صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

درجهت باد، از جنس بادبادك!

بهروز رسايلي
کد خبر: ۱۴۵۵۵۶
| |
3953 بازدید

1 - جريان نقد در فوتبال ايران، متاسفانه جريان معتبري نيست و به ندرت مي‌تواند اوضاع را چنان پيش ببرد كه قصد دارد. با توجه به آنچه از طريق رسانه‌ها گزارش مي‌شود، كمتر مي‌توان در نقطه ديگري از دنيا، جامعه منتقدان ورزشي را به بي‌اعتباري اين گروه در ايران پيدا كرد. در اسپانيا، حتي مردي به بزرگي خوزه مورينيو مجبور است مقابل مخالف‌خواني‌ها واكنش نشان بدهد و مثلا بعد از پيروزي مقتدرانه تيمش برابر دپورتيوو لاكرونيا، آشكارا به انتقادات روزنامه‌نگاران و كارشناسان پاسخ بدهد. در انگليس مربياني با قدمت و شهرت الكس فرگوسن و آرسن ونگر نيز عموما برابر نقدها كرنش كرده و با بررسي آنها، عكس‌العملي متناسب ابراز مي‌كنند و حتي در كشوري مثل عربستان نيز همين اواخر شاهد بوديم فشار برخي از پيشكسوتان- درست يا غلط- به سرعت به بركناري پسيرو انجاميد.

اوضاع منتقدان ايراني اما، كاملا متفاوت است. اين گروه عمدتا مقبوليت عمومي خودشان را در جامعه فوتبالدوست از دست داده‌اند و جريان حاكم نيز كمتر تن به حاشيه‌نگاري‌ها، خرده‌گيري‌ها و عرض حال‌هاي آن‌ها مي‌دهد. سوال مهم در اين شرايط، مي‌تواند اين باشد كه كدام دلايل و سوابق، «جريان نقد» در فوتبال فارسي را تا اين سطح نازل از اهميت و اعتبار عقب راند؟


2 - براي عملكرد جامعه منتقدان در ايران، مي‌توان آفت‌هاي پرشماري را ذكر كرد. سطح پايين سواد و مطالعات، انتقادات آلوده به حب و بغض‌هاي شخصي، تحليل‌هاي آغشته به انواع منافع فردي و وجود سابقه‌هاي فراوان تندروي و كژروي، عملا باعث شده حناي نقادها نزد بسياري از مردم و صاحب‌منصبان رنگي نداشته باشد، كه اين خود بزرگ‌ترين خطر براي اداره امور است؛ چه اين‌كه اگر نباشد صداي صادق بيرون از گودي كه از سر دلسوزي و با چاشني شعور و معرفت، ايرادها را گوشزد و نقايصي را معرفي كند، مجموعه تا آن‌جا با دردها و كمبودها پيش خواهد رفت كه از پا بيفتد و كمرش بشكند. چنين شرايطي را امروز مي‌توان در فوتبال ايران ديد؛ پديده‌اي كه با هزار اشكال گوناگون در سطوح مختلف روبه‌روست، اما چون به مرور زمان، اعتمادش از منتقدانش سلب شده، بي‌تفاوت به مقاومت‌ها و مخالفت‌هاي آن‌ها پيش مي‌رود و اغلب اوقات نيز در چاه مي‌افتد! براي آن‌كه با يكي از جدي‌ترين مصايب و اشكالات جامعه نقد فوتبال ايران آشنا شويد، كافي است فضاي حاكم بر آن‌ها را پس از 3پيروزي ايران در مرحله گروهي جام ملت‌هاي آسيا به ياد بياوريد و آن را با شرايط مشابه، قبل از آغاز بازي‌ها و بعد از حذف ايران مقايسه كنيد. اين‌جاست كه آش شور افراط و تفريط آنها دل شما را هم مي‌زند و دوباره به يادتان مي‌آورد كه چرا طي اين سال‌ها، جريان حاكم كوچك‌ترين اعتنايي به نظرات كارشناسي و انتقادي آن‌ها نداشته است!

