خطر در کمین بیضایی، کیارستمی و حاتمی کیای جدید!

در حالی که چهل و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران با حضور گسترده جوانانی مواجه است که نسل آینده سینمای ایران را شکل می‌گیرند، تمرکز بر حواشی توسط برخی جریان‌ها پاس گل به گروهی است که اساساً هدف شان ایجاد هر مفر و بهانه‌ای برای خالی کردن صندلی‌های مهم ترین رویداد فیلم کوتاه منطقه است و از آن مهم تر، در حال به خطر انداختن ماموریت این جشنواره است.
کد خبر: ۱۳۹۹۴۵۵
| |
969 بازدید
کارگردانان سینمای ایران

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، جشنواره فیلم کوتاه تهران در دوره چهل و سوم با دبیری بهروز شعیبی این روزها در سالن‌های پردیس سینمایی ملت در جریان است و فیلمسازان جوان در کنار فیلمسازان استخوان خرد کرده که شماری از آنها حتی تجربه ساخت فیلم بلند داستانی نیز دارند، توان‌شان را برای عرضه درام روی پرده نقره‌ای به نمایش می‌گذارند. مشاهدات خبرنگار تابناک حکایت از آن دارد که با وجود شرایط اقتصادی و اوضاعی که شاید تماشای فیلم کوتاه را جزو اولویت‌ها قرار ندهد، صندلی‌ها پر است و حتی در سانس‌های فوق العاده نیز برای بسیاری از فیلم‌ها باید روی پله بنشینید.

این توصیفات به منزله بی‌نقص بودن جشنواره تهران نیست اما به هر حال شعیبی به عنوان فیلمساز درک خوبی از مناسبات این حوزه دارد و همین مسئله باعث شده تنش‌های مدیریت‌های پیشین که کار را حتی به تحریم جشنواره کشانده بود، در این دوره رخ ندهد. به تعبیر ساده تر اهالی سینما نسبت به او به تبع آن نسبت به این بخش از مدیریت سینمای کشور گارد ندارند و همین مسئله باعث شده شماری از آثار باکیفیت بیرون از جدول اکران نمانند.

فارغ از همه نقدهایی که می‌توان به شیوه برگزاری، سیاست‌گذاری یا کیفیت بخش‌های مختلف آن وارد کرد، یک رویداد سینمایی است که باید امکان تداوم حیات فرهنگی و تعامل میان هنرمندان را فراهم کند. با این حال، آنچه در روزهای اخیر در برخی رسانه‌ها درباره این جشنواره مطرح شده، نشان می‌دهد که گاهی حاشیه‌ها چنان بر متن غلبه می‌کنند که اصل ماجرا، یعنی حفظ امکان فعالیت هنری و جلوگیری از عمیق‌تر شدن شکاف میان هنرمندان و نهادهای فرهنگی، به حاشیه می‌رود.

بیشتر بخوانید: یازده فیلم‌ مهم جشنواره فیلم کوتاه تهران که باید تماشا کنید 

 

تقاضای گشت ارشاد از مسئولین جشنواره!

اعلام خطر برای ماموریت کشف بیضایی، تقوایی، کیارستمی و حاتمی کیا و عیاری جدید!

یکی از محورهای حمله به جشنواره امسال، مسئله رعایت حجاب در سینما ملت بوده است. برخی رسانه‌ها با انتشار تصاویر و طرح انتقادهایی درباره پوشش تعدادی از مراجعه‌کنندگان، برگزارکنندگان را به کوتاهی در اجرای ضوابط متهم کرده‌اند. این در حالی است که مسئولان جشنواره از طریق پیامک به شرکت‌کنندگان و تماشاگران بر رعایت حجاب تأکید کرده‌اند. می‌توان درباره کفایت این اقدام یا شیوه اجرای ضوابط بحث کرد، اما تبدیل این مسئله به مطالبه برخوردهای تنش‌زا، پرسش دیگری را پیش می‌کشد که آیا چنین رویکردی اساساً به تحقق اهداف فرهنگی کمک می‌کند یا فقط به تشدید درگیری‌ها و فراهم شدن خوراک رسانه‌ای برای مخالفان جشنواره می‌انجامد؟

پرسش اساسی اینجاست که آیا مسئولیت برگزارکنندگان یک جشنواره سینمایی، پس از اطلاع‌رسانی و تذکر به شرکت‌کنندگان و مخاطبان، به مداخله مستقیم و برخورد با افراد در ورودی سینما می‌رسد؟ آیا باید انتظار داشت که عوامل اجرایی جشنواره با مراجعه‌کنندگان درگیر شوند، مانع ورود آنها شوند و فضای یک رویداد فرهنگی را به صحنه تنش و تقابل تبدیل کنند؟

در شرایطی که برخی جریان‌ها از پیش خواهان تحریم جشنواره بوده‌اند، هر حاشیه‌ای می‌تواند به ابزاری برای تقویت این کارزار تبدیل شود. این به معنای نادیده گرفتن ضوابط یا سلب حق نقد نیست؛ مسئله، تشخیص تفاوت میان مطالبه اجرای قانون و اصرار بر شیوه‌هایی است که ممکن است نتیجه‌ای جز تنش‌آفرینی نداشته باشند. مسئولیت مدیران فرهنگی فقط اجرای دستورالعمل‌ها نیست؛ مدیریت تعارض، حفظ آرامش و جلوگیری از تبدیل یک رویداد هنری به میدان منازعه نیز بخشی از همین مسئولیت است.

