وعده صعود ۱۰۰ پلهای به سقوط ۴۵ پلهای منجر شد/ رئیس دانشگاه تهران این بار وعده سهساله داد
چرا دانشگاه تهران با این که قرار بود حداقل یکصد پله بهبود جایگاه داشته باشد، با افت جایگاه جهانی مواجه شده است؟
دانشگاه تهران همچنان در تازهترین رتبهبندی جهانی QS در صدر دانشگاههای ایران قرار دارد، اما «اول بودن در ایران» نمیتواند افت جایگاه آن در رقابت جهانی را پنهان کند. بر اساس گزارش منتشرشده درباره رتبهبندی QS، دانشگاه تهران در سال ۲۰۲۵ در رتبه ۳۲۲ جهان قرار داشت و در رتبهبندی ۲۰۲۷ به جایگاه ۳۶۷ سقوط کرده است؛ یعنی ۴۵ پله عقبنشینی. این افت تقریبا برای همه دانشگاههای کشور رخ داده است.
به گزارش خبرنگار سرویس اجتماعی تابناک، محمدحسین امید رئیس دانشگاه تهران در حالی از برنامه سهساله برای بازگرداندن این دانشگاه به جمع ۳۰۰ دانشگاه برتر جهان سخن میگوید که دانشگاه تهران در تازهترین رتبهبندی QS، از رتبه ۳۲۲ به ۳۶۷ سقوط کرده است؛ افتی ۴۵ پلهای که حالا رئیس دانشگاه بخش مهمی از دلایل آن را به محدودیتهای مالی، تحریمها، کاهش ارتباطات بینالمللی و جنگ نسبت میدهد. اما پرسش اساسی همچنان بیپاسخ مانده است: سهم مدیریت دانشگاه، سیاستهای علمی، وضعیت اعضای هیئت علمی، کیفیت پژوهش و تصمیمهای اجرایی در این عقبگرد چقدر بوده است؟
از وعده بهبود تا افت جایگاه
این اتفاق از آن جهت اهمیت بیشتری پیدا میکند که محمدحسین امید، رئیس دانشگاه تهران، پیشتر نهتنها از وضعیت موجود ابراز نگرانی کرده بود، بلکه از هدفگذاری برای ارتقای جدی جایگاه دانشگاه سخن گفته بود. او سال گذشته اعلام کرده بود که دانشگاه تهران با توجه به اینکه در گذشته رتبههای زیر زیر ۳۰۰ را تجربه کرده، لذا ارتقا حداقل صد پله ای این جایگاه در دستور کار فوری دانشگاه است.
اکنون اما فاصله دانشگاه تهران با آن هدف نهتنها کمتر نشده، بلکه بیشتر شده است.
هدف جدید برای سه سال آینده
اظهارات تازه رئیس دانشگاه تهران در پاسخ به پرسش خبرنگار «تابناک» درباره چرایی افت رتبه، در واقع تصویری از عقبنشینی از یک هدف بلندپروازانهتر ارائه میکند.
امید در پاسخ به این پرسش، ضمن پذیرش افت جایگاه دانشگاه، گفت کاهش رتبه دانشگاه تهران و خروج دانشگاهها از جمع دانشگاههای برتر جهان روندی است که از چند سال قبل آغاز شده و عوامل متعددی در آن دخیل بودهاند.
او بخشی از مشکلات را به پیش از جنگ نسبت داد و از مشکلات مالی و محدودیتهای دانشگاهها سخن گفت. به گفته رئیس دانشگاه تهران، پیش از این سالانه نزدیک به ۱۰۰ استاد دانشگاه تهران در فرصتهای مطالعاتی شرکت میکردند و بیش از ۳۰۰ نفر نیز در کنگرههای علمی حضور داشتند، اما این تعداد اکنون به کمتر از ۱۰ نفر در فرصتهای مطالعاتی رسیده و حضور در کنگرهها نیز بسیار محدود شده است.
رئیس دانشگاه تهران همچنین هزینه بالای این فعالیتها، تحریمها و محدودیتهای بینالمللی را از عوامل مؤثر بر وضعیت دانشگاه دانست و گفت مجموعه این عوامل باعث شده شرایط دانشگاههای کشور دشوارتر شود.
این توضیحات البته بخشی از واقعیت را بیان میکند؛ اما مسئله اینجاست که آیا تمام واقعیت همین است؟
جنگ و تحریم؛ پاسخ کافی نیست
بدون تردید، تحریم، محدودیت دسترسی به منابع علمی، کاهش ارتباطات بینالمللی و هزینه بالای اعزام استادان میتواند بر عملکرد بینالمللی یک دانشگاه اثر بگذارد. خود رئیس دانشگاه تهران نیز پیشتر از اثر تحریمها، محدودیت حضور استادان در کنگرههای بینالمللی و مشکلات مالی بر جایگاه دانشگاه سخن گفته بود.
