نفت ایران در خط مقدم جنگ؛ افزایش تولید یا امنیت تأسیسات؟

به گزارش خبرنگار انرژی تابناک، صنعت نفت ایران در میانه جنگ، تصویری دوگانه از خود نشان میدهد؛ از یکسو شرکت ملی نفت از افزایش بیش از ۲۰۰ هزار بشکهای تولید و ثبت بالاترین سطح تولید نفت در هشت سال گذشته خبر میدهد و از سوی دیگر، بخشی از تأسیسات انرژی کشور درگیر بازسازی است و مدیران صنعت نفت نسبت به تهدید زیرساختهای حیاتی هشدار میدهند.
حمید بورد همچنین از رسیدن تولید گاز به حدود یکمیلیارد و ۱۰۰ میلیون مترمکعب در روز و ضرورت کاهش ۱۰ تا ۱۵ درصدی مصرف انرژی سخن گفته است. این اعداد وقتی کنار هم قرار میگیرند، تصویری متفاوت از وضعیت صنعت نفت ارائه میکنند. ظرفیت تولید افزایش یافته اما همزمان هزینه حفظ این ظرفیت در شرایط جنگی بیشتر شده است. در چنین شرایطی پالایشگاه، خط لوله، مخزن، پایانه صادراتی، شبکه برق و حتی امکان تأمین قطعات بخشی از زنجیرهای هستند که باید بدون توقف کار کنند. جنگ، این زنجیره را از یک مسئله اقتصادی به مسئلهای امنیتی تبدیل کرده است.
نفت ایران و یک رکورد مهم!
افزایش ۲۰۰ هزار بشکه نفت در شرایط تحریم و محدودیتهای سرمایهگذاری خارجی از منظر عملیاتی قابل توجه است زیرا بازگرداندن چاههای کمبازده به مدار، تعمیر تجهیزات، تکمیل پروژههای نیمهتمام و افزایش برداشت از میادین، همگی نیازمند سرمایه، تجهیزات و عملیات مستمر هستند با این حال ظرفیت تولید با عرضه واقعی یکسان نیست.
بیشتر بخوانیم:
نقشه نفت خلیج فارس در حال تغییر!
تداوم بحران در بازار انرژی تا سال۲۰۲۷
یک بشکه نفت پس از خروج از چاه باید از مجموعهای از تأسیسات عبور کند تا به محصول قابل فروش تبدیل شود. ایستگاههای تقویت فشار و جمعآوری، خطوط لوله، واحدهای فرآورش، مخازن ذخیرهسازی، پایانههای صادراتی و ناوگان حمل، حلقههای بههمپیوسته این زنجیرهاند. اختلال در هر کدام میتواند ظرفیت بخشهای دیگر را بلااستفاده کند.
برای ایران این موضوع اهمیت مضاعف دارد زیرا بخش بزرگی از زیرساخت نفت و گاز در جنوب کشور متمرکز است و بخش مهمی از صادرات نفت خام نیز از پایانه خارگ انجام میشود. گزارشهای بازار نشان میدهد در بحران اخیر منطقه حتی کشورهایی که ظرفیت تولید بالایی داشتند برای حفظ صادرات ناچار به استفاده از مسیرهای پیچیدهتر و گرانتر شدند.
رویترز هم از افزایش انتقال کشتیبهکشتی نفت در اطراف عمان و رشد شدید هزینه حمل نفتکشها خبر داده، در نتیجه، عدد تولید زمانی اهمیت اقتصادی خود را کامل نشان میدهد که کل زنجیره بتواند آن را به صادرات یا فرآورده تبدیل کند.
پارس جنوبی؛ آزمون واقعی حوزه انرژی
اهمیت این زنجیره را میتوان در پارس جنوبی دید؛ جاییکه چند پالایشگاه آسیبدیده اکنون درگیر عملیات بازسازی هستند. بر اساس گزارشهای داخلی، بازسازی پالایشگاه فاز ۱۴ و پالایشگاه فازهای ۴ و ۵ و ۹ و ۱۰ در دستور کار قرار گرفته و مدیران نفت بر سرعت گرفتن این عملیات پیش از فصل سرد تأکید کردهاند. در پارس جنوبی میدان، سکوهای دریایی، خطوط انتقال، پالایشگاههای خشکی، واحدهای فرآورش و شبکه انتقال گاز به یک زنجیره واحد تبدیل شدهاند که به همین دلیل آسیب به یک واحد فرآورشی میتواند پیامد آن را فراتر از همان مجتمع صنعتی گسترش دهد.
اهمیت این مسئله در آستانه زمستان بیشتر میشود. کاهش ظرفیت فرآورش گاز در زمانی که مصرف خانگی افزایش پیدا میکند، میتواند فشار بیشتری بر نیروگاهها و صنایع وارد کند و نیاز به سوخت مایع برای نیروگاهها را بالا ببرد بنابراین سرعت بازگشت تأسیسات به مدار، فقط یک شاخص عمرانی نیست؛ مستقیم با امنیت عرضه گاز در ماههای سرد ارتباط دارد.
