۳۱ شهریور؛ روزی که میگهای عراقی آسمان ایران را شکافتند/ در ساعات اولیه جنگ چه گذشت؟
۳۱ شهریور ۱۳۵۹، عراق حملهای را که از هفتهها قبل نشانههایش در مرز دیده میشد، به یک جنگ تمامعیار تبدیل کرد؛ جنگندههای عراقی به پایگاهها و فرودگاههای ایران حمله کردند و همزمان نیروهای زمینی عراق از چند محور وارد خاک کشور شدند.
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، ساعت ۱۱ صبح ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، صدام حسین در منطقه بعقوبه یک گلوله تانک به سوی مرز ایران شلیک کرد؛ چند ساعت بعد، آسمان و زمین ایران شاهد یکی از گستردهترین حملات نظامی تاریخ معاصر کشور بود.
حدود ساعت ۱۳:۳۰، جنگندههای عراقی به پرواز درآمدند. هدف، فقط مناطق مرزی نبود. فرودگاه مهرآباد و پایگاه یکم شکاری تهران، پایگاههای هوایی شیراز، تبریز و همدان و فرودگاههای اصفهان، بوشهر، اهواز، کرمانشاه، سنندج و ارومیه در فهرست اهداف حمله قرار داشتند.
در کنار مراکز نظامی، برخی تأسیسات صنعتی و حیاتی کشور نیز بمباران شدند؛ از کارخانه سیمان اصفهان و کارخانه قند شهرکرد تا تأسیسات نفتی دهلران و مناطق آبادان، خرمشهر و دزفول.
عراق میخواست نیروی هوایی ایران را زمینگیر کند
هدف از این حمله گسترده هوایی، ضربه زدن به توان نظامی ایران و از کار انداختن پایگاههای هوایی بود. اما حمله آنطور که بغداد انتظار داشت پیش نرفت. پدافند ایران در چند نقطه وارد عمل شد و تعدادی از هواپیماهای عراقی سقوط کردند. گزارشهای نظامی از سقوط هواپیماهای عراقی در اطراف همدان، مریوان، ایلام، کرمانشاه و منطقه آبادان خبر میدهند.
با وجود خسارتهایی که به برخی تأسیسات وارد شد، بخش مهمی از توان هوایی ایران باقی ماند. اما این تنها آغاز ماجرا بود.
حمله از زمین؛ ۱۲ لشکر وارد خاک ایران شدند
همزمان با بمبارانهای هوایی، ارتش عراق حمله زمینی را نیز آغاز کرد. ۱۲ لشکر پیاده و زرهی و ۳۰ تیپ مستقل عراقی در جبههای بیش از هزار و ۲۰۰ کیلومتر از مرزهای ایران وارد عملیات شدند؛ محورهایی در خوزستان، ایلام و کرمانشاه خیلی زود به میدان اصلی نبرد تبدیل شدند.
در جنوب، طلائیه، کوشک و شلمچه شاهد درگیریهای شدید بودند. در خرمشهر نیز پس از حملات هوایی، توپخانه و خمپارههای عراق شهر را زیر آتش گرفتند.
مردم خرمشهر هنوز نمیدانستند قرار است این شهر به یکی از مهمترین نمادهای مقاومت در جنگ تبدیل شود.
خرمشهر؛ باران آتش از زمین و هوا
پس از بمبارانهای هوایی، نیروهای زمینی عراق از محور شلمچه پیشروی کردند. پاسگاههای مرزی، جاده خرمشهر ـ اهواز و مواضع نیروهای ایرانی هدف آتش توپخانه و تانک قرار گرفت.
در آن روز، یگانهایی از لشکر ۹۲ زرهی، نیروهای سپاه و مردم، پایگاه دریایی خرمشهر و ژاندارمری در خطی حدود ۱۰۰ کیلومتری از شلمچه تا دهانه اروندرود درگیر دفاع از منطقه بودند.عراق همزمان به شناورهای غیرنظامی در اروندرود نیز حمله کرد و تلاش کرد رفتوآمد در این آبراه را تحت کنترل خود قرار دهد.
