تک نگاری سیاستمداری که ۲۸ سال روی صندلی بوکس نشست؛
احمد ناطقنوری؛ رکورددار نمایندگی مجلس؛ روحانی زاده ای که بوکس را حلال کرد!
یک طرف ماجرا مجلس بود؛ راهروهای طولانی، صندلیهای سبز، بحثهای سیاسی و انتخاباتی و مردانی که هر روز درباره قانون و قدرت و آینده کشور حرف میزدند. طرف دیگر، رینگ بوکس بود؛ جایی که زنگ شروع مسابقه که به صدا درمیآمد، همهچیز به چند دقیقه مبارزه، یک مشت، یک دفاع و یک داوری خلاصه میشد. احمد ناطقنوری اما نزدیک به سه دهه میان این دو جهان رفتوآمد کرد؛ احمد ناطق نوری دیروز درگذشت در هشتاد و نه سالگی!
به گزارش تابناک، احمد ناطقنوری را اگر فقط با عنوان «رئیس سابق فدراسیون بوکس» یا «نماینده سابق مجلس» بشناسیم، بخش مهمی از داستان زندگی او را از دست دادهایم.
زندگی سیاسی او از یک خانواده روحانی و مبارز در شمال ایران آغاز شد، در میانه دهه ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ به یکی از چهرههای باسابقه مجلس رسید و در همان سالهایی که در بهارستان حضور داشت، نزدیک به سه دهه مدیریت رشتهای را برعهده گرفت که پس از انقلاب برای سالها تعطیل شده بود. نتیجه، شخصیتی است که در آن سیاست، ورزش، روابط خانوادگی، مدیریت دولتی و حتی خاطراتی از رینگ بوکس در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
احمد ناطقنوری در سال ۱۳۱۶ در اوزکلا از توابع نور در مازندران متولد شد. پدرش، شیخ ابوالقاسم ناطقنوری، خطیب و منبری شناختهشده منطقه بود؛ همان روحانیای که شهرتش در سخنوری به لقب «ناطقنوری» انجامید و این عنوان بعدها به نام خانوادگی خانواده تبدیل شد.
احمد ناطقنوری در سال ۱۳۱۶ در اوزکلا از توابع نور در مازندران متولد شد. پدرش، شیخ ابوالقاسم ناطقنوری، خطیب و منبری شناختهشده منطقه بود؛ همان روحانیای که شهرتش در سخنوری به لقب «ناطقنوری» انجامید و این عنوان بعدها به نام خانوادگی خانواده تبدیل شد. خانواده، چهار پسر ــ علیاکبر، عباسعلی، احمد و محمد ــ و سه دختر داشت. این خانواده بعدها بیش از یک بار وارد تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی شد.
یکی از نقاطی که زندگی احمد را از بسیاری از چهرههای سیاسی همنسلش جدا میکند، ترکیب فعالیت سیاسی و ورزشی اوست. در روایتهای منتشرشده درباره خانواده، احمد و برادرش عباسعلی با هیئتهای مؤتلفه اسلامی ارتباط داشتند.
نقطه عطف زندگی احمد ناطق نوری، اما در تابستان ۱۳۶۰ اتفاق افتاد. برادرش عباسعلی، که نماینده دوره اول مجلس از حوزه نور و محمودآباد بود، در انفجار هفتم تیر در دفتر حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید.
احمد در انتخابات میاندورهای جای برادر را گرفت و از همان زمان مسیر طولانی حضورش در مجلس آغاز شد. او کرسیای را در اختیار گرفت که پیش از آن متعلق به برادر شهیدش بود. همین مسئله بعدها بخشی از حافظه سیاسی خانواده ناطقنوری شد.
احمد ناطقنوری در مجموع هفت دوره از مجلس شورای اسلامی را تجربه کرد و تنها دوره دوم مجلس را از دست داد. حوزه نور و محمودآباد برای سالها پایگاه انتخاباتی او باقی ماند.
اما نکتهای که در کارنامه پارلمانی او کمتر در روایتهای عمومی دیده میشود، تخصص و حضورش در حوزه انرژی است. در مجلس سوم مخبر کمیسیون انرژی بود، در مجلس چهارم ریاست این کمیسیون را برعهده داشت.
