چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان زیر تیغ بازتنظیم؛ چرا ریاض ابرپروژهها و رویدادهای فرهنگی را متوقف کرد؟
به گزارش خبرنگار بین الملل تابناک، عربستان سعودی در سالهای اخیر تلاش کرده بود تصویری متفاوت از خود در جهان بسازد؛ کشوری که قرار بود با «چشمانداز ۲۰۳۰» از اقتصاد نفتی عبور کند، به قطب گردشگری، سرگرمی، ورزش و فناوری تبدیل شود و با پروژههایی مانند نئوم، خط (The Line)، مربع جدید ریاض و شهر تفریحی قدیه، خود را در جایگاه یکی از جاهطلبترین اقتصادهای در حال تحول جهان قرار دهد.
اما تحولات ماههای اخیر نشانهای از تغییر محاسبه در ریاض است. تعلیق برخی ابرپروژههای ساختمانی، بازنگری در زمانبندی طرحهای عظیم و همزمان عقبنشینی از برخی رویدادهای پرهزینه فرهنگی و سرگرمی، نشان میدهد که عربستان در حال حرکت از مرحله «نمایش جاهطلبی» به مرحله «محاسبه بازدهی» است.
بیشتر بخوانید:
- برخی اعراب خلیج فارس پول هنگفتی به ایران دادهاند!/ حمله ایران از بدترین کابوس شیوخ فراتر رفت
- مسابقه اعراب خلیج فارس برای تولید پهپاد؛ پهپادهای آمریکایی بهتر است یا اوکراینی؟
البته این تحولات به معنای کنار گذاشتن چشمانداز ۲۰۳۰ نیست؛ بلکه شواهد موجود بیشتر از یک بازتنظیم اولویتها حکایت دارد.
استادیوم نئوم؛ نخستین علامت جدی
یکی از مهمترین نشانههای این تغییر، توقف نامحدود پروژه استادیوم نئوم است؛ ورزشگاهی که قرار بود در ارتفاع حدود ۳۵۰ متری و در دل سازه عظیم «لاین» ساخته شود و یکی از نمادهای میزبانی عربستان از جام جهانی ۲۰۳۴ باشد.

پروژه استادیوم ۲.۵ میلیارد دلاری نئوم اکنون بهطور نامحدود متوقف شده و تاریخ مشخصی برای تکمیل آن وجود ندارد.
با این حال، عربستان برای جام جهانی ۲۰۳۴ همچنان در حال توسعه ۱۵ ورزشگاه در پنج شهر دیگر است و ارزش مجموع پروژههای مرتبط با ورزشگاهها حدود ۲۲.۷ میلیارد دلار برآورد شده است.
این موضوع نشان میدهد که یکی از نمادینترین و پرریسکترین طرحها از اولویت خارج شده است.
«مکعب»؛ از رؤیای ۲۰۳۰ تا افق ۲۰۴۰
نشانه مهم دیگر، پروژه «مکعب» در طرح توسعه «مربع جدید» ریاض است. این پروژه ۵۰ میلیارد دلاری قرار بود یکی از نمادهای معماری آیندهگرای عربستان باشد.
عملیات ساختمانی مکعب پس از مراحل اولیه خاکبرداری و فونداسیون متوقف شده و برنامه زمانی پروژه «مربع جدید» نیز از افق اولیه به سال ۲۰۴۰ منتقل شده است. فایننشال تایمز از افزایش هزینهها، تأخیرها و تغییر در مدیریت پروژه خبر داده و این تحولات را بخشی از بازسازی گستردهتر سبد سرمایهگذاری صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان دانسته است.