نشانههای جنگ از چند روز قبل دیده میشد
اما برای برخی نیروهای حاضر در مناطق مرزی، آغاز جنگ در ۳۱ شهریور چندان ناگهانی نبود. در روزهای قبل، گزارشهایی از افزایش تحرک هواپیماهای عراقی و آتش توپخانه در مرز به دست نیروهای ایرانی رسیده بود.
در یکی از این گزارشها، از پرواز مکرر میگهای عراقی در آسمان دزفول سخن گفته شده بود. حتی موضوع به آیتالله خامنهای، نماینده امام در شورای عالی دفاع، منتقل شد و پیگیریهایی برای تغییر فرمانده پایگاه انجام گرفت. چند روز بعد، هشدارهای دیگری هم رسید.
«عراق ظرف دو سه روز آینده حمله میکند»
در ۲۹ شهریور، گروهی از نیروهای محلی به سمت فکه رفتند. در مسیر، صدای انفجارهای سنگین شنیده میشد. ابتدا تصور کردند گرد و خاک ناشی از حرکت حیوانات یا فعالیتهای عمرانی است، اما انفجار بعدی آنقدر نزدیک بود که مشخص شد ماجرا چیز دیگری است.
در فکه، فرمانده تیپ ۳۷ شیراز اطلاعات نگرانکنندهای ارائه کرد: حجم آتش عراق از روز قبل افزایش یافته و احتمال حمله طی دو سه روز آینده وجود دارد. فهرستی از تجهیزات و نیروهای مورد نیاز تهیه شد و گزارش آن به تهران رسید. اما تنها دو روز بعد، پیشبینیها به واقعیت تبدیل شد.
فرودگاه اهواز؛ جنگ از نزدیک دیده شد
یکی از روایتهای قابل توجه از آن روز، مربوط به ساعاتی است که قرار بود یک نماینده مجلس از فرودگاه اهواز به تهران برگردد. وقتی به فرودگاه رسیدند، به آنها گفتند: «چند لحظه پیش میگهای عراقی اینجا را بمباران کردهاند.» پرواز دیگر در کار نبود.
آنها به دزفول برگشتند و جلسات اضطراری تشکیل شد. بسیج عمومی اعلام شد و نیروهای موجود برای دفاع از شهرها و مناطق مرزی سازماندهی شدند.
شرایط کشور آسان نبود؛ سپاه هنوز تجهیزات محدودی داشت، بسیج تازه در حال شکلگیری بود و ارتش باید در شرایطی وارد یک جنگ تمامعیار میشد که کشور هنوز از تبعات تحولات سالهای نخست انقلاب عبور نکرده بود.
جنگی که قرار بود چند روزه تمام شود، هشت سال طول کشید
عراق حمله را با این تصور آغاز کرد که با یک ضربه سریع میتواند ایران را وادار به عقبنشینی کند؛ اما آنچه در ۳۱ شهریور آغاز شد، خیلی زود به جنگی طولانی تبدیل شد.در نخستین روزها، خبرها بیشتر از پیشروی نیروهای عراقی حکایت داشت. شهرهای مرزی زیر آتش بودند و جنگ روانی و شایعات نیز بر نگرانی مردم اضافه میکرد.
اما همزمان، مقاومت از همان روز اول شکل گرفت؛ از ارتشی که پایگاههایش زیر حمله قرار گرفته بود تا نیروهای سپاه و مردمی که هنوز تجهیزات چندانی در اختیار نداشتند همه برای دفاع از ایران به خط شدند.
۳۱ شهریور ۱۳۵۹، جنگ برای ایران با یک گلوله در بعقوبه شروع شد، اما چند ساعت بعد صدای آن از آسمان تهران و اهواز تا خیابانهای آبادان و خرمشهر شنیده میشد. آن روز آغاز جنگی بود که قرار نبود چند روز بیشتر طول بکشد؛ جنگی که هشت سال ادامه پیدا کرد و یکی از ماندگارترین فصلهای تاریخ معاصر ایران را ساخت.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۸
پاسخ ها
محمدصالح
| ۱۱:۵۰ - ۱۴۰۵/۰۶/۳۱
ناشناس
| ۱۳:۱۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۳۱
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟
