وحدت با رفع فقر فرهنگي مستحکم تر مي شود
کد خبر: ۱۴۳۳۲۷
| | 2573 بازدید
زبان بومي به معني کلماتي است که توسط مردم ناحيه اي مورد استفاده قرار مي گيرد. اين مردم در اکثر موارد نسبت به زبان خود حساسيت دارند و همين حساسيت باعث مي شود که از سوي برخي افراد مغرض مورد هجمه هاي فرهنگي قرار گيرند. امروزه در ايران اقوام گوناگون از جمله ترک، کرد، لر، بلوچ، ترکمن و بسياري زبان هاي ديگر وجود دارد که هر کدام فرهنگ خاص خودشان را دارند اما با گسترش فرهنگ شهرنشيني، شاهد از بين رفتن اين زبانها هستيم. در اين رابطه روزنامه مردمسالاری به گفتگو با دکتر غلامحسين مسعودي ريحان، نماينده اهر و هريس و عضو کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي پرداخته، که نتيجه آن در ادامه آمده است.
نظر شما در مورد اهميت زبان هاي بومي چيست و اينکه آيا در لايحه برنامه پنجم آيا به اينکه هر زباني بومي در منطقه خودش تدريس بشود؟
در مورد اهميت زبان بايد اين را عرض کنم که انسان به وسيله زبان مي تواند افکار، انديشه ها، باورها و اعتقادات خود را به ظهور برساند. يعني اگر ما هر چقدر هم فکر خوب يابد داشته باشيم يا هرچقدر هم در واقع شخصيت بالا يا پاييني داشته باشيم. ولي نتوانيم اين را بروز بدهيم يا به ظهور برسانيم، توانايي هايمان مشخص و محقق نخواهد شد. پس اينطور بگوييم که زبان مي تواند افکار، انديشه ها و حتي شخصيت افراد را نشان بدهد. همچنين همين زبان مي تواند فرهنگ ها، فولکولورها، داستان ها، افسانه ها و تمام ادبيات مکتوب و شفاهي را نهادينه کند و به وسيله همين زبان مي توانيم داشته هاي تاريخي مان را به گوش ساير ملت هاي مختلف برسانيم. پس مي توانيم اين طور بگوييم که اين زبان مي تواند يک نوع عامل صلح و دوستي بين ملت ها و اقوام و در واقع بين کشورهاي مختلف باشد. به وسيله همين زبان ما مي توانيم تبادل افکار، تبادل انديشه و تبادل فرهنگي داشته باشيم. بنابراين مي خواهم اين طور بگويم که زبان خيلي مهم است.
در عصري که ادبيات و فرهنگ ها به زبان هاي مختلف ترجمه مي شود آيا توجه به يک زبان خاص مي تواند اهميت چنداني داشته باشد؟
البته اهميت زبان به گسترش آن است و هر چقدر يک کتاب خوب و تاثير گذاري داشته باشيم که در حوزه هاي ديني، اجتماعي، سياسي يا هر موضوع ديگري نوشته شده باشد، ولي اين کتاب به زبان هاي مختلف ترجمه نشود و اقوام و ملت ها نتوانند به زبان خودشان از اين کتاب برداشتي داشته باشند، اين کتاب فقط مخصوص آن قومي مي شود که به زبان آن نوشته شده است. زيرا اقوام و قوميت هاي ديگر نمي توانند از آن کتاب استفاده کنند و به خاطر اين موضوع است که روي زبان خيلي تاکيد داريم و باور داريم که زبان مي تواند عامل وحدت، صميميت و دوستي بين مردمان ديگر کشورهاي جهان بشود.