احیای بوکس-ورزش خشن نه چندان سازگار با فرهنگ ایرانی و سنتی- را می توان با تلاش اسماعیل ططری نماینده وقت کرمانشاه برای احیای نام کرمانشاه به جای باختران شبیه سازی کرد، زمانی که نمایندگان مجلس اگر پشتوانه محلی قوی داشتند، می توانستند کارهای بزرگ و چشم گیری در نظام حکمرانی انجام دهند، اتقافی که بعدها تکرار نشد.
در مجلس پنجم نایبرئیس کمیسیون انرژی شد و در مجلس هفتم نیز در همین کمیسیون عضویت داشت؛ در سال ۱۳۸۴ ریاست هیئتمدیره شرکت امدادخودرو سایپا را برعهده گرفت. هشت سال بعد، بیژن نامدار زنگنه، وزیر نفت دولت حسن روحانی، او را به عنوان مشاور وزیر نفت منصوب کرد.
اما نام احمد ناطقنوری بیش از هر چیز با بوکس گره خورد؛ رشتهای که خودش میگفت پیش از انقلاب نیز با آن آشنا بوده است. در روایت او، سابقه تمرینش به اواخر دهه ۱۳۳۰ بازمیگشت و در پارکشهر تهران زیر نظر پطرس نظربیگیان تمرین میکرد. پس از انقلاب، بوکس برای سالهایی تعطیل شد. روایت ناطقنوری از بازگشایی این رشته نیز در نوع خود قابل توجه است. او گفته بود پیشکسوتان بوکس برای احیای رشته تلاش کردند و موضوع از مسیر مسئولان وقت ورزش و مقامات سیاسی پیگیری شد. مسئله فقط اداری نبود؛ در آن سالها درباره مشروعیت شرعی بوکس نیز بحث وجود داشت و ناطقنوری در روایتهای خود از مراجعه به برخی مراجع و روحانیون برای روشن شدن این مسئله سخن گفته است.
از جمله نام آیتالله سیدمحمدرضا گلپایگانی در روایت او مطرح شده است. او همچنین از مراجعه به آیتالله محمدعلی اراکی برای گرفتن جواز حلیت بوکس سخن گفته است. در روایت ناطقنوری، پاسخ فقهی اراکی به مسئله آسیبهای بدنی بوکس مبنایی برای ادامه فعالیت این رشته شد.
احمد ناطق نوری بعدها ماجرای مراجعه به احمد جنتی را نیز تعریف کرد. طبق روایت خودش، حتی یک جفت دستکش بوکس را نزد آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان برده بود. او گفته جنتی دستکش را به دست کرده و با حالت طنزآمیزی به دست خود ضربه زده است!
بالاخره در سال ۱۳۶۸ بوکس دوباره امکان فعالیت رسمی پیدا کرد و احمد ناطقنوری در همان سال رئیس فدراسیون شد. از اینجا یکی از طولانیترین دورههای مدیریت ورزشی ایران آغاز شد: ۲۸ سال در رأس فدراسیون.

احیای بوکس-ورزش خشن نه چندان سازگار با فرهنگ ایرانی و سنتی- را می توان با تلاش اسماعیل ططری نماینده وقت کرمانشاه برای احیای نام کرمانشاه به جای باختران شبیه سازی کرد، زمانی که نمایندگان مجلس اگر پشتوانه محلی قوی داشتند، می توانستند کارهای بزرگ و چشم گیری در نظام حکمرانی انجام دهند، اتقافی که بعدها تکرار نشد.
یکی از جالب ترین فصلهای ریاست احمد ناطق نوری به سال ۱۳۷۲ مربوط میشود؛ زمانی که محمدعلی، اسطوره بوکس جهان، به ایران آمد. سفر محمدعلی فقط یک رویداد ورزشی نبود. او به دیدار برخی مقامات رفت، به حرم امام خمینی سر زد، در نماز جمعه تهران حاضر شد و به مشهد سفر کرد. حتی برنامهای نمایشی روی رینگ برگزار شد.
یکی از جالب ترین فصلهای ریاست احمد ناطق نوری به سال ۱۳۷۲ مربوط میشود؛ زمانی که محمدعلی، اسطوره بوکس جهان، به ایران آمد. سفر محمدعلی فقط یک رویداد ورزشی نبود. او به دیدار برخی مقامات رفت، به حرم امام خمینی سر زد، در نماز جمعه تهران حاضر شد و به مشهد سفر کرد. حتی برنامهای نمایشی روی رینگ برگزار شد.
