میراث امام در سیره اوست، نه در محرومیت مردم

جماران؛ پاسداری از یک میراث تاریخی، همراه با پاسداشت حقوق مردمی که میزبان آن بودند.
کد خبر: ۱۳۹۸۴۷۸
| |
3030 بازدید
جماران

به گزارش تابناک، در تاریخ هر ملتی، مکان‌هایی هستند که اعتبارشان را نه از سنگ و آجر، که از انسان‌هایی می‌گیرند که در آنها زیسته‌اند. جماران از همین مکان‌هاست؛ محله‌ای که خانه‌ای ساده در آن، به کانون رویدادهایی سرنوشت‌ساز بدل شد و نامش برای همیشه با امام خمینی(ره) پیوند خورد. آن خانه نشانی از ساده‌زیستی امام بود، اما عظمت او از خانه سرچشمه نمی‌گرفت؛ این اندیشه، ایمان و شخصیت امام بود که به آن خانه و محله اعتبار بخشید.

حفظ بیت تاریخی امام، حسینیه جماران و دیگر آثار ارزشمند آن دوران، وظیفه‌ای ملی است. با این همه، باید پرسید آیا حفاظت از این یادگارها ضرورتاً به معنای محدود ماندن زندگی یک محله مسکونی، با خانه‌ها و خانواده‌ها و نیازهای طبیعی آن، برای دهه‌های متوالی است؟ طرح این پرسش، نه کاستن از حرمت امام، بلکه بازگشت به سیره‌ای است که در آن حق‌الناس و آسایش مردم جایگاهی والا داشت.

مردمی که با عشق میزبانی کردند

در اردیبهشت ۱۳۵۹، مردم جماران با محبت و افتخار پذیرای امام شدند. رفت‌وآمد انبوه مشتاقان، تدابیر حفاظتی و تغییر آرامش کوچه‌ها را تحمل کردند، بی‌آنکه در پی امتیازی باشند. امام نیز این زحمات را می‌دید. در دیدار ۲۸ اردیبهشت همان سال با اهالی فرمود: «من از زحمت اهالی این محل جماران تشکر می‌کنم که زحمت زیادی کشیدند، در صورتی که من خدمتی به آنها نکردم.» این جمله، در جلد دوازدهم صحیفه امام، تصویری روشن از فروتنی او در برابر همسایگان به دست می‌دهد.

پیشتر، در نوفل‌لوشاتو نیز آرامش همسایگان از نظر امام دور نمانده بود. به روایت سیداحمد خمینی، هنگام ترک فرانسه خواستند از همسایگان به سبب ازدحام و برهم خوردن سکوت دهکده عذرخواهی شود. در خاطره‌ای دیگر، فرستادن گل و شیرینی برای همسایگان به مناسبت میلاد حضرت مسیح(ع) نقل شده است. این دو روایت، هر یک به‌گونه‌ای، از یک حساسیت انسانی حکایت می‌کنند: مردی که نگاه جهان به خانه‌اش دوخته شده بود، آسایش چند خانواده را نیز فراموش نمی‌کرد. چگونه می‌توان به نام پاسداری از یاد چنین انسانی، دشواری‌های همسایگان خانه تاریخی او را نادیده گرفت؟

هشداری از درون جماران

نگرانی از آثار طرح، سخن تازه‌ای نیست. حجت‌الاسلام والمسلمین سیدحسن امام‌جمارانی، که در زمان سخنرانی امام جماعت مسجد جامع جماران بود، در تیرماه ۱۳۹۹ در جمع اهالی گفت: «این طرح دو مظلوم واقعی داشت؛ یکی امام عزیز قدس سره و دیگری اهالی مظلوم جماران.» او برای توضیح سخن خود، به روایتی از تأکید امام بر انعقاد قرارداد اجاره برای استفاده حفاظتی از باغ خسروشاهی اشاره کرد؛ نمونه‌ای از آنکه ضرورت حفاظت نیز نباید حقوق مالک را از یاد ببرد.