آيا در قانون اساسي به اهميت زبان تاکيد شده و آيا لازم است که زبان ها حفظ شود؟
با نگاهي به قانون اساسي متوجه مي شويم که در اصل 15 قانون اساسي به بحث زبان قوميت هاي مختلف اشاره و تاکيد شده است که زبان هاي قوميت هاي مختلف بايد آموزش داده شود و اين مهم با همين تاکيد در اصل 15 قانون اساسي وجود دارد. اما بحث اين است که متاسفانه تا به حال به اين اصل قانون اساسي آن طور که شايد و بايد، توجه نشده است. به عنوان مثال در مورد ما آذري زبان ها مشکلاتي وجود دارد. زبان آذري يک زباني است که در سطح جوامع جهان يک عام بودني دارد. به عبارت بهتر هم در داخل کشور و هم در خارج از کشور اکثر مردم ايران و حتي درصد قابل توجهي از مردم دنيا به زبان آذري صحبت مي کنند و به تبع آن، درباره زبان آذري خيلي چيزها مي دانند. من وقتي که به عنوان نماينده به مجلس شوراي اسلامي آمدم، بيشتر دغدغه ام اين بود که از تمام زبان هايي که در کشور ما وجود دارد به طور جدي حمايت کنم. خواه اين زبان آذري يا کردي، لري، گيلکي، عربي و يا هر زبان ديگري باشد.
با اين تنوع زبان که در کشور وجود دارد چگونه مي توان از همه زبانها حمايت کرد؟
همانطور که مي دانيد در کشور ما تکثر فرهنگي زياد است. يعني تنوع فرهنگي و زباني بالاست. اين را هم مي توانيم، بگوييم که مهمترين شاخصه و اولويت هاي کشور ما تنوع زباني است. البته نکته مهتر آن است که با اين همه تنوع و تکثر، يک وحدت مثال زدني در کشور وجود دارد.
چگونه مي شود در عين داشتن تنوع قوم، فرهنگ و زبان; اتحاد داشت؟
وحدت ايران در وجود اصل 110 قانون اساسي است که در سايه آن همه مطيع ولايت فقيه هستند و اين رهبري باعث وحدت در کشور شده است. البته از آنجا که دين و قبله ما يکي است، مشترکات بسياري داريم. به عبارت بهتر در عين اينکه در ايران تکثر فرهنگي و تکثر زباني بسياري داريم، ولي مشترکات خيلي بيشتري هم داريم و اين عوامل و مشترکات، باعث وحدت بين مردم کشور ما شده که مقام معظم رهبري حلقه وصل اين وحدت هستند.
فکر نمي کنيد اگر به يک زباني بيش از اندازه پرداخته شود، اتفاقاتي که در بحث قوميت ها در قبل رخ داد دوباره پيش بيايد و کشور دچار تفرقه شود؟ آيا اينکه يک طرف بگويد " کرد"، يک طرف بگويد " لر" ، يک طرف بگويد "ترک" و موارد اين چنيني تفرقه ايجاد نمي کند ؟
من اصلا اين طور فکر نمي کنم و هرگز هم اين طور نمي شود. زيرا هر چقدر تعامل بين فرهنگ ها بيشتر بشود، مشکلات کمتر مي شود. اگر اين نظريه شما درست بود بحث اتحاد اروپا مطرح نمي شد. امروزه در دنيا مرزها برداشته مي شود و در واقع اين بحث قرن 21 است. يعني هر چقدر تعامل بيشتر بشود و هرچه سازگاري بيشتر باشد و هرچه بين ملت ها و بين افراد، تعامل، ارتباط و سازگاري بيشتر بشود، در واقع وحدت بيشتر مي شود. نمونه بارز آن را نيز مي بينيد که در اروپا مرز را برداشتند و پول را يکي کردند براي اينکه بين مردم يک قاره تعامل و سازگاري بيشتر شود. اکنون سوال من اين است که آيا زبان تمام مردم قاره اروپا يکي است، يا هر کس به زبان خودش صحبت مي کند؟ در بين اين کشورها فرانسوي ها زبان خود را دارند، آلماني ها و سوئدي ها هم زبان خودشان را دارند. به عبارت بهتر هر کشوري به يک زبان صحبت مي کند ولي مي بينيد که مرزها را برمي دارند، يا پولشان را يکي مي کنند. چرا؟ چون مي خواهند تعامل، سازگاري و ارتباط بين مردم يک قاره بيشتر شود تا باعث وحدت آنها شود.