اما وقتی صحبت از افت رتبه یک دانشگاه بزرگ و تاریخی کشور است، انتظار میرود پاسخ مدیران دانشگاه صرفاً به عوامل بیرونی محدود نشود. سؤال روشن این است: سهم تصمیمهای مدیریتی و سیاستهای علمی داخل دانشگاه در این افت چقدر است؟
در اظهارات رئیس دانشگاه تهران، دستکم در پاسخ اخیر، توضیح روشنی درباره کیفیت و میزان تولیدات علمی، روند جذب و خروج استادان، کیفیت اعضای هیئت علمی جدید، میزان موفقیت دانشگاه در نگهداشت نخبگان، کیفیت مقالات و استنادات، همکاریهای پژوهشی بینالمللی، وضعیت پژوهشهای مشترک، سهم دانشگاه از پروژههای بینالمللی و عملکرد مدیریتی دانشکدهها ارائه نشد یا حداقل به محدودیت های مالی مرتبط دانسته شده است. این خلأ در توضیحات اهمیت دارد؛ زیرا اگر قرار باشد تمام افت جایگاه دانشگاه به جنگ، تحریم و کمبود منابع نسبت داده شود، اساساً چه بخشی از مسئولیت باید متوجه مدیریت دانشگاه باشد؟
دانشگاه تهران فقط با خوابگاه و ساختمان جدید ارتقا پیدا نمیکند
نکته قابل تأمل دیگر در اظهارات رئیس دانشگاه تهران، تأکید قابل توجه بر توسعه زیرساختهای فیزیکی، خوابگاهها و ساخت مجتمعهای جدید است.
البته تأمین خوابگاه مناسب و توسعه زیرساختهای رفاهی از الزامات یک دانشگاه بزرگ است؛ اما دانشگاهی که مدعی رقابت با صدها دانشگاه برتر جهان است، نمیتواند مسئله ارتقای جایگاه علمی خود را صرفاً با توسعه ساختمانها، خوابگاهها و پردیسها حل کند.
دانشگاههای پیشرو جهان، علاوه بر زیرساخت فیزیکی، سرمایهگذاری سنگینی روی استادان برجسته، پژوهشهای مرزشکن، آزمایشگاههای پیشرفته، همکاریهای بینالمللی، هوش مصنوعی، آموزشهای نوین، دورههای آنلاین باکیفیت، جذب استعدادهای بینالمللی و تبدیل پژوهش به فناوری و ثروت انجام میدهند.
بنابراین پرسش این است که در برنامه سهساله دانشگاه تهران برای بازگشت به جمع ۳۰۰ دانشگاه برتر، سهم هر یک از این مؤلفهها دقیقاً چقدر است و شاخص سنجش موفقیت آنها چیست؟
«سه سال دیگر»؛ برنامه واقعی یا خرید زمان؟
رئیس دانشگاه تهران اکنون میگوید برای سه سال، یعنی سال جاری و دو سال آینده، هدفگذاری شده تا جایگاه دانشگاه تهران به زیر ۳۰۰ دانشگاه جهان برسد و اگر روند تأمین منابع ادامه پیدا کند، این هدف قابل دستیابی است.
این هدف در ظاهر امیدوارکننده است، اما یک پرسش جدی ایجاد میکند: اگر رتبه ۳۲۲ در سال گذشته مبنا بوده، رسیدن به رتبه زیر ۳۰۰ به معنای عبور از تنها چند ده پله است؛ اما پس از سقوط به رتبه ۳۶۷، دانشگاه باید ابتدا ۶۸ پله صعود کند تا تازه به مرز ۳۰۰ برسد. آیا با این شرایط می توان به این مهم، امیدوار بود؟
سهم ها را مشخص کنید
شاید مهمترین بخش ماجرا نه رتبه ۳۶۷، بلکه نحوه مواجهه با این رتبه باشد. اگر دانشگاه تهران به دلیل جنگ و تحریم افت کرده، باید بهصورت دقیق اعلام شود که چه مقدار از افت مربوط به این عوامل است. اگر مشکل اصلی کمبود منابع مالی است، باید مشخص شود چه میزان اعتبار برای جبران این عقبماندگی نیاز است و چه مقدار از آن تأمین شده است. اگر مشکل، کاهش ارتباطات علمی بینالمللی است، باید مشخص شود چه برنامهای برای بازسازی این شبکه وجود دارد. اگر خروج استادان و مهاجرت نخبگان مؤثر است، باید درباره سیاست دانشگاه برای حفظ و جذب استادان برجسته توضیح داده شود. و اگر بخشی از مشکل به مدیریت داخلی دانشگاه مربوط است، انتظار میرود این بخش نیز صریح و بدون تعارف بیان شود.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۴
در انتظار بررسی: ۱۷
انتشار یافته: ۱۴
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۳:۳۸ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۴
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۴:۲۰ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۴
تا حدی با صنعت و محیط ادارات تفاوت دارد که باید درنظر گرفت
پاسخ ها
علیپور
| ۱۵:۱۸ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۴
دانشجوها خیلی بی انگیزه شدند
اساتید جوانی که جذب شدند حتی در حد دانشگاه پیام نور هم نیستند.