اهمیت این اعتراض در آن بود که گوینده، حرمت امام و حقوق مردم را روبه‌روی یکدیگر قرار نمی‌داد. هشدار او متوجه این خطر بود که رنج ناشی از تصمیمات اداری، به حساب نام و خاطره امام نوشته شود؛ حال آنکه میان سیره امام و ضوابطی که سال‌ها پس از ایشان تصویب شده‌اند، تفاوتی اساسی وجود دارد.

خانه‌هایی که پشتوانه یک عمرند

شمال تهران بودن جماران به معنای ثروتمند بودن همه ساکنان آن نیست. برای بسیاری از خانواده‌های قدیمی، خانه پدری مهم‌ترین یا تنها دارایی است؛ خانه‌ای که نسل‌ها در آن زندگی کرده‌اند. فرزندان بزرگ می‌شوند، ازدواج می‌کنند و به سرپناه نیاز دارند. پدر و مادری ممکن است امید داشته باشند با نوسازی همان ملک، جایی برای فرزندانشان فراهم کنند، اما محدودیت‌های ساختمانی این امکان را دشوار سازد. ارزش بالای زمین روی کاغذ، لزوماً به معنای توان مالی مالک سالخورده آن نیست.

نوسازی چنین خانه‌ای همیشه سوداگری نیست؛ گاه راهی برای ادامه زندگی خانواده در محله‌ای است که ریشه در آن دارد. اگر محدودیت‌ها بی‌تناسب و طولانی شوند، موضوع دیگر صرفاً ارتفاع و تراکم نیست؛ آینده فرزندان، فرسودگی بناها و امکان ماندن مردم در محله مطرح است. مردم جماران تنها همسایگان آثار تاریخی نیستند؛ خود بخشی از تاریخ زنده این محله‌اند.

حفاظت ضروری است؛ گستره آن باید سنجیده باشد

طرح ویژه ساماندهی جماران در سال ۱۳۸۰ به تصویب شورای عالی شهرسازی و معماری رسید. هدف حفاظت از ویژگی‌های تاریخی و کالبدی محله، هدفی محترم است؛ اما مشروعیت هدف، هر محدودیتی را در هر وسعت و برای هر مدت توجیه نمی‌کند. پرسش اصلی، حدود و تناسب حفاظت است: آیا همه محدودیت‌های پیش‌بینی‌شده پس از بیش از دو دهه، هنوز به همان گستردگی ضرورت دارند؟ آیا برای حفاظت از بناهای واجد ارزش، باید بخش بزرگی از بافت مسکونی با محدودیت‌هایی مشابه روبه‌رو باشد؟

راه‌حل، نفی حفاظت یا حذف بی‌مطالعه حریم آثار نیست. باید عرصه آثار ثبت‌شده و دیگر بناهای واجد ارزش، از جمله بیت امام، حسینیه، گذر تاریخی مرتبط و بناهایی که ارزش میراثی آنها احراز شده، با دقت شناسایی شود؛ سپس حریم واقعاً ضروری هر اثر بر پایه مستندات قانونی، منظر تاریخی و نظر کارشناسی تعیین گردد. برای دیگر املاک، می‌توان ضوابط معماری و نوسازی متناسبی پیش‌بینی کرد که هم سیمای تاریخی را پاس بدارد و هم زندگی متعارف را ناممکن نسازد. ثبت میراثی یک بنا و شمول یک ملک در محدوده طرح شهرسازی نیز دو موضوع متفاوت‌اند و نباید بدون بررسی یکسان فرض شوند.

محله تاریخی، موزه‌ای بی‌سکنه نیست. خانه‌ها فرسوده می‌شوند و نیازهای نسل‌ها تغییر می‌کند. اگر برای نگهداری از ظاهر محله، ساکنان قدیمی و فرزندانشان ناگزیر به ترک آن شوند، آیا روح اجتماعی و تاریخی آن همچنان محفوظ مانده است؟ تجربه‌های نوین حفاظت شهری نیز بر پیوند میراث با زندگی و نیازهای اقتصادی و اجتماعی ساکنان تأکید دارند.

