ایران با بستن تنگه هرمز «آس» خود را بازی کرده است/ اهمیت تنگه هرمز به تدریج از بین میرود!
به گزارش تابناک، اندیشکده آمریکایی شورای آتلانتیک در مقالهای به بررسی امکان همکاری اعضای شورای همکاری خلیج فارس با ایران در خصوص تنگه هرمز پرداخته و معتقد است ایران با بستن تنگه هرمز مهمترین برگ خود (آس) را بازی کرده است.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
بنبست در تنگه هرمز نیازمند رویکردی جدید است. درگیریها همچنان در خلیج فارس و فراتر از آن شعلهور میشود، در حالی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اعلام کرده که جنگ او با ایران تا پس از انتخابات میاندورهای نوامبر آمریکا پایان نخواهد یافت.
در این میان، تنگه هرمز، یک گلوگاه حیاتی انرژی جهانی، در وضعیتی معلق باقی مانده است، بهطوری که تنها تعداد اندکی عبور کشتی بهصورت روزانه ثبت میشود، در مقایسه با بیش از صد مورد پیش از جنگ.
برای شش ماه، ایالات متحده اقدامات نظامی و اقتصادی تهاجمی را برای وادار کردن ایران به بازگشایی تنگه دنبال کرده است، از جمله اعلام «روز دی اقتصادی» در ماه گذشته. اما هنوز مشخص نیست که آیا فشار جنبشی یا درد مالی میتواند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) را تحت فشار قرار دهد.
یک راهحل واقعی برای بستن تنگه توسط ایران باید در رویکردی منطقهای و تکنوکراتیک ریشه داشته باشد، نه رویکردی اجباری به رهبری آمریکا. شورای همکاری خلیج فارس (GCC) باید یک مکانیسم همکاری دریایی خلیج فارس راهاندازی کند و هم ایران و هم عراق را به عضویت در آن دعوت کند، تا از هرگونه تلاش برای اداره یکجانبه تنگه جلوگیری شود.
حقایق موجود در تنگه هرمز
عمان، متحد آمریکا که آبهای سرزمینیاش در امتداد بخش جنوبی تنگه قرار دارد، هفتههاست که بهصورت دوجانبه با ایران برای بازگشایی آن مذاکره میکند، تلاشی که دو بار تهدید ترامپ به «منفجر کردنشان» را برانگیخت.
- بیشتر بخوانید:
- منطقه محدود اعلامی ایران در تنگه هرمز چیست؟/ ایران صحبتی از حمله به کشتیها نکرده است
- آمریکا ارزشی در بازسازی پایگاههای خود در خلیج فارس نمیبیند/ جنگ نه تنها ایران را خلع سلاح نکرد بلکه آنرا قویتر کرد
با این حال، توافقی بین عمان و ایران اساساً کنترل آبراه را بین دو کشور تقسیم میکند و بسیار کمتر از خواسته مشترک کشورهای خلیج فارس و دولت ترامپ است که هیچ طرفی کنترل تنگه را اعمال نکند. مذاکرات هنوز به پیشرفتی منجر نشده است.
در اوایل ماه مه، ایران اقدام به تأسیس سازمان تنگه خلیج فارس (PGSA) کرد، نهادی بوروکراتیک به ظاهر معمولی با هدف نهادینهسازی کنترل ایران بر تنگه از طریق دریافت عوارض ترانزیت سنگین از کشتیهایی که اجازه عبور میدهد.
ایران از آن زمان حملات تنبیهی علیه نفتکشهایی که با PGSA هماهنگ نکردهاند انجام داده و اعلام کرده که تا ژوئن، بیش از سیصد کشتی با این فرآیند درگیر شدهاند، که منجر به تشدید تحریمهای آمریکا حول این نهاد شده است.
در برابر تلاش ایران برای تثبیت کنترل یکجانبه بهعنوان یک واقعیت موجود در زمین، یک مکانیسم همکاری منطقهای شامل تمام کشورهای ساحلی خلیج فارس میشود و چارچوبی چندجانبه و جایگزین برای اداره تنگه ارائه میدهد.