چطور مي شود اين اتحاد را حفظ کرد؟
مشکل اصلي در فقر فرهنگي است و در واقع هر چقدر بتوانيم با فرهنگ ها، زبان ها، داشته ها و موقعيت هاي خودمان بيشتر آشنا بشويم، در واقع وحدت ما بيشتر مي شود. من يک مثال ديگري بزنم. شما يک نفر هستيد و من يک نفر که اينجا با هم صحبت مي کنيم. وقتي با هم بيشتر صحبت کنيم، بيشتر با تفکرات و انديشه هاي هم آشنا مي شويم و اين آشنايي باعث نزديکي مي شود. زيرا هر چقدر بيشتر از خودمان بدانيم و من از شما بيشتر بدانم و شما از من بيشتر بدانيد، در واقع من از خصوصيات، شخصيت، موقعيت و از داشته هاي شما بيشتر بدانم و شما هم از من بيشتر بدانيد، تعامل و سازگاري ما هم بيشتر خواهد شد. بيشتر نظرما اين است که خود آن منطقه از زبان خودش و از داشته هاي خودش بيشتر استفاده کند. با نگاهي به تاريخچه آذري زبانان، ملاحظه مي کنيد که ما آذري ها چه مکتوبات ارزشمند و فراواني داريم که البته به زبان آذري نوشته شده است. چقدر دانشمند، شاعر و اديب داريم که آذري زبان بوده و انديشه هايشان را به زبان ترکي نوشته اند، ولي امروز بچه هاي ما با ادبيات اين زبان بيگانه هستند و اين کتاب ها را نمي توانند بخوانند چون به زبان آذري تسلط ندارند.
اين معضل براي آذري زبانان ساکن در شهرهاي آذربايجان نيز وجود دارد يا مختص به افرادي است که در استان هاي ديگر ساکن هستند؟
متاسفانه در خود آذربايجان اين معضل وجود دارد و امروزه بچه هاي ما نمي توانند، مطالب يک فيلسوف، دانشمند يا شاعر که به زبان آذري نوشته شده است را بخوانند. اکنون از فضولي مکتوبات و اشعار بسياري به زبان ترکي نوشته شده يا شعر معروف حيدرباباي شهريار که به دليل اهميت ويژه اش به 72 زبان زنده دنيا ترجمه شده است، ولي بچه ها نمي توانند اين اشعار را به زبان ترکي بخوانند.چرا؟ چون خواندن و نوشتن زبان ترکي را بلد نيستند. امروزه بسياري از آذري ها نمي توانند يک شعر ترکي را بخوانند و يا يک شعر ترکي را به زبان ترکي بنويسند و اين معضل باعث مي شود که يک شکاف فرهنگي در بين مردم يک قوم با يک زبان ايجاد بشود و با کمال تاسف، غرب از اين شکاف فرهنگي بيشترين استفاده را مي کند. اين در حالي است که مقام معظم رهبري مکرر از شبيخون فرهنگي فرياد مي زنند و اين شبيخون فرهنگي زماني اتفاق خواهد افتاد که ما از فرهنگ خودمان بي اطلاع باشيم و ندانيم که در شعر حيدر بابا، چقدر لطيف و چقدر زيبا فرهنگ ما تجسم شده است. وقتي کوه حيدربابا را مي بينيم و شعر شهريار را مي خوانيم، مثل اين است که با فرهنگ آذري خودمان وارد آن رسومات بشويم و با آنهايي که در آن منطقه زندگي مي کنند ارتباط معنوي برقرار کنيم.
آيا اکنون در دانشگاه ها چيزي به اسم زبان ترکي آموزش داده مي شود؟
البته شوراي عالي انقلاب فرهنگي اين مهم را تصويب کرده که از سال آينده زبان ترکي در تبريز آموزش داده شود يا دانشجويان بتوانند به عنوان يک درس آنرا انتخاب کنند و زبان ترکي را به عنوان يک واحد درسي بگذرانند.
اين قانون براي تمام کشور اجرايي خواهد شد؟
نه . فقط در تبريز اجرا مي شود. اما اين قدمي است که به خاطر آن از دولت و شوراي عالي انقلاب فرهنگي تشکر مي کنم که اين قضيه را مطرح و آن را تصويب کردند و به عقيده من اين يک گام خيلي مهم است.