حق‌الناس و مسئولیت تصمیم‌گیران

در فرهنگ اسلامی، حرمت مالکیت مشروع و قاعده «لاضرر و لاضرار» یادآور ضرورت سنجش آثار تصمیمات عمومی بر زندگی اشخاص است. بی‌گمان اداره شهر و حفاظت از میراث بدون ضابطه ممکن نیست؛ اما مصلحت عمومی، مسئولان را از رعایت قانون، تناسب و انصاف بی‌نیاز نمی‌کند. اگر همه جامعه از حفظ یک میراث ملی بهره‌مند می‌شود، چرا هزینه سنگین آن باید عمدتاً بر دوش شماری از خانواده‌ها بماند؟ در مواردی که محدودیت ضروری است، آثار آن بر حقوق مالکان و راهکارهای قانونی و منصفانه جبران نیز باید بررسی شود؛ هر محدودیتی البته خودبه‌خود حق دریافت خسارت ایجاد نمی‌کند.

امام در هفتم تیر ۱۳۵۹، خطاب به پاسدارانی که وظایف حفاظتی و مدیریت رفت‌وآمد مردم در جماران را بر عهده داشتند، بر رفتار محترمانه و خدمتگزارانه با مردم تأکید کردند: «توجه داشته باشید که با بندگان خدا، کسانی که در راه آنها شما جان دادید، حالا رفتارتان رفتار بسیار خوب باشد، رفتار خدمتگزارها باشد.» این سخن، حکم حقوقی درباره شهرسازی نیست؛ اما یادآور اصلی اخلاقی است: حتی وظیفه ارزشمند حفاظت نباید احترام به مردم را به حاشیه براند.

در همین زمینه، یادآوری سخن حجت‌الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی، یادگار امام راحل، نیز بجاست که در آبان ۱۴۰۱ بر گوش سپردن به سخن مردم در اداره جامعه تأکید کرد. چه نیکوست این اصل در جماران نیز جلوه کند. صدای مردم گاه صدای خانواده‌ای است که خانه‌اش فرسوده شده، یا پدری که برای مسکن فرزندش چاره می‌جوید؛ شنیدن این صداها، احترام به همان مردمی است که با افتخار میزبان امام بودند.

شهرداری تهران باید فراتر از اجرای ضوابط، پیگیر شناسایی دشواری‌ها و اصلاح قانونی آنها باشد. شورای شهر، شورای عالی شهرسازی و معماری، وزارت راه و شهرسازی، وزارت میراث فرهنگی و دیگر مراجع ذی‌صلاح نیز باید با مشارکت کارشناسان و نمایندگان ساکنان، حدود حفاظت و آثار اجتماعی و اقتصادی طرح را بازبینی کنند. مطالبه، بی‌اعتنایی به قانون نیست؛ اصلاح سنجیده ضوابط در چارچوب قانون است.

میراثی فراتر از دیوارها

امام با اندیشه، ایمان، استقلال‌خواهی، ساده‌زیستی و احترام به مردم شناخته می‌شود، نه با ثابت ماندن ارتفاع خانه‌های اطراف بیت او. آثار تاریخی ارزشمندند، زیرا یادآور این سیره‌اند؛ نباید چنان در حفظ صورت ظاهری خاطره غرق شد که حقیقت معنوی آن فراموش شود. محدودیت‌های غیرضروری، اگر به نام امام استمرار یابند، ممکن است رنج مردم را به میراثی پیوند بزنند که خود یادآور حرمت انسان است. این خطری است که دوستداران آن میراث، بیش از دیگران باید نسبت به آن حساس باشند.

جماران را باید حفظ کرد؛ با بیت و حسینیه و گذرهای تاریخی‌اش، و نیز با خانواده‌هایی که نسل‌ها در آن زیسته‌اند. حفاظت دقیق از آثار، بازنگری در گستره طرح و گشودن راه نوسازی متناسب، نه خواسته‌هایی متعارض، بلکه اجزای یک تدبیر عادلانه‌اند. بزرگ‌ترین حرمت به میراث امام آن است که ارزش‌های او در رفتار با مردم جلوه کند؛ زیرا میراث امام، پیش از آنکه در دیوارها باشد، در سیره اوست.

ادامه دارد...

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا