ساده لوحی فرهنگی: وضع مالی مردم خوب است؛ این «سولدآوت» ها هم نشانه‌اش!

فروش سریع بلیت و سالن‌های مملو از تماشاگر با قیمت‌های چند میلیونی بلیت برخی کنسرت‌های خوانندگان شناخته شده و تئاترهای لاکچری در ایران، در نگاه تقلیل گرایانه می‌تواند تصویری متفاوت از وضعیت اقتصادی جامعه ارائه کند و برخی این تصور را دارند که نشانه قدرت بالای خرید جامعه است اما تعمیم این وضعیت به کل جامعه، بدون توجه به توزیع درآمد و اندازه بازار، می‌تواند گمراه‌کننده باشد.
کد خبر: ۱۳۹۷۶۲۷
| |
1261 بازدید
|
۴
کنسرت علیرضا قربانی

به گزارش خبرنگار فرهنگی «تابناک»، همزمان با تورم بی‌سابقه در بخش‌های مختلف طی ماه‌های اخیر، قیمت بلیت برخی تئاترها و کنسرت‌ها به محدوده‌ای رسیده که بیش از پیش از دسترس عمومی خارج شده و در توان گروه محدودی از جامعه قرار می‌گیرد. برای نمونه، بلیت کنسرت علیرضا قربانی در تبریز در خرداد امسال بین پانصد هزار تا دو میلیون تومان قیمت‌گذاری شد. در اجرای تهران این خواننده نیز قیمت بلیت‌ها از سیصد هزار تومان تا 1.6 میلیون تومان اعلام شد و میانگین قیمت حدود یک میلیون تومان بود. تور «ایرانم» قربانی حتی به حدود دویست و دو هزار تماشاگر رسید؛ عددی قابل توجه که نشان‌دهنده وجود تقاضای گسترده برای موسیقی زنده است. اما همین رقم نیز باید در مقیاس کل جمعیت کشور دیده شود. 

در حوزه تئاتر نیز قیمت‌ها به سطوح مشابهی رسیده‌اند. برای نمونه، بلیت نمایش «پسران فریدون» در تالار وحدت بین پانصد و پنجاه هزار تا یک میلیون و چهارصد هزار تومان عرضه شد و برخی بلیت‌ها در بازار سیاه تا چند میلیون تومان آگهی شدند. هم اکنون نیز بلیت تئاتر «سیاوش» بین پانصد هزار تا دو میلیون و هفتصد هزار عرضه شده که رقم بسیار بالایی برای بخش وسیعی از مردمی است که با استرس به رشد قیمت کالاهای خوراکی می‌نگرند. در تئاترهای کمدی نیز قیمت بلیت بعضی نمایش‌ها تا یک میلیون و پانصد هزار تومان رسیده است. طبق گزارشی درباره هفته نخست شهریور هزار و چهارصد و پنج، تئاترهای کمدی تهران در این یک هفته بیش پنجاه و چهار هزار و سیصد و هفتاد تماشاگر داشتند و حدود 43 میلیارد تومان فروش بلیت ثبت کردند؛ در همان بازه سینمای ایران با دویست و یازده هزار تماشاگر، حدود سی میلیارد تومان فروش داشت اما آیا این ارقام به معنای خوب بودن قدرت خرید ایرانیان است؟ پاسخ لزوماً مثبت نیست.

 

تورم سنگین یقه اهالی فرهنگ را هم گرفته

آخرین گزارش‌های موجود از وضعیت فقر تصویر کاملاً متفاوتی ارائه می‌کنند. بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، نرخ فقر که در ابتدای دهه 1390 حدود 20 درصد گزارش شده بود، در سال 1402 به بیش از 30 درصد رسید؛ یعنی حدود یک‌سوم جمعیت کشور در تأمین نیازهای اساسی با مشکل مواجه بوده‌اند. در واقع، دو تصویر ظاهراً متناقض می‌تواند همزمان وجود داشته باشد: بازار سرگرمی برای بخشی از جامعه پررونق باشد و در عین حال بخش بزرگی از جامعه با کاهش قدرت خرید مواجه باشد. داده‌های جدیدتر هزینه و درآمد خانوار نیز چنین فشاری را نشان می‌دهد. بر اساس نتایج طرح هزینه و درآمد خانوار در سال 1404، متوسط هزینه سالانه خانوار شهری حدود 45.5 درصد افزایش یافت، در حالی که متوسط درآمد اظهارشده خانوار شهری 41.2 درصد رشد کرد.

به بیان ساده‌تر، هزینه‌ها سریع‌تر از درآمدها افزایش یافته‌اند. در همین سال، تورم نقطه‌به‌نقطه گروه «تفریح و فرهنگ» نیز در مهرماه به 44.5 درصد رسید؛ یعنی حتی دسترسی به کالاها و خدمات فرهنگی نیز از موج افزایش قیمت‌ها مصون نمانده است. بنابراین واضح است که یک گروه خریدار چند صد هزار نفر، نماینده هشتاد و هفت میلیون نفر نیستند. مسئله اصلی همین‌جاست. فرض کنیم یک کنسرت در تهران دویست هزار نفر تماشاگر داشته باشد. این رقم برای یک خواننده بسیار بزرگ و برای صنعت موسیقی ایران یک موفقیت قابل توجه است؛ اما نمی‌توان از آن نتیجه گرفت که مردم ایران توان پرداخت بلیت‌های میلیونی را دارند. در جمعیت 87 میلیونی حتی دویست هزار تماشاگر کمتر از 0.25 درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند. البته این محاسبه به معنای آن نیست که کمتر از درصد ایرانیان توانایی خرید چنین بلیت‌هایی دارند؛ یک نفر ممکن است چندین بار به کنسرت برود و یک کنسرت نیز فقط بخشی از بازار کشور را پوشش می‌دهد. اما همین مقایسه نشان می‌دهد که نباید اندازه یک بازار فرهنگی خاص را با وضعیت اقتصادی کل جامعه یکی گرفت.

 

«سولدآوت» چه چیزی را ثابت می‌کند؟

سولدآوت شدن یک کنسرت اساساً یک چیز را با اطمینان نشان می‌دهد: در آن قیمت، برای آن رویداد، تقاضای کافی وجود داشته است. اما این با گزاره‌هایی مانند «قدرت خرید مردم ایران بالاست» یا «وضعیت اقتصادی جامعه خوب است» تفاوت دارد. حتی بازارهای بسیار کوچک نیز می‌توانند محصولات گران‌قیمت خود را به‌طور کامل بفروشند. برای مثال، اگر یک کالای لوکس را فقط به بخش کوچکی از جمعیت عرضه کنید و همان بخش قدرت خرید بالایی داشته باشد، فروش کامل محصول لزوماً به معنای برخورداری کل جامعه از قدرت خرید بالا نیست. همین مسئله درباره کنسرت، تئاتر، رستوران‌های گران‌قیمت، خودروهای لوکس یا حتی سفرهای خارجی نیز صدق می‌کند. بنابراین، مشاهده صف خرید یا سالن پر، تنها یک طرف ماجراست؛ کسانی که به دلیل قیمت از بازار خارج شده‌اند، در تصویر دیده نمی‌شوند.

مسئله، «دو ایران اقتصادی» نیست؛ مسئله توزیع قدرت خرید است و در ایران امروز می‌توان همزمان شاهد رستوران‌های گران و پر، کنسرت‌های چندمیلیونی و فروش کامل بلیت‌ها بود و در طرف دیگر، خانوارهایی را دید که بخش عمده درآمدشان صرف مسکن، خوراک و سایر نیازهای ضروری می‌شود. بنابراین برای سنجش وضعیت اقتصادی جامعه، تعداد صندلی‌های پرشده در یک کنسرت یا میزان فروش یک تئاتر، شاخص مناسبی به‌تنهایی نیست. شاخص‌های مهم‌تر عبارتند از درآمد واقعی خانوار، تورم، فقر، هزینه مسکن و خوراک، قدرت خرید دستمزد، نرخ پس‌انداز و سهم هزینه‌های ضروری از درآمد خانوار.

کنسرت‌های شلوغ همایون شجریان و علیرضا قربانی می‌تواند نشان‌دهنده یک بازار فرهنگی قابل توجه باشد؛ همان‌طور که فروش بالای پر شدن ظرفیت تئاترهای گرانقیمت و حتی تئاترهای بازاری کمدی نشان‌دهنده وجود تقاضا برای سرگرمی است. اما از این داده‌ها نمی‌توان نتیجه گرفت که وضعیت اقتصادی اکثریت جامعه مناسب است. پر بودن یک سالن، بیشتر درباره کسانی که توانسته‌اند وارد آن سالن شوند به ما اطلاعات می‌دهد؛ نه درباره میلیون‌ها نفری که به دلیل قیمت، اساساً در بازار حضور ندارند. و شاید مهم‌ترین خطای آماری همین باشد: دیدن مصرف یک اقلیت و تصور کردن آن به‌عنوان تصویر مصرف کل جامعه. این یک سوگیری خطرناک در ارزیابی وضعیت جامعه است و نباید نهادهای مسئول به ویژه نهادهای اطلاعاتی و امنیتی مبنای ارزیابی‌شان را این استقبال‌های فصلی از رویدادهای فرهنگی قلمداد قرار دهند.

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۴
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۰۹ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۵
این نشان دهنده بی عدالتی در توزیع و کنترل ثروت است کسانی که پولدار هستند روز بروز بدون هیچ زحمتی پولدارتر
افراد بی پول هم بی پول تر می شوند و آخر خط هم در صورت کنرل نکردن آن فاجعه خواهد بود ......... چون دقیقا رای دهندگان هم همان قسمت ضعیف تر جامعه هستند نه قسمت پولدارتر جامعه !!!!
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۲۰ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۵
۹۵ درصد پول دست ۵ درصد جمعیت.
Aa
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۲۵ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۵
این واقعیت جامعه ایران نیست،تورم و فقر و فلاکت موج میزند،۹۰ در صد جامعه مشکلات حاد دارند و ۵۰ درصد قادر به زندگی معمولی نیستند و فقر مطلق دارند،۳۰ درصد روزی یک وعده غذا میخورند،بیکاری موج میزند ۶۵ میلیون فقیرند
ناشناس
|
Netherlands (Kingdom of the)
|
۱۰:۲۸ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۵
بنظر کسی که واژه اختلاف طبقاتی تا بحال بگوشش نخورده رو باید بطور دائم از داشتن شغل دولتی محروم کرد.
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