در برنامه پنجم توسعه چيزي در اين رابطه آمده است؟
در مورد برنامه پنجم هم بايد از اعضاي کميسيون آموزش و تحقيقات و ساير نمايندگان تشکر کنم که موضوعي در اين رابطه آورده شد. در برنامه پنج ساله توسعه پنجم، دولت مجاز است براي تقويت فرهنگ ها، زبان و ادبيات هر منطقه را آموزش بدهد که اين هم قدم خيلي مهمي است که در برنامه پنج ساله اتفاق افتاد. البته تا به حال اصلا چنين چيزي نبود و اين باعث مي شود که دولت حتما چنين کاري را بکند تا درسطح کشور و آن مناطق و استان هايي که بومي صحبت مي کنند، زبان وادبيات بومي را به بچه هاي آن مناطق و استان ها آموزش بدهند تا مردم آن استان ها با مکتوبات، اديبان و انديشمندان آشنا شوند و بدانند که اين بزرگان چقدر و با چه کيفيتي، چه آثاري دارند.
چه اشکالي دارد که مکتوبات بزرگان بومي به زبان فارسي نوشته شود؟
اشکال اين است که متاسفانه مردم بومي نمي توانند، زبانشان را بخوانند و نمي توانند آن را بنويسند که اين هم باعث شکاف فرهنگي بين جامعه، نسل جوان و خرده فرهنگ هاي استان هاي مختلف کشور مي شود که اگر اين موضوع در مدارس و دانشگاه ها آموزش داده شود، جوانان با فرهنگ و اساطير خودشان آشنا مي شوند. بي شک نمي دانيد که چه داستان هايي در رابطه با اساطير جامعه آذري ايراني داريم که اگر بچه هاي ما با اين اساطير و بزرگان آشنا بشوند، ديگر جذب و جلب اسطوره هاي غربي نمي شوند. اسطوره هايي که در افسانه هايمان مثل کوراوغلي، نبي و شخصيتهاي ديگر داريم، هميشه عليه ظلم و نابرابري ها قيام کرده اند. اينها مي توانند براي مردم، بچه ها، جوانان و نوجوانان الگو شوند تا مردم ايران ديگر دنبال "لين چان" کره اي نروند. امروزه جامعه ايراني دنبال هنرپيشه ها و شخصيت هاي خارجي است و به جرات مي توان ادعا کرد که دنبال آنها نمي روند. بنابراين از مسوولان خواهش مي کنم که هرچقدر توان دارند به زبان و فرهنگ بومي توجه کنند زيرا باعث وحدت بيشتر بين اقوام و استان هاي ما خواهد شد.
آيا فکر مي کنيد با از بين رفتن زبان ها، فرهنگ ها هم از بين برود؟
البته که از بين مي رود. اگر ما نتوانيم داستان هاي ايراني که سينه به سينه تا به حال رسيده و بيشتر آنها اکنون مکتوب است را به نسل هاي آينده منتقل کنيم، از بين مي روند، مثلا مادربزرگ ها و پدر بزرگ ها که افسانه ها و داستان ها را بلد بودند و جان دادند، اين ادبيات نيز مي ميرند. اما اگر بتوانيم آنها را جمعآوري کنيم و بتوانيم آنها را بنويسيم و نوشته ها را به بچه هايمان بياموزيم ، ماندگار خواهد شد. اما اکنون اين خطر احساس مي شود که با از بين رفتن بزرگترها، اين افسانه ها نيز در سينه آنها بماند و به خاک سپرده شود.
آيا نهاد به خصوصي را براي انتقال فرهنگ مي توان نام برد؟
اول اين را بپذيريم که بايد فرهنگ ها را انتقال بدهيم و اگر فرهنگ را به نسل هاي آينده انتقال ندهيم با مشکل از خود بيگانگي رو به رو مي شويم . اما اين مساله يکي از مهمترين وظايف آموزش و پرورش است که آداب و رسوم و فرهنگ ها را از نسل قديم به نسل جديد انتقال بدهد. اگر آموزش و پرورش نباشد و اگر اين انتقال فرهنگ از نسل گذشته به نسل آينده نباشد، معلوم است که ديگر فرهنگ ها از بين مي روند و فرهنگ ها آن طور که هستند، انتقال داده نمي شوند.
