«نان» به «جان» فوتبال می زنند
میثم زمان آبادی
کد خبر: ۱۵۰۱۸۵
| | 1841 بازدید
1- حکایت تیم ما و جام جهانی که گویا قرار است حسرتش دوباره شود، شده داستان همان ساده دل روستائیان بروجردی که زمانی گمان می بردند «کدخدا» می تواند باری از دوششان برداشته و حال شان را تغییر دهد. همان روستائیانی که نهایت گناهشان ساده دلی بود و ایمان به این خیال که «ارباب» دلی پررحم و دستی کریم دارد.
می گویند: در یكی از آبادیهای بروجرد اربابی بود ظالم و سختگیر. از آن ها که جز به دوشیدن ضعفا نمی اندیشند و نان به جان مردمان می زنند.
آورده اند که سالی همین «ارباب» حكم کرد که رعیتها موظفند جفتی دومن كره برای سر سلامتی او بیاورند. رعیتهایی که چیزی نداشتند و دو من کره یعنی هرآنچه داشتند و نداشتند.خلاصه هرچه فكر میكنند که باید چه كنند عقلشان به جایی نمیرسد و دست آخر میروند تا دست به دامن كدخدا شوند و از او بخواهند كه پیش ارباب برود و وساطتی کند. بخواهند كه از او بخواهد این درخواست را بر آنها ببخشد و از دادن كره معافشان كند. غافل اما از این که چون قرار به بهبود اوضاعشان نباشد از ساده دلی کدخدا هم نه منفعت که زیانی بزرگتر حاصل خواهند برد.
كدخدا پیش ارباب میرود و میگوید: ارباب! رعیتها امسال كار زیادی ندارند، قوهشان نمیرسد جفتی دو من كره بدهند پس شما بیا و لطفی كن. ارباب از خدا بیخبر كه رعیتهاش را خوب میشناخته و میدانسته كه چقدر صاف و صادقند میگوید: والله كدخدا هرچه فكر میكنم دلم رضا نمی شود که تو را ناراضی بفرستم . باشد، برو به رعیتها بگو كره را بهشان بخشیدم، به جایش جفتی دومن روغن بیاورند! كدخدای ساده دل هم به خیال اینكه برای رعیتها كاری كرده خوشحال و خندان میآید و رعیتها را جمع میكند و میگوید: "مردم! حالا مدام بگوئید ارباب آدم خوبی نیست، رفتم پیش او و آنقدر التماس كردم تا راضی شد به جای دو من كره، دو من روغن از شما بستاند! بروید و به جان من دعا كنید»
2- میان تمام اتفاقات عجیب و غریبی که حول مستطیل سبز می گشتند، هنوز بودند کسانی که امید به تاثیر کلام مقام بالاتر داشته و ته دل شان بگویند: «بالاخره اینطور هم نیست که سازمانی ها ندانند داستان از چه قرار است، لازم شود امور را اداره کرده و کار راست می کنند». افسوس، چه خیال عبث و بیهوده ای که گویا این روزها رقابت نه بر سر «تدبیر و سخن راندن آگاهانه» که انگار بر سر «شگفتی سازی» است. شگفتی سازی اما نه از آنها که بر پایه اتفاقات خوش و امید آفرین پدید آمده باشد، شگفت ساختن خلق ا... از شنیدن هزار سخن متناقض و متفاوت در کسری از زمان چنان که جز حیرت برایشان پدید نیاورد.
خلاصه کلام حاصل تمام آن تاکیدی که بر انتخاب «بهترین و موثرترین رهبران فوتبال جهان» شد، سهم فوتبال ما گویا قرار است جز همین امتحان پس داده ها و شکست خورده های دم دست نباشد. گویا باید جای «کرش و گونش» به «امیر و منصور» خودمان قانع باشیم و دعایی هم نثار کنیم که لااقل تیم ملی مان بی صاحب و مسئول نماند. میان این غائله از خاطر هم ببریم که رییس ورزش مان زمانی مقابل اصحاب رسانه گفته بود «بزرگترین و بهترین» ها را صید می کند و حالا بی هیچ پرده پوشی و اضطرابی در چشم همان خبرنگارها می گوید: مگر مربی ایرانی چه ایرادی دارد؟ از خاطر ببریم که شاید می شد همان کره را بدهیم و حالا زیربار بدهی روغن نمانیم.
کتابت http://zamanabadi.blogfa.com/post-204.aspx
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