کشورهای خلیج فارس باید روشن کنند که در تأسیس این نهاد، به هیچ وجه نمیپذیرند که عوارض ترانزیت اجباری اجتنابناپذیر است. بلکه، شورای همکاری خلیج فارس در واقع به این واقعیت اذعان میکند که خلیج فارس از یک مکانیسم سازماندهی جمعی متمرکز بر مسائل تکنوکراتیک، از جمله حفاظت از محیط زیست دریایی، تضمین ایمنی ناوبری، اعزام تیمهای جستوجو و نجات، جلوگیری از ماهیگیری غیرقانونی، و نگهداری زیرساختهایی مانند فانوسهای دریایی بهرهمند خواهد شد.
بازسازی اعتماد بین ایران و اعراب خلیج فارس
لکههای نفتی اخیر در سواحل ایران و عمان باید بهعنوان رویدادهای طبیعی تحرکآفرین عمل کنند، زیرا هماهنگی بدون شک برای محدود کردن پیامدهای زیستمحیطی ضروری است.
در این حوزه، مکانیسم همکاری میتواند بر پیشینهای که توسط سازمان منطقهای حفاظت از محیط زیست دریایی (ROPME)، تأسیسشده در سال ۱۹۷۹ و مستقر در کویت، بنا شود.
کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، ایران و عراق همگی عضو این نهاد هستند. در حالی که گفته میشود کار ROPME به دلیل کمبود بودجه و تنشهای ژئوپلیتیکی مختل شده است، هدف در اینجا استفاده از همکاری عملی برای کاهش تنشهای منطقهای و تأمین منابع لازم است.
همکاری اولیه در زمینه حفاظت از محیط زیست دریایی به ایجاد اعتماد و پایهگذاری همکاری برای وظایف دشوارتر آینده، مانند مینزدایی، کمک خواهد کرد.
بهعنوان یک تلاش تکنوکراتیک و مبتنی بر قانون، مکانیسم همکاری خلیج فارس به کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها احترام میگذارد، که حقوق غیرقابل تعلیق عبور از تنگههای متصل به دریاهای آزاد را تضمین میکند.
برخلاف کانالهای سوئز و پاناما — کانالهای مصنوعی و ساخته دست بشر که لایروبی و نگهداری مداوم آنها گران است — تنگه هرمز یک آبراه طبیعی است، به این معنی که عوارض اجباری یا هزینههای ترانزیت میتواند قوانین بینالمللی را نقض کند.

با این حال، کمکهای داوطلبانه ممکن است، مانند تنگه مالاکا، جایی که سه کشور ساحلی آن (مالزی، اندونزی و سنگاپور) از کشتیها برای عبور هزینه نمیگیرند.
در عوض، آنها کمکهای مالی از بنیادهای بینالمللی و ذینفعان صنعت را در یک مکانیسم همکاری متمرکز بر نگهداری، حفاظت از محیط زیست و ایمنی میپذیرند.
با این حال، شایان ذکر است که کمکهای تنگه مالاکا هرگز با تهدید اسلحه اجباری نشدهاند — و مبالغ مورد نیاز برای مکانیسم خلیج فارس احتمالاً بسیار بالاتر خواهد بود.
مکانیسم دریایی خلیج فارس همچنین میتواند عوارض محدودی برای خدمات پاکسازی مین یا پاکسازی پس از جنگ دریافت کند، به شیوه ضریب یخشکنی که روسیه در مسیر دریای شمالی قطب شمال اعمال میکند.
احتمالاً، کشورهای خلیج فارس نیز آزاد خواهند بود که مستقیماً در مکانیسم همکاری سرمایهگذاری کنند و قابلیتهای حفاظتی، جستوجو و نجات، و ارتباطی آن را توسعه دهند. با توجه به وظیفه همکاری و حل مسئله این شرکت مشترک، استدلال قوی برای حصارکشی آن از تحریمها وجود خواهد داشت.