این تغییر شاید بیش از هر چیز بیانگر یک واقعیت اقتصادی باشد: پروژههایی که بازده آنها در افق بلندمدت محقق میشود، در شرایط فشار مالی، در اولویت پایینتری نسبت به پروژههایی قرار میگیرند که بتوانند سریعتر اشتغال، درآمد، گردشگری یا ظرفیت صنعتی ایجاد کنند.
فشار بودجهای؛ مسئلهای که نمیتوان نادیده گرفت
بودجه عربستان در سال ۲۰۲۶ با درآمدهای ۱.۱۴۷ تریلیون ریالی و هزینههای ۱.۳۱۳ تریلیون ریالی بسته شده است؛ یعنی کسری حدود ۱۶۵ میلیارد ریال، معادل ۳.۳ درصد تولید ناخالص داخلی. این رقم نسبت به کسری ۲۴۵ میلیارد ریالی پیشبینیشده برای سال ۲۰۲۵ کمتر است، اما همچنان نشاندهنده ادامه سیاست هزینهکرد سنگین برای تحول اقتصادی است.
از سوی دیگر، برآوردهای صندوق بینالمللی پول نشان میدهد نقطه سربهسر مالی عربستان در سالهای اخیر به محدوده بالایی رسیده است؛ در دادههای صندوق، قیمت نفت لازم برای تراز شدن بودجه عربستان برای ۲۰۲۴ حدود ۹۶ دلار در هر بشکه برآورد شده و این شاخص در برآوردهای بعدی نیز اهمیت خود را حفظ کرده است.
جنگ منطقهای ۲۰۲۶، اختلال در کشتیرانی و تنگه هرمز و جهش قیمت نفت از یک سو به اقتصاد عربستان آسیب زده و از سوی دیگر درآمد نفتی را تقویت کرده است.
صندوق بینالمللی پول در ارزیابی ژوئیه ۲۰۲۶ اعلام کرد اقتصاد عربستان در برابر شوک منطقهای مقاومت نشان داده، اما رشد اقتصادی سال ۲۰۲۶ به ۱.۷ درصد کاهش خواهد یافت و تداوم اصلاحات مالی و بازتنظیم برنامههای چشمانداز ۲۰۳۰ همچنان ضروری است.
عقبنشینی فرهنگی؛ اتفاقی فراتر از اقتصاد؟
همزمان با بازنگری در ابرپروژهها، تقویم فرهنگی عربستان نیز شاهد تغییرات قابل توجهی بوده است.
بنیاد فیلم دریای سرخ اعلام کرده است که ششمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم دریای سرخ که قرار بود در دسامبر ۲۰۲۶ برگزار شود، به سهماهه چهارم سال ۲۰۲۷ منتقل شده است.
این بنیاد علت رسمی تصمیم را بررسی زمانبندی و الزامات لجستیکی برگزاری یک رویداد بینالمللی در این مقیاس اعلام کرده و آن را رسماً به کاهش بودجه یا جنگ منطقهای نسبت نداده است.
با این حال، برخی گزارشهای رسانهای از ناامنی منطقهای و دشواری جذب چهرههای بینالمللی در شرایط جنگی بهعنوان عوامل مؤثر یاد کردهاند؛ بنابراین نمیتوان با قطعیت گفت که این تصمیم صرفاً اقتصادی یا صرفاً امنیتی بوده است.

در مورد جشنواره موسیقی Soundstorm نیز گزارشها از توقف برگزاری نسخه ۲۰۲۶ خبر دادهاند، در حالی که پیش از این رویداد یکی از مهمترین نمادهای گشایش فرهنگی عربستان محسوب میشد. گزارش رویترز این تصمیم را در چارچوب کاهش هزینههای سرگرمی و فشارهای مالی ناشی از شرایط منطقهای ارزیابی کرده است.
مهمتر از همه، گزارشهایی درباره لغو دوره ۲۰۲۷ Joy Awards منتشر شده است؛ مراسمی که طی سالهای اخیر به یکی از پرزرقوبرقترین رویدادهای فرهنگی ریاض تبدیل شده و ستارگان جهانی را به عربستان کشانده بود. با این حال، تا زمان تهیه این گزارش، برگزارکنندگان رسماً لغو آن را تأیید نکردهاند.
رؤیای ورزش زمستانی نیز تعدیل شد
در حوزه ورزش نیز عربستان و شورای المپیک آسیا در ژانویه ۲۰۲۶ توافق کردند میزبانی بازیهای زمستانی آسیایی ۲۰۲۹ در تروجینا به زمان دیگری موکول شود. به جای برگزاری این رویداد در قالب اولیه، قرار است در مرحله فعلی مجموعهای از مسابقات و قهرمانیهای ورزشهای زمستانی برگزار شود تا زیرساخت و پایه ورزشهای زمستانی در کشور بهتدریج توسعه پیدا کند.
این تصمیم را میتوان نمونهای از کاهش مقیاس و مرحلهبندی پروژهها دانست؛ به جای آنکه عربستان برای تحقق یک هدف بزرگ در موعدی مشخص هزینه سنگینی متحمل شود، توسعه را تدریجیتر کرده است.
تغییر از «ابرپروژه» به «بازده»
مهمترین تحول شاید در استراتژی صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان (PIF) اتفاق افتاده باشد. این صندوق در آوریل ۲۰۲۶ استراتژی ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ خود را تصویب کرد و در آن بر افزایش بازده مالی، کارایی سرمایهگذاری، مشارکت بخش خصوصی و توسعه اکوسیستمهای داخلی تأکید شده است. صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان اکنون سرمایهگذاریهای خود را در سه سبد «چشمانداز»، «راهبردی» و «مالی» سازماندهی میکند.
این تغییر مهم است؛ زیرا نشان میدهد مسئله فقط توقف چند پروژه نیست، بلکه منطق تخصیص سرمایه در حال تغییر است. در مرحله نخست چشمانداز ۲۰۳۰، پروژههای نمادین و عظیم برای تغییر تصویر عربستان اهمیت ویژهای داشتند؛ اکنون بازده اقتصادی، مشارکت بخش خصوصی، لجستیک، فناوری، صنعت و گردشگری مذهبی اهمیت بیشتری پیدا کردهاند.
برنامه استقراض ۲۰۲۶ نیز نشان میدهد ریاض برای تأمین مالی کسری بودجه و بازپرداخت بدهی به حدود ۲۱۷ میلیارد ریال منابع مالی نیاز خواهد داشت.
ریاض اکنون با محدودیتهایی روبهروست که در زمان اعلام بسیاری از این پروژهها کمتر مورد توجه بود: هزینه فزاینده پروژهها، کسری بودجه، نیاز به تأمین مالی، نرخ بازده نامطمئن برخی طرحها، ناامنی منطقهای و ضرورت تبدیل سرمایهگذاریهای دولتی به رشد اقتصادی واقعی.