ناطقنوری سالها بعد خاطرات متعددی از آن سفر تعریف کرد؛ از جمله اینکه محمدعلی صبح زود از هتل استقلال بیرون رفته و تهران را بهتنهایی گشته بود و بعد توانسته بود راه بازگشت به هتل را پیدا کند.
یکی از منتقدان پر سر و صدای ریاست ناطق نوری بر فدراسیون بوکس، محمد مایلیکهن بود. مایلیکهن طولانی شدن ریاست ناطقنوری را به شکلی تند مورد انتقاد قرار داد و حتی آن را با دوران سلطنت محمدرضا پهلوی مقایسه کرد. ناطقنوری نیز در پاسخ، بر سابقه خودش در بوکس تأکید کرد و گفت زمانی که او بوکس کار میکرد، بسیاری از منتقدانش هنوز متولد نشده بودند!
مسئله دیگری که در سالهای پایانی ریاست او مطرح شد، موضوع سن و بازنشستگی بود. در مقطعی بحث شد که ناطقنوری با توجه به وضعیت بازنشستگی و مقررات مربوط به مدیریت فدراسیونها چگونه میتواند همچنان در انتخابات ریاست فدراسیون شرکت کند. او توانست با مجوزها و ترتیبات اداری لازم به فعالیت ادامه دهد. این بحث، بیش از آنکه فقط درباره شخص او باشد، بخشی از مناقشه قدیمی ورزش ایران درباره ماندگاری مدیران قدیمی در رأس فدراسیونها بود.
سرانجام در مرداد ۱۳۹۶، احمد ناطقنوری پس از نزدیک به سه دهه از ریاست فدراسیون بوکس استعفا داد. وزیر ورزش نیز استعفایش را پذیرفت و عنوان «رئیس افتخاری فدراسیون» را برای او در نظر گرفت.
اما استعفا پایان کامل حضور او در فضای بوکس نبود. حتی درباره تحویل دفتر، کارکنان و میزان نفوذ او پس از استعفا نیز در ماههای بعد اختلاف نظر و حاشیه وجود داشت. رئیس بعدی فدراسیون درباره ادامه حضور دفتر و کارکنان منتسب به دوره ناطقنوری اظهارنظر کرد.
از منظر سیاسی نیز شکست احمد ناطقنوری در انتخابات مجلس نهم، نقطه پایان مهمی در کارنامه انتخاباتی او بود. پس از سالها نمایندگی نور و محمودآباد، در انتخابات اسفند ۱۳۹۰ نتوانست کرسی خود را حفظ کند و بدین ترتیب دوره طولانی حضور مستقیم او در مجلس به پایان رسید.
از منظر سیاسی نیز شکست احمد ناطقنوری در انتخابات مجلس نهم، نقطه پایان مهمی در کارنامه انتخاباتی او بود. پس از سالها نمایندگی نور و محمودآباد، در انتخابات اسفند ۱۳۹۰ نتوانست کرسی خود را حفظ کند و بدین ترتیب دوره طولانی حضور مستقیم او در مجلس به پایان رسید.
از این منظر، میراث احمد ناطقنوری نیز یکدست نیست. برای گروهی، او مدیری بود که بوکس تعطیلشده را دوباره به ساختار رسمی ورزش ایران بازگرداند و نزدیک به سه دهه آن را اداره کرد. برای منتقدانش، همین طولانی شدن مدیریت به پرسشی جدی درباره گردش مدیران و کیفیت نتایج انجامید.
احمد ناطقنوری در تاریخ معاصر ورزش و سیاست ایران از این جهت چهرهای غیرمعمول است که بخش بزرگی از عمر عمومی خود را در دو میدان کاملاً متفاوت گذراند؛ میدان سیاست و میدان بوکس. یکی با رأی مردم و صندلی مجلس تعریف میشد و دیگری با رینگ و فدراسیون. شاید به همین دلیل است که حتی سالها پس از پایان نمایندگی و ریاست فدراسیون، نام او همچنان بیشتر از آنکه با یک سمت مشخص شناخته شود، با ترکیبی عجیب از «ناطق»، «مجلس» و «بوکس» در حافظه عمومی باقی مانده است.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۳
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟


