بخش اول

عواقب ویرانگر یک اشتباه/ خطای بزرگی که بزرگ‌ترهای خانواده مرتکب می‌شوند

این خطای بزرگی که در برخی از خانواده‌ها رواج دارد، دارای عوارض چنان سنگینی است که شاید با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نباشد.
کد خبر: ۱۳۹۲۸۳۶
| |
6027 بازدید
|
۶
والدین

در بسیاری از خانواده‌ها، اختلاف میان زن و شوهر از یک مسئله کوچک روزمره آغاز می‌شود؛ تأخیر در بازگشت به خانه، پول، شیوه تربیت فرزند، کارهای خانه یا حتی یک سوءتفاهم ساده. اما در برخی خانواده‌ها، اختلاف به سرعت از موضوع اصلی فاصله می‌گیرد و به حمله به شخصیت طرف مقابل تبدیل می‌شود.

به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، ارائه مداوم تصویر منفی از همسر احتمالاً موضوعی است که شما هم با آن برخورد داشتید؛ یکی از زوجین در برابر فرزندان دیگری را «بی‌مسئولیت»، «خودخواه»، «دروغگو» یا «بی‌عرضه» می‌خواند، گذشته او را پیش می‌کشد یا حتی زمانی که حضور ندارد، تصویری منفی از او برای بچه‌ها می‌سازد.

پژوهش‌های چند سال اخیر نشان می‌دهد مسئله فقط یک دعوای خانوادگی نیست. کیفیت رابطه میان والدین و نحوه مدیریت اختلافات می‌تواند با سلامت روانی، رفتاری و اجتماعی کودکان ارتباط داشته باشد. یک فراتحلیل گسترده که ۱۶۹ مطالعه درباره ناسازگاری کودکان و ۶۱ مطالعه درباره واکنش آنها به تعارض والدین را بررسی کرده، نشان داده است که خصومت، درگیری‌های غیرسازنده و حتی کیفیت پایین رابطه والدین با مشکلات مختلف عملکردی در کودکان ارتباط دارند. 

در این میان، تفاوت مهمی میان «اختلاف» و «تخریب» وجود دارد. ولی رمضانپور روانشناس می‌گوید: اختلاف میان دو بزرگسال لزوماً برای فرزند آسیب‌زا نیست. حتی یک پژوهش مروری منتشرشده در سال ۲۰۲۶ نشان داده است که تعارض سازنده، در شرایط مناسب، می‌تواند با مشکلات درونی و بیرونی کمتر در کودکان، امنیت عاطفی بیشتر و مهارت بهتر حل مسئله اجتماعی همراه باشد. 

آنچه نگرانی متخصصان را بیشتر می‌کند، شیوه برخورد است: تحقیر، توهین، تهدید، سرزنش دائمی، سکوت تنبیهی، کشاندن کودک به اختلاف و وادار کردن او به انتخاب میان پدر و مادر.

فرزندی که مجبور می‌شود «داور» باشد

وقتی یکی از والدین در حضور فرزند دیگری را تخریب می‌کند، کودک تنها شنونده یک دعوا نیست. او ممکن است احساس کند امنیت خانواده در خطر است و باید طرف یکی را بگیرد یا دیگری را نجات دهد.

رمضان پور در این باره می‌گوید: ادبیات روان‌شناسی رشد این واکنش را از منظر «امنیت عاطفی» بررسی کرده است؛ کودک تلاش می‌کند بفهمد تعارض والدین چه معنایی برای امنیت خود و خانواده دارد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند واکنش‌های شناختی، عاطفی و رفتاری کودکان به تعارض والدین با مشکلات درونی مانند اضطراب و ناراحتی و همچنین برخی مشکلات رفتاری ارتباط دارد. 

به گفته این روانشناس، این فشار می‌تواند به شکل‌های متفاوت ظاهر شود. یک کودک ممکن است مضطرب و ساکت شود، دیگری پرخاشگر شود، دیگری بیش از حد از والدین مراقبت کند و گروهی نیز تلاش کنند پیام‌رسان یا میانجی میان پدر و مادر باشند.

پژوهش‌های جدیدتر نیز این نگرانی را تقویت کرده‌اند. یک فراتحلیل در سال ۲۰۲۵ که ۸۹ مطالعه و بیش از ۶۴ هزار نفر را دربر گرفت، ارتباط معناداری میان تعارض والدین و نشانه‌های افسردگی از کودکی تا نوجوانی پیدا کرد. 