آموزش فرهنگها از چه مقطع تحصيلي بايد تدريس شود؟
چامسکي، زبان شناس روسي مي گويد که بهترين زمان و موقعيت براي انتقال زبان تا 10 سالگي است. يعني اوج زبان آموزي در انسان ها تا 10 سالگي است. اکنون ملاحظه مي کنيد آنهايي که مي خواهند بچه هايشان به چند زبان آشنا بشوند، معمولا از سن کودکي به زبانآموزي مي پردازند و معتقدند اوج زبان آموزي تا 10 سالگي است و بايد از 3 سالگي اين زبان آموزي را آموزش بدهيم.
اکنون اين اتفاق در آذربايجان مي افتد و به کودکان در مدارس آذربايجان زبان آذري آموزش مي دهند؟
نه. اصلا در مدارس آذربايجان چنين اتفاقي نمي افتد. به عبارت بهتر هيچ آموزشگاه و هيچ مدرسه اي در آذربايجان زبان ترکي آموزش نمي دهد.
نه. اصلا در مدارس آذربايجان چنين اتفاقي نمي افتد. به عبارت بهتر هيچ آموزشگاه و هيچ مدرسه اي در آذربايجان زبان ترکي آموزش نمي دهد.
آيا برنامه اي براي تدريس زبان ترکي داريد؟
نه . فعلا که اصلا چنين چيزي در برنامه هاي کلان نيست ولي در برنامه پنجم توسعه آمده که و دولت را مجاز کرده ايم که اينکار را در دبستان ها بکند.
نه . فعلا که اصلا چنين چيزي در برنامه هاي کلان نيست ولي در برنامه پنجم توسعه آمده که و دولت را مجاز کرده ايم که اينکار را در دبستان ها بکند.
اين در تمام کشور اتفاق مي افتد يا فقط در منطقه آذربايجان خواهد بود؟
فرق نمي کند. آموزش زبان بومي در تمام کشور اجرايي مي شود اما لري براي لرستان، کردي براي کردستان، تري براي آذربايجان و ... خواهد بود.
اتفاقي در بازي فوتبال تيم تراکتورسازي تبريز افتاد که خيلي خوشايند نبوده. آيا فکر نمي کنيد اگر يک باره به زبان ترکي توجه شود، اين قبيل اتفاقات بيشتر شود و اگر به زبان هاي بومي ديگر توجه شد، آن اتفاقي که در بازي تراکتورسازي افتاد و جرياناتي که درست کرد در موارد مشابه در استان هاي ديگر اتفاق بيفتد؟
به اين شکل نيست و من اين را قبول نمي کنم و قبول ندارم. اين را به اين شکل بگويم که دوستداران زبان ترکي يا زبان فارسي اين جنجال ها را راه انداختند. حتي اينطور مي گويم آنهايي که دوستدار زبان بومي و دوستدار اين مملکت هستند اين قبيل کارها را نمي کنند. اينها يک عده افرادي هستند که مي خواهند با اين کارها بين وحدت مردم شکاف بيندازند و هم به زبان ترکي و هم به زبان فارسي ضربه بزنند و برايشان فرقي نمي کند. بلکه مي خواهند بين فارس و ترک شکاف ايجاد کنند. اينها دوستداران هيچ زباني نيستند.
اما اين افراد به زبان ترکي شعار مي دادند و به نوعي بحث قوميت را مطرح مي کردند؟
شايد بعضي وقت ها از بعضي افراد يا بعضي مسوولان غيرمسوول، برخي رفتارهاي نسنجيده ديده مي شود که تحريک کننده باشد، اما نبايد از اين مسايل بترسيم . ما بايد به اين اعتقاد داشته باشيم که هرچقدر بتوانيم بيشتر آموزش بدهيم ، هماهنگي ايجاد مي شود، زيرا وحدت در آموزش دادن هاست. به عبارت بهتر هر چقدر ما سطح فرهنگ ها را بالا ببريم و سطح آموزش ها را افزايش دهيم، در واقع به اتحاد فرهنگي بيشتر کمک مي کنيم.
با توجه به اصراري که به بومي کردن زبان ها داريد، اکنون در دانشگاه چه درسي را تدريس مي کنيد ؟
من بيشتر بحث مديريت را تدريس مي کنم.