تقسیم تفاوت در رویکرد ایران و اعراب خلیج فارس
ایران با داشتن طولانیترین خط ساحلی خلیج فارس و تخصص دریایی قابل توجه، ممکن است در نهایت سهم بزرگتری از بودجه مکانیسم را در ازای خدمات ارائهشده برای خیر جمعی دریافت کند. این ترتیب میتواند هم تهران را به امضا تشویق کند و هم جایگزینی آبرومندانه برای استخراج عوارض ترانزیت ارائه دهد.
در واقع، برای شش ماه، ایران آشکارا بیان کرده که به دنبال کسب درآمد از موقعیت مسلط خود در امتداد تنگه هرمز است — چه از طریق عوارض اجباری «عبور ایمن» دو میلیون دلاری که PGSA مطالبه میکند و چه از طریق توافقی با دولت ترامپ که وعده کاهش تحریمها، آزادسازی داراییها و سرمایهگذاری در ازای بازگشایی تنگه را داده است.
در همان زمان، کشورهای خلیج فارس نمیتوانند واقعیتی را بپذیرند که در آن ایران کنترل اجرایی تنگه را حفظ کند — نه صرفاً بهعنوان یک اصل، بلکه به این دلیل که ایران بر تمام صادرات آنها سلطه خواهد داشت، انتخاب اینکه کدام محمولهها اجازه عبور داشته باشند و کدام در بوروکراسی گیر کنند یا به سادگی در آفتاب بپوسند.
کویت و قطر بهویژه آسیبپذیر هستند، زیرا در حال حاضر فاقد مسیرهای صادراتی جایگزین هستند که بتوانند تنگه را دور بزنند.
یک مکانیسم همکاری میتواند این مواضع را پل بزند و بهطور ضمنی دسترسی به بودجه را با ارائه خدمات مهم و توزیع کنترل بر تنگه مبادله کند. همچنین بهعنوان یک پایگاه محلی بسیار مورد نیاز برای همکاری فنی، ارتباطات و اقدامات اعتمادساز عمل خواهد کرد.
از مزیت استفاده کنید
گفته میشود که یک خودروی نو ۱۰ درصد از ارزش خود را در همان لحظهای که از نمایندگی خارج میشود از دست میدهد. ایران اکنون آس استراتژیک خود را بازی کرده است و تصمیمگیرندگان سپاه پاسداران مطمئناً باید تشخیص دهند که ارزش کنترل یکجانبه تنگه با هر روز گذر بیشتر کاهش مییابد.
کشورهای خلیج فارس مشغول اجرای راهحلهای جایگزین برای تنگه بسته هستند، از گسترش زیرساختهای خط لوله موجود تا دریای عمان یا دریای سرخ، تا استفاده از ترکیبی از مسیرهای دریایی و زمینی از طریق مصر.
بزرگترین مشتری نفتی خود ایران، چین، در حال کاهش وابستگی خود به سوختهای فسیلی دریایی و تسریع گذار به انرژی پاک است. در همین حال، ارتش آمریکا در اسکورت مخفیانه نفتکشها از طریق بخش جنوبی تنگه بهتر و بهتر خواهد شد.
یک مکانیسم دریایی در سراسر خلیج فارس به ایران راهی میدهد تا مزیت فعلی خود را به سودهای پایدار تبدیل کند قبل از اینکه هیچ ژتونی برای نقد کردن باقی نماند. اما در این کار، تهران هرگونه امکان مدیریت یکجانبه تنگه یا سایر اشکال کنترل اجباری را به نفع یک تلاش اداری جمعی و تکنوکراتیک که منعکسکننده ویژگی جمعی آبهای خلیج فارس است، واگذار میکند.
یک مکانیسم همکاری دریایی خلیج فارس میتواند به دولت ترامپ یک راه خروج از بحران هرمز ارائه دهد و فضایی برای سایر کانالهای رفع تنش باز کند.
مهمتر از آن، به کشورهای خلیج فارس عاملیت را بازمیگرداند و جغرافیای مشترک آنها، و بنابراین سرنوشت مشترکشان با ایران را به یک دارایی تبدیل میکند.