات و سازوكارهاي مانع اعمال هرج و مرج و به هم ريختگي زندگي جمعي، بهرهمند باشد.
يعني مدل زندگي فردي و جمعي در يك نظام هدفمند توحيدي بايد به گونهاي طراحي، اجرا و نظارت و مشمول تجديد نظر دائم باشد كه هر آينه از زندگي افراد در بستر ملاحظات اعمال شده اجتماعي، سمت و سويي داشته باشد كه از آن احساس «بندگي» خالق از طريق «عبادت» انسان متجلي باشد؛ عبادتي كه منفعت آن متوجه «عابد» و نه «معبود» است، لذا كمال عابد و از آن ناحيه پاداش او را در تعالي و كسب معرفت و نزديك شدن به صفات الهي، سببسازي نمايد.