آيا در دانشگاه چنين بحث هايي اتفاق مي افتد و آيا در مديريت، زبان ها تاثير دارد؟
زبان در هرچيزي تاثير دارد که مهمترين تاثير زبان در ايجاد محبت است. هرچقدر ما يک زباني را بيشتر بلد باشيم به همان اندازه در چانه زني ها تاثير دارد. مثلا شما مي رويد از فروشگاه يک جنسي بخريد. اگر فارس زبان باشيد و به زبان فارسي مسلط باشيد مي توانيد چانه زني کنيد و بيشتر در آنجا تخفيف بگيريد. ولي اگر اين زبان را بلد نباشيد يعني هرچه که فروشنده دلش بخواهد به شما مي فروشد. بنابراين فرقي نمي کند. زبان در هر جايي تاثير دارد. زبان در ايجاد محبت، در بالا بردن کيفيت، آموزش دادن ها و آموزش گرفتن ها موثر است و هيچ مساله اي نيست که زبان در آن تاثير نداشته باشد.
زبان هاي بومي از چه زماني در دانشگاه ها و مدارس تدريس مي شود؟
اين مهم در برنامه 5 ساله پنجم گنجانده شده که اميدوارم هر چه سريعتر دولت آنرا اجرايي کند.
آيا دولت مکلف شده يا مجاز است؟
دولت مجاز شده است . البته من پيشنهاد حذف مجاز را دادم که متاسفانه راي نياورد.
دولت مجاز شده است . البته من پيشنهاد حذف مجاز را دادم که متاسفانه راي نياورد.
پس ممکن است دولت انجام ندهد زيرا دولت را مکلف نکرده ايد؟
البته اين درست است، اما راهکار هايي براي مکلف کردن دولت به آموزش زبان بومي وجود دارد.
در جلساتي که در کميسيون آموزش و تحقيقات يا کميسيون تلفيق برگزار شد آيا نظرات اعضاي هيات دولت در مورد آموزش بومي مثبت بود يا منفي؟ آيا اصلا با دولتي ها صحبتي کرديد؟
تا به حال با وزارت آموزش پرورش و آموزش عالي در اين مورد صحبتي نکرده ايم . ولي در واقع اين طور بگويم که آنها نيز به اهميت اين موضوع پي مي برند و چون مجاز به اين آموزش شده اند، کسي نمي تواند جلوي آنها را بگيرد. بنابراين احتمال مي دهم که اين وزارتخانه ها در چند استان به صورت آزمايشي هم که شده، اين کار را انجام بدهند.
آيا تا به حال شده که اعضاي دولت را در اين مورد به کميسيون آموزش دعوت کنيد؟
بله. دعوت مي کنيم و در اين رابطه صحبت نيز کرده ايم. انشا»الله اين برنامه 5 ساله هم قطعي بشود و شوراي نگهبان هم نظرش را بدهد تا قطعي شود و بعد از آن در نظر دارم با وزراي آموزش و پرورش و علوم در اين رابطه صحبت بکنم.
در يک رابطه يک جمع بندي داشته باشيد؟
اول اينکه بايد تشکر کنم که براي اولين بار به اين بحث زبان بومي پرداخته ايد و در مرحله دوم عرضم اين است که زبان مي تواند بين جوامع و ملت ها صلح و دوستي ايجاد کند. زبان مي تواند ارتباط فرهنگي را مستحکم تر کند و باعث مي شود که آدم ها با يکديگر مهربان تر بشوند. هر چقدر به زبان هر قوم و مليتي بيشتر اهميت بدهيم، در واقع به آن ملت و به آن مردم اهميت داده ايم.
به نظر من زبان خيلي مهم است و بايد اين زبان هاي بومي ما تقويت بشود و با تقويت زبان مناطق ، در واقع فرهنگ آنها و آداب و رسوم آنها تقويت مي شود و تقويت اين مسايل باعث مي شود که مردم از فرهنگ هاي خودشان بيشتر بدانند و بتوانند از فرهنگ هاي خودشان دفاع کنند. در نهايت توجه به زبان باعث خواهد شد که مردم ايران در مقابل فرهنگ غرب بايستند و با آن مقابله کنند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