 

راه بازگشت را روی «پانته‌آ» ها نبندیم!

محور دیگر انتقاد این جریان، انتخاب پانته‌آ پناهی‌ها به‌عنوان داور جشنواره و اشاره برخی رسانه‌ها به استوری‌های پیشین او در اینستاگرام به ویژه در جریان حوادث 1401 است. در اینجا نیز باید میان مواضع شخصی یک هنرمند، فعالیت حرفه‌ای او و مسئولیتش در یک رویداد سینمایی تفاوت قائل شد. تا آنجا که از وضعیت حرفه‌ای پناهی‌ها برمی‌آید، پناهی‌ها همچنان در سینما و تلویزیون فعالیت دارد و اگر مجموعه‌های مسئول به ویژه کمیته خاص مسئول این حوزه تشخیص می‌داد، این بازیگر فعالیت نداشت. همچنین برای انتخاب داوران استعلام‌های معمول انجام شده و قاعدتاً اگر مجموعه نهادهای مسئول تشخیص داده‌اند پناهی‌ها می‌تواند داوری کند، فشار برای کنار گذاشتن «به خصوص بعد از شروع جشنواره و کوران این رویداد و زمان اعلام نتایج»، بیش از توجه به اصول، ضربه به یک رویداد ملی است.

اصل ماجرا اما فراتر از یک نام و یک انتخاب است. آیا قرار است هر هنرمندی که در مقطعی از فعالیتش موضعی بحث‌برانگیز گرفته یا در شبکه‌های اجتماعی سخنی گفته، امکان بازگشت نداد؟ آیا هدف از مدیریت فرهنگی، ساختن فهرستی دائمی از افراد مجاز و غیرمجاز است یا باید امکان همکاری، گفت‌وگو و بازگشت به عرصه مشترک را حفظ کرد؟ این پرسش به‌ویژه درباره هنرمندانی اهمیت دارد که در سال‌های اخیر از جشنواره‌ها و رویدادهای رسمی فاصله گرفته‌اند. پذیرش داوری در جشنواره‌ای که برگزارکنندگان آن به ساختار رسمی جمهوری اسلامی ایران وابسته‌اند، آیا معنایی به جز پذیرش و همراهی با نظام دارد؟ چنین حضوری، حتی اگر از سوی هنرمند صرفاً تصمیمی حرفه‌ای تلقی شود، می‌تواند فرصتی برای حفظ ارتباط و جلوگیری از گسست کامل میان بخش‌هایی از جامعه هنری و نهادهای فرهنگی فراهم کند.

در این میان، نباید فراموش کرد که فاصله‌گذاری با رویدادهای رسمی، در میان بخشی از هنرمندان به یک انتخاب حرفه‌ای و سیاسی تبدیل شده است. برخی نیز ممکن است تصور کنند که کناره‌گیری گسترده از این رویدادها، به تغییرات بنیادین در ساختار فرهنگی منجر خواهد شد و قاعدتاً هنرمندی که برخلاف دیگر همکارانش به داوری جشنواره فیلم کوتاه تهران -آن هم در این مقطع زمانی که برخی توهم تغییر نظم سیاسی را دارند- جواب مثبت می‌دهد، نباید از قطار انقلاب بیرون انداخته شود. اگر حضور در یک جشنواره رسمی قرار است به جای فرصتی برای ارتباط، به پرونده‌ای تازه برای محکومیت رسانه‌ای تبدیل شود، چرا باید انتظار داشت هنرمندان دیگری نیز چنین ریسکی را بپذیرند؟ اگر هر قدم به سمت همکاری با واکنش‌های تند و مطالبه حذف پاسخ داده شود، نتیجه ممکن است نه تقویت یک رویکرد فرهنگی، بلکه تثبیت فاصله‌ها و محدودتر شدن دایره تعامل باشد.

فراتر از همه این بحث‌ها جشنواره فیلم کوتاه تهران یک ماموریت مهم دارد که نباید به حاشیه کشیده شود و آن معرفی نسل تازه فیلمسازان ایران است. در دورانی که شمار فیلمسازان جوانی که از دستیاری به کارگردانی می‌رسند، کاهش چشمگیری یافته و فیلم کوتاه وزن بیشتری در معرفی استعدادها دارد، باید کوشید بر کشف این استعدادها تمرکز کرد؛ کاری که روزگاری خروجی‌اش چهره‌هایی چون بهرام بیضایی، ناصر تقوایی، کیانوش عیاری، عباس کیارستمی و ابراهیم حاتمی کیا بود که همگی با فیلم کوتاه پا به عرصه گذاشتند. هیچ چیزی نباید این ماموریت مهم را به حاشیه ببرد.

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
آخرین اخبار