 پژوهش دیگری که ۳۸ مطالعه و بیش از ۱۲ هزار جوان را بررسی کرد نیز ارتباط معناداری میان تعارض والدین و اضطراب نوجوانان گزارش کرد و نشان داد تعارض آشکار والدین با اضطراب ارتباط قوی‌تری دارد. 

حتی وقتی فرزند ظاهراً چیزی نمی‌گوید

یکی از خطاهای رایج این است که والدین تصور کنند اگر کودک در دعوا دخالت نمی‌کند یا چیزی نمی‌پرسد، پس آسیبی هم ندیده است.

اما کودکان ممکن است تعارض والدین را در ذهن خود پردازش کنند، حتی زمانی که مستقیماً درگیر آن نشده‌اند. پژوهش‌ها واکنش کودکان به تعارض را نه فقط در رفتار، بلکه در سطح هیجانی، شناختی و حتی واکنش‌های فیزیولوژیک بررسی کرده‌اند. 

رمضان پور می‌گوید: برای برخی کودکان، جمله‌ای مانند «پدرت همیشه همین‌طور بوده» یا «مادرت اصلاً به فکر خانواده نیست» ممکن است بیش از آنکه درباره یک اختلاف مشخص باشد، تصویری کلی از یکی از مهم‌ترین افراد زندگی‌شان بسازد. کودک در چنین شرایطی با یک تناقض مواجه می‌شود: او ممکن است هم‌زمان پدر یا مادر خود را دوست داشته باشد و از حرف‌های والد دیگر نیز تأثیر بگیرد. همین تعارض می‌تواند رابطه کودک با هر دو والد را پیچیده کند.

عواقب ویرانگر یک اشتباه/ خطای بزرگی که بزرگ‌ترهای خانواده مرتکب می‌شوند

آسیب فقط متوجه فرزند نیست

تخریب مداوم همسر در برابر فرزندان، رابطه میان خود زوجین را نیز فرسوده می‌کند.

پژوهش‌هایی درباره پرخاشگری روانی در روابط زوجین نشان داده‌اند که رفتارهای روانی آسیب‌زا می‌توانند اثر قابل توجهی بر رضایت زناشویی داشته باشند. در یک مطالعه طولی روی زوج‌ها، پرخاشگری روانی با کاهش رضایت زناشویی ارتباط داشت و تحقیر، در برخی الگوها، اثر ویژه‌ای بر رضایت همسر نشان داد. 

وقتی اختلاف از «رفتار تو در این موقعیت» به «تو آدم بدی هستی» تبدیل می‌شود، موضوع قابل حل به حمله به هویت فرد تبدیل شده است. در چنین فضایی، عذرخواهی یا حل مسئله دشوارتر می‌شود، زیرا هر اختلاف تازه می‌تواند به فرصتی برای بازگشایی پرونده‌های قبلی تبدیل شود. آن وقت بعید نیست که همه فرصت‌های پیش روی خانواده به خاطر همین تاخیرها از بین برود. زیرا چنین برخوردی بسیاری انگیزه‌ها را از بین می‌برد.

فرزند، پیام را برای آینده هم می‌برد

خطر دیگر این است که کودک ممکن است چنین رفتاری را به‌عنوان الگویی از رابطه میان دو انسان یاد بگیرد.

رمضان پور، روانشناس می‌گوید: پژوهش‌های مربوط به تعارض والدین نشان می‌دهد اثرات آن می‌تواند فراتر از لحظه دعوا باشد و با پیامدهای عاطفی، رفتاری، اجتماعی و حتی روابط آینده کودکان ارتباط داشته باشد. مرور پژوهشی در این حوزه تأکید کرده است که نحوه ابراز و مدیریت اختلاف میان والدین اهمیت زیادی دارد، نه صرفاً وجود اختلاف. 

به بیان ساده، کودک ممکن است از خانواده یاد بگیرد که اختلاف طبیعی است، اما تحقیر و تخریب نیز بخشی از اختلاف است؛ یا برعکس، یاد بگیرد که می‌توان بدون نابود کردن شخصیت طرف مقابل، درباره یک مشکل جدی صحبت کرد.

مرز باریک میان گلایه و تخریب

متخصصان خانواده میان بیان ناراحتی و تخریب شخصیت تفاوت می‌گذارند. گفتن «از اینکه امروز دیر آمدی ناراحت شدم» درباره یک رفتار است؛ اما گفتن «تو همیشه آدم بی‌مسئولیتی هستی» هویت فرد را هدف قرار می‌دهد.

