چرا بورس کالا میتواند ترمز قیمت پروفیل باشد؟
تجربه معاملات سایر محصولات فولادی در بورس کالا نشان میدهد که شفافیت در سازوکار کشف قیمت لزوماً به جهشهای هیجانی منجر نمیشود؛ برعکس، وقتی ورق گرم و دیگر اقلام فولادی در بستری شفاف معامله میشوند، نوسان قیمت آنها در محدودهای منطقی باقی میماند. با توجّه به جهش روزهای اخیر بازار آزاد، عرضه پروفیل در بورس کالا نیز میتواند با نزدیککردن قیمت به واقعیت عرضه و تقاضا، به جای انتقال شوکهای بازار آزاد به این محصول، به آرامش و ثبات بیشتر بازار کمک کند.
یک صنعت زمانی به پایداری میرسد که حاشیهسود به شکلی منطقی و متناسب با ارزشافزوده خلقشده در میان حلقههای مختلف توزیع شود. با این حال، تحلیل دینامیک این روزهای بازار فولاد پرده از یک ناهنجاری ساختاری برمیدارد: عدم تناسب شدید و معنادار حاشیهسود قوطی و پروفیل در قیاس با سایر اقلام فولادی؛ پدیدهای که بیش از آنکه ریشه در واقعیتهای اقتصاد تولید داشته باشد، زاییده آربیتراژ و عدم تقارن در مکانیزمهای کشف قیمت است.
نگاهی به روند معاملات اقلام پرمصرف فولادی بورس کالا در سال ۱۴۰۵ مرز مشخصی میان «اقتصاد شفاف» و «بازار سوداگرانه» ترسیم میکند. در این نمودار، اقلامی نظیر تیرآهن، میلگرد، شمش بلوم و گندله سنگ آهن نوساناتی کاملاً محدود، منطقی و متکی بر متغیرهای بنیادین اقتصاد کلان را تجربه کردهاند. از همه مهمتر، خط قرمز رنگ نمودار که نمایانگر بهای ورق گرم (HR) به عنوان نهاده اصلی تولید پروفیل است، ثباتی مثالزدنی را در محدوده ۸۵ هزار تومان به تصویر میکشد.
اما در سمت دیگر این زنجیره و در بازار خارج از بورس، اتمسفری کاملاً متفاوت حاکم است. با وجود ثبات مطلق در سمت هزینههای تامین مواد اولیه (ورق ۸۵ هزار تومانی)، بهای پروفیل (با احتساب مالیات ارزش افزوده) تنها طی یک هفته از ۱۱۵ هزار تومان به مرز ۱۴۰ هزار تومان (و در مواردی ۱۳۷ هزار تومان در کف بازار) صعود کرده است. این جهش بیش از ۳۰ درصدی نشان میدهد که تولید پروفیل با اهرم کردن نوسانات نرخ دلار در بازار آزاد، حاشیهسودی نامتعارف را تجربه کرده است.
اگر قوطی و پروفیل نیز در بستر بورس کالا معامله میشدند، منحنی قیمتی آنها دقیقاً مشابه رفتار سایر اقلام فولادی در بورس کالا، در یک کانال منطقی نوسان میکرد و هرگز به این اعداد نجومی و فعلی نمیرسید. در واقع، شکاف عمیق میان ورق ۸۵ هزار تومانی و پروفیل ۱۴۰ هزار تومانی، نشاندهنده یک «رانت ساختاری» است؛ جایی که پروفیلسازان مواد اولیه تنظیمشده دریافت میکنند، اما محصول خود را سوار بر موج ارزی قیمتگذاری کرده و فشار تورمی آن را مستقیماً به صنایع پاییندست و مصرفکننده نهایی تحمیل میکنند.
لزوم عرضه اقلام نهایی فولادی در بورس کالا
الگوهای عملیاتی رهبران جهانی صنعت فولاد اثبات میکند که مدیریت یکپارچه حاشیه سود، نیازمند بسط شفافیت به تمامی حلقههاست. سیاستگذاری که توانسته قیمت ورق گرم را در بورس کالا تثبیت کند، اکنون باید بخشهای بعدی زنجیره را نیز در همان چارچوب مهار کند.
تنها راهکار استراتژیک برای بازگرداندن تناسب به حاشیهسود اقلام فولادی و حذف قیمتسازیهای کاذب، «الزام عرضه کامل قوطی و پروفیل در بورس کالا» است. با انتقال معاملات این محصول به سازوکار شفاف بورس، مبنای قیمتگذاری از هیجاناتِ بازار آزاد به واقعیتهای عرضه و تقاضا و هزینه واقعی تولید تغییر یافته و رانت نهفته در این گپ قیمتی برای همیشه مسدود خواهد شد.