3 - بدبختانه افكار و عقايد قاطبه منتقدان فوتبال ايران، خيلي بيش از آنچه بتوان تصور و تحملش را كرد به اوضاع و شرايط جوي وابسته است و آنان، عمدتا تبحر كم نظيري در همساني با شرايط موجود دارند. در شرايطي كه تا لحظه به صدا درآمدن سوت آغاز جام ملت‌هاي آسيا، اكثر كارشناسان فوتبال ايران مشغول نقد بي‌رحمانه تيم قطبي بودند و مطلقا هيچ نقطه مثبتي در كار او و تيمش نمي‌ديدند، تنها رقم خوردن 3پيروزي مقدماتي در مرحله گروهي اين تورنمنت باعث شد تقريبا همه نگاه‌ها عوض شود و اين بار اين نكات منفي باشند كه از ديده‌ها پنهان مي‌شوند! افشين قطبي دوباره تبديل به امپراتوري بي‌رقيب شد كه اشكالات آشكار تيمش به چشم هيچ‌كس نمي‌آمد، كارشناس تلويزيوني كه براي «عيب‌يابي» تيم ايران به جام جم رفته بود،

بر خلاف روزهاي پيش از جام كه بي‌ هيچ بهانه‌اي سرمربي تيم ملي را نقد مي‌كرد، لب به تحسين مطلق او مي‌گشود و البته گزارشگري كه با برنامه لوس و كپي‌كاري‌اش در شبكه‌هاي يك و دوي جام‌جم، حسابي قطبي را نوازش مي‌داد، در دوحه از او گوارديولايي ساخته بود كه انگار ما‌در دهر براي سرمربيگري بي‌‌نقص تيم ملي ما زحمت زايش او را كشيده است! متاسفانه اين نوع جوزدگي‌ها و مرعوب جريان غالب شدن‌ها، به هيچ وجه برازنده منتقدان بي‌غرض و با‌دانش نيست. ناقد توانا، كسي است كه تحت هر شرايطي حد وسط را نگه دارد و اگر مطلبي را باور دارد، از ابراز آن نهراسد، حتي اگر همه عناصر بر خلاف ايمان و عقيده او در حركت باشند. هزار جاي افسوس دارد كه در فوتبال پرمدعا و پر‌مدعي ايران، قيمت تفكرات فلان سرمربي كهنه‌كار و صاحب خرد(!)، فقط 9‌ امتياز است و 3پيروزي نه چندان پر‌اهميت و كم‌نظير، مي‌تواند او را از موضع آتشين قبلي‌اش عليه كادر فني تيم ملي، به جبهه‌گيري تازه‌اش در ستايش محض اين مجموعه برساند. پذيرش اشتباه و اصلاح خطا، نه تنها چيز بدي نيست، بلكه نشان دهنده رشد عقلي و اجتماعي منتقد است، اما رنگ عوض كردن و هم‌مسير باد شدن، حكايت متفاوتي دارد!

4 - متاسفانه تحول آني، بنيادي و غير‌قابل باور بسياري از منتقدان تيم ملي كه نه انتقادات‌شان قبل از شروع بازي‌ها بويي از انصاف و عقلانيت برده بود و نه تمجيدهاي كوركورانه‌شان بعد از آغاز مسابقات قرابتي با واقع‌بيني و منطق داشت، دوباره نشان داد انزواي امروز جريان نقد در فوتبال ايران، تا حدود زيادي منصفانه و سزاوار كارشناسان كنوني است. صاحب نظري كه ديروز، همه «عيب» مي‌ديد و امروز، چيزي جز«حسن» نمي‌بيند، بيشتر به هواداري مي‌ماند كه نبايد چندان جدي‌اش گرفت؛ هر چند هر كدام‌مان سلاح كارآمدي از جنس«توجيه» در اختيار داريم كه به وقت اقتضا مي‌توانيم خرجش كنيم و مثلا مدعي شويم« صلاح نبود آن زمان عيب‌ها را بگوييم.»... راستي كسي به ياد مي‌آورد مجتبي تقوي را هنگامي كه بعد از پيروزي خفيف مقابل كره شمالي، مي‌گفت: «به هوش و درايت آقاي قطبي غبطه مي‌خورم»؟ پس مرد ميانسالي كه در برنامه«عيب‌يابي» پيمان يوسفي و شركا، تيشه به ريشه امپراتور(!) مي‌زد، كه بود؟!

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