این تجربه یک ضعف قدیمی صنعت انرژی ایران را هم برجسته کرد: «تمرکز بالای زیرساختها باعث میشود حادثه یا حمله به یک نقطه کلیدی اثراتی فراتر از محدوده همان تأسیسات داشته باشد.» افزایش ظرفیت تولید بدون توسعه مسیرهای جایگزین، ذخیرهسازی مناسب و امکان تعمیر سریع تجهیزات به افزایش متناسب امنیت عرضه منجر نمیشود.
از رکورد تولید گاز تا درخواست صرفهجویی!
از سال گذشته تولید گاز ایران افزایش یافته و به حدود یکمیلیارد و ۱۰۰ میلیون مترمکعب در روز رسیده، با وجود این از مردم خواسته شده مصرف انرژی خود را ۱۰ تا ۱۵ درصد کاهش دهند. این دو عدد در ظاهر متناقض نیستند. سالهای اخیر مصرف داخلی رشد کرده و در دورههای اوج مصرف، افزایش تولید الزاماً به معنای ایجاد حاشیه امن برای شبکه نیست. گازی که در زمستان به بخش خانگی اختصاص پیدا میکند، در صورت تشدید مصرف میتواند از سهم نیروگاهها و صنایع کاسته شود.
به همین دلیل، صرفهجویی در این شرایط نقش «تولید مجازی» پیدا میکند؛ یعنی بدون حفر چاه جدید یا توسعه پالایشگاه، با کاهش مصرف میتوان همان مقدار گاز موجود را برای بخش دیگری از اقتصاد آزاد کرد. این رویکرد البته جایگزین توسعه ظرفیت تولید و زیرساخت نیست، بلکه راهی برای مدیریت فشار در دوره اوج تقاضاست.
در صنعت نفت و گاز؛ کیفیت شبکه، ظرفیت انتقال، قابلیت تعمیر، دسترسی به تجهیزات و مدیریت مصرف تعیین میکنند چه مقدار از انرژی تولیدشده واقعاً در اختیار مصرفکننده قرار میگیرد. به همین دلیل، افزایش تولید گاز در کنار درخواست صرفهجویی را باید نشانهای از فاصله میان «ظرفیت تولید» و «حاشیه اطمینان شبکه» دانست. هرچه این حاشیه کوچکتر باشد، یک اختلال فنی یا امنیتی میتواند آثار بزرگتری ایجاد کند.
جنگ و معیار جدید برای سنجش صنعت نفت
پیش از این، عملکرد صنعت نفت با تولید، صادرات، افزایش ظرفیت پالایش و توسعه میادین سنجیده میشد. جنگ این معیارها را کاملتر کرده است. اکنون سرعت بازگشت یک پالایشگاه پس از آسیب، امکان ادامه فعالیت خطوط انتقال، دسترسی به تجهیزات حیاتی و انعطاف مسیرهای صادراتی نیز بخشی از عملکرد واقعی صنعت محسوب میشوند.
در این چارچوب، بازسازی تأسیسات آسیبدیده پارس جنوبی اهمیت بیشتری از یک پروژه تعمیراتی پیدا میکند. هر روزی که یک واحد فرآورشی خارج از مدار بماند، ظرفیت قابل استفاده کاهش پیدا میکند و فشار بر سایر بخشهای شبکه افزایش مییابد. برعکس، بازگشت سریع تأسیسات به مدار نشان میدهد صنعت توانسته بخشی از شوک را جذب و ظرفیت ازدسترفته را بازیابی کند.
لزوم انعطاف در زنجیره صادرات
همین منطق درباره نفت خام نیز صدق میکند. افزایش تولید زمانی به درآمد بیشتر تبدیل میشود که امکان انتقال و صادرات آن وجود داشته باشد. در شرایطی که مسیرهای دریایی منطقه تحت تأثیر جنگ قرار گرفتهاند، هزینه بیمه و حمل افزایش یافته و عملیات انتقال کشتیبهکشتی گسترش پیدا کرده است، انعطاف در زنجیره صادرات به یک مزیت اقتصادی تبدیل میشود.
صنعت نفت ایران اکنون باید همزمان تولید را حفظ کند، ظرفیتهای آسیبدیده را برگرداند و نقاط گلوگاهی زنجیره را کاهش دهد. افزایش تولید ۲۰۰ هزار بشکهای در این میان یک دستاورد عملیاتی است، اما ارزش نهایی آن به میزان پایداری این ظرفیت بستگی دارد.
کارنامه جدید صنعت نفت را نمیتوان فقط با تعداد بشکهها یا مترمکعبهای تولیدشده نوشت. ظرفیت حفظ تولید، سرعت بازسازی، انعطاف صادرات و توان عبور از شوکهای ناگهانی نیز باید کنار ارقام تولید قرار بگیرند. در شرایط جنگی، یک صنعت انرژی قدرتمند صنعتی نیست که فقط بیشتر تولید کند؛ صنعتی است که اگر بخشی از زنجیره آن آسیب دید، بتواند بدون فروپاشی کل شبکه، تولید و عرضه را دوباره به مسیر عادی برگرداند. در نهایت، مهمترین دارایی صنعت نفت ایران در شرایط فعلی توان تبدیل این ذخایر به جریان پایدار انرژی و درآمد، حتی در شرایط بحران است.