این تفاوت زمانی مهم‌تر می‌شود که کودک حضور دارد یا می‌داند یکی از والدین در غیاب خود هدف انتقاد قرار گرفته است. پژوهش‌های بالینی نیز «بدگویی ناعادلانه از یکی از والدین توسط والد دیگر» را در شمار موقعیت‌هایی قرار داده‌اند که می‌تواند بر کودک اثر بگذارد. 

راه‌حل، حذف همه اختلاف‌ها از زندگی خانوادگی نیست. خانواده‌ای که هرگز اختلاف ندارد، لزوماً سالم‌تر نیست. مسئله این است که اختلاف چگونه مدیریت می‌شود: آیا والدین درباره مشکل صحبت می‌کنند یا شخصیت یکدیگر را هدف می‌گیرند؟ آیا کودک شاهد گفت‌وگو و ترمیم رابطه است یا شاهد تحقیر و انتقام؟

شاید مهم‌ترین پیام پژوهش‌های امروز همین باشد: فرزند بیش از آنکه از وجود اختلاف میان پدر و مادر آسیب ببیند، از نحوه اداره آن اختلاف تأثیر می‌پذیرد. تعارض می‌تواند فرصتی برای یادگیری گفت‌وگو و حل مسئله باشد؛ اما وقتی به تحقیر، تخریب، ائتلاف‌سازی با فرزند و جنگ دائمی تبدیل شود، هزینه آن ممکن است فقط میان زن و شوهر باقی نماند و به سلامت روانی و رابطه‌ای نسل بعد منتقل شود. 

 

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۲
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۶
ماشالله خان
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۰۰ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۳
آنچه در جامعه امروزی ایران رخ می دهد در نتیجه :


گرانی و تورم
کار کردن ۲ شیفت زن و مرد
فضای مجازی رها شده
فیلم های تولید شده کشور
فیلم های خارجی در بستر اینترنت
رویاسازی از طریق فیلم های خارجی

استفاده نکردن از آموزش همگانی صدا و سیما با کارشناسان همه زیرمجموعه های روانشناسی


موارد بالا و بسیاری از موارد دیگر ، یک برنامه ریزی هست که از ۴۰ سال قبل دارد در کشور اجرا می شود
علی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۴۶ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۳
مسائل مالی همیشه یکی از موضوعات بوده و الان تشدید هم شده ولی خب ، خیلی ها میگن عشق و صداقت مانع از بروز مشکل جدی میشه و بلکه باعث استحکام روابط میشه با تلاش و همبستگی بیشتر خانواده برای رفع مشکلات

اما ای کاش کارشناسان بگویند که بی حجابی ها چه بلایی سر خانواده ها میاره مثلا با تنوع طلب کردن مردان متاهل و انحراف نوجوانان و جوانان و تخریب روحیه دختران به عنوان مادران آینده!

حتی تاثیر بی حجابی ها در گرانی ها و احتکارها و سایرموضوعات اقتصادی ، خب مسلما هم خرج مردان میره بالا و پول لازمه ؛ هم دین و ایمانها ته میکشه و و و

البت بلانسبت مردان سخت اراده و با ایمان راسخ که خیلی کم هستند البت
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۲۸ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۳
وقتی قبح دروغ گفتن در خانواده از بین برود و به حساب هوش و زرنگی بزرگترها و بچگی کوچکتر ها گذاشته شود همه ی این ناهنجاریها بدنبال خواهد داشت
ناشناس
|
France
|
۱۶:۳۲ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۳
والاه با این وضعیت تورم خانواده ها کارشون از این حرفا گذشته....دچار فروپاشی شدن...
محمود
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۴۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۳
از وقتیکه سکه معیار مهریه شده است و حکومت هم چراغ سبز به اینکار داده است بیشتر بنیادهای خانواده از هم پاشیده است و اگر زن و مرد هم کنار هم هستند طلاق عاطفی بیداد میکند.
جوانان رو به ازدواج سفید آورده اند و اکثریت بچه ها عصبی و سردر گم شده اند.
اگر گره ها را کارشناسی باز نکنیم این کلاف سردر گم عاقبت خوبی ندارد
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۱۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۳
۱۰ سال دیگر اگر زنده بودیم وا اسفای ۷۰ ٪ مردم بلند است و کلی معلول فکری و ذهنی و جسمی خواهیم داشت . ولی بجاش کلی انرژی خواهیم داشت. خوشا بحال پدر،مادر و پدربزدگ ، مادربزرگ هایمان که نیستند تا ببینند..کاش همان چراغ نفتی و کرسی ذغالی داشتیم و دلی